تهران و روابط باکو- تل آویو

همسایه را در آغوش دشمن نیندازیم

۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ | ۱۴:۰۶ کد : ۱۹۰۰۴۹۳ گفتگو
دکتر افشار سلیمانی سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان در گفتگو با دیپلماسی ایرانی با اشاره به سفر اخیر وزیر خارجه اسرائیل به جمهوری آذربایجان معتقد است تهران نباید بیش از حد به روابط باکو- تل آویو اهمیت دهد.
همسایه را در آغوش دشمن نیندازیم
 

دیپلماسی ایرانی:‌ منازعه ایران و اسرائیل موجب شده که جمهوری آذربایجان که در همسایگی ایران قرار دارد برای ر‍ژیم صهیونیستی بیش از پیش اهمیت پیدا کند. "آویگدور لیبرمن" وزیر خارجه اسرائیل، در سفر اخیر خود به آذربایجان مناسبات دو کشور را بسیار خوب و متکی بر اعتماد متقابل ذکر کرد و اعلام کرد که یکی از محور های مذاکرات دوجانبه همسایه جنوبی آذربایجان یعنی ایران بوده است. درباره این اهمیت این سفر و مسائل مطرح در آن با دکتر افشار سلیمانی سفیر سابق ایران در آذربایجان گفتگو کرده ایم که در زیر می خوانید:

 

سفر وزیر امور خارجه اسرائیل به آذربایجان در حال حاضر از چه اهمیتی برخوردار است؟ آیا این به معنای نزدیکی هر چه بیشتر این دو کشور است؟

آنگونه که در رسانه های گروهی و از سوی لیبرمن و طرف آذری اعلام شد این دیدار به مناسبت بیستمین سالگرد مناسبات رژیم صهیونیستی با جمهوری آذربایجان انجام گرفت. این سفر برای دو طرف از جنبه های مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی حائز اهمیت است. به نظر می رسد دردیدار لیبرمن با مقامهای عالیرتبه آذری موضوعات مهمی مورد مذاکره قرارگرفته است. انجام این دیدار پس از رویدادهای چند ماه اخیر در مناسبات طرفین خصوصا مطرح شدن مسائلی از قبیل انعقاد قرارداد خرید تسلیحات از سوی آذربایجان به میزان یک میلیارد و ششصد میلیون دلار از این رژیم (در برخی منابع خبری این مبلغ به ارز یورو هم اعلام شد) و اختصاص پایگاهی در جنوب آذربایجان به اسرائیل که از سوی هردو طرف مورد تکذیب واقع شد، همچنین ادعای ایران مبنی بر فعالیت جاسوسان اسرائیلی در اراضی آذربایجان و احضار سفیر این کشور درتهران به وزارت امورخارجه و اعتراض به این موضوع و عدم تائید آن توسط باکو می تواند بیانگر این باشد که طرفین با انجام این دیدار قصد دارند اراده سیاسی خود را به منظور تعمیق مناسبات بیش از پیش به مخالفان داخلی و خارجی روابط شان نشان دهند. لذا اگر از این منظر به موضوع بنگریم اهمیت سفر پیش بینی نشده وزیرصهیونیستی به باکو مضاعف می گردد. بدیهی است انجام این دیدار در فضای موجود تنش آلود میان تهران – باکو و ادامه بحران قره باغ و کم توجهی مسکو به حل بحران، می تواند حاکی از نزدیکی بیشتر جمهوری آذربایجان به اسرائیل غاصب باشد.

بر اساس اخبار منتشر شده مهم ترین دستور کارهای این سفر و دستاورهای آن چه بوده است؟

 بنا بر گزارش خبرگزاری «رویترز» لیبرمن به خبرنگاران گفته است که در دیدار با «الهام علی اف»، رئیس جمهورر آذربایجان، روابط دوجانبه و موضوع ایران مورد گفتگو قرار گرفته است و اضافه کرده: «روابط با آذربایجان نمی تواند بهتر از این باشد. روابط بر پایه اعتماد و سودمند هستند.» این اظهارات نشانگر آن است که طرفین طیفهای مهم و متفاوتی را درزمینه های مورد علاقه مورد مذاکره و بررسی قرارداده اند. تاکید بر استمرار همکاریهای نظامی، امنیتی واقتصادی می تواند از محورهای عمده مذاکرات طرفین باشد. در این میان با توجه به اینکه در روابط باکو- واشنگتن (به رغم اینکه اخیرا نشست مشترک اقتصادی دو کشور نیز برگزار شد) نوعی سستی مشاهده می شود و درحال حاضر نیز آمریکا در باکو سفیر ندارد و پایان ماموریت سفیر قبلی آمریکا درباکو (متیو برایزا) با فشار لابی ارمنی محقق گردیده است، به نظر می رسد کم وکیف مناسبات آذربایجان – آمریکا و درخواست باکو از لیبرمن جهت کمک لابی صهیونیستها در آمریکا بمنظور تعمیق روابط این دوکشور و همچنینی شیوه کاهش تاثیرگذاری لابی ارمنی در آمریکا بر مناسبات باکو-واشنگتن نیز از دیگر موضوعات مورد توجه طرفها دراین مذاکرات بوده است.

در اینجا لازم می دانم این نکته را اضافه کنم که آنچه که سبب شده میان دوطرف نزدیکی بیشتری ایجاد شود وجود نیازهای متقابل از یک سو و محدودیت منابع تهیه برخی از این نیازهای استراتژیک برای هردو طرف است. به عنوان مثال 40 الی45 درصد از نیاز نفتی اسرائیل از سوی آذربایجان و نیازهای آذربایجان به تسلیحات مدرن و تکنولوژیهای نظامی وغیر نظامی توسط اسرائیل تامین می گردد. از طرف دیگر آذربایجان یگانه کشور اسلامیست که مشکلی با این رژیم ندارد.

 

برخی از اخبار منتشره حاکی از آن است که اسرائیل به برخی پایگاه های نظامی آذربایجان دسترسی دارد. وزیر خارجه اسرائیل در سفر به باکو این مسئله را رد کرده و آن را داستانی علمی تخیلی دانسته است. همکاری های نظامی و امنیتی میان باکو، تل آویو تا چه حد است؟

با توجه به شناخت و تجربه ای که در منطقه به ویژه آذربایجان دارم به نظر اینجانب تخصیص پایگاه نظامی به اسرائیل از سوی آذربایجان بسیار بعید به نظر می رسد. آذربایجان علاقمند نیست از این منظر سرنوشت خود را به اسرائیل، امریکا و غرب گره بزند. اکثریت افکار عمومی، اعضای دولت، احزاب سیاسی و فعالان سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آذربایجان مخالف چنین ایده ای هستند و تصور می کنند تبعات چنین شرایطی به زیان ملت وکشورشان است.

آذربایجان بیشتر به دنبال تقویت نیروی نظامی خود و دریافت تکنولوژیهای برتر نظامی است تا از این رهگذر بتواند خود را نسبت به ارمنستان در موقعیت قوی تری قرار دهد و در مذاکرات حل بحران قره باغ بتواند در مسیر آزاد سازی اراضی اشغالی خود گامهای محکمی بردارد. باکو نیک می داند که روسیه پشتیبان ارمنستان است و با فروش سلاحهای نوین یا کمکهای بلاعوض نظامی به ارمنیها این کشور را دربرابر آذربایجان تقویت می کند و ازسوی دیگر تسلیحات پیشرفته به آذربایجان عرضه نمی کند یا اینکه آنها را گرانتر می فروشد.

با توجه به همسایگی ایران و آذربایجان، نزدیکی باکو تل آویو چه تهدیداتی را برای ایران به همراه دارد؟

این طبیعیست که رژیم صهیونیستی بواسطه نگرانیهائی که از رهگذر مواضع تهران در قبال این رژیم دارد در مناطق مختلف خارج نزدیک ایران ودر همسایگی کشورمان دست به اقدامات امنیتی و اطلاعاتی بزند و برنامه هائی هم برای اینگونه اقدامات طرح ریزی کند. اما بنظر می رسد درایران موضوع تهدید از سوی اسرائیل در آذربایجان بزرگ نمائی می شود. به هرحال آذربایجان همسایه ایران است، نه اسرائیل؛‌ آذربایجان و ایران مسلمانند، نه اسرائیلیها؛ زبان یک سوم ملت ایران با زبان مردم جمهوری آذربایجان یکی است، نه زبان صهیونیستها؛ تاریخ و فرهنگ مردم دوکشورایران و آذربایجان مشابهند، نه تاریخ وفرهنگ اسرائیلیها و آذربایجانیها. آنها می دانند که اراضی ایران چند میلیون کیلومتر مربع و جمعیت ایران چندین برابر آنهاست و به امکانات نظامی و موقعیت ژئو سیاسی ایران واقفند. لذا اوج همکاریهای آذربایجان –اسرائیل می تواند همکاریهای اطلاعاتی و امنیتی علیه ایران باشد. آنها به اقدام نظامی علیه ایران از طریق آذربایجان فکر هم نمی کنند اما تحت این عناوین جنگ روانی راه می اندازند. آذربایجان هم همانگونه که پیشتر اشاره کردم درراستای تامین منافع خود این فرصت را دراختیار صهیونیستها نخواهد گذاشت. شاید به همین دلیل باشد که لیبرمن در سفرش به باکو موضوع استفاده احتمالی از پایگاه نظامی در منطقه جنوبی آذربایجان علیه ایران را تکذیب نمود و به موضوع استفاده اطلاعاتی از این کشور علیه ایران اشاره ای نکرد.

 

ایران چه راهکارهائی برای خنثی سازی تهدیدات از این جانب دارد؟

با توجه به برداشتی که از مسئله تهدیدهای موجود مطرح شد به نظر می رسد تهران جهت خنثی سازی هرگونه اقدامات احتمالی صهیونیستها در همسایگی ایران باید در حوزه های نرم افزاری و سخت افزاری اقدامات سنجیده تری برپایه طرحهای کارشناسی شده که از حیث سود وزیان برای تامین منافع ملی کشورمان بصورت دقیق محاسبه شده باشند به مورد اجرا بگذارد. هرچند دراین مقال نه هست مجال ونه مکان اما به مواردی اشاره می کنم:

1- اتخاذ رویکردی واقع بینانه به آنچه درروابط آذربایجان –اسرائیل می گذرد

2- تقویت دیپلماسی عمومی در قبال افکارعمومی آذربایجان

3- تنش زدائی در روابط تهران – باکو از طریق اعتماد سازی متقابل و انجام مذاکرات شفاف توسط نمایندگان نهادهای سیاسی وامنیتی دو کشوردراین راستا

4- تنویر افکار عمومی آذربایجان پیرامون همکاریهای نظامی ایران – آذربایجان در سالهای گذشته و اعلام آمادگی مجدد برای تقویت نیروی نظامی این کشور(هرچند که ارمنیها ناخرسند خواهند شد اما نفع چنین اقدامی بسیار بیشتر از زیان آن است)

5- استفاده از اهرم رابطه با ارمنستان درراستای جلب افکارعمومی آذربایجان

6- ممانعت از تقویت ایران هراسی آذربایجان که توسط برخی بازیگران ثالث خارجی و سهوا از سوی بعضی عوامل داخلی یا در سایه برخی موضع گیریهای رسمی از سوی برخی مسئولین ایرانی صورت می گیرد و سبب واگرائی آذربایجان نسبت به ایران و نزدیکی بیشتر با اسرائیل و سایر کشورهائی که با ایران مشکل دارند می شود.

7-جلب اعتماد آذربایجان بمنظور توسعه همکاریهای تجاری، صنعتی، اقتصادی و فرهنگی در زمینه های غیرحساسیت برانگیز

ارتباط جمهوری آذربایجان با اسرائیل و همکاری های این کشور با رژیم صهیونیستی تا چه حد در افزایش تنش ها میان ایران و آذربایجان موثر بوده است؟

به هرحال یک از دلایل تنش میان تهران – باکو در نهان و عیان روابط باکو با رژیم صهیونیستی است. اما به نظر می رسد تهران بیش از حد به این موضوع اهمیت می دهد و از این رهگذر ناخواسته اهرمی در اختیار طرفهای آذری و صهیونیستی قرار می دهد و نتیجه اش این می شود که به فاصله اندکی از تنشهای رخداده در روابط تهران – باکو بواسطه اخبار مربوط به فعالیت اسرائیل در آذربایجان و واکنشهای تهران درقبال آن، آویگودرلیبرمن به باکو سفر می کند و پس از دیدار با مقامهای آذری اعلام می کند روابط دو طرف بهتر از این نمی شود، یعنی در اوج خود است. هرچند که در این سخن بلوف نهفته و جنبه جنگ روانی دارد اما صرف ذکر این جمله نشانگر آنست که تهران به دست خود اهرمی به دست صهیونیستها داده است.

تهیه کننده: تحریریه دیپلماسی ایرانی/12

 

نظر شما :