آسیب‌پذیران بالقوه وضع موجود افغانستان

کسانی که از آمدن طالبان بیشترین آسیب را می بینند

۱۰ شهریور ۱۴۰۰ | ۱۴:۰۰ کد : ۲۰۰۵۵۸۳ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
حمیدرضا اکبرپور در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: فارغ از اینکه علل این امر چه بوده و کما اینکه در طول چند روز اخیر، بسیاری از خبرگزاری‌ها و رسانه‌های خبری به آن پرداخته‌اند، این مسئله قابل بحث است که با تسلط طالبان، چه گروه‌هایی بیشتر آسیب خواهند دید یا حداقل در معرض آسیب قرار خواهند گرفت.
کسانی که از آمدن طالبان بیشترین آسیب را می بینند

نویسنده: حمیدرضا اکبرپور، دکتری حقوق بین¬الملل عمومی و پژوهشگر مهمان پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه

دیپلماسی ایرانی: بازخیزش طالبان پس از ۲۰ سال و فتح‌الفتوحی که با تصرف سریع‌‌السیر کابل و اکثر ولایات افغانستان به دست آنان صورت گرفت، اکثر ناظران و سیاستمداران را در بهت و حیرت فرو برد. فارغ از اینکه علل این امر چه بوده و کما اینکه در طول چند روز اخیر، بسیاری از خبرگزاری‌ها و رسانه‌های خبری به آن پرداخته‌اند، این مسئله قابل بحث است که با تسلط طالبان، چه گروه‌هایی بیشتر آسیب خواهند دید یا حداقل در معرض آسیب قرار خواهند گرفت.

در لایه اول به طور قطع، نیروهای دولتی و حکومتی در دسترس‌ترین هدف این آسیب‌ها خواهند بود. هر چند طالبان سعی کرده است با اعلام عفو عمومی تا حدودی این نگرانی را کاهش دهد اما سابقه خشونت‌طلبانه این‌ گروه از یک سو و از سوی دیگر عدم جایگاه نیروهای دولتی و حکومتی به‌ویژه سران و مدیران رده‌ بالا و میانی افغانستان در میان آحاد مردم، سبب خواهد شد که هدف قرار دادن این طیف، راحت‌تر و قابل توجیه‌تر باشد.

در لایه دوم، یکی از گروه‌هایی که به شدت متاثر از حاکمیت طالبان خواهد شد، افرادی خواهند بود که به هر نحوی از جمله مشاور، مترجم و یا در هر سطح دیگری با نیروهای ایالات متحده و ناتو همکاری کرده‌اند. این طیف با برچسب خیانت و همکاری با کُفار که برچسب موجهی در جامعه مسلمان و سنتی افغانستان است بسیار در معرض آسیب خواهند بود. البته تعهد کشورهایی که این افراد، تحت فرمان آنان فعالیت می‌کردند و خروج آنان از افغانستان تحت لوای این کشورها، می‌تواند تا حد زیادی از آسیب‌های وارده بر این قشر بکاهد.

در لایه سوم، قومیت‌های غیرپشتونی قرار دارند که به‌صورت قومی-نژادی یا مذهبی با طالبان زاویه دارند. تاجیک‌ها، هزاره‌ها و ازبک‌ها در این دسته قرار می‌گیرند. هزاره‌ها وتاجیک‌ها با توجه به جمعیت قابل‌توجهی که دارند به طور بالقوه رقیبِ طالبان پشتون‌‌نژاد محسوب می‌شوند. اما در این میان وضعیت هزاره‌ها به نظر بغرنج‌تر و در معرض آسیب‌پذیری بیشتری باشند. چرا که ازبک‌ها و تاجیک‌ها علی‌رغم تفاوت نژادی و قومی اما از اهل سنت هستند ولی هزاره‌ها علاوه بر تفاوت قومی – نژادی، از نظر مذهبی نیز با طالبان زاویه دارند چرا که اکثریت هزاره‌ها، شیعه مذهب هستند. البته متغیرهای بیرونی می‌تواند در برخورد طالبان با این اقوام تاثیرگذار باشد. کما اینکه گفته می‌شود تضمینات لازم از سوی ایران برای تامین جان و حرمت شیعیان گرفته شده است. نمودِ بیرونی این ادعا نیز در برخورد طالبان با مراسمات محرم در شهرهای شیعه‌نشین آشکار است.

اما لایه چهارم شامل جمعیت جوان، زنان و افراد خو کرده با دو دهه افغانستان دموکراتیک (با همه ضعف‌ها و نقایص که داشت) هستند. جوانانی که طی دو دهه عمر افغانستان دموکرات به دنیا آمده و رشد و نمو کرده‌اند یا بخش اعظمی از عمرشان را در این دو دهه سپری کرده‌اند، هویت و فرهنگی متفاوت با آنچه طالبان نماینده آن است در وجود آنان نهادینه شده است. این تقابل به‌ویژه با این نسلی که عملاً هیچ تجربه‌ای از دوران حکومت نخستین طالبان ندارند، برای امارات اسلامی بسیار دردسرساز خواهد شد و یا در صورت کنترل و محدود کردن آنان توسط طالبان، با نسلی سرخورده طرف خواهیم بود. زنان نیز در کنار جوانان بیشتر تغییرات و محدودیت‌ها را تجربه خواهند کرد. زنانی که علی‌رغم تهدیدات طالبان در طول دو دهه گذشته و البته فرهنگ بسته افغانستان اما قدرتمندانه در جامعه حضور داشتند و به طور مستمر بر فعالیت آنان در عرصه‌های اجتماعی افزوده می‌شد؛ اینک با توجه به منویات طالبان و تسری عقایدشان به جامعه تحت حاکمیت‌شان، دچار عقبگردی بنیادین خواهند شد. حتی اگر طالبان را تغییریافته و نرمخوتر بدانیم اما باز هم به طور حتم تعداد زنان در مناصب معدود خواهد بود و در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی نیز محدودیت‌های بسیار بر آنان بار خواهد شد. 

این در حالی است که در طول این دو دهه، زنان در موقعیت‌های گوناگون دارای سهم قابل توجه‌ای بودند از جمله در مجلس افغانستان، بیست و هفت درصد از کل کرسی‌های پارلمان افغانستان برای زنان در نظر گرفته شده بود. علاوه بر این دو دسته باید از گروه‌هایی نام برد که تحت تاثیر آزادی‌های به وجود آمده در طول این دو دهه، سبک زندگی خود را بر آن بنیان گذاشته‌اند. طیف عظیمی از هنرمندان، خبرنگاران و ... از جمله افرادی هستند که در این گروه جای می‌گیرند. در بهترین حالت این گروه‌ها یا به طور کلی از حوزه تخصصی خود کنار خواهند رفت و یا به بخشی از دستگاه تبلیغاتی-رسانه‌ای حاکمان جدید تبدیل خواهند شد. 

بنابراین با توجه به لایه‌های ذکر شده، به نظر می‌رسد بخش وسیعی از جامعه افغانستان در طی فرآیند طالبانیزه شدن افغانستان، دچار عقبگرد خواهند شد و سنگر به سنگری را که طی بیست سال اخیر فتح کرده‌اند، مجبور به واگذاری خواهند شد.

کلید واژه ها: افغانستان طالبان سقوط کابل زنان افغانستان


( ۱۳ )

نظر شما :