شی جینپینگ واقعاً از ترامپ چه میخواهد؟
کمک شی به ترامپ، ممکن یا ناممکن
نویسنده: سامان موسوی، دانشجوی دکترای اقتصاد بین الملل
دیپلماسی ایرانی: لندن – قرار است دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز ۲۴ سپتامبر با شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، در واشینگتن دیدار کند. این دو رهبر بهعنوان سران دو قدرت بزرگ جهان، مسئولیت مهمترین و اثرگذارترین رابطه دوجانبه در نظام بینالملل را بر عهده دارند. اما اگر ترامپ تصور کند که سیاست خارجی چین حول رابطه با ایالات متحده میچرخد، بهشدت در اشتباه است.
شی جینپینگ هم انضباطگراست و هم ایدئولوگ. او دستگاه سیاست خارجی چین را ملزم کرده است راهبردی جهانی را بر اساس اصول «اندیشه شی جینپینگ» دنبال کند؛ اصولی که نحوه ارزیابی منافع ملی چین و واکنش این کشور به فشارهای آمریکا را شکل میدهند. در رأس این اصول، حفظ رهبری شی و تداوم حاکمیت حزب کمونیست قرار دارد؛ موضوعی که بر تمامی دیگر منافع ملی اولویت دارد. پس از آن، ارتقای جایگاه چین در عرصه جهانی قرار میگیرد. واکنش سرسختانه چین به جنگ تعرفهای ترامپ بازتاب همین اولویتهاست.
در عمل، رویکرد شی جینپینگ تقریباً امکان تسلیم شدن چین در برابر فشارهای آمریکا را از میان میبرد. اما چینِ تحت رهبری شی جینپینگ چه میخواهد؟ هدف نهایی این کشور در آنچه شی «رویای چین برای احیای ملی» مینامد، تبلور یافته است؛ هدفی که قرار است تا سال ۲۰۵۰ محقق شود.
همانطور که اولیویا چئونگ و من در کتاب جدیدمان با عنوان راهبرد جهانی چین در دوران شی جینپینگ توضیح دادهایم، تحقق این هدف به دو چرخش راهبردی نیاز دارد. نخستین چرخش، که در حال حاضر محور دیپلماسی چین را تشکیل میدهد، جلب حمایت گسترده و تعیینکننده کشورهای جنوب جهانی از دستورکار سیاست خارجی پکن است.
شی از زمان همهگیری کووید-۱۹ سفرهای خارجی خود را محدود کرده است؛ ازاینرو، حضور اخیر او در اجلاس سازمان همکاری شانگهای در بیشکک، سفر رسمیاش به مصر و همچنین سفر اخیرش به هند، اهمیت ویژهای دارد.
چرخش دوم، تصرف تایوان است. با توجه به موقعیت تایوان در زنجیره نخست جزایر اقیانوس آرام و اهمیت این جزیره برای منافع راهبردی آمریکا در منطقه، الحاق آن به چین میتواند بهعنوان نشانهای از برتری چین بر ایالات متحده تلقی شود؛ رخدادی که آغاز برتری جهانی چین و تحقق «رویای چین» را رقم خواهد زد. چنین عملیاتی زمانی آغاز خواهد شد که چین از موفقیت خود اطمینان داشته باشد و ضربالاجل سال ۲۰۵۰ نیز نشان میدهد که شی برای اجرای این مأموریت عجلهای ندارد.
چین از طریق جلب حمایت کشورهای جنوب جهانی در پی آن است که «سرنوشت مشترک بشریت» را تحت رهبری خود شکل دهد؛ اصطلاحی که شی آن را به کار میبرد و دولت و رسانههای چین بهطور معمول – و اغلب عامدانه – آن را به «ساخت جامعهای با آینده مشترک» ترجمه میکنند. شی برای تحقق این هدف، از «دموکراتیکسازی روابط بینالملل» حمایت میکند؛ رویکردی که هدف آن تغییر نظم بینالمللی موجود و تبدیل آن به نظمی با محوریت چین است.
نظم بینالمللی از نگاه شی
از دیدگاه شی جینپینگ، نظم بینالمللی لیبرال، نظمی متعلق به غرب، ساخته غرب و در خدمت غرب است؛ نظمی که اقلیتی از کشورهای عضو سازمان ملل و جمعیت جهان را نمایندگی میکند. بنابراین، سلطه غرب ذاتاً غیردموکراتیک است. در مقابل، کشورهای جنوب جهانی – که شی تأکید دارد چین نیز بخشی از آن بوده و خواهد ماند – اکثریت کشورهای جهان و جمعیت جهانی را دربرمیگیرند.
پاسخگو کردن سازمان ملل و دیگر نهادهای چندجانبه در برابر کشورهای جنوب جهانی، از نگاه شی میتواند به «دموکراتیکسازی روابط بینالملل» منجر شود و به چین امکان دهد در شکلدهی به نظم بینالمللی آینده نقش محوری ایفا کند. در میان کشورهای جنوب جهانی، تعداد حکومتهای اقتدارگرا بیش از حکومتهای دموکراتیک است. این مسئله نشان میدهد که بسیاری از رهبران این کشورها ممکن است از جایگزین شدن رهبری بینالمللی آمریکا با چین استقبال کنند؛ بهویژه آنکه پکن بهطور مستمر به آنها اطمینان میدهد که حق دارند کشور خود را مطابق خواست و تشخیص خود اداره کنند.
ابتکار «کمربند و جاده» چین نیز انگیزه دیگری در اختیار این کشورها قرار میدهد؛ یعنی ارائه وامهای توسعهای بدون سطح پاسخگویی و شفافیتی که دموکراسیهای غربی و نهادهای چندجانبه توسعهای تحت کنترل آنها اعمال میکنند.
ایالات متحده بدون درک انگیزههای چین از تلاش برای جلب حمایت جنوب جهانی و عزم پکن برای تغییر نظم بینالمللی از درون، نمیتواند بهطور مؤثر با چین تعامل کند.
نکته مهم این است که هدف چین صرفاً پایان دادن به هژمونی آمریکا نیست؛ بلکه پکن میخواهد این ایده را نیز بیاعتبار کند که دموکراسی بهترین مسیر پیش روی کشورهای در حال توسعه است.
چین هیچ علاقهای ندارد به آمریکا برای اصلاح اشتباهات سیاست خارجیاش کمک کند. در واقع، هرچه آمریکا بیشتر بهعنوان تهدیدی برای صلح، امنیت و رفاه جهانی دیده شود، چین بیشتر از این وضعیت سود خواهد برد.
جنگ ایران؛ نمونهای قابل توجه
جنگ ایران نمونهای از این وضعیت است. اگرچه چین خواهان حمله آمریکا به ایران نبود، اما دولت ترامپ با توسل به زور و ناتوانی، بهرغم برتری نظامی گسترده، در دستیابی به اهداف خود، منافع قابل توجهی برای پکن ایجاد کرده است. هرچه آمریکا بیشتر متحدان سنتی خود را از خود دور کند، اقتصاد جهانی را بیشتر دچار اختلال سازد و آسیب بیشتری به کشورهای جنوب جهانی وارد کند، چین نیز آسانتر میتواند حمایت این کشورها را به دست آورد.
اولویت اصلی شی جینپینگ در دیدار با ترامپ این است که اطمینان حاصل کند این نشست بهعنوان یک موفقیت بزرگ دیده شود. دستیابی به توافق تجاری در اولویت دوم قرار دارد. کمک به آمریکا برای خروج از بحرانی که خود در خاورمیانه ایجاد کرده است، حتی در دستور کار شی قرار ندارد.
در اخر اینکه اگر شی تحت فشار قرار گیرد، احتمالاً واکنشی سخت نشان خواهد داد. با این حال، او دلایل کافی برای تعامل مثبت با ترامپ، ایجاد تصویری مطلوب از این دیدار و بهرهبرداری از مجموعه خطاهای ناخواسته آمریکا دارد.


نظر شما :