جنگ ترکیبی تمام‌جبهه

از تنگه هرمز تا غزه و بازگشت به معیشت مردم

۰۵ مهر ۱۴۰۵ | ۱۶:۰۰ کد : ۲۰۴۰۶۳۶ اخبار اصلی خاورمیانه
علی رحیمی‌پور در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: آنچه شهریور ۱۴۰۵ را به یک نقطه‌ی عطف راهبردی تبدیل می‌کند، نه شکار یک زهپاد یا پاسخ موشکی، که نمایان‌شدن این حقیقت است که ایران و محور مقاومت، با درک ماهیت ترکیبی جنگ، توانسته‌اند هم‌زمان در پنج جبهه‌ی نظامی، انرژی، دیپلماسی، رسانه و معیشت، هزینه‌های تقابل را به‌گونه‌ای مدیریت کنند که آمریکا و اسرائیل را در موقعیت دشواری از “نه توانایی پیروزی قاطع”و “نه تمایل به پذیرش شکست”قرار دهند؛ اما این موفقیت، مشروط به آن است که جبهه‌ی داخلی با انسجام و شفافیت مدیریت شود.
از تنگه هرمز تا غزه و بازگشت به معیشت مردم

نویسنده: علی رحیمی‌پور، کارشناس ارشد روابط بین‌الملل و ارشد مدیریت دفاعی و مدرس دانشگاه

دیپلماسی ایرانی: آنچه در شهریور ۱۴۰۵ در گستره‌ای از خلیج‌فارس تا مدیترانه و از غزه تا باب‌المندب رخ داد، نه یک درگیری نقطه‌ای، که نمایشی تمام‌عیار از جنگ ترکیبی چندلایه بود که در آن، میدان نظامی، اقتصاد انرژی، دیپلماسی بین‌المللی، جنگ شناختی–رسانه‌ای و معیشت داخلی، همگی در یک پازل راهبردی به هم گره خورده‌اند. 

نقطه‌ی آغاز این زنجیره، شکار زیردریایی خودران پیشرفته‌ی آمریکایی (Dive‑LD) توسط نیروی دریایی سپاه در تنگه‌هرمز بود؛ عملیاتی که نه‌تنها برتری اطلاعاتی و عملیاتی ایران را در یکی از حساسترین آبراه‌های جهان به رخ کشید، بلکه زنجیره‌ای از واکنش‌های زنجیره‌ای را کلید زد: از حمله‌ی آمریکا به نفتکش‌های ایرانی در خارگ و جاسک، تا پاسخ موشکی سنگین ایران به پایگاه‌های آمریکا در اردن (که سنگین‌ترین حملات پس از جنگ ۴۰ روزه توصیف شد)، و هم‌زمان، پیشروی‌های هماهنگ انصارالله یمن در جبهه‌های الجوف، تعز و حیس که کنترل باب‌المندب را در آستانه‌ی تغییر قرار داد و صادرات نفت عربستان را از بندر ینبع ۵۰٪ کاهش داد. 

این تقابل نظامی، به‌سرعت به قیمت نفت برنت منتقل شد که از آستانه‌ی ۱۰۱ دلار عبور کرد و بهای گاز در اروپا را پس از دو سال به بالای ۸۰ یورو رساند؛ هم‌زمان، در سطح دیپلماتیک، قطعنامه‌ی آمریکا و اروپا در شورای حکام علیه ایران تصویب شد، در حالی که سخنگوی سپاه شروط شش‌گانه‌ای برای توقف جنگ شامل آزادی ۲۴ میلیارد دلار دارایی‌های مسدودشده و عقب‌نشینی اسرائیل از لبنان را صراحتاً اعلام کرد. 

اما شاید مهم‌ترین لایه‌ی این جنگ، جبهه‌ی شناختی و داخلی بود: در حالی که رسانه‌های آمریکایی تلاش می‌کردند شکار زهپاد را “نقص فنی”جلوه دهند، کارشناسان نظامی غربی اذعان کردند که مهندسی معکوس این فناوری، ایران را به قدرتی نوظهور در سامانه‌های خودمختار تبدیل خواهد کرد و روزنامه‌نگاران سرشناسی مانند آنا گاسپاریان، شکست اطلاعاتی آمریکا را به‌صراحت به رسمیت شناختند. 

در داخل ایران نیز، هم‌زمان با موج حمایت‌های مردمی از اقدامات نظامی (که در اجتماعات شبانه‌ی میادین تهران تجلی یافت)، نقدهای تندی نسبت به دیپلماسی تفاهم‌نامه‌ای شکل گرفت؛ جایی که برخی مقامات از “تفاهم‌نامه‌ای با قوت و افتخارآمیز در ۲۰۰ سال گذشته”سخن می‌گفتند، در حالی که منتقدان با اشاره به نقض مکرر تعهدات از سوی آمریکا، بر این باور بودند که “مذاکره با دشمن عربده‌کش و مدعی پیروزی، تنها پس از نشاندن او سرجای خود معنا دارد”و ادبیات اخیر برخی دیپلمات‌ها را نه “بصیرت”، که “تأخیر در فهم ماهیت دشمن”توصیف می‌کردند. 

در همین بستر، اخبار مربوط به انهدام شبکه‌ی فساد ۷۰۰ میلیاردی خرید گندم، واریز یارانه‌ی ۲ میلیون تومانی، نقد سیاست‌های نئولیبرالی در آموزش‌وپرورش و حتی حوادث خوابگاه سمنان، نشان داد که جنگ ترکیبی، صرفاً به میدان نظامی و دیپلماسی خلاصه نمی‌شود، بلکه تا عمق شکاف‌های اجتماعی و معیشتی نفوذ کرده و هرگونه ناهماهنگی در مدیریت این جبهه‌ها، می‌تواند دستاوردهای میدانی را تحت‌الشعاع قرار دهد. 

در نهایت، آنچه شهریور ۱۴۰۵ را به یک نقطه‌ی عطف راهبردی تبدیل می‌کند، نه شکار یک زهپاد یا پاسخ موشکی، که نمایان‌شدن این حقیقت است که ایران و محور مقاومت، با درک ماهیت ترکیبی جنگ، توانسته‌اند هم‌زمان در پنج جبهه‌ی نظامی، انرژی، دیپلماسی، رسانه و معیشت، هزینه‌های تقابل را به‌گونه‌ای مدیریت کنند که آمریکا و اسرائیل را در موقعیت دشواری از “نه توانایی پیروزی قاطع”و “نه تمایل به پذیرش شکست”قرار دهند؛ اما این موفقیت، مشروط به آن است که جبهه‌ی داخلی با انسجام و شفافیت مدیریت شود، چرا که همانگونه که تجربه‌ی جنگ‌های اخیر نشان داده، “هرگونه شکاف در داخل، به‌مراتب خطرناک‌تر از موشک‌های دشمن است”و آینده‌ی این رویارویی، بیش از آنکه بر میدان‌های نظامی رقم بخورد، بر توانایی ایران در حفظ هماهنگی میان “میدان، دیپلماسی، رسانه و معیشت”استوار خواهد بود.

کلید واژه ها: ایران ایران و امریکا حمله امریکا حمله امریکا به ایران علی رحیمی‌پور جنگ میدان نظامی


نظر شما :