اقدامی که سابقه چندصد ساله دارد
گزارشی تحلیلی از سیر تحول دیپلماسی ترجمه؛ از زبان فارسی به اردو
دیپلماسی ایرانی:
مقدمه اول
در یک اشاره اجمالی در بررسی زمینه های تاریخی ترجمه فارسی به اردو برای فهم دوره پس از انقلاب، باید گفت که در شبهقاره، ترجمه آثار فارسی به اردو سابقهای چندصدساله دارد. در ابتدا بیشتر آثار عرفانی، اخلاقی، تاریخی، تفسیری، شعر و ادبیات کلاسیک، آثار سعدی، حافظ، مولانا و دیگر شاعران ترجمه میشدند. پس از تأسیس پاکستان نیز، ترجمه فارسی به اردو ادامه پیدا کرد و در سالهای نخست، متون عرفانی و کلاسیک فارسی در اولویت مترجمان بودند و سپس توجه آنان به داستان کوتاه و رمان معاصر ایرانی افزایش یافت. فارسی که قرنها زبان اداری، علمی و ادبی بخش بزرگی از شبهقاره هند بود بر شکلگیری واژگان، سبک ادبی و فرهنگ اردو تاثیر بسیار عمیق گذاشت. پژوهشهای دانشگاهی نیز تأکید میکنند که فارسی نهتنها بر واژگان اردو، بلکه بر قالبهای ادبی و مجموعهای از تصاویر و مفاهیم ادبی آن تأثیر گذاشته است. ویژگیهای زبانی فارسی و اردو و نزدیکی دو زبان مزیت بزرگی برای مترجمان است. خط مشترک تاریخی، واژگان عربی و فارسی مشترک فراوان و سنت ادبی مشترک، کار ترجمه را تا حدی آسان می کند، هرچند ساختار دستوری و معنایی این دو زبان یکسان نیست.
مقدمه دوم
درباره ترجمه کتابهای فارسی به زبان اردو پس از انقلاب اسلامی ایران (۱۳۵۷/۱۹۷۹) از زوایای گوناگونی می توان پرداخت و گزارش کرد. در این گزارش، هم ترجمه آثار دینی و انقلابی و هم ادبیات معاصر، داستان و رمان، آثار تاریخی و فرهنگی و نیز نقش نهادهای مؤثر در این جریان جای بحث و بررسی بسیاری دارد که در این مقال به اختصار بیان می شود.
با این پیشینه، انقلاب اسلامی ایران، نقطه عطف تازهای در روابط فارسی و اردو ایجاد کرد. پس از انقلاب، ترجمه از فارسی به اردو دیگر صرفاً انتقال ادبیات کلاسیک نبود؛ بلکه به یکی از ابزارهای مهم دیپلماسی فرهنگی از راه انتقال اندیشههای انقلاب اسلامی، آثار امام خمینی، اندیشه سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران، آثار متفکران دینی، ادبیات دفاع مقدس و ادبیات داستانی و سایر حوزه های فرهنگی ایران تبدیل شد. این آثار در ایران، پاکستان و هند، توسط ناشران دولتی و خصوصی، مراکز فرهنگی، حوزههای علمیه، دانشگاهها و مؤسسات مذهبی منتشر شدهاند و کتابشناسی آنها پراکنده است؛ اما فهرست قطعی درباره «تعداد کل ترجمهها» در دست نیست.
در نتیجه، انقلاب اسلامی بر بستری کاملاً جدید و در عین حال دارای سابقه تاریخی شکل گرفت.
انقلاب اسلامی و آغاز مرحله جدید پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، آثار فارسی مربوط به انقلاب و اندیشههای رهبران آن به سرعت مورد توجه مخاطبان اردوزبان قرار گرفت. علت این امر را میتوان در چند عامل جستوجو کرد: اشتراکات دینی و فرهنگی ایران و پاکستان، حضور جامعه بزرگ شیعی در پاکستان و هند، علاقه جریانهای اسلامی به تجربه انقلاب ایران، وجود مراکز فرهنگی ایران در کشورهای اردوزبان، نزدیکی تاریخی و واژگانی فارسی و اردو، وجود شمار زیادی از طلاب علوم دینی و دانشجویان پاکستانی و هندی در ایران، فعالیت ناشران مذهبی و فرهنگی، نیاز به معرفی مبانی سیاسی و فکری جمهوری اسلامی به مخاطبان اردوزبان. به همین دلیل، نخستین موج بزرگ ترجمه پس از انقلاب، بیش از آنکه ادبی باشد، دینی ـ سیاسی بود.
گفتنی است، ترجمه فارسی به اردو تا حد زیادی از طریق یک شبکه نهادی پیش رفته است: در ایران وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت بین الملل وقت سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، انتشارات انصاریان، بنیاد بعثت، انتشارات الهدی، مراکز دانشگاهی و ناشران خصوصی دیگر. در پاکستان خانههای فرهنگ ایران، دانشگاهها، حوزههای علمیه، ناشران مذهبی، مراکز مطالعات ایران و مترجمان مستقل. در هند رایزنی فرهنگی ایران در دهلی، دانشگاهها، مراکز مطالعات فارسی، ناشران اردو و مؤسسات دینی و فرهنگی. این شبکه باعث شد ترجمه به صورت یک فعالیت مستمر باقی بماند.
رهآوردها
یکی از مهمترین بخشهای این جریان، ترجمه آثار امام خمینی، شهید مرتضی مطهری، علامه طباطبایی و تعدادی زیادی از عالمان و متفکران حوزه و دانشگاه به اردو بود. در میان آثار ترجمهشده، موضوعات مختلفی دیده میشود: مانند عقائد اسلامی، اخلاق اسلامی، فلسفه و عرفان، تفسیر قرآن کریم، مسائل فقهی، تاریخ اسلام و ایران، حکومت اسلامی و ولایت فقیه، وحدت اسلامی، پیامها و سخنرانیهای رهبران انقلاب، ادبیات کلاسیک، ادبیات معاصر، نظام سیاسی ایران، زبان فارسی، فرهنگ و تمدن اسلامی و ادبیات پایداری و آثار و اندیشه های آیت الله العظمی سیدعلی خامنه ای.
البته این نوع از آثار پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در خارج از ایران اهمیت داشت و پس از انقلاب، ترجمه اردو آنها مخاطبان بیشتری پیدا کرد.
منابع کتابشناختی وجود ترجمه اردو این آثار را تأیید میکنند و از این جهت بود که برای خواننده اردوزبان امکان آشنایی مستقیم با هرآنچه با اصول و مبانی اسلام و انقلاب اسلامی بود را فراهم میکرد. در واقع، ترجمه این آثار را میتوان بخشی از دیپلماسی فکری انقلاب اسلامی دانست. واقعیت این است که در این میان ترجمه آثار امام خمینی به سبب جایگاه رهبری بیش از همه مورد توجه قرار گرفت و هنوز هم این آثار ترجمه و بازنشر می شود. تنوع موضوعی آثار ترجمه شده به اردو به حدی است که از هیچ موضوعی در چارچوب فکری اسلام و انقلاب اسلامی فروگذار نمی کند، حتی برخی آثار با هدف آموزشی ترجمه و منتشر شده اند و قابلیت استفاده در مدارس، حوزهها و محافل مذهبی و به منظورپاسخگویی به مسائل فکری معاصر نشر یافته اند. به نظر نگارنده آنچه به ترجمه آثار عربی و فارسی به زبان اردو جهش و جهت داد در وهله اول عشق و ایمان و اراده مترجمانی بود که خودجوش و با هدف نشر معارف اسلامی و ادبیات برخاسته از انقلاب اسلامی دست به کار شدند و در پی آن نظام توزیع کتاب بود که در مناطق اردو زبان آسان تر از هر منطقه ای انجام می گرفت. نظامی مردمی و برخاسته از احساس مذهبی که هر شیوه مدرنی را پشت سر می گذراند. البته در این باره نقش مراکز فرهنگی ایران در پاکستان و هند بعد از انقلاب اسلامی در شهرهایی مانند اسلامآباد، کراچی، لاهور، پیشاور، دهلی نو را باید یادآور شد. از سویی دیگر، شمار فارسیآموزان در شبه قاره به ظرفیت ترجمه آثار فارسی نیز افزود.
این سیر ترجمه نشان میدهد که ترجمه فارسی به اردو یک جریان تاریخی متعلق به دهههای گذشته بعد از انقلاب نیست، بلکه همچنان ادامه دارد. از سویی باید توجه داشت ترجمه فارسی به اردو را نباید صرفاً «ترجمه آثار مذهبی ایران» دانست؛ اگرچه آثار مذهبی و انقلابی سهم بسیار مهمی داشتهاند.
دیگر آنکه، در سیر ترجمه، حرکت از ادبیات کلاسیک به ادبیات معاصر یکی از تحولات مهم، تغییر تدریجی سلیقه مترجمان پاکستانی از متون کلاسیک به ادبیات معاصر ایران بود. پژوهش درباره ترجمه داستانها و رمانهای فارسی معاصر در پاکستان نشان میدهد که مترجمان در ابتدا بیشتر به متون عرفانی و کلاسیک توجه داشتند، اما بعدها به داستان کوتاه و رمان ایرانی معاصر روی آوردند. این تحول بسیار مهم است؛ زیرا نشان میدهد که تصویر ایران در زبان اردو به تدریج از «ایران کلاسیک» ـ حافظ، سعدی و مولانا ـ به ایران معاصر نیز گسترش یافته است.
یک پژوهش منتشرشده درباره این موضوع تأکید میکند که در قرن بیستم، همزمان با روابط ایران و شبهقاره، توجه از متون قدیمی فارسی به متون معاصر نیز معطوف شد و آثار نویسندگان ایرانی به اردو ترجمه شدند. این جریان بعد از ۱۹۹۰ نیز ادامه یافته است با این ملاحظه که ترجمه ادبیات فارسی به اردو، صرفاً ابزار تبلیغ انقلاب نبوده است؛ بلکه به معرفی ادبیات اجتماعی و داستان معاصر ایران نیز کمک کرده است.
در ترجمه به زبان اردو باید به یاد داشت که مخاطبان آن در پاکستان و هند هم در محیط دانشگاهی و هم در حوزههای دینی حضور گسترده دارند، اگرچه پاکستان مهمترین بازار اردو برای آثار فارسی پس از انقلاب بوده است، اما هند را نباید نادیده گرفت. دهلی، لکهنو، حیدرآباد، علیگر و برخی مراکز دیگر هند سابقه بسیار قوی در مطالعات فارسی و اردو دارند.
در پاکستان، گروههای زبان و ادبیات فارسی در دانشگاههای مختلف به تربیت مترجم و پژوهشگر کمک کردهاند. گاهی این تصور می رود که مخاطبان آثار دینی تنها عموم مردم هستند، در حالی که چنین نیست. این تصور از آنجا پدید آمد که به گمان برخی دانشگاهیان، طلاب علوم دینی که عموما به ترجمه متون دینی دست زدند به ادبیات فارسی و اردو مسلط نبوده و نیستند. صرف نظر از میزان درستی و نادرستی آن، باید به نقش دانشگاه ها در توسعه جریان ترجمه توجه داشت.
نگاهی آسیبشناسانه
از آنجایی که ترجمه یکی از ابزارهای تقویت ارتباط فرهنگی دو کشور ایران و پاکستان است، لذا لازم است به نکات آسیبشناسانه ای در این باره اشاره شود:
- غلبه ترجمه و نشر آثار دینی و سیاسی باعث شده بخشی از ظرفیت ادبیات معاصر ایران هنوز در اردو به اندازه کافی معرفی نشده باشد.
- کمبود مترجمان مسلط دو زبانه. مترجم خوب باید هم فارسی معاصر و هم اردوی ادبی را در سطح بالا بداند.
- مشکل توزیع. ترجمه شدن یک کتاب الزاماً به معنای دسترسی گسترده مخاطبان به آن نیست.
- ضعف معرفی ادبیات ایران در بازار عمومی. بسیاری از آثار ترجمهشده بیشتر از طریق شبکههای مذهبی و فرهنگی توزیع شدهاند تا بازار عمومی کتاب.
- رقابت با ترجمه انگلیسی در هند و پاکستان. بسیاری از آثار ایرانی ابتدا به انگلیسی ترجمه میشوند و سپس گاهی از انگلیسی به اردو منتقل میشوند؛ این امر ممکن است فاصلهای میان متن فارسی و ترجمه اردو ایجاد کند. از نظر مطالعات ترجمه، ترجمه غیرمستقیم یا واسطهای به خصوص اگر متن اصلی یک تحقیق دانشگاهی باشد، چه بسا آفات غیرقابل جبرانی به دنبال داشته باشد.
- شواهد کتابشناختی نشان میدهد که فعالیت ها در ترجمه به اردو همچنان رو به گسترش است در حالی که هنوز یک کتابشناسی جامع و انتقادی که تمام ترجمههای فارسی به اردو از ۱۳۵۷ تا امروز را گردآوری کند، بهصورت واحد در دسترس نیست.
دورهبندی تاریخی؛ به عنوان نتیجه
میتوان تاریخ ترجمه فارسی به اردو پس از انقلاب را به چهار دوره تقسیم کرد: دوره اول: ۱۳۵۷ تا حدود ۱۳۶۸ دوره انتقال فوری پیام انقلاب. موضوعات اصلی: امام خمینی، انقلاب اسلامی، حکومت اسلامی، ولایت فقیه، وحدت اسلامی، فلسطین، مسائل سیاسی جهان اسلام. دوره دوم: حدود ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۰ دوره تثبیت و گسترش موضوعات، ترجمه گستردهتر شد: آثار شهید مطهری، آثار فلسفی، تاریخ انقلاب، دفاع مقدس، ادبیات، تاریخ و فرهنگ ایران. در همین دوره، فعالیت مؤسسات نشر بینالمللی ایران نیز توسعه پیدا کرد. دوره سوم: حدود ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۰ دوره گسترش ادبیات و مطالعات فرهنگی. در این مرحله، توجه بیشتری به داستان کوتاه، رمان، ادبیات کودک، ادبیات زنان، تاریخ ایران، هنر و سینما و ادبیات دفاع مقدس شد. دوره چهارم: ۱۳۹۰ تاکنون دوره چندرسانهای و دیجیتال ترجمه همچنان ادامه دارد، اما شکل توزیع تغییر کرده است: کتاب چاپی، کتاب الکترونیکی، PDF، شبکههای اجتماعی و وبسایتهای فرهنگی.



نظر شما :