مدرسه در خیابان
آزمون حقوق بشر در اعتراضات دانشآموزی فرانسه
نویسنده: دکتر امیر بی پروا، دانشآموخته حقوق بین الملل و بشر دوستانه دانشگاه اروپایی ویادرینا
دیپلماسی ایرانی: اعتراضات دانشآموزی اخیر در فرانسه، فراتر از مسئله تعطیلی مدارس و اختلال در رفتوآمد، آزمونی برای تعهد دولت به حقوق بشر است. نوجوانانی که درباره کمبود معلم، فرسودگی ساختمانها و فشار نظام آموزشی اعتراض میکنند، هم صاحبان حق آموزشاند و هم صاحبان حق بیان و تجمع. گسترش اعتراضها از حومه پاریس به دیگر شهرها نشان میدهد مسئله را نمیتوان صرفاً به حوادث انتظامی تقلیل داد. پشت تصاویر درگیری، مطالباتی درباره کیفیت آموزش و آینده نسل جوان وجود دارد که باید شنیده شود.
نقطه آغاز تحلیل حقوقی، شناسایی دانشآموز بهعنوان صاحب حق است. نوجوانبودن، حق اعتراض را از بین نمیبرد و حمایت از کودک نباید به بهانهای برای حذف صدای او تبدیل شود. ماده ۱۵ کنوانسیون حقوق کودک، آزادی تجمع مسالمتآمیز را به رسمیت میشناسد و ماده ۱۲ بر شنیدهشدن دیدگاه کودکان در امور مؤثر بر زندگی آنان تأکید دارد. تصمیم درباره مدرسه، برنامه آموزشی و شرایط تحصیل، مستقیماً بر زندگی دانشآموز اثر میگذارد؛ بنابراین مشارکت او بخشی از اداره مسئولانه آموزش است.
حق تجمع البته مانع برخورد قانونی با خشونت نیست. تخریب مدرسه، حمله به اشخاص و آتشافروزی میتواند موجب مسئولیت کیفری عاملان شود. اما اصل اساسی، تفکیک رفتار افراد است: خشونت برخی شرکتکنندگان، حقوق دیگران را ساقط نمیکند. کمیته حقوق بشر در تفسیر عمومی شماره ۳۷ تصریح میکند که اقدامات خشونتآمیز پراکنده را نباید به همه شرکتکنندگان یا کل تجمع نسبت داد. از همین رو، توصیف عمومی معترضان بهعنوان تهدید امنیتی، جای بررسی فردی رفتارها را نمیگیرد.
این تفکیک در ارزیابی عملکرد پلیس تعیینکننده است. استفاده از زور باید قانونی، ضروری، متناسب و همراه با احتیاط باشد. مأموران باید نشان دهند با چه خطری مواجه بودهاند، چرا ابزار کمخطرتر کافی نبوده و چگونه برای کاهش آسیب اقدام کردهاند. در تجمع نوجوانان، آسیبپذیری جسمی و روانی شرکتکنندگان اهمیت بیشتری دارد. گاز اشکآور، باتوم و پرتابه، صرفاً ابزار پراکندن جمعیت نیستند؛ انتخاب و نحوه استفاده از آنها تصمیمهایی با پیامدهای انسانی و مسئولیت حقوقیاند.
گزارش آسیب شدید به نوجوان پانزدهساله در لانس و آسیب چشمی نوجوان دیگری در تور، ضرورت بررسی دقیق این تصمیمها را برجسته میکند. بااینحال، تحلیل مسئولانه باید میان خبر حادثه و احراز مسئولیت تفاوت بگذارد. نوع وسیله، نحوه استفاده، فاصله، هشدارها و شرایط صحنه باید روشن شود. شدت جراحت، دلیل مهمی برای تحقیق فوری است؛ اما نتیجه حقوقی باید بر شواهد استوار باشد. همین دقت، نقد حقوق بشری را از شعار سیاسی متمایز میکند.
بازداشت گسترده نیز مسئلهای مستقل است. مطابق ماده ۳۷ کنوانسیون حقوق کودک، سلب آزادی کودک باید آخرین راهحل و برای کوتاهترین مدت مناسب باشد. دسترسی به کمک حقوقی، امکان اعتراض به بازداشت، ارتباط با خانواده و رفتار متناسب با سن، تضمینهای اساسیاند. بنابراین، ارزیابی بازداشتها تنها با شمار بازداشتشدگان کامل نمیشود؛ باید روشن شود هر نوجوان چرا بازداشت شده، چه مدت در بازداشت مانده و چه حمایتی دریافت کرده است. حضور در محل اعتراض، بهتنهایی اثباتکننده جرم نیست.
موضوع دیگر، کرامت انسانی و منع بدرفتاری است. ضربوشتم تنبیهی، تحقیر بازداشتشدگان یا برخوردی که رنج شدید و غیرضروری ایجاد کند، میتواند مسئله رفتار غیرانسانی یا تحقیرآمیز را مطرح سازد. اطلاق عنوان شکنجه، به احراز عناصر حقوقی مشخص نیاز دارد؛ اما دشواری اثبات شکنجه نباید موجب نادیدهگرفتن سایر اشکال بدرفتاری شود. حفظ نظم عمومی، ممنوعیت بدرفتاری با کودک را تعلیق نمیکند. دولت باید از نوجوان محافظت کند، حتی هنگامی که او مظنون به ارتکاب جرم است.
در کنار عملکرد پلیس، خود مطالبات آموزشی نیز باید از منظر حقوق بشر بررسی شود. کمبود معلم و فرسودگی مدارس، اگر پایدار و متمرکز در مناطق محروم باشد، پرسشهایی درباره فرصت برابر ایجاد میکند. البته هر مشکل اجرایی یا محدودیت مالی، خودبهخود نقض معاهده نیست. پرسش مهم این است که دولت چگونه منابع را تخصیص میدهد، کدام گروهها بیشتر آسیب میبینند و چه برنامه مؤثری برای رفع نابرابری دارد. حق آموزش با امکان ثبتنام آغاز میشود، اما به آن محدود نمیماند.
تعطیلی مدارس نیز نیازمند ارزیابی متناسب است. در صورت خطر واقعی، تعطیلی موقت میتواند اقدامی حفاظتی باشد؛ ولی ادامه طولانی آن، بدون راهحل آموزشی قابلدسترسی، هزینه بحران را بر دوش دانشآموزان میگذارد. آموزش از راه دور هم تنها زمانی پاسخ مناسبی است که نوجوانان به اینترنت، تجهیزات و محیط مناسب دسترسی داشته باشند. مدیریت بحران باید هم امنیت مدرسه را تأمین کند و هم استمرار یادگیری را، بهویژه برای خانوادههایی که امکانات جایگزین کمتری دارند.
سرانجام، اعتبار پاسخ دولت به کیفیت پاسخگویی وابسته است. ادعاهای استفاده غیرقانونی از زور باید با تحقیق مؤثر و بیطرفانه، حفظ تصاویر، بررسی مدارک پزشکی و شنیدن شهادت نوجوانان پیگیری شود. مسئولیت احتمالی فرماندهان و تصمیمهای عملیاتی نیز باید بررسی شود. معیار حقوق بشر برای فرانسه همان معیاری است که درباره دیگر کشورها به کار میرود: مقابله با خشونت مشخص، همراه با حفاظت از اعتراض مسالمتآمیز، کرامت کودکان و دسترسی آسیبدیدگان به جبران مؤثر. اعتبار این تعهدات در خیابان و بازداشتگاه آشکار میشود.
نقض حقوق کودکان و دانشآموزان، از سرکوب اعتراض مسالمتآمیز تا بازداشت خودسرانه و خشونت نامتناسب، محکوم است و دولت فرانسه باید در برابر آن پاسخگو باشد.


نظر شما :