پنجشنبه 23 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:شنبه 21 تير 1393      11:53
نگاه یوشکا فیشر به تحولات منطقه

ایران و آمریکا گفتگو می کنند همکاری نه

تهران و واشنگتن با جهادیونی می جنگند که مورد حمایت دوستان و متحدان امریکا در منطقه هستند. این متحدان و دوستان امریکا کسانی نیستند جز کشورهای سنی حاشیه خلیج فارس.

دیپلماسی ایرانی : از زمانی که فرانسیس فوکویاما حدود دو دهه پیش اعلام کرد که جهان به "پایان تاریخ " رسیده است ، تاریخ کاری کرده که نفس در سینه جهان حبس شود. ظهور چین ، جنگ های حوزه بالکان ، حمله تروریستی به امریکا در 11 سپتامبر 2001 ، جنگ ها در افغانستان و عراق ، بحران مالی جهانی در سال 2008 ، بهار عربی و جنگ در سوریه همگی و همگی بر نظریه فوکویاما در خصوص پبروزی اجتناب ناپذیر لیبرال دموکراسی خط بطلان کشیده است . به بیان دیگر می توان گفت که در 25 سال گذشته ، تاریخ دور کاملی را گذرانده است از سقوط کمونیسم در اروپا در 1989 تا بازاحیای تنش میان روسیه و غرب . در خاورمیانه تاریخ هر روز با تبعات دراماتیک بیشتری تکرار می شود. خاورمیانه قدیمی که از بازمانده های حکومت عثمانی پس از جنگ جهانی اول سر بیرون آورده بود کاملا از هم پاشیده  و دلیل آن هم به عملکردهای امریکا در این منطقه پرتنش مربوط میشود. اصلی ترین گناه امریکا حمله نظامی به عراق در سال 2003 میلادی و زمان حضور جورج بوش در کاخ ریاست جمهوری بود. نئومحافظه کارانی که آن زمان در راس قدرت در امریکا بودند اندک توجهی به نیاز به پرشدن خلا قدرت ناشی از نبود صدام حسین در عراق و در سطح منطقه ای نداشتند. اما دومین اشتباه هم استرات‍ژی باراک اوباما در تعجیل در بیرون کشیدن نیروها از عراق و عقب نشینی بود.

عقب نشینی امریکایی ها از عراق که همزمان با آغاز بهار عربی در منطقه و خیزش ناآرامی ها در سوریه بود به علاوه نقش منفعلی که  این کشور می توانست در برقراری نظم در منطقه بازی کند اما از آن سرباز زد به تهدیدی برای از هم پاشیدگی عراق ، پیشروی سریع دولت اسلامی عراق و شام در عراق و سوریه و تصاحب دومین شهر بزرگ عراق یعنی موصل منتهی شده است . با توجه به اینکه داعش در حال حاضر کنترل اکثریت مناطق در شمال غرب بغداد را در اختیار دارد ، مرز میان سوریه و عراق دیگر معنای چندانی ندارد. این احتمال وجود دارد که بسیاری از دیگر مرزهای این کشور با همسایگان هم مجددا و به جبر از نو تعریف شوند. به نظر می رسد بحران انسانی عظیمی که به راه افتاده هم هر روز بدتر از دیروز شود.

در شرایطی که داعش موفق به ایجاد یک منطقه تحت اختیار برای خود در سوریه و یا عراق شود ، از هم فروپاشی منطقه آسان تر خواهد شد. در این فضا امریکا مقصود اصلی خود برای مبارزه با ترور را از دست خواهد داد و صلح جهانی هم تهدید خواهد شد. علاوه بر این بدون سرزمینی هم که در اختیار داعش باشد ، شرایط همچنان بی ثبات باقی خواهد ماند چرا که جنگ داخلی در سوریه به بیماری واگیردار می ماند. در حقیقت جنگ داخلی یک نام بی مسمی است چرا که نبرد در سوریه مدتهاست به نبرد میان ایران و عربستان سعودی برای افزایش هژمونی منطقه ای این کشورها تبدیل شده است. علاوه بر این جدال کهنه و قدیمی میان شیعه و سنی هم تبدیل به آتشی برای این بحران شده است .

کردها نیز تبدیل به فاکتور بی ثبات دیگری در سرزمین هایی شده اند که زمانی در سیطره عثمانی بود. کردها که میان کشورهای مختلف از ایران تا عراق و از سوریه تا ترکیه پراکنده شده اند چندین دهه است که برای تشکیل کشور مستقلی برای خود مبارزه می کنند. با اینهمه نمی توان این حقیقت را پنهان کرد که از زمان سقوط صدام حسین تا به امروز کردها خویشتن داری بسیاری در قبال تحقق آرزوی قدیمی خویش از خود نشان داده اند. در این سالها کردها سر خود را با استانی خودمختار برای خویش و پیشبرد اهداف سیاسی و اقتصادی خود در آن گرم کرده اند. بر این اساس هدف آنها استقلال بود البته در زیر سایه نام خودمختاری که کمتر جنجال برانگیز هم می شود. در این منطقه کردها از ارتشی منسجم و حرفه ای که متشکل از پیشمرگ ها هم بود برخوردار بودند.

پیشروی های داعش در گرفتن موصل اکنون به جدال میان کردها و دولت مرکزی به گونه ای که وزنه بازی به سمت کردها سنگین تر شده است ، پایان داد. در حال حاضر شهر کرکوک در اختیار کردها است و این خود امتیاز بزرگی برای آنها به حساب می آید. پس از آنکه ارتش عراق در کرکوک قافیه را باخت ، پیشمرگ ها کنترل شهر را در دست گرفتند و البته از موهبت منابع گازی و نفتی هم برخوردار هستند. علاوه بر این کشورهای ایران و ترکیه در همسایگی عراق و البته ایالات متحده به مقاومت کردها در برابر داعش نیاز داشتند و در نتیجه این نیاز بود که پنجره اقبال به شکل ناگهانی و غیرقابل انتظاری برای کردها باز شد . در سایه این پنجره بود که کردها توانستند به استقلال فکر کنند و البته که نیاز آنها به بازارهای جهانی و استفاده از مسیر ایران و ترکیه برای رسیدن به این هدف منجر به تعدیل برخی مواضع آنها خواهد شد.

علاوه بر این امریکا با حمله به عراق در سال 2003 میلادی ، درها را برای هژمونی ایران در منطقه گشود و در بحث یارگیری های منطقه ای خود تغییر شگرفی را به وجود آورد. نتیجه این تغییرات هم در مذاکرات هسته ای جاری با ایران نمایان است . هر دو طرف با جهادیون یکسانی می جنگند که مورد حمایت دوستان و متحدان امریکا در منطقه هستند. این متحدان و دوستان امریکا کسانی نیستند جز کشورهای سنی حاشیه خلیج فارس. با اینهمه ایران و امریکا مخالف هرگونه همکاری های رسمی هستند و این در حالی است که گفتگوهای مستقیم میان دو طرف دیگر به یک امر بدیهی و عادی تبدیل شده است .

اصلی ترین پرسشی که در حال حاضر وجود دارد این است که آیا اردن که نقش مهمی در ایجاد تعادل در منطقه بازی می کند می تواند از این طوفان های ژئوپولتیک جان سالم به در ببرد؟ در شرایطی که اردن هم به سرنوشت سوریه و عراق دچار شود ، تعادل قدرت در خاورمیانه قدیم و مناقشه میان اسرائیل و فلسطین از هم پاشیده خواهد شد. کنترل تبعات این مساله هم  در شرایطی که اوضاع هر چه سریع تر به کنترل درنیاید ، سخت خواهد بود.

تحولات در خاورمیانه از دو منظر می تواند برای اروپایی ها ریسک به حساب آید : بازگشت فیزیکی جهادیونی که می توانند ترور و خشونت را هم با خویش به اروپا منتقل کنند و تسری عقاید تند و افراط گونه آنها به حوزه بالکان. اروپایی ها و اتحادیه اروپا برای حفظ منافع خود هم که شده است باید توجه بیشتری به جنوب اروپا داشته باشند.

منبع : پراژکت سیندیکیت / ترجمه : تحریریه دیپلماسی ایرانی

انتشار اولیه: یکشنبه 15 تیر 1393/ باز انتشار : شنبه 21 تیر 1393



کلمات کلیدی : داعش - خاورمیانه - يوشكا فيشر
نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>