بخش بزرگی از توطئه شکست خورده است
خصم امریکایی و یادآوری شش نکته
نویسنده: ذوالفقار صادقی، سرهنگ بازنشسته، نویسنده و کارشناس ارشد مسائل نظامی
دیپلماسی ایرانی: چهارشنبه، ۱۷ تیرماه ۱۴۰۵، اجلاسیه سازمان نظامی – سیاسی غربی (ناتو) در ترکیه مهمان اردوغان بود و در همین زمان بود که رئیس جمهور روانپریش آمریکا توافق نامه پایان جنگ با ایران را پایانیافته و دستور حمله ارتش آمریکا به ایران را صادر کرد. چند نکته اساسی برای یادآوری قابل تأمل است؛
نکته اول، دولت ترکیه در وفا به همپیمانی به ناتو، درتقابل با ایران کمک کرد تا کشور سوریه به ویرانهای تبدیل شود، مزد آن را در انحلال سازمان پ.ک.ک و تأمین امنیت ملی خود دریافت. پاداش دوم خود را در قبل از آغاز جنگ رمضان به انحلال دولت نوپای کُردی در شمال سوریه از غرب گرفت و حال در قبال چه توافق و امتیازی با غرب اجازه دستور حمله به ایران درکنار اردوغان صادر شده؟
نکته دوم، یادآوری یک نکته تاریخی درازدامن جنگی است که در آن قرار گرفتهایم؟! اگر گفته شود دروازههای ایران به تنهایی و به ضرب شمشیر اعراب گشوده شد و ارتش ایران شکست و قرنها از این کشور فقط نامی پرمعنی به نام ایران باقی ماند و همین نام کافی بود که صفویان هویت این ملت را بازیابی کنند، سادهسازی این تخاصم است؟ استبداد شاهی در امپراتوری ساسانی و ستیز دامنهدار با غرب، آشوب هدایت شده در صفحات شمالی ایران و دشمنی دیرینه اعراب با ایران در پیوند با هم امنیت و مزیتهای ژئوپلیتیکی و استراتژی حاکم را شکست و دراین جنگ نیز آنچه درجلو چشم جهانیان درحال وقوع است، پیوندی است بین غرب و اعراب و نگاهی به تجربهای که در دیماه شاهدش بودیم برای یکسره کردن اهدافی که برای جنگ شمردهاند.
نکته سوم، همه ما جنگ بین آذربایجان با ارمنستان بر سر تصاحب قرهباغ کوهستانی را شاهد بودیم که در آن کشورهای ترکیه و اسرائیل نقش اساسی ایفا کردند، وقتی نوبت به بهرهبرداری رسید تا دالان زنگزور باز شود آمریکاییها دخالت کردند! تنگهای باز شد به نام «تنگه ترامپ»؟ به یاد داریم، وقتی طرفدار داعشی اردوغان جایگزین بشار اسد در سوریه شد، دولت ترکیه درحال اعلام موفقیت بود که با بزرگترین عملیات هوایی اسرائیل علیه زیرساختها و خصوصا توان نظامی سوریه مواجه شد؛ علاوه بر آن ارتش اسرائیل بدون توجه به علایق و منافع ترکیه و عنصر دستآموزش در دمشق به اشغال بخشهایی از سرزمین این کشور اقدام کرد. نقطه طلایی آن را میتوان راهاندازی «کریدور داوود» دانست! حال متوجه هستیم که قربانی کردن کُردها در پای منافع ترکیه بخاطر چه هدفی بوده است؟ کریدور داوود ارتش اسرائیل و توان نظامی غرب و آمریکا را به کردستان عراق که هممرز ایران است پیوند میدهد، پیوندی که در فردای توهم فروپاشی ایران بتواند به کریدور زنگزور متصل شود! در صورت تحقق چنین استراتژیای درعمل کلاه از سر ترکیه برداشته خواهد شد و ژئوپلیتیک ترکیه درترانزیت غربی – شرقی کارکرد خود را ازدست خواهد داد.
نکته چهارم، مربوط به «کریدور آیمک» است، این کریدور کشور هند را به کشورکهای حاشیه خلیج فارس و ازطریق عربستان به اسرائیل وصل میکند، راهبردی که «بیبی نتانیاهو» با تصویری به دست آن را در صحن علنی سازمان ملل رونمایی کرد؟ این راهبرد در صورت تحقق در کنار مطالب پیشگفته و با نگاهی به خطوط لوله باکو – جیهان و خطوطی که قرار بود از طریق افغانستان و پاکستان عملیاتی شود، به تنهایی و بدون هیچ جنگی با هدف خفگی ژئوپلیتیک ایران طراحی شده بود و جنگ رمضان است که محاسبات نظام سلطه را درحال به محاق بردن است. اگر این روزها در اعمال فشار به کشورک عمان در بیاثر کردن به ظاهر قانونی تنگه هرمز هستند دقیقاً درحال بازتعریف کریدور آیمک هستند.
نکته پنجم، مربوط به نظم بینالمللی است موسوم به «وستفالیا»، نظمی که قرار بود با تعریف قواعد نوین از جنگهای بیپایان جلوگیری کند، جنگ جهانی اول تجربهای شد تا سازمان ملل تأسیس شود تا صلح و نظم را بازتعریف کند، اما نتوانست! رهآورد جنگ دوم جهانی شورای امنیت سازمان ملل و حق وتو و نظم دوقطبی و تقسیم جهان و اجرای استراتژی «چمنزنی» بود که مواظب باشند کسی، ملتی و کشوری از نظم تعریف شده عدول نکند که عواقب دارد! و انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۹م) درست در زمانی اتفاق افتاد که این نظم برقرار بود و به همین خاطر هر دو قدرت مسلط جهانی علیه آن متفق شدند. با فروپاشی قطب شرقی، دوران فترت آغاز شد و غرب و آمریکا یکهتاز میدان درصدد برقراری نظم تک قطبی شدند. در این زمان است که چین به عنوان قطب جدید در حال ظهور است و دراین زمان است که ناسیونالیسم روسی درصدد احیای قدرت خود برآمده و جنگ اکراین قابل توجیه است. دراین زمان است که سند چشمانداز بیست ساله برای توسعه ایران نوشته میشود و دراین زمان است که غرب با تمام توان تحرمهای هوشمندانه و بیسابقه را تشدید میکند تا از ظهور هویت ایرانی جلوگیری کند. در این زمان است که رئیس جمهور خودشیفته باتمام توان برای محو تمدن ایران جنگی خونین شروع کرده است! (کسی جمله دو کلمهای لسترتارو در «حلبی آباد» را به خاطر دارد؟)
نکته آخر، جنگ ۱۲ روزه که در اواخر خرداد ماه تحمیل شد با غافلگیری نیروهای مسلح و در محاسباتی میبایست به نتیجه میرسید ولیکن با واکنش غیرقابل باور نیروهای ایرانی ختم به آتشبس شکننده شد. لیکن، در جنگ رمضان نیروهای مسلح ایران با «واکنش سریع» دشمن آماده و مجهز را غافلگیر کردند، علاوه بر آن طراحان دفاعی توانستند قواعد سهگانه پیروزی یعنی؛ نظامیان، دولت و مردم را بههم پیوند بزنند که برای دشمنان این آب و خاک ناکامی به ارمغان آورد. این وحدت ساحات تا پاره کردن تفاهمنامه توسط ترامپ و در زمان جشن استقلال دویست وپنجاهمین سال آمریکا و تشییع میلیونی پیکر رهبر معظم انقلاب با قدرت و هوشمندی به رُخ کشیده و باعث عصبانیت ترامپ شد!
بخش بزرگی از توطئه جهانی شکسته شده و این حاصل ایستادگی این ملت بزرگ و فرزندانش در صحنههای مختلف است. باید مواظب مکر دشمنان قدرتمند و قسم خورده بود، باید توجه داشت که دیپلماسی ادامه جنگی است در پشت میز و گلولههای آن دربازی کلمات نهفته است و مثل جنگ سخت از قواعدی پیروی میکند و حمایت از آن در تمکین به رهبری معظم انقلاب است که وحدت را توصیه میکنند.


نظر شما :