سفر بارزانی به ترکیه پایان یافت

اتحاد اردوغان-بارزانی برای مهار کردهای رادیکال

۳۰ آبان ۱۳۹۲ | ۱۵:۲۲ کد : ۱۹۲۴۶۹۰ گفتگو خاورمیانه
دکتر قدرت احمدیان، استاد دانشگاه و تحلیلگر در گفتگو با دیپلماسی ایرانی تاکید می کند که پیوند بارزانی و اردوغان، پیوند میان دو جریانی است که به حل مسالمت آمیز جریانات کرد باور داشته و معتقد به ایجاد اصلاحات و تامین حقوق کردها هستند
اتحاد اردوغان-بارزانی برای مهار کردهای رادیکال

دیپلماسی ایرانی: سفر مسعود بارزانی رهبر اقلیم کردستان عراق به دیاربکر و گفت وگو با رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه   با بازتاب های مثبت و منفی بسیاری در منطقه روبه رو شده است . همزمان با بازگشت بارزانی به اربیل کردستان نقدها از این سفر هم شکل جدی تری به خود گرفته است . شماری از کردهای وابسته به پ.ک.ک این سفر را تنها مانوری انتخاباتی برای اردوغان خواندند، حتی  دولت باغچه لی رهبر حزب حرکت ملی ترکیه ، سفر رهبر اقلیم کردستان عراق به دیاربکر و گفت وگو با نخست وزیر ترکیه را اقدامی خطرناک در جهت تجزیه ترکیه و سوریه دانست.اما با تمامی این اعتراض ها و عدم استقبال از حضور بارزانی در دیاربکر اردوغان و بارزانی در پشت درهای بسته به مدت ۸۰ دقیقه با یکدیگر دیدار کردندبه گفته منابع خبری ترکیه ، طرفین در این دیدار در مورد چهار موضوع مهم شامل تعهد بارزانی برای حمایت از مذاکرات صلح ترکیه و پ.ک.ک، تاسیس دو مرز گمرکی جدید میان ترکیه و اقلیم کردستان عراق، تکمیل و فعال شدن لوله انتقال نفت اقلیم کردستان به ترکیه تا یک و نیم ماه آینده و مخالفت بارزانی با ایجاد ساختار غیر رسمی سیاسی در شمال سوریه از سوی حزب اتحاد دموکراتیک سوریه به توافق رسیدند  دکتر قدرت احمدیان، استاد دانشگاه و تحلیلگر به بررسی نتایج و اهداف سفر بارزانی پرداخته است.

روزنامه جمهوریت چاپ ترکیه در گزارشی در شماره امروز خود نوشت : سفر رئیس حکومت محلی کردستان عراق به ترکیه موجب بروز دودستگی در حزب صلح و دمکراسی ترکیه شد. دلیل اصلی اعتراض ها برای سفر بارزانی به دیاربکر را در چه می دانید؟

عمده ترین اعتراضاتی که در داخل ترکیه به سفر بارزانی به دیاربکر انجام گرفت از سوی جریان موسوم به حزب صلح ودموکراسی بود که شاخه سیاسی پ. ک. ک است و فعالیت های قانونی و علنی درترکیه دارد. این اعتراضات نیز به این شکل انجام گرفته است که بسیاری از رهبران و چهره های شناخته شده این حزب به استقبال بارزانی نیامدند و همچنین در داخل شهر دیاربکر حتی بیلوردهایی در نقد بارزانی و عملکرد وی نصب کرده  و جامعه متوسط و یا تحصیلکرده کردستان ترکیه به ویژه دیاربکر را وادار کرده بودند که از سفر بارزانی استقبال چندانی نکنند. همانطور که شاهد بودیم این سفر هم در دیاربکر با استقبال گسترده علیرغم تصوری که می رفت مواجه نشد. بدین معنا که مردم در دیار بکر  به آن میزانی که در دیدارهای حزب صلح و دموکراسی یا جریانات وابسته به پ.ک.ک حضور داشتند در استقبال از آقای بارزانی حضور پیدا نکردند؛ علیرغم آنکه از خواننده های معروف کرد دعوت کرده بودند و تبلیغات گسترده ا ی هم از سوی دولت انجام شده بود اما شاهد بودیم که  این استقبال در داخل یعنی در شهر دیاربکر آنچنان گسترده نبود و عمدتا افرادی که در گردهمایی حضور داشتند جامعه روستایی و  یا طبقات فرودست ترکیه بودند. بنابراین باید عملا پذیرفت که این حضور با استقبال گسترده در دیاربکر مواجه نشد به دلیل مخالفت ها و تبلیغات جدی که عناصر پ.ک.ک  و حزب  صلح و دموکراسی انجام دادند.

به نظر می رسد کاملا طبیعی است که پ.ک.ک و حزب صلح و دموکراسی از حضور بارزانی در دیاربکر استقبال نکنند و خوشحال نباشند، به تعبیر دیگری می توان گفت رقابت نانوشته ای میان بارزانی و عبدالله اوجالان یا میان حزب دموکرات کردستان در عراق یا حکومت اقلیم از یک سو  و از سوی دیگر جریان وابسته به پ. ک.ک در ترکیه وجود دارد. این رقابت بر سر رهبری معنوی و سیاسی کردها در خاورمیانه است، بنابراین چنین رقابتی زمنیه را فراهم کرده است که حضور بارزانی در کردستان نوعی تهدید علیه هژمونی عبدالله اوجالان ارزیابی شود  و اعتراضات به حضور بارزانی را باید از این زاویه مورد بررسی قرار داد.

با توجه به تحولات اخیر در منطقه و فراز و نشیب هایی که در رابطه میان عراق و سوریه و ترکیه شاهد هستیم این دیدار چه اهمیتی می تواند داشته باشد؟

همانطور که می دانید در طول چند ماه اخیر احزاب کرد در سوریه تا حد زیادی تقویت شدند،  عمدتا احزابی در کردستان سوریه تقویت شدند که با دولت ترکیه مخالفت می ورزند و جریان پ.ک.ک را در سوریه نمایندگی می کنند. اینگونه به نظر می رسد که دولت ترکیه از تقویت احزاب وابسته به پ. ک. ک در سوریه خوشنود نیست و یا حتی از نقش آفرینی  کردهای وابسته به پ.ک.ک در شمال سوریه حمایت نمی کند که به دلیل همان رقابت های منطقه ای یا  کلان تری است که میان سوریه و دولت ترکیه وجود دارد. بنابراین تصور من بر این است که حضور بارزانی در دیاربکر به دعوت اردوغان به نوعی تقویت جبهه حکومت اقلیم کردستان و ترکیه در مقابل پ. ک. ک و سوریه است بدین معنا که اگر قصد داشته باشیم با منطقی این مساله را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم باید گفت منطق سفر این است که قصد دارند به نوعی به جبهه گیری میان حکومت اقلیم و ترکیه از یک سو و از سوی دیگر پ.ک.ک و سوریه دامن زنند. تصور بر این است که این سفر جریان میانه روی کردی را تقویت می کند که پشتوانه دولت مرکزی ترکیه را نیز به همراه خود دارد که در مقابل جریان رادیکال کردی که وابسته به پ.ک.ک بوده و از ناحیه دولت سوریه هم مورد حمایت قرار می گیرد، است. بنابراین می توان گفت که این سفر رقابت میان این دو جریان یعنی جریان نسبتا معتدل و رادیکال از کرد را با پشتوانه سوریه از یک  سو و از سوی دیگر با پشتوانه ترکیه تعدیل می کند.   از زاویه دیگری این سفر به گونه ای نشان یا نمادی از رقابت های منطقه ای میان ترکیه و سوریه است.

فرضیه هایی مطرح می شود که در مسیر راه حزب عدالت و توسعه ترکیه و حزب کارگران کردستان منطقه کردستان عراق چالش هایی وجود دارد و به همین علت است که ترکیه قصد دارد به عادی سازی روابط با دولت کُردها در این منطقه بپردازد و شاید هم یکی از دلایل تاکید ترک ها برای حل مساله کردها پیروزی در انتخابات است. این مساله چه تاثیری بر انتخابات خواهد داشت و  آیا حسن روابط فقط در سایه انتخابات معنا پیدا می کند و مقطعی نیست؟

این بحثی است که حزب صلح و دموکراسی در ترکیه به این موضوع دامن زده است و جریان های مخالف حزب عدالت و توسعه نیز بر این موضوع دست گذاشتند به ویژه کمالیست ها هم این موضوع را مطرح کرده اند که دعوت از مسعود بارزانی به منطقه کردستان برای تقویت حزب عدالت و توسعه به ویژه با اهداف انتخاباتی  است که بناست در آینده برگزار شود. بنابراین این فرضیه کاملا درست است  و به نظر می رسد که این موضوعی بی اهمیت نیست به ویژه دولت اردوغان تلاش می کند تا جایگاه حزب عدالت و  توسعه را در میان کردها  افزایش دهد، اگرچه چندان قادر نبوده در میان بخش متوسط یعنی قشر روشنفکر در کردستان ترکیه جایگاهی پیدا کند اما با این حرکت قادر خواهد بود که بخش توده و یا جامعه فرودست کرد را تا حد زیادی به سمت خود بکشاند. همانطور که می دانید بارزانی و خانواده وی اگرچه ممکن است در میان جامعه روشنفکر کرد ترکیه نسبت به اوجالان با گرایش های سوسیالیستی جایگاه و اعتباری نداشته باشد، اما بی تردید به عنوان خانواده ای محافظه کار در میان کردهای جامعه فرودست یا طبقات پایین تر کرد از اعتبار و جایگاه بسیار بالایی برخوردار است. بنابراین اگر قصد داشته باشیم اینگونه ارزیابی کنیم که انتخابات آینده رقابتی است میان حزب عدالت و توسعه و دیگر احزاب کرد، اگر احزاب کرد در گذشته برای کسب آراء در منطقه کردستان یا کسب رای کردها توانسته بودند تا بخش عمده ای از آراء تودها را با خود  همراه کنند اما این حرکت زمینه را فراهم خواهد کرد که جامعه فرودست کرد گرایش های بیشتری به حزب عدالت و توسعه داشته باشند و از این رو می توان گفت این سفر پیروزی انتخابات قطعی برای حزب عدالت و توسعه و اردوغان خواهد بود و جایگاه و شان این حزب را در روستاها و در میان افراد فرودست جامعه ترکیه قطعا افزایش خواهد داد.

مسعود بارزانی گفته است حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) شاخه منشعب از پ.ک.ک در سوریه اصرار دارد که یک انقلاب در بخش شمال سوریه انجام دهد. چرا بارزانی با توجه به اینکه کردهای سوریه خود را  وابسته به وی و اقلیم کردستان نشان می دهند آنها را به باد  انتقاد گرفته است؟

انتقادی که بارزانی کرده متوجه اعلام حکومت موقت کردستان درسوریه بوده است اگرچه  بدون تردید جایگاه و شان بارزانی همانطور که در میان کردهای ترکیه جایگاهی پذیرفته شده است این جایگاه یا اعتبار لازم در میان کردهای سوریه هم اهمیت دارد و کردهای این منطقه برای بارزانی و خاندان وی  احترام ویژه ای قائ‍ل هستند و وی را به عنوان یک رهبر بزرگ کرد قبول دارند. اما آنچه که در حال حاضر در شرف وقوع است آن است که جریان نزدیک به پ. ک. ک به رهبری سالم مسلم در منطقه کردستان سوریه اعلام حکومت کردی کردند و  این حکومت خودمختار کردی مورد تایید و استقبال حکومت اقلیم کردستان  و بارزانی قرار نگرفته است. به نظر می رسد که مخالفت بارزانی با تشکیل این حکومت موقت از دو جنبه حائز اهمیت است:

1.     به واسطه  منافع استراتژیکی که میان کردهای عراق و حکومت ترکیه شکل گرفته و پیوندهای گسترده و بسیار استراتژیکی که میان حکومت اقلیم و ترکیه  وجود دارد مخالفت بارزانی با حکومت موقت  در کردستان سوریه به نوعی همداستانی با سیاست های دولت آنکاراست، چراکه حکومت  موقتی که در سوریه تشکیل شده نمایندگی پ.ک.ک را با خود به همراه دارد و به نوعی نزدیک به جریان پ .ک. ک است.

2.      حکومت اقلیم و شخص بارزانی خود را در کانون جریان کردی یا مساله کرد در خاورمیانه ارزیابی می کند و خوشایند این کانون یا مرکز قدرت نیست که در کنار این مرکز قدرت دیگری شکل بگیرد و مسائل کردها را تحت تاثیر خود قرار دهد.

بنابراین علیرغم هژمونی تاریخی که بارزانی در میان کردهای سوریه دارد، حکومت اقلیم با شکل گیری موقت حکومت در کردستان سوریه مخالف است ، به دو دلیل: 1. شکل گیری این حکومت می تواند هژمونی بارزانی و حکومت اقلیم را اندکی تضعیف کند و 2. پیوندهای استراتژیک میان دولت های اقلیم کردستان و دولت ترکیه  هم اقتضا می کند بارزانی با تشکیل چنین  حکومتی در سوریه مخالفت کند.

با توجه به سفر مالکی به ترکیه و داود اوغلو به عراق و اظهارات مثبت آنها در خصوص روابط دو کشور، به نظر شما  این سفر تا چه اندازه می تواند بر تحکیم روابط ترکیه و عراق موثر باشد؟

در حال حاضر داود اوغلو در بغداد است و ملاقات های گسترده ای هم با رهبران دولت مرکزی و مراجع  در عراق انجام داده و بناست کمیته همکاری های استراتژیک میان بغداد و آنکارا که مدت ها پیش تعطیل شده بود را احیا کنند و سفر مالکی به آنکارا نیز به پس از تشکیل کمیته موکول شده تا بتوانند برای مشکلاتی که به ویژه از سال ۲۰۰۷ تا به امروز به وجود آمده  راه حل هایی پیدا کنند و پس از آن  سفر مالکی به آنکار صورت پذیرد. تلاش دولت ترکیه این است که موازنه ای میان اربیل و بغداد ایجاد کند، اگرچه  باور من این است که این موازنه موازنه ظاهری خواهد بود و آنکارا بیشتر توان و تمایلات خود را  بر منطقه اقلیم کردستان به کار خواهد بست. بنابراین به دلیل آنکه میان حکومت مرکزی در بغداد و حکومت اقلیم کردستان رقابت ها و اختلاف نظرهایی  بر سر مسائل مختلف وجود دارد تازمانی که این اختلافات داخلی در عراق  حل و فصل نشود دولت آنکارا قادر به آن نخواهد بود که سیاست منسجم و واحدی را در خصوص عراق پی گیرد. همین مساله ما را به این نتیجه راهنمایی می کند که دولت آنکارا نسبت به عراق در ظاهر سیاست متعارفی را دنبال می کند، به دلیل آنکه در صدد گسترش روابط با دو منطقه است که این دو منطقه اختلافات بسیار گسترده ای با یکدیگر دارند یعنی اربیل و انکارا. اما  با وجود این رقابت ها بر این باورم که این تضاد را که می توان  ظاهرا در سیاست خارجی ترکیه نسبت به عراق ببینیم با بیان اینکه اربیل برای ترکیه مهم تر  از بغداد است می توان این پارادوکس را حل کرد. به نظر می رسد روابط با بغداد چندان اهمیتی برای دولت آنکارا ندارد به ویژه با توجه به اینکه دولت مالکی توان ایجاد ثبات سیاسی در داخل عراق را نداشته و قادر به حل مشکلات سیاسی با جریان های سیاسی در داخل عراق نبوده و بمب گذاری های گسترده دولت مالکی را تضعیف کرده است و دولت آنکارا هم کاملا به این امر واقف است . بنابراین من تصور می کنم به جای آنکه گفته شود آنکارا به بغداد در حل مسائل خود نیاز دارد باید گفت که این بغداد است که به ترکیه نیاز دارد و از ترکیه می خواهد برای حل مسائل داخلی به ویژه کشمش های سیاسی که با جریان اهل سنت در داخل دارد به دولت نوری مالکی کمک کند. دولت ترکیه نیز در این خصوص قطعا از نوعی دیپلماسی سنگین دست  تبعیت کرده و  به دولت مالکی چندان کمکی نخواهد کرد. بنابراین باور من بر این است که این دولت مالکی است که به ترک ها نیاز دارد و این مساله را  ترک ها به خوبی می دانند و در نتیجه امتیازات  چندانی به دولت مالکی نخواهند داد و روابط با حکوکت اقلیم را قربانی روابط با بغداد نخواهند کرد.

اخیرا شاهد تنش کردهای ترکیه با دولت مرکزی بودیم این دیدار تا چه اندازه می تواند نزدیکی کردها با دولت ترکیه را در پی داشته باشد؟

هدف اصلی از دعوت بارزانی به دیاربکر به عنوان رهبر برجسته کرد و فردی که می توان گفت امروزه کانون توجه کردهاست این است که از پتانسیل و ظرفیت بارزانی برای کاهش و اهمیت جایگاه پ. ک. ک به ویژه جریانات رادیکال وابسته به آن بهره گیرد. تصور بر این است که کردها در ترکیه به دو بخش قابل تقسیم هستند:

1.     بخشی از آنها طبقه متوسط است که طبقه تحصیلکرده و روشنفکر شامل روزنامه نگاران  و نویسندگان و هنرمندانند. این بخش دارای  جهت گیری های سوسیالیستی است و وابستگی شدید به پ.ک.ک به رهبری اوجالان دارند

2.     جریان های معتدل تر  یا پایین تر  در ترکیه که  بی تردید از تمایلات  و یا گرایشات آنها برای پیوستن به پ. ک. ک کاسته خواهد شد.بدین معنا که این سفر این اثر نزدیک و فوری را خواهد داشت که از پیوند خوردن بخش عمده ای از جامعه کرد با پ. ک. ک و اوجالان خودداری کند. بنابراین مقداری از پایگاه اجتماعی که به پ.ک.ک وابستگی داشت به ویژه در میان جامعه پایین تر کرد کاهش پیدا خواهد کرد.

از این منظر ارزیابی این است که سفر بارزانی به دیار بکر به تضعیف پ. ک. ک منجر خواهد شد و این همان هدف اصلی است که حزب عدالت و توسعه  و شخص اردوغان از گسترش روابط با اقلیم دنبال می کند. یعنی اردوغان ظرفیت هایی در بارزانی و خانواده وی  می بیند و از این ظرفیت ها در جهت مدیریت اقلیم کرد بهره می گیرد.

این دیدار تا چه اندازه در چارچوب معادلات منطقه ای ترکیه ایران عراق و سوریه قابل تعریف است؟ یعنی ایران در جریان این سفر بوده یا اتفاقی خودجوش است؟

اگر قصد داشته باشیم نسبتی میان  سفربارزانی به دیاربکر و مشکلاتی که گریبانگیر آن هستیم را مورد بررسی قرار دهیم، به نظر من این سفر ضرر و زیان چندانی برای منافع ایران ندارد. یکی از مشکلات ایران به ویژه از نظر امنیتی در مرزهای غربی  جریان های وابسته به پ. ک. ک است  و هر حرکتی که سبب تضیف حرکت های رادیکالیستی کردی می شود تامین کننده منافع ایران خواهد بود. این حرکت مسعود بارزانی را نیز حرکتی در راستای تقویت جریان دموکراسی خواهی   دولت ترکیه و در راستای تقویت برنامه های اردوغان  در جهت باز کردن فضای سیاسی بر مطالبات قومی می بیینم. بنابراین به نظر می رسد  پیوند بارزانی و اردوغان یا به تعبیری پیوند میان دو جریانی  که به حل مسالمت آمیز جریانات کرد  باور دارند می باشد که معتقد به ایجاد اصلاحات و تامین حقوق کردها هستند و به زیان منافع ایران نیست. براین باورم که این روند می تواند جریانات رادیکال را تضعیف کند و تضعیف جریانات کردی به طور طبیعی و قطعی می تواند امنیت ایران را بیشتر تامین و تضمین کند.

تحریریه دیپلماسی ایرانی/14

انتشار اولیه: سه شنبه 28 ابان 1392 / باز انتشار: پنجشنبه 30 ابان 1392

کلید واژه ها: ترکیهبارزانیاقليم كردستاندكتر قدرت احمديان


نظر شما :