10 درس سال 2012 به رهبران جهان عرب

حفظ قدرت آسان نیست آقایان

۱۴ دی ۱۳۹۱ | ۱۲:۳۰ کد : ۱۹۱۱۰۸۴ اخبار اصلی خاورمیانه
2012 در حالی به پایان رسید که چه در مصر و چه در کشورهای حاشیه خلیج فارس، جوانان معترض نشان دادند که به قدرت رسیدن آسان اما حفظ محبوبیت در اوج قدرت سخت است
حفظ قدرت آسان نیست آقایان

دیپلماسی ایرانی: سال 2012 برای کشورهای عربی سالی مهم بود که همواره آن را به خاطر خواهند داشت. سالی که راه سخت اعراب برای توسعه و رسیدن به مدرنیته را رقم زد، سالی که کشورها و جوامع عربی از لاک انزوای خود خارج شدند و از ضعف به سمت اقتدار و تعالی حرکت کردند. اما در این سال اعراب 10 درس بزرگ نیز گرفتند، درس هایی که همگی از حوادث جاری در خاورمیانه در سال 2012 حادث شدند.

اول از همه اکنون روشن شد که آنها چیز زیادی برای این که خود را به آن پایبند بدانند، ندارند، تنها چیزی که دارند جهان عرب است که آن هم به دلیل این که بسیاری از کشورهای عربی به دلیل فشارهای بین المللی مجبور به تغییر رویه خود شده اند، چیزی نیست که بتوانند به آن اعتماد کنند. برای نخستین بار در تاریخ عربی، مردان و زنان در کنار هم از طریق فعالیت های زیرزمینی راه سیاسی کشور خود را تغییر دادند، اکنون آنها هویت خود را بازیافته اند، راهی مطابق احساسات خود می پیمایند که مبتنی بر قانون است و با شرایط دیگر کشورهای عربی فرق می کند، شخصیت خودشان را دارند و حرفی برای گفتن دارند.

دوم، در سراسر منطقه در حدود 350 میلیون زن و مرد عرب زندگی می کنند که اکثریت آنها از وضعیت جاری شان چه از لحاظ برخورد رفتاری که با آنها می شود و چه از لحاظ تنفس سیاسی و اجتماعی شان شکایت دارند. بزرگ ترین دلیل این ادعا اعتراضاتی بود که در طول سال 2012 شهروندان مختلف عربی علیه وضعیت معیشتی شان به دولت هایشان به خصوص بر سر حقوق شهروندی و انسانی شان داشتند. در سال 2012 تلاش برای رسیدن به یک نظامی که بتواند تضمین کننده حقوق شهروندی شهروندان عرب باشد، سرعت بیشتری به خود گرفت و کمک کرد تا منطقه عربی به سمت وضعیتی متفاوت با سرعت هر چه تمام تر حرکت کند.  

سوم، بخشی از روندی بود که در سال 2012 جریان داشت، ما فهمیدیم که در قدرتمان نباید اغراق کنیم و هنوز مانده است تا به قدرت واقعی برسیم. در این میان تاثیر پذیری سیاسی یا فکری اعراب مسلمان از جمله اخوان المسلمین بیش از همه بود. آنها به تدریج تلاش کردند تا شعارهای خود را وارد ادبیات سیاسی کنند. علاوه بر آن، آنها به تدریج با شهروندانشان نیز وارد چالش شدند که به این جمع باید حامیان مخالفت با آنها را نیز افزود. کسانی که مخالف به قدرت رسیدن اسلام گرایان هستند و با رسیدن آنها به حکومت مخالفت می کنند.

چهارم، سیاست خارجی شناور مبتنی بر احساسات و قدرت شهروندان عرب بود که در وضعیت فعلی به وجود آمده است. این وضعیت این حقیقت را نشان داد که آنها انتظار ندارند خود مستقیما در راس امور سیاست خارجی کشورشان باشند و در عین حال نمی خواهند که سیاست خارجی کشورشان حالت تهاجهی داشته باشد. آنها خواهان سیاست خارجی ای هستند که با دیگر قدرت ها مثل اسرائیل و ایالات متحده امریکا (به خصوص بر سر فلسطین)، روسیه (در سوریه) یا ایران (در لبنان، عراق و سوریه) تعامل داشته باشد. برخی از مردم شکایت دارند که کشورهای عربی باید برای احقاق حقوق خود به رویکرد تهاجمی روی بیاورند، مثل عربستان سعودی و برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بر سر بحرین، اما تحولات سال 2012 نشان داد که جهان عرب در نهایت مرد و دوباره زنده شد و اکنون رویکرد تازه ای را دنبال می کند.

پنجم، هیچ نشان و علامتی از سوی رهبران جهان عرب وجود ندارد. اما برخی از کشورهای عربی سیاست مختلفی را پیش گرفته اند و پیشگام توسعه سیاسی شده اند. موقعیت سوریه به گونه ای است که می تواند بیشترین تاثیر عمیق را در کوتاه مدت بر جهان عرب بگذارد، چرا که هر گونه تغییری در نظام حاکم بر این کشور می تواند بر سراسر غرب آسیا تاثیری مستقیم داشته باشد. تونس و مصر همواره بیشترین تاثیر را بر جهان عرب داشته اند. چرا که بیشترین اهمیت را به مردان و زنانشان داده اند و توانسته اند بر اساس اصول ملی و ارزش هایشان ساختاری جدید و  قانونمند ایجاد کنند.

ششم، اعتراضات مردمی جهان عرب به استثنای بحرین تاثیر چندانی بر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نگذاشته است. اما با این حال اخیرا شاهد تحرکات شهروندان چند کشور عرب حاشیه خلیج فارس در تویتر و فیس بوک نیز بوده ایم. سازمان های حقوق بشر و حقوق شهروندی در این کشورها نیز فعال شده اند و در طول سال 2012 همه تحرکات و توسعه طلبی شهروندان عربی را پوشش داده اند. این تحرکات در کویت بیشتر از جاهای دیگر بود. زمانی که مردم معترض به خیابان ها آمدند و به روشنی علیه رهبران کشورشان تظاهرات کردند. این دقیقا زمانی است که حاکمان عرب باید به حقوق سیاسی شهروندان قبل از آن که سقف مطالبات تا آن جا برسد که دیگر قابل کنترل نباشد، توجه بیشتری بکنند.

هفتم، کشورهای عربی در سال 2012 آزمون جدی خود را برای رسیدن به وضعیت مدرن و قانونمند و پایدار آزمودند. برخی از کشورهای عربی تمام و کمال پذیرفتند که مسئولیت پذیر باشند، مانند یمن و عراق، شاید در این میان اختلالاتی پیش آمد و برخی کشورها چند پاره شدند، مانند سودان که سودان جنوبی را در سال 2011 از دست داد اما در سوریه، یمن، لیبی و لبنان تجربه تازه ای رقم خورد که توانست عدم تمرکزگرایی را پوشش دهد و باعث شود ملیت بیش از هر زمانی مفهوم و ماهیت خود را نشان دهد.

هشتم، سیاست خارجی ترکیه، کشوری که در گذشته توانسته بود با همه کشورهای همسایه خود رابطه حسنه ای برقرار کند، در حال حاضر چالش جدی با همسایگانش به خصوص با سوریه، ایران و اسرائیل دارد. شاید این فرصت خوبی باشد که درک کنیم تنها کشورهای عرب و نه کشورهای غیر عرب می توانند نقش رهبری جهان عرب را به خوبی ایفا کنند.

نهم، قدرت های جهانی تلاش می کنند تا شرایط منطقه ای را به گونه ای دیگر رقم بزنند، اکنون شاهدیم که روز به روی روابط تازه ای میان اعراب با فعالیت های پوپولیستی برقرار می شود. ایالات متحده امریکا، روسیه و چین هر کدام نقشه ای را در منازعات جهان عرب پیش می برند، اما بعضی اوقات نیز به جای آن که نقش رهبری را بازی کنند، نقش حامی را بازی می کنند.

و در آخر، دو پرونده اساسی در این سال بیش از همه مهار شدند، ایران و فلسطین. زمانی که کشورهای عربی در تنش به سر می بردند و مشروطه خواهی به هدف اصلی شان تبدیل شده بود، کمتر توجهی به این دو پرونده شد. اما آنها در سال 2013 مجددا در راس پرونده های مطرح خواهند آمد. به هر حال روابط واقعی و قدرتمند آنها باعث خواهد شد تا تاثیراتی عمیق بر ملیون ها نفر در سراسر جهان بگذارد.

نویسنده: رامی خوری / منبع: دیلی استار

کلید واژه ها: کشورهای عربیجهان عرب


نظر شما :