جنگنده نسل ششم روی ناو؛ آمریکا F/A-XX را وارد مرحله تازه کرد
به گزارش خبرنگار امنیتی و دفاعی تابناک، نیروی دریایی آمریکا پس از سالها کشوقوس سرانجام بوئینگ را برای توسعه جنگنده نسل ششم F/A-XX انتخاب کرد؛ هواپیمایی که قرار است از دهه ۲۰۳۰ وارد ناوگان شود و بهتدریج جای F/A-۱۸E/F Super Hornet و هواپیمای جنگ الکترونیک EA-۱۸G Growler را در بال هوایی ناوهای هواپیمابر آمریکا بگیرد. پنتاگون ارزش مرحله توسعه کامل این برنامه را بیش از ۲۰ میلیارد دلار اعلام کرده و گفته است قرارداد شامل ساخت چند فروند نمونه آزمایشی برای آزمایشهای زمینی، ارزیابی صلاحیت پروازی، سامانهها و یکپارچهسازی تسلیحات خواهد بود؛ بنابراین عدد اعلامشده را نباید با قیمت خرید نهایی یک ناوگان عملیاتی اشتباه گرفت.
انتخاب بوئینگ از یک جهت اتفاقی مهم برای صنعت هوافضای آمریکا است. این شرکت پیش از این نیز در سال ۲۰۲۵ برای ساخت جنگنده نسل ششم نیروی هوایی آمریکا یعنی F-۴۷ انتخاب شده بود و حالا هر دو برنامه سرنشیندار نسل ششم آمریکا در اختیار یک سازنده قرار گرفتهاند. خود بوئینگ نیز در اطلاعیه رسمی خود تأکید کرده است که قرارداد F/A-XX دومین انتخاب این شرکت برای یک برنامه جنگنده نسل ششم محسوب میشود. این اتفاق عملاً بوئینگ را در یکی از مهمترین پروژههای تحول جنگندههای سرنشیندار آمریکا در چند دهه آینده در موقعیت ویژهای قرار میدهد؛ البته موفقیت در قرارداد توسعه بهمعنای تضمین یک برنامه بدون تأخیر یا بدون افزایش هزینه نیست و F/A-XX تازه وارد مرحلهای شده که بخش سنگین طراحی، آزمون و یکپارچهسازی پیش روی آن قرار دارد.
جنگنده نسل ششم روی ناو؛ آمریکا F/A-XX را وارد مرحله تازه کرد
نیکران موتور
F/A-XX قرار است چه چیزی را عوض کند؟
برای فهم اهمیت F/A-XX باید به ساختار فعلی بال هوایی ناوهای هواپیمابر آمریکا نگاه کرد. F/A-۱۸E/F Super Hornet سالها یکی از ستونهای اصلی جنگندههای ناونشین نیروی دریایی آمریکا بوده و EA-۱۸G Growler نیز مأموریتهای جنگ الکترونیک را انجام میدهد. F/A-XX قرار است بخشی از این ظرفیت را با یک معماری کاملاً جدید جایگزین کند؛ معماریای که فقط به افزایش سرعت یا قدرت مانور خلاصه نمیشود و بیشتر بر بقاپذیری، برد عملیاتی، حسگرها، ارتباطات، پردازش داده و توانایی فعالیت در محیطی مملو از سامانههای پدافندی متراکم تمرکز دارد. منابع تخصصی دفاعی تأکید کردهاند که اطلاعات عمومی درباره مشخصات دقیق هواپیما همچنان محدود است، اما نیروی دریایی از افزایش برد و یک پلتفرم پنهانکار بهعنوان بخشی از مفهوم عملیاتی F/A-XX سخن گفته است.
این تفاوت برای یک جنگنده ناونشین اهمیت ویژهای دارد. هواپیمایی که از یک پایگاه زمینی عملیات میکند، میتواند در شرایط خاص از پایگاههای متعدد، باندهای مختلف و شبکههای پشتیبانی زمینی استفاده کند؛ اما ناو هواپیمابر یک پایگاه متحرک است که در فاصلهای زیاد از خاک آمریکا فعالیت میکند. هر متر افزایش برد، هر کاهش در سطح مقطع راداری و هر بهبود در آگاهی موقعیتی میتواند بر شعاع عملیاتی کل ناو اثر بگذارد. اگر قرار باشد ناوهای هواپیمابر آمریکا در محیطی مانند اقیانوس آرام غربی و مقابل شبکههای پدافند هوایی، جنگندههای دوربرد و موشکهای ضدکشتی مدرن فعالیت کنند، جنگنده آینده باید بتواند پیش از نزدیک شدن به منطقه تهدید، اطلاعات لازم را جمعآوری و بخشی از مأموریت را از فاصله امنتری انجام دهد.
اینجا F/A-XX فقط یک جنگنده جدید نیست؛ بخشی از تغییر نگاه نیروی دریایی آمریکا به مفهوم «بال هوایی ناو» است. F-۳۵C همچنان در این ساختار باقی خواهد ماند و F/A-XX قرار نیست جای آن را بگیرد. منابع آمریکایی تأکید کردهاند که جنگنده جدید در کنار F-۳۵C فعالیت خواهد کرد و مأموریتها میان این دو پلتفرم تقسیم میشود. در کنار این دو، هواگردهای بدونسرنشین رزمی و سامانههای موسوم به Collaborative Combat Aircraft نیز وارد معادله میشوند تا جنگنده سرنشیندار بتواند نقش فرمانده مأموریت را برای مجموعهای از هواگردهای همراه برعهده بگیرد.
این بخش شاید از خود هواپیما مهمتر باشد. اگر F/A-XX را فقط یک Super Hornet بزرگتر و پنهانکارتر تصور کنیم، بخش اصلی پروژه را از دست دادهایم. ایده اصلی نسل ششم، اتصال جنگنده به یک شبکه رزمی گستردهتر است؛ یعنی هواپیما دیگر تنها یک سکوی حمل موشک و بمب نیست، بلکه یکی از گرههای شبکهای است که اطلاعات را از رادارها، هواپیماهای دیگر، ماهوارهها، سامانههای دریایی و هواگردهای بدونسرنشین دریافت میکند و در اختیار سایر اعضای شبکه قرار میدهد. نیروی دریایی آمریکا نیز در اسناد و مطالعات خود روی همکاری انسان و سامانههای خودکار و استفاده از هوش مصنوعی برای افزایش توان بال هوایی آینده تمرکز کرده است.
جنگنده نسل ششم روی ناو؛ آمریکا F/A-XX را وارد مرحله تازه کرد
چرا انتخاب بوئینگ بعد از یک دوره بلاتکلیفی مهم است؟
برنامه F/A-XX مسیر سادهای تا قرارداد نهایی طی نکرده است. این پروژه در سالهای گذشته با بحثهای بودجهای، نگرانی درباره ظرفیت صنعت دفاعی و اختلاف بر سر اولویتبندی برنامههای جنگنده نسل ششم روبهرو بود. حتی در ماههای اخیر نیز تأخیر در تصمیمگیری فشار بیشتری روی ناوگان F/A-۱۸ و F-۳۵ وارد کرده بود؛ Aviation Week در مردادماه گزارش داده بود که تأخیر در قرارداد F/A-XX، برنامه نگهداری و عمر عملیاتی ناوگان فعلی نیروی دریایی را پیچیدهتر کرده است. حالا انتخاب پیمانکار اصلی، پروژه را از مرحله رقابت صنعتی به مرحله توسعه تمامعیار منتقل میکند.
رقابت نهایی میان بوئینگ و نورثروپ گرومن بود و بوئینگ در مرحله نهایی توانست قرارداد را به دست آورد. منابع تخصصی آمریکایی ارزش مرحله توسعه کامل را بیش از ۲۰ میلیارد دلار اعلام کردهاند؛ قراردادی که ساخت چند هواپیمای آزمایشی و آزمایش مجموعهای از سامانهها را نیز در بر میگیرد. این یعنی نیروی دریایی هنوز در نقطهای نیست که بتوان درباره قیمت تمامشده هر فروند عملیاتی یا تعداد نهایی خرید با قطعیت صحبت کرد. چنین پروژههایی معمولاً پس از ورود به مراحل آزمایش پروازی، یکپارچهسازی تسلیحات و تولید اولیه با مسائل جدیدی روبهرو میشوند.
برای بوئینگ، اما ماجرا فراتر از یک قرارداد است. شرکت در کمتر از دو سال، مسئولیت توسعه هر دو جنگنده نسل ششم سرنشیندار آمریکا را به دست آورده است. F-۴۷ برای نیروی هوایی و F/A-XX برای نیروی دریایی طراحی خواهند شد، هرچند این دو هواپیما مأموریت و الزامات متفاوتی دارند. F/A-XX باید برای عملیات از ناو هواپیمابر، نشست و برخاست با منجنیق و سامانه بازیابی، شرایط خوردگی محیط دریایی و محدودیتهای فضای ناو طراحی شود؛ بنابراین نمیتوان انتظار داشت نسخه دریایی F-۴۷ باشد. انتخاب یک سازنده مشترک البته میتواند فرصتهایی برای اشتراک فناوری، زنجیره تأمین و تجربه توسعه ایجاد کند، اما تفاوت الزامات عملیاتی دو نیرو همچنان بخش مهمی از طراحی را مستقل نگه میدارد.
یک نکته دیگر نیز در این میان اهمیت دارد؛ F/A-XX قرار نیست بهتنهایی وارد میدان شود. نیروی دریایی آمریکا از مدتها قبل روی مفهوم همکاری جنگنده سرنشیندار با هواگردهای بدونسرنشین کار کرده است. در این مدل، خلبان صرفاً مسئول هدایت یک هواپیما نیست و میتواند نقش فرمانده یک مجموعه رزمی را داشته باشد. در مطالعات منتشرشده از سوی مؤسسه نیروی دریایی آمریکا، F/A-XX از ابتدا بهعنوان بخشی از معماری همکاری با CCA مطرح شده و آزمایشهای نرمافزاری و عملیاتی برای همکاری هواگردهای سرنشیندار و بدونسرنشین نیز دنبال شده است.
این تغییر، معنای «برتری هوایی» را هم آرامآرام عوض میکند. در نسلهای قبلی، جنگنده بهتر معمولاً هواپیمایی بود که رادار بهتر، موشک بهتر، موتور قدرتمندتر یا مانورپذیری بیشتری داشت. در نسل ششم، این شاخصها هنوز اهمیت دارند، اما کافی نیستند. توانایی هواپیما برای دیدن میدان نبرد، فهمیدن اطلاعات، ارتباط با سایر سامانهها، مدیریت هواگردهای همراه و تصمیمگیری سریع در محیطی که زمان واکنش ممکن است به چند ثانیه برسد، به همان اندازه اهمیت پیدا میکند.
از طرف دیگر، F/A-XX را نباید صرفاً یک پروژه مربوط به هواپیمای جنگنده دانست. ناو هواپیمابر آمریکایی یک سیستم رزمی عظیم است و ارزش جنگنده جدید زمانی مشخص میشود که بتواند با رادارهای ناو، هواپیماهای هشدار زودهنگام، هواگردهای سوخترسان، جنگ الکترونیک، موشکهای دوربرد و هواگردهای بدونسرنشین هماهنگ شود. جنگندهای که از نظر فنی پیشرفته باشد، اما نتواند در این شبکه داده بهدرستی کار کند، بخشی از مزیت نسل ششم را از دست خواهد داد.
جنگنده نسل ششم روی ناو؛ آمریکا F/A-XX را وارد مرحله تازه کرد
برای ایران نیز مطالعه چنین پروژهای فقط از زاویه مشخصات یک هواپیمای آمریکایی اهمیت ندارد. تغییر معماری بال هوایی ناوهای آمریکا نشان میدهد تهدید آینده الزاماً با افزایش تعداد جنگندههای سرنشیندار تعریف نمیشود. ترکیب جنگنده پنهانکار، حسگرهای شبکهای، موشکهای دوربرد، جنگ الکترونیک، هواگردهای بدونسرنشین و پردازش هوشمند داده، یک مجموعه چندلایه میسازد که مقابله با آن نیازمند نگاه شبکهای به پدافند هوایی است. F/A-XX هنوز پرواز عملیاتی خود را آغاز نکرده و بسیاری از مشخصات آن محرمانه است، اما مسیر توسعه آن نشان میدهد نیروی دریایی آمریکا قصد دارد مفهوم بال هوایی ناو را برای محیطی طراحی کند که در آن فاصله، پنهانکاری و تبادل داده اهمیت بیشتری از گذشته دارند.
بوئینگ حالا وارد مرحلهای شده که باید این ایدهها را به یک هواپیمای واقعی تبدیل کند. برنامه فعلی آغاز پروازهای F/A-XX در دهه ۲۰۳۰ را هدف گرفته است و قرار است جایگزینی تدریجی Super Hornet و Growler از همان دوره آغاز شود. فاصله میان یک طرح روی کاغذ و یک جنگنده عملیاتی، اما بسیار زیاد است؛ موتور، سامانههای مأموریتی، نرمافزار، تسلیحات، ارتباطات، آزمایشهای پروازی و عملیات روی ناو باید همگی در یک زنجیره واحد کار کنند.
F/A-XX به همین علت برای نیروی دریایی آمریکا فقط یک هواپیمای جدید نیست؛ آزمونی برای این است که آیا مدل جنگ هوایی دهه ۲۰۳۰ واقعاً از جنگندههای سرنشیندار امروزی فاصله میگیرد یا نه. قرارداد تازه بوئینگ پاسخ این سؤال را هنوز نداده است، اما یک چیز روشن شده: آمریکا توسعه نسل بعدی بال هوایی ناوهای خود را رسماً وارد مرحلهای کرده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک پروژه مفهومی دانست.


نظر شما :