شکریه بارکزی در گفتگوی اختصاصی با دیپلماسی ایرانی:

جدال با سنت های زن ستیز ادامه دارد

۲۱ فروردین ۱۳۹۳ | ۱۶:۵۶ کد : ۱۹۳۱۰۱۱ آسیا و آفریقا گفتگو تا انتخابات افغانستان
نماینده دو دوره کابل در مجلس افغانستان با اشاره به نقش خود در تدوین قانون اساسی این کشور تاکید می کند که هنوز حقوقی که قانون برای زنان تعیین کرده است به شکل تمام و کمال در جامعه افغانستان اجرایی نمی شود و شاید به بازه زمانی 50 ساله برای تحقق کامل آن نیاز باشد.
جدال با سنت های زن ستیز ادامه دارد

دبپلماسی ایرانی: زنان، قربانیان خاموش سالهای دست به دست شدن افغانستان میان قدرت های بیگانه. زنان، شهروندانی درجه دوم در سالهای حکومت مردان هم وطنی که زن را جز در خانه و به عنوان بخشی از اموال شخصی خود نمی خواستند. زنان،محرومانی که هنوز و با وجود گذشت 13 سال از پایان کابوس حکومت طالبان با سنت های اشتباه و با برداشت های ناصواب از دین دست و پنجه نرم می کنند. تقلای زنان برای دیده شدن، پدیده ای نیست که بتوانی در سفر به افغانستان آن را نادیده بگیری و ساده از کنار آن عبور کنی. نمی توان با رئیس جمهور افغانستان به گفت و گو نشست اما از زنانی که سالهاست در میدان عمل برای احیای حقوق هم جنس خود می جنگند، هیچ نگفت. نمی توان از مردی که خود را برنده انتخابات می داند در خصوص صلح در افغانستان سوال کرد اما برنامه اش برای اکثریتی در حال بیداری در افغانستان را جویا نشد. شکریه بارکزی که دو دوره نامش در میان نمایندگان کابل در مجلس افغانستان به ثبت رسیده و از زنانی بوده که در جریان تدوین قانون اساسی افغانستان تلاش های فراوانی کرده است در گفتگو با دیپلماسی ایرانی تاکید می کند که فعالان زن در افغانستان به دنبال این نیستند که از میان برداشته شدن چادری های آبی به عنوان حجاب اجباری در دوران طالبان را اصلی ترین هدف خود و دستاورد خویش بدانند. وی با اشاره به سنت های اشتباهی که همچنان بر زندگی زنان در افغانستان سایه انداخته است می گوید : زمانی که در جامعه ای زندگی می کنیم که سالها زن بودن نه مایه افتخار که جرم بوده است ، برای احیای حق خود راهی طولانی در پیش داریم. متن گفتگو با وی که در منزلش در کابل انجام شد به شرح زیر است:

وضعیت زنان در افغانستان و نه تنها کابل و شهرهای بزرگ پس از فروپاشی حاکمیت طالبان چه پیشرفت هایی داشته است؟

بدون شک تغییری که پس از پایان حکومت طالبان در افغانستان در حوزه زنان رخ داد، بسیار بنیادین و اساسی بوده است. در روزهای حاکمیت طالبان ، زنان افغان به جرم زن بودن از هرگونه حق تعلیم و تحصیل و شرکت در فعالیت های اجتماعی محروم بودند. زن بودن جرم نیست و افتخار است اما در این کشور زنان به جرم اینکه زن بودند؛ محاکمه می شدند. بدون شک رسوم و عاداتی که ما در افغانستان به آن گرفتار هستیم بسیار ناپسند و ضدزن است و در حقیقت معضلی است که باید حل شود اما این معضل در اندازه ای نیست که آنچه که ما در این ده سال به عنوان دستاورد به آن رسیده ایم را زیر سوال ببرد.

گفته می شود که در قانون اساسی که پس از حاکمیت طالبان نوشته شده است حقوق زنان به شکل کامل رعایت شده است. این حقوق چه مسایلی را شامل می شود؟

نخستین مساله ای که لحاظ شده است حق برابری میان زن و مرد در برابر قانون است که می توان از آن با عنوان امتیاز مساوی نام برد. اجازه دهید قانون اساسی افغانستان را با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در حوزه زنان مقایسه کنم. به عنوان نمونه در قانون اساسی افغانستان گفته شده است که اگر اتباع افغانستان واجد شرایط مشخص شده باشند می توانند کاندید انتخابات ریاست جمهوری شوند. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از کلمه " رجل " به عنوان فردی که می تواند کاندید انتخابات ریاست جمهوری شود ، نام برده شده است. این کلمه تعبیر به این می شود که زنان نمی توانند در ایران کاندید انتخابات ریاست جمهوری باشند. این در حالی است که در قانون ما این حق برای زنان تعیین شده است و ما امیدوار هستیم که یک روز در افغانستان هم شاهد انتخاب یک زن به عنوان رئیس جمهور خود باشیم.

مهم ترین مساله ای که در قانون اساسی افغانستان به نفع زنان لحاظ شده است دیدگاه تبعیض مثبت است. در کشورهایی که روزهای پس از بحران را پشت سر می گذارند و جامعه ای بسیار سنتی به حساب می آیند ، تبعیض مثبت می تواند نخستین گامی باشد تا زنان را به سطحی از آگاهی برساند تا بتوانند با شرکت در فعالیت های اجتماعی قدرت و ظرفیت خود را برابر با مردان به نمایش بگذارند. به عنوان مثال ، حداقل 25 درصد از کرسی های پارلمان و مجلس نمایندگان باید به زنان اختصاص داشته باشد. این بدان معنا است که زنان می توانند بیش از این 25 درصد را هم در اختیار داشته باشند اما کف لازم و ضروری که باید لحاظ شود همین 25 درصد است. دستاورد دیگری که ما برای رسیدن به آن بسیار تلاش کردیم این بود که حکومت مسئولیت دارد در برابر رسوم و سنت هایی که بر خلاف اسلام است و به اسم دین در جامعه رایج شده است ، مقابله کند. این بخش در ماده قانونی که در خصوص حمایت های دولت از زن و کودک است ، درج شده است. در ماده 22 از برابری افراد بدون در نظر گرفتن هرگونه تبعیض از جمله تبعیض جنسیتی صحبت شده است. دولت مکلف شده است تا برابر افزایش ضریب سلامتی زنان دست به اقدام های لازم بزند. در قانون هم تضمین هایی برای مشارکت سیاسی زنان ارائه شده است. این مسائل در زمره همان گام های اولیه ای است که به عنوان تبعیض مثبت در قانون اساسی افغانستان ذکر شده است.

شما از درج حقوق زنان در قانون اساسی افغانستان سخن می گویید اما آیا ما شاهد تطبیق این مواد قانونی با لایه های عملی زندگی زنان در جامعه هم هستیم؟ آیا این قواننی اعمال هم می شود و یا فقط نوشته شده است ؟

در هیچ کشوری قانون اساسی به شکل مو به مو در جامعه اجرا نمی شود. مردم امریکا پس از 200 سال توانستند یک رئیس جمهور سیاه پوست را بپذیرند و این در حالی بود که بر اساس قانون در امریکا در فردی از اتباع این کشور می تواند بدون در نظر گرفته شدن رنگ پوست ش به ریاست جمهوری هم برسد. آنچه که در قانون اساسی یک کشور به عنوان خط مشی ، ارزش ها و موارد مورد توافق عده ای نوشته و تصویب می شود در حقیقت دروازه ها برای پیشرفت عملی را در آینده باز می کند. اگر در امروز افغانستان حضور برابر زن و مرد در تمام عرصه ها به چالشی تبدیل شده است ، امیدوار هستیم که 25 سال بعد افغانستان دیگر با این معضل دست و پنجه نرم نکند. امیدواریم دو دهه دیگر افغانستان، کشوری باشد که در آن زنان و مردان برای ساختن جامعه ای مرفه احساس مسئولیت برابر کنند.

اگر اجازه بدهید از نگاه دولتی مد نظر شما در پاسخ به این پرسش فاصله بگیریم. سوال دقیق من این است که آیا آن نگاه زن ستیزی که در جامعه مرسوم بود در این یک دهه کمرنگ تر شده است یا خیر؟

من به همین دلیل مثال جامعه امریکا را آوردم . در امریکا 200 سال طول کشید تا جامعه به این عقلانیت برسد که یک سیاه پوست هم می تواند رئیس جمهور شود. در افغانستان هم شاید به بازده زمانی 200 ساله برای پذیرش برخی مسائل از سوی جامعه نیاز نباشد اما حداقل به 50 سال گذر زمان نیاز داریم تا بتوانیم بحث جنیستی منطبق بر قانون و برابری بین انسانها را در عمل پیاده کنیم. دید جامعه افغانستان همچنان سنتی است و شیوه ذهنیت هم مرد سالاری است . هنوز هم دشمن بزرگ زنان افغانستان متاسفانه رسوم و ادابی است که در بسیاری از موارد هم برخلاف دین است و هم برخلاف ارزش های انسانی. کابل امروز ما از کابل 40 سال پیش که زنان در آن از تمام حقوق اولیه برخوردار بودند بسیار فاصله گرفته است. هدف ما این است که این نگاه در جامعه غالب شود که دختر را نباید تنها در خانه و دور از جامعه نگاه داشت.

وضعیت تحصیلی زنان در افغانستان به چه شکل است ؟

در این خصوص به مراتب شاهد رشد چشمگیری در این ده سال بوده ایم. 38 درصد از حدود هفت و نیم میلیون کودکان افغانی که به مدرسه می روند ، دختر هستند. جذب دختران پس از فراغت در امتحان کنکور ، مثبت ده نمره است. این بدان معنا است که هرگاه یک پسر بتواند با نمره 300 وارد دانشگاه شود در همان دانشگاه یک دختر می تواند با نمره 290 وارد شود. یعنی برای دختران 10 نمره امتیاز قایل شده ایم. علاوه بر این زمانی که برای یک پست در اداره جات مراحل استخدامی طی می شود اگر یک زن و یک مرد شرایط کاملا برابر داشتند، حق اولویت با استخدام زن است. این نیز مشمول همان قاعده تبعیض مثبت است. این مساله نه تنها در قانون اساسی افغانستان که در مقررات بعدی هم که در رده های پایین تر تدوین می شود، لحاظ شده است. البته این بدان معنا نیست که زنان افغانستان از این حق باخبر هستند. این بدان معنا نیست که زنان در تمام استان ها از حق مشارکت مشابه برخوردار هستند. در شهرهای بزرگ زنان مشارکت بیشتری در فعالیت های اجتماعی دارند. این بدان معنا است که نه تنها زنان در شهرهای کوچک از بسیاری از خدمات محروم هستند بلکه عدم اگاهی آنها هم چالشی است که امیدوار هستیم با گذر زمان حل شود.

شما به عنوان نماینده زن مجلس افغانستان آیا هیچ گونه نهاد اموزشی برای آشناکردن زنان به حقوق آنها راه اندازی کرده اید؟

من از بنیان گذاران نهادهایی بودم که برای سوادآموزی زنان کار کرده ام. من از سال 1999 ، فعالیت خودم را در این خصوص آغاز کردم. در حالی که هنوز طالبان بر افغانستان سیطره داشتند من فعالیت خود را از سوادآموزی دختران شروع کردم. با وجود آنکه در آن زمان مکاتب تعطیل بود اما دخترانی که به هزار سختی آموزش دیدند توانستند در کنکور نمره های خوبی را به خود اختصاص دهند. امروز می بینیم که میزان بی سوادی در دختران و زنان در حال کاهش است و این نتیجه تلاش نهادهای دولتی و غیردولتی در افغانستان است. من یکی از افرادی بودم که در نوشتن متن قانون اساسی افغانستان مشارکت داشتم و هنگام تدوین آن مشاجره ها و مناقشه های فراوانی هم بر سر مفاد آن داشتیم. در کنار این تلاش ها من بیشتر بر روی اموزش سیاسی زنان متمرکز بودم و برای رسیدن به نتیجه مطلوب هم از رسانه ای به عنوان آینه زن استفاده کردم که مدیر مسئول ان بودم و هم از طریق روزنامه ای به نام ترقی که صاحب امتیاز آن بودم.

یک خانم پس از احراز چه ویژگی هایی می تواند به مجلس افغانستان راه پیدا کند؟ آیا حداقل های تحصیلی مدنظر گرفته شده است؟

شرایطی که ما در قانون اساسی لحاظ کردیم در نهایت در قانون انتخابات هم به همان شکل قید شد و تغییری نکرد. این بدان معنا است که متاسفانه بحث تحصیل در زنان و مردانی که خود را برای شرکت در پارلمان کاندید می کنندف مطرح نیست و این مساله یکی از مشکلات اساسی در مجلس است. اما خوشبختانه در پارلمان ما هیچ زن بی سوادی وجود ندارد. در مجلس این دوره ما مردان بی سواد کمتری نسبت به دوره قبل داریم اما به هرحال مردان بی سواد  و کم سواد در مجلس هستند. از منظر تحصیل زنانی که در مجلس هستند در موقعیت بهتری قرار دارند.

یکی از انتقادهای طالبان به همین قانون الزام حضور 25 درصدی زنان از 100 درصد نمایندگان مجلس است. طالبان اعتقاد دارد که زنان هم می توانند مانند مردان در انتخابات شرکت کنند و هر کدام که رای بیشتری آوردند به مجلس راه یابند.

بله این انتقاد وجود دارد اما چرا نباید این قانون باشد؟ ما در جامعه ای زندگی می کنیم که هم زن وجود دارد و هم مرد. اگر منظور حداقل رای است که در خصوص مردان هم این مساله مصداق دارد. ما نماینده مردی را داریم که با احراز 30 هزار رای به مجلس راه یافته است و نماینده مرد دیگری هم داریم که با 10 هزار رای بر کرسی پارلمان تکیه داده است. منطق تفاوت رای در هرپارلمان قابل پذیرش است. بحث دیگر این است که نگاه طالبان به زن کاملا واضح است. طالبان زمانی که بر افغانستان سیطره کامل داشت با زن کنار نیامد بنابراین کاملا طبیعی است که امروز هم با زن در جامعه افغانستان نسازد. بر اساس تفکر طالبان ، زن تنها وسیله ای برای تولید بچه است و ماشین رختشویی و تمیز کاری.

اگر روزی طالبان با تغییر ساختار سیاسی و یا به جبر امنیتی به نوعی هرچند محدود به بدنه سیاسی افغانستان بازگردد، رویکرد این گروه با توجه به تغییر نگاه نسبی به زن در جامعه افغانستان در قبال زنان تغییری خواهد کرد؟

واقعیت های جامعه افغانستان نشان می دهد که دید مردم این کشور به زنان نافی چند بحث است . نخست آنکه مردم با روی کار آمدن مجدد طالبان کنار نخواهند آمد. طالبان می توانند مانند مجاهدین به عنوان بخشی از قدرت سیاسی و آنهم از طریق صندوق رای و مشارکت سیاسی به قدرت بازگردند. بر این اساس آنها می توانند بخشی از سیستم سیاسی کشور باشند اما سیستم هرگز طالبانی نخواهد شد. اکثر دوستانی که امروز در دنیای سیاسی افغانستان مشغول هستند و به جهادیون تعلق داشتند در گذشته نظریاتی مشابه طالبان امروز نسبت به زنان داشتند. اما امروز می بینیم که همان افراد به عنوان همکاران من در مجلس نشسته اند و طرز تفکر قدیمی خود در خصوص زنان را یک اشتباه می دانند. امروز  این افراد به این نتیجه رسیده اند که معیار میزان ترقی یک جامعه به میزان پیشرفت زنان آن وابسته است. زمانی که یک مرد باسواد است شاید زن همراه خود را هم باسواد کند اما زمانی که یک زن باسواد می شود در حقیقت یک خانواده تعلیم می بیند.

میزان مشارکت زنان در انتخابات هایی که تاکنون برگزار شده ، به چه میزان بوده است؟

خوشبختانه رای زنان  در افغانستان سرنوشت ساز است و در انتخابات های برگزار شده مشارکت هم داشته اند. مشارکت زنان به دوشکل است. در یک مورد زنان با پای خود در کنار صندوق های رای حاضر می شوند و در حالت دوم کارت های رای که به نام زنان گرفته شده در حوزه های رای گیری متفاوت به نفع کاندیداهای مختلف نوشته و به صندوق انداخته می شود. در مورد اخر حق زنان باز هم نقض می شود و در بسیاری از موارد بزرگ یک خانواده یا بزرگ یک قوم کارت های زنان را جمع اوری کرده و نام کاندید مورد نظر خود را بر روی آن می نویسد.

هنوز آمار زنانی که در افغانستان قربانی خشونت های خانگی می شوند ، بسیار زیاد است.از نظر حقوق قضایی زنانی که قربانی این رفتارها می شوند چگونه می توانند شکایت های خود را پیگیری کنند؟

قوانین افغانستان گنجایش برخورد دوستانه نسبت به زنان را دارد. زنانی که قربانی خشونت می شوند چند مشکل اساسی دارند.نخست آنکه از منظر سیستم عدلیه افغانستان همکاری آنچنانی که باید با این زنان صورت بگیرد، انجام نمی پذیرد. مساله خشونت به عنوان یک معضل اصلی همچنان در افغانستان رایج است. فساد گسترده مالی در اداره جات افغانستان باعث می شود که زنان در پیگیری شکایت های خود تا حد بسیاری موفق نشوند. مردانی که مرتکب خشونت خانگی می شوند یا فرار می کنند و یا رشوه می دهند و در نهایت هم از اتهام وارده تبرئه می شوند. در حال حاضر ما مجبور به تحمل این شرایط هستیم. زمانی که شما از جنس درجه سوم جامعه سربیرون می کنید و فریاد می زنید که من هم انسان هستم ، راه زیادی را باید طی کنید. بدون شک ، خشونت در هرجامعه ای وجود داشته و دارد و این مساله ای است که کم و بیش در جوامع مختلف هم به چشم می خورد و در افغانستان هم این مساله هست. متاسفانه خشونت خانوادگی بدترین نوع خشونت است که هرسال بیبشترین زنان افغانستان را قربانی خود می کند.

زنی که امروز مورد خشونت خانوادگی قرار گرفته است پس از مراجعه به مراحل قضایی چه پروسه هایی را باید طی کند؟

ابتدا باید شکایت خود را در اداره پلیس محل مطرح کند و پس از آن پرونده به دادستانی فرستاده می شود و در نهایت پس از بررسی های اولیه ، پرونده آنها به ارگان های قضایی ارجاع داده می شود. متاسفانه تا به امروز من شاهد موردی نبوده ام که حکم یک پرونده به نفع زنی که قربانی خشونت شده است صادر شود. موارد معدود رخ داده هم زمانی بوده که موضوع پرونده رسانه ای شده است.

در ایران هنگام عقد ازدواج ، خانم ها می توانند حقوقی مشخص مانند حق طلاق ، حق تحصیل و یا تعیین مکان زندگی را از همسر خود بگیرند. آیا چنین حقی برای زنان افغان در قانون شما وجود دارد؟

من فکر می کنم از منظر تطبیق قوانین جمهوری اسلامی ایران بسیار پیشتاز است. در افغانستان ازدواج دختران و پسران زیر سن قانونیف ازدواج اجباری ، عدم ثبت ازدواج ها  و چندهمسری هم همگی از معضلات رایج است. در افغانستان عقد بیشتر به منزله یک شکل است تا محتوا  و در بسیاری از موارد حتی مهریه ای هم برای زنان تعیین نمی شود و البته اگر تعیین شود پرداخت هم نمی شود.

خانم ها بر اساس قانون در چه شرایطی می توانند طلاق بگیرند؟

درخواست زنان برای طلاق تحت شرایط خاص مورد بررسی قرار می گیرد. هنگامی که مرد مشکلات روحی و فیزیکی دارد و یا نفقه پرداخت نمی کند و یا زن دیگر نمی خواهد به زندگی مشترک ادامه دهد.

در هرکدام از این حالت ها زن به راحتی می تواند طلاق بگیرد؟

خیر. زن از مهریه اش محروم می شود و البته باید بگویم که پروسه طلاق در افغانستان هنوز  پذیرفته نشده است. حتی در محاکم افغانستان هم عمدا  بررسی درخواست های طلاق زنان را چندین سال طول می دهند تا شاید شیرازه خانواده از هم پاشیده نشود و دو طرف مجددا بتوانند در کنار هم زندگی کنند. به همین دلیل است که در اکثر موارد مردم به مراجع رسمی برای ثبت طلاق مراجعه نمی کنند اما به شکل غیررسمی از هم جدا می شوند. در اینصورت هم مرد زندگی دیگری را شروع می کند و زن هم باید یا در کنار پدر خود و یا با برادر خود زندگی کند.

درخواست طلاق مردان سریعا بررسی و حکم صادر می شود؟

من تاکنون با پرونده ای که مردی در ان رسما تقاضای طلاق کند، روبه رو نشده ام. مردان به راحتی زن خود را ترک کرده و زندگی جدیدی تشکیل می دهند.

چندهمسری در افغانستان قانونی است؟

تحت شرایطی بله. در این قبیل موارد قانون اساسی بر اساس چند فقه رایج در افغانستان تدوین شده است و رضایت همسر اول حتمی است . علاوه بر این مرد باید توانمندی مالی و فیزیکی داشته باشد و هزار مورد دیگر هم وجود دارد که عملی نیستند.

انتشار اولیه: یکشنبه 17 فروردین 1393/ باز انتشار: پنجشنبه 21 فروردین 1393

کلید واژه ها: در قانون زنان در مردان در قانون اساسی طلاق قانون اساسی افغانستان اساسی افغانستان که زنان


نظر شما :