دوشنبه 20 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:دوشنبه 8 آبان 1396      9:20
گفتگو همچنان ممکن است

شش درس از تعامل هسته‌ای آمریکا و ایران

سید حسین موسویان و سینا طوسی می‌نویسند: مذاکرات نشان داد گفتگو بین تهران و واشنگتن نه‌تنها ممکن است، بلکه این شانس را دارد که بحران‌های سخت را نیز رفع کند.
سید حسین موسویان

سید حسین موسویان متولد 1336 در کاشان است. موسویان همچنین از اعضای موسس حزب عدالت و توسعه محسوب می شود. وی در دولت هاشمی رفسنجانی سفیر ایران در آلمان و در دولت سید محمد خاتمی، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی و یکی از اعضای ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای بود. او در سال 1386 معاونت مرکز تحقیقات استراتژیک را بر عهده داشت. موسویان در حال حاضر در دانشگاه پرینستون امریکا به عنوان پژوهشگر فعالیت می کند.

مطالب بیشتر ...

سید حسین موسویان و سینا طوسی

دیپلماسی ایرانی: مجله معتبر واشینگتن کوارترلی آمریکا در آستانه تصمیم جدید ترامپ در مورد برجام ویژه نامه مهمی در مورد سیاست جدید آمریکا در مورد برجام و ایران منتشر کرد. مقاله تحقیقی و مفصل سید حسین موسویان تحت عنوان: "ارزیابی تعامل هسته ای آمریکا و ایران" در ده صفحه در این ویژه نامه منتشر شده که در پایان شش درس مهم از مذاکرات هسته ای ایران و آمریکا را معرفی کرده که می تواند در آینده روابط آمریکا و ایران تاثیرات قابل توجهی داشته باشد.

این مقاله تحقیقی که با همکاری سینا طوسی نوشته شده است، دوازده سال مذاکرات هسته ای از سال 1382 تا 1394 که به توافق معروف به برجام ختم شد را مورد کنکاش قرار داده است.

چند نکته از مطالب مطروحه در این مقاله:

* تاریخ روابط ایران و آمریکا بعد از انقلاب 1357 مملو از "فرصت های از دست رفته" است. شاید مذاکرات هسته ای، تنها موردی بود که دو کشور توانستند از یک فرصت به موقع استفاده کردند.

* موفقیت دیپلماسی هسته ای، بخاطر سرمایه گذاری سنگین و همزمان رهبران دو کشور برای حصول نتیجه و مدیریت موانع بود از جمله مدیریت مخالفین سرسخت داخلی در هر دو کشور و مهار لابی سنگین جبهه صهیونیستها و سعودیها در آمریکا.

* دیپلماسی هسته ای نه تنها یکی از بحرانهای بزرگ بین المللی را حل کرد و محکمترین سند تاریخ عدم اشاعه بمب هسته ای را بوجود آورد بلکه بر تحولات ژئوپولتیک منطقه ای تاثیر شگفتی بجای گذاشت.

* بزرگترین امتیازی که ایران در مذاکرات هسته ای گرفت، این بود که قدرتهای جهانی غنی سازی ایران را به رسمیت شناختند چون اصل دعوا بر سر غنی سازی بود ضمن اینکه قطعنامه ها و تحریمهای هسته ای سازمان ملل را مرتفع کرد. متقابلا قدرت های جهانی ضمانت های لازم در مورد صلح آمیز بودن برنامه همسته ای ایران را دریافت کردند.

* در مصاحبه با رابرت آینهورن مذاکره کننده هسته ای آمریکا، او به من گفت که: ما با آقای جلیلی در اکتبر 2009 (1388)در ژنو در مورد معامله سواپ به توافق رسیدیم منتهی ایشان گفت که باید تهران موافقت کند. بعد از چند روز معلوم شد که در داخل با این طرح مخالفت شده است.

من ادعای رابرت آینهورن را با آقای خزایی سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل در میان گذاشتم. وی به من گفت که در عین حال دو سه ماه بعد، موافقت ایران با سواپ در چهارچوب توافق ژنو را به اطلاع سوزان رایس، همتای آمریکایی خود رسانده اما طرف آمریکایی به او گفته که ایران ابتدا باید غنی سازی را تعلیق کند تا سوآپ انجام شود در حالیکه این موضوع جزء توافق مذاکرات سواپ ژنو بین آقای جلیلی و ویلیام برنز نبود. لذا من این مطلب را در گفتگو با ویلیام برنز، رابرت آینهورن و تالوار پونیت نمایندگان کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا در میان گذاشتم که جملگی شوکه شدند و تصریح کردند که سوزان رایس پیغام آقای خزایی را به اطلاع آنها نرسانده است و تاکنون از این مطلب مهم هیچ اطلاعی نداشتند.

* مذاکرات پشت پرده و محرمانه هسته ای بین ایران و آمریکا در جولای 2012 (1391) در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد در عمان آغاز شد. من شنیده بودم که طرف ایرانی برای اولین دوره مذاکره، جدی ظاهر شده بود که با عدم آمادگی طرف آمریکایی مواجه شد. لذا این شبهه در تهران ایجاد شد که آمریکاییها جدی نیستند و بازی می دهند. من این موضوع را در مصاحبه با پونیت تالوار نماینده کاخ سفید در مذاکرات مطرح کردم. او گفت که سوء تفاهمی بیش نبود! ما به عمانیها از ابتدا گفته بودیم که برای یک گفتگوی مقدماتی می آییم تا ابتدا روشن شود که مذاکرات دوجانبه با چه کسی، در چه مواردی، چه موقعی و در کجا انجام شود. اما عمانی ها به هیئت ایرانی گفته بودند که مذاکرات اساسی را انجام دهید. این موجب یک سوءتفاهم در طرف ایرانی شد.

* گفتگوهای هسته ای ایران و آمریکا در دوران روحانی-اوباما محدود به وزرای خارجه دو کشور نبود بلکه روسای نهادهای انرژی اتمی و بانک مرکزی ایران و وزارت خزانه داری آمریکا نیز گفتگوهای گسترده داشتند ، ضمن اینکه روسای جمهور هم گفتگوی تلفنی داشتند. ضمن اینکه فراتر از موضوع هسته ای، برخی از اختلافات مالی چند دهه گذشته در حاشیه این گفتگوها حل شد و برای اولین بار مقامات رسمی امنیتی دو کشور دیدار کردند که موجب آزادی برخی از زندانیان در دو کشور شد. ملوان های آمریکایی که وارد آبهای ایران شده بودند نیز بدون ایجاد یک بحران جدید، آزاد شدند. این ویژگی در دیپلماسی هسته ای در تاریخ روابط ایران و آمریکا بی سابقه بود.

*اوباما از سیاست سنتی آمریکا در مورد ایران فاصله گرفت ازجمله اینکه در مورد غنی سازی، سنت شکنی کرد و حق غنی سازی ایران را پذیرفت. با وجودی که مرتب تاکید می شد که مذاکرات صرفا به موضوع هسته ای محدود می شود، اما اوباما بدنبال این بود که بعد از حل بحران هسته ای، گشایشی در کل روابط ایران و آمریکا بوجود آورد.

*با وجودی که اوباما با شعار تعامل با ایران آمد، اما دور اول ریاست جمهوری بخاطر حضور سیاستمدارانی همچون دنیس راس در کاخ سفید و هیلاری کلینتون در راس وزارت خارجه، بدترین تحریمها علیه ایران اعمال شد. لکن در دور دوم ریاست جمهوری او با آمدن جان کری بعنوان وزیر خارجه و رابرت مالی بعنوان مسئول امور خاورمیانه در کاخ سفید، شرایط کاملا متحول شد.

*جان کری اهمیت "احترام" به ایران را درک می کرد. او در مصاحبه 2017 خود گفت که "یکی از کلمات کلیدی ما در مذاکرات، احترام متقابل بود. تز اوباما ایجاد بالانس بین ایران و عربستان در خاورمیانه بود. او در مصاحبه با مجله آتلانتیک صراحتا اعلام کرد که عربستان باید در منطقه با ایران شراکت کند. موضعی که شدیدا سعودیها را خشمگین کرد.

* در مصاحبه ای که با رابرت مالی داشتم او به من گفت که سعودیها و متحدینشان از قدرت روز افزون ایران نگران بودند. ما از آنها حمایت کردیم تا نگرانی عدم بالانس در آنها مرتفع شود و وارد گفتگو و تعامل با ایران شوند و مسایل منطقه حل شود. اوباما در مصاحبه خود با آتلانتیک گفت که متحدین عرب آمریکا مایلند همه تقصیرها را گردن ایران بیاندازند درحالیکه باید وارد گفتگوی واقعگرایانه با ایران شوند.

* مقامات دولت اوباما امیدوار بودند که گفتگوهای هسته ای، گشایشی برای حل بحرانهای منطقه از جمله در سوریه و یمن و بحرین باشد. مارتین دمپسی رییس ستاد نیروهای مسلح آمریکا در مصاحبه ای تصریح کرد که نقش ایران در مقابله با داعش در عراق مثبت بوده است. جان کری هم در مصاحبه ای گفت، بحران های منطقه خاورمیانه با توافق هسته ای قابل مدیریت تر است زیرا در غیاب توافق، بحران دیگری بر سایر بحرانهای منطقه افزوده میشد.

*بعد از توافق هسته ای، آمریکا از مخالفت خود با حضور ایران در مذاکرات بین المللی سوریه دست برداشت.

*بعد از نهایی شدن برجام، از یکطرف اجرای بهینه آن بخاطر از جمله باقیماندن تحریم های غیر هسته ای آمریکا، نگرانی سایر کشورها از امکان مجازات شدن بخاطر آن تحریمها و عدم امکان گردش دلاری معاملات جهانی باایران، با مشکل مواجه شد و از طرف دیگر اوباما در داخل کشورش تحت فشار لابی اسراییل و عربستان با قطعنامه های تحریمی جدید کنگره علیه ایران برای مقابله با روند تعامل مواجه بود. تنش ها در حدی بود که کنگره آمریکا از نخست وزیر اسراییل برای سخنرانی علیه رییس جمهور آمریکا، دعوت کرد.با این وجود اوباما و کری از حداکثر توان خود برای اجرای برجام استفاده کرد ضمن اینکه نتوانستند رضایت ایرانی ها را جلب کنند زیرا که تحریم های گذشته غیر هسته ای آمریکا و تلاش های کنگره برای اعمال تحریمهای جدید غیر هسته ای، مانع پیشرفت لازم شد.

* دو ماه قبل از توافق نهایی هسته ای در جولای 2015، مقام معظم رهبری ایران تصریح کرده بودند که برجام ملاکی است برای بررسی سایر همکاری ها. جواد ظریف هم این مهم را به جان کری گوشزد کرد که عملکرد آمریکایی ها در برجام مشخص خواهد کرد که آیا ایران می تواند با آمریکا در مشایل منطقه ای همکاری کند یا خیر. بعد از برجام و با مشاهده رفتار آمریکایی ها، آیت الله خامنه ای طی یک سخنرانی، بر گفتگوی دو کشور در مورد مسایل غیر هسته ای خط قرمز کشید.

شش درس برجام برای تعامل بین ایران و آمریکا

تجربه تعامل ایران و ایالات متحده در حل بحران هسته ای ایران درس هایی برای تعاملات احتمالی آینده بین دو کشور به همراه دارد. توافق هسته ای نشان داد هر دو کشور از تعامل دیپلماتیک بسیار بیشتر منفعت می برند تا از تقابل؛ همچنین موفقیت تعامل دیپلماتیک شاهدی بر این مدعاست که سیاست های زور و فشار درباره ایران نه تنها شکست می خورند، بلکه نتیجه معکوس داشته و منجر به افزایش خطرناک تنش ها می شوند. با وجود این، با بررسی جامع دوران تعامل هسته ای، شش درس اساسی زیر میتواند راهنمای واشینگتن و تهران باشد برای تعاملات دیپلماتیک احتمالی آینده:

1-اجماع داخلی بین گروه های مهم سیاسی

در تهران و واشنگتن مخالفت شدیدی با مذاکرات و تعاملات بین دو کشور وجود داشت. روحانی و اوباما نتوانستند در زمینه حمایت از این تعاملات اجماع ایجاد کنند؛ به خصوص در ایالات متحده این مشکل بیشتر وجود داشت زیرا اوباما نتوانست موانع اجرای بهینه برجام را مرتفع کند. علاوه بر این، استمرار ادبیات جنگ طلبانه در واشنگتن به موازات اقداماتی خصمانه کنگره، اعتماد تهران به هرگونه تعامل با ایالات متحده در آینده را تخریب کرد. در ایران نیز اتهامات به روحانی و همراهانش در حدی افزایش یافت که آبروی و آینده سیاسی حامیان تعامل را تهدید کرد. 

در آینده بایداین گونه چالش های داخلی بهتر مدیریت شوند. تعاملات باید به گونه ای دنبال شوند که هر دو جناح اصلی (دموکراتها و جمهوریخواهان در آمریکا و اصولگرایان و اعتدالیون و اصلاح طلبان در ایران) در هر برد یا باختی مشترکا شریک باشند نه اینکه یک جناح سود یا هزینه آن را عهده دار شود. برای رسیدن به این هدف، سران هر دو کشور باید مذاکرات را در چارچوبی تعریف کنند که یک جناح به دنبال امتیازات سیاسی داخلی علیه رقبایشان نباشد، چون این کار فقط فراخوانی خواهد بود برای تخریب روند تعامل. 

2-پرهیز از مداخله گری در مسائل داخلی یکدیگر

در فضای پس از برجام، برخی لفاظی ها در واشنگتن در ابراز امیدواری برای قدرت گرفتن «میانه روها» در تهران صدمات شدیدی به موفقیت تعامل و دیپلماسی بین دو کشور در آینده زد. این اظهارات، صرف نظر از اینکه چقدر فرضی بودند، واکنش طبیعی قدرتمندی را در ایران برانگیخت. افکار عمومی ایران عمیقا نسبت به هر چیزی که ممکن است دخالت خارجی در مسائل داخلی اش تعبیر شود، هوشیار و محتاط است. پرهیز از مداخله گری در مسائل سیاسی داخلی باید اصلی کلیدی در هرگونه سیاست گذاری ایالات متحده برای تعامل با ایران باشد زیرا که این گونه رفتارها نه تنها شانس تعامل موفق کوتاه مدت را از بین می برند، بلکه اکثریت ایرانیان را در مخالفت با تعامل بلند مدت بین ایالات متحده و ایران متحد می کنند. 

3-به حداقل رساندن دخالت کشورهای خارجی

در دوران مذاکرات، متحدان منطقه ای آمریکا، مانند عربستان سعودی و اسرائیل، گفتگوی بین ایران و آمریکا را علیه منافع خود می دیدند. از این رو از تمام اهرم های سیاسی برای سنگ اندازی در راه تعامل هسته ای ایران و آمریکا استفاده کردند. ساختار گسترده و مؤثر لابی آنها موجب فشارهای کنگره و گروه ها و اشخاص سیاسی و رسانه ای شد. اگر این نفوذ شدید نبود، شاید ایران و آمریکا می توانستند برای رسیدن به توافقاتی فراگیرتر، اعتمادسازی متقابل نمایند. تصمیم سازان آمریکا باید بدانند کشورهای منطقه با ادعاهایشان درباره تهدیدات ایران، منافع خود را می جویند و نه منافع ملی آمریکا را.

4- ماندگاری: معیارهای مذاکرات آینده

در دوران انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که نزدیک زمان اجرای توافق بود، تقریبا تمام کاندیداهای جمهوری خواه، شامل ترامپ، با حمله به توافق، قول دادند آن را لغو کنند. این حرف ها در کنار اقدامات کنگره علیه توافق این پیام را به ایران فرستاد که توافق با یک رئیس جمهور آمریکا تضمینی برای ماندگاری ندارد. چنین شرایطی به هیچ وجه باعث نمی شود تهران این توافق را بعنوان ملاک توافقات بیشتر با ایالات متحده تلقی کند. بعد از انقلاب، فقدان اعتماد متقابل مانعی جدی بر سر راه بهبود روابط ایران و آمریکا بوده است. تجربیات گذشته این باور را در ذهن رهبران ایران محکم کرده که ایالات متحده در بهترین حالت شریکی غیرقابل اتکاء و در بدترین حالت مذاکره کننده ای فریبکار است. اگر ایالات متحده به تعهداتش پایبند بماند، اعتبارش نزد ایرانیان بهبود خواهد یافت؛ در غیراینصورت صدمات تعیین کننده ای به شانس آمریکا برای مذاکره با ایرانیان، از همه طیف های سیاسی، خواهد خورد. 

5-تحت کنترل داشتن انتظارات

تهران و واشنگتن هر دو درباره دستاوردهای احتمالی توافق اغراق کردند. در ایران، این تصور ایجاد شد که توافق هسته ای، کل مشکلات اقتصادی ایران راحل خواهد کرد و پایانی قاطع بر سیاست های خصمانه آمریکا خواهد بود. 

در طرف آمریکایی، نیز این تصور بوجود آمد که با برجام، وضعیت کلیه اختلافات منطقه ای آمریکا با ایران بهبود خواهد یافت. تأثیر این روند این بود که مردم هر دو کشور ازبرجام توقع نتایج یک " معامله فرگیر-همه جانبه" را داشتند در حالیکه برجام توافق در مورد یک موضوع هسته ای بود و نه همه موضوعات. لذا در تعاملات آینده بین دو کشور ، باید نتیجه واقعی موضوع مورد گفتگو بدرستی برای مردم تشریح شود تا ازتعبیر و تفسیرهای غیرواقعی جلوگیری شود.

6- اقدام، لحن و ادبیات صلح آمیز متقابل

در دوران مذاکرات هسته ای، دولت اوباما این سیگنال را فرستاد که آماده است دینامیک زیربنایی رابطه ایران و آمریکا را تغییر دهد. آن ادبیات، حامل شکلی از به رسمیت شناختن دولت ایران و نقش منطقه ای و بین المللی اش بود که در رفتارهای رؤسای جمهور گذشته به چشم نمی خورد. در عین حال، حتی در دوره دوم اوباما، ادبیات کاخ سفید در مورد سیاست های منطقه ای ایران و موضوع حقوق بشر مسالمت جویانه نبود بویژه اینکه از تعبیر"همه گزینه ها روی میز" هم گاهی استفاده می شد. این تعابیر در کنار رفتارهای خصمانه کنگره، در نهایت پیامی مخدوش به ایران ارسال می کرد و مقامات ایران نیز متقابلا پاسخ های مشابه می دادند. تعامل پایدار بین ایران و آمریکا نیازمند این است که نیات مثبت هر دو طرف به وضوح و از طریق تمام بخش های حکومتی، با ثابت قدمی ابراز شود. مذاکرات هسته ای نشان داد که دولتمردانی موفق خواهند شد که حاضرباشند سرمایه سیاسی خود را همزمان در سه زمینه هزینه کنند: دیپلماسی دوجانبه، ادبیات صلح آمیزو همراه با احترام و نهایتا تعاملات متقابل .

راه پیش ِرو چیست؟ 

مذاکرات نشان داد گفتگو بین تهران و واشنگتن نه تنها ممکن است، بلکه این شانس را دارد که بحران های سخت را نیز رفع کند. نتیجه دیگر مذاکرات این بود که نشان داد دولت های ایالات متحده و ایران می توانند در مسائل مربوط به منافع مشترک با هم همکاری کنند. تعاملات هسته ای همچنین برای اولین بار منطقه ای پایدارتر را قابل تصور کرد که در آن ایران و ایالات متحده می توانند همزمان با اختلافات در منافع، با هم مکالمه کنند. بین ایران و ایالات متحده اختلافاتی جدی بسیاری باقی است. همزمان، منافع مشترک نیز بین آنها وجود دارد. حتی استراتژیست برجسته آمریکایی، هنری کیسینجر، دو کشور را به عنوان «متحدان طبیعی» توصیف کرده است. در نهایت، واشنگتن و تهران دو انتخاب پیش رو دارند: شیوه خصمانه ای را که تقریبا برای ٤٠ سال داشته اند ادامه دهند یا تعامل دیپلماتیک را پی بگیرند. 

اگر تعامل را انتخاب کنند، باید از دوران گفتگوهای هسته ای در فاصله ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ درس های لازم را آموخته و آن را بنیان کار قرار دهند. تعامل موفقیت آمیز بین آنها فراتر از روابط صرفا دوجانبه شان حس خواهد شد و تأثیر مثبتی روی بحران های منطقه ای و تهدیدهای جهانی مانند تروریسم، برای سالیان سال پیش رو خواهد داشت.

منبع: فصلنامه واشینگتن

انتشار اولیه: دوشنبه 24 مهر 1396 / انتشار مجدد: چهارشنبه 8 آبان 1396



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>