آنچه باید تغییر داد

دیپلماسی اقتصادی روایی و تحول شناختی بین‌المللی از اقتصاد ایران

۲۳ بهمن ۱۴۰۴ | ۰۹:۰۰ کد : ۲۰۳۷۶۵۳ اخبار اصلی اقتصاد و انرژی
محمدرضا حاجی جباری کریمی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: امروزه، رویکرد شناختی در تجزیه و تحلیل روابط خارجی، کاملا کاربردی و به یک ضرورت تبدیل شده است. علوم شناختی به مطالعه کارکردهای شناختی ذهن و مغز و توسعه فناوری‌های برگرفته از این دانش می‌پردازد و بدین لحاظ، دانشی نو، پویا و آینده‌ساز شناخته می‌شود.
دیپلماسی اقتصادی روایی و تحول شناختی بین‌المللی از اقتصاد ایران

دیپلماسی ایرانی: علی‌رغم تحریم‌های اقتصادی که به طرز انکارناپذیری موجب محدودیت یا عدم دسترسی ایران به ابزار و فرصت‌های اقتصادی، تجاری، مالی و پولی در سطح جهانی شده، ایران همچنان برای برخی کشورها و بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای به‌عنوان یک فرصت اقتصادی تلقی می‌شود. در این نوشته، قصد داریم چگونگی ادراکات و برداشت‌های اقتصادی چین، هند، روسیه، اتحادیه اروپا، کشورهای حوزه‌ی خلیج فارس و آفریقا را نسبت به اقتصاد ایران سنجیده و عوامل دامن‌زدن به بی‌اعتمادی یا فرصت‌سازی را فهرست کنیم. از منظر اقتصاد رفتاری و علوم شناختی، این ادراکات تحت تأثیر سوگیری‌های شناختی، روایت‌های رسانه‌ای، محدودیت‌های نهادی و رویه‌ها و قواعد مسلط اقتصادی قرار دارند. در اینجا قصد داریم نشان دهیم که چگونه دیپلماسی اقتصادی روایی و تحول گفتمان اقتصادی می‌تواند این ادراکات را به نفع ایران تغییر دهد و فرصت‌های عملی برای بخش خصوصی ایجاد کند.

امروزه، رویکرد شناختی در تجزیه و تحلیل روابط خارجی، کاملا کاربردی و به یک ضرورت تبدیل شده است. علوم شناختی به مطالعه کارکردهای شناختی ذهن و مغز و توسعه فناوری‌های برگرفته از این دانش می‌پردازد و بدین لحاظ، دانشی نو، پویا و آینده‌ساز شناخته می‌شود. علوم شناختی علاوه بر تعامل با سایر دانش‌های نو و فناوری‌های همگرا چون زیست‌فناوری، فناوری نانو و فناوری اطلاعات، به دنبال ارتقای کیفیت زندگی بشر از طریق رفع کاستی‌های ناشی از آسیب‌های مغزی، تولید سامانه‌های هوشمند و استفاده بهینه از ذهن و قوای فکری انسان است. در این نوشتار، رویکرد شناختی در تجزیه و تحلیل ادراک جهانیان از اقتصاد ایران، به کار رفته است.  

۱.  مقدمه

شناخت اقتصادی بازیگران بین‌المللی از ایران تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل ساختاری، نهادی و ادراکی شکل می‌گیرد. در شرایط تحریم و محدودیت‌های بین‌المللی، این ادراکات بیش از آنکه بازتاب دقیق عملکرد واقعی اقتصاد ایران باشند، محصول فرایندهای شناختی و روایت‌محور هستند. اقتصاد رفتاری نشان می‌دهد که تصمیم‌گیری اقتصادی کشورها و شرکت‌ها تحت تأثیر سوگیری‌های شناختی، کلیشه‌ها و حافظه تاریخی است و این باعث می‌شود تا ریسک‌ مشارکت اقتصادی با ایران و عدم‌قطعیت‌ها را اغلب بیش از حد واقعی ارزیابی ‌کنند. در نتیجه، حتی عملکردهای مثبت اقتصادی ایران ممکن است در ادراک خارجی‌، کمتر دیده شود و تصویر کلی اقتصاد ایران در شناخت آنها به عنوان اقتصادی ریسک‌محور تثبیت شود.

این مقاله بر سه محور متمرکز است:

•    تحلیل روایت‌های کشورها و گروه‌های بازیگر درباره اقتصاد ایران،
•     شناسایی عوامل ریشه‌ای بی‌اعتمادی نسبت به اقتصاد ایران،
•     ارائه راهکارهای تغییر ادراکات، شناخت و ذهن بازیگران و فعالان اقتصادی بین‌المللی از طریق دیپلماسی اقتصادی روایی و اقدامات بخش خصوصی.

۲. ارزیابی‌های بین‌المللی از عملکرد اقتصادی ایران

ادراک کشورها از اقتصاد ایران حتی بیش و پیش از آن که مبتنی بر شاخص‌های کمی باشد، متاثر از عوامل شناختی و تجربه تاریخی است.

• چین: اقتصاد ایران در نگاه پکن، فرصتی راهبردی و بلندمدت است. منابع انرژی، موقعیت ترانزیتی و بازار داخلی بزرگ، ایران را به نقطه‌ای کلیدی در ابتکار کمربند و جاده تبدیل کرده است. چین در تعامل با اقتصادهای تحریم‌شده به خوبی آموخته است که چگونه از زیان‌های احتمالی بگریزد و چالش بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادیِ محل را به فرصت‌ راهبردی تبدیل کند. در واقع، تنش و درگیری سایر رقبایِ خصوصا غربی، در هر کشوری که موجب ایجاد خلاء قدرت شود، برای پکن یک فرصت محسوب می‌شود. چین با خرید ریسک و مخاطرات ناشی از بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی، از عدم قطعیت، برای فعالان اقتصادی چین یک فرصت می‌سازد. هر جا بحران هست، حضور اقتصادی چین قابل مشاهده است. بنابراین چین یک نگاه درازمدتِ اقتصاد محور و ژئواکونومیک به ایران دارد که حتی می‌توان گفت چندان بستگی به نوع رژیمِ بر سرِ قدرت در ایران ندارد. 

• روسیه: ابتدا باید در نظر داشت که برخلاف اقتصاد چین که صادرات‌محور است، اقتصاد روسیه واردات‌محور است. لذا این دو اقتصاد، تفاوتی ماهوی با یکدیگر دارند. همکاری در حوزه انرژی، ترانزیت و سازوکارهای مالی جایگزین، از جمله حوزه ‌های مورد توجه روسیه در رابطه با ایران است. کریدور شمال-جنوب، نقش محوری برای روسیه دارد و ایران به مسیر جایگزین برای روسیه جهت دسترسی به آب‌های آزاد تبدیل شده است. بنابراین، در نگاه درازمدت روسیه، ایران برای مسکو ترکیبی از فرصت اقتصادی و شریک ژئوپلیتیک است.

• هند: گرچه بازار ایران روز به روز از اهمیت بیشتری برای هند برخوردار می‌شود، معذالک، ایران برای هند، بیش از بازار مصرفی، فرصتی برای ترانزیت و انرژی است. بندر چابهار و دسترسی به آسیای مرکزی و افغانستان، امکان کاهش وابستگی هند به مسیرهای پرریسک را فراهم می‌کند. در عین حال، هند با چالش ریسک ادراکی در خصوص ایران، از طریق چارچوب‌بندی مسئله‌محور، یعنی با برخورد مورد به مورد و پروژه به پروژه، مقابله می‌کند. 

• اروپا: ادراک ریسک و سوگیری وضعیت موجود، همراه با مشکلات ناشی از تحریم‌های غرب، تصویر ایران را برای اروپاییان، عمدتاً تصویری نامطمئن و ریسک‌محور کرده است. حتی در صورت وجود فرصت‌های بالقوه، محدودیت‌های حقوقی و نگرانی از تبعات تحریم‌ها مانع از شکل‌گیری تعامل عملی اروپا با ایران می‌شود. این در حالی است که همکاری اقتصادی این دو برای هر دو طرف، منافع چشمگیری به دنبال دارد. تحریم‌ها، رابطه‌ی یکصد ساله‌ی اقتصادی ایران و اروپا را تقریبا به صفر رسانده است. 

• کشورهای عرب حوزه خلیج فارس: تجربه مستقیم چند هزار ساله از همزیستی با ایران و قرابت جغرافیایی و همسایگی، بی‌اعتمادی ادراکی نسبت به ایران را کاهش داده است. امارات، عمان و قطر با تمرکز بر همکاری‌های عملی، تصویر ایران را قابل مدیریت و فرصت‌محور ارزیابی می‌کنند، هرچند بی‌اعتمادی راهبردی هنوز باقی است.

• آفریقا: آفریقا متشکل از ۵۴ کشور، جمعیتی بالغ بر یک و نیم میلیارد تَن و با تولید ناخالص دو ممیز هفت هزار میلیارد دلار، فرصتی طلایی برای بخش خصوصی ایران است. به دلیل عدم شناخت کافی ایرانیان از این بازار بزرگ و ترس تاریخی و ادراکات غلط نسبت به قاره آفریقا، متاسفانه باید از آن به عنوان فرصت سوخته یاد کرد. آفریقایی ها نیز به دلیل روایت‌های رسانه‌ای غلط، شناخت صحیحی از اقتصاد ایران ندارند و با گذشت ۴۷ سال از عمر جمهوری اسلامی، هنوز تجار و بازرگانان هر دو طرف باید نسبت به شناخت یکدیگر آموزش ببینند. 

نتیجه این که ادراکات دیگران از اقتصاد ایران، نه یک واقعیت ثابت، بلکه محصول ترکیب سوگیری‌های شناختی، تجربه تاریخی، چارچوب‌های نهادی و روایت‌های رسانه‌ای است.

۳. عوامل بی‌اعتمادی اقتصادی

بی‌اعتمادی اقتصادی نسبت به ایران چندوجهی است و عوامل زیر بر آن تأثیرگذارند: 

۱. رسانه‌ها و روایت‌های جهانی: شبکه‌های رسانه‌ای بین‌المللی غالباً بر تحریم، بی‌ثباتی و بحران اقتصادی در ایران تمرکز می‌کنند. این تمرکز باعث برجسته‌سازی منفی و بزرگ‌نمایی ریسک‌ می‌شود. در همین راستا، حتی تحولات مثبت و پروژه‌های موفق، کمتر دیده می‌شوند.

۲. نهادهای بین‌المللی و چارچوب‌های حقوقی: محدودیت‌های بانکی و تحریم‌های ثانویه موجب شکل‌گیری ریسک نهادی می‌شود. از همین قرار، عدم شفافیت در سازوکارهای مالی و حقوقی، تعامل اقتصادی را پرهزینه و پیچیده می‌کند. 

۳. تحریم های شورای امنیت سازمان ملل: چهره ای امنیتی-سیاسی از ایران و اقتصاد ایران می سازد و موجب تصور بالا بودن ریسک سیاسی و حقوقی مشارکت اقتصادی با ایران می‌شود. 

۴. قواعد اقتصادی جهانی: عدم تطابق با استانداردهای بین‌المللی و دشواری دسترسی به سازوکارهای مالی، باعث افزایش ادراک ریسک و کاهش اعتماد عملی می‌شود.

۵. بی‌ثباتی سیاست‌های داخلی: تغییرات مکرر در مقررات، نرخ ارز و سیاست‌های اقتصادی، پیش‌بینی‌پذیری را کاهش داده و موجب افزایش ریسکِ شناختی می‌شوند.

۶. حافظه تاریخی: تجربه شکست پروژه‌ها یا مشکلات انتقال مالی، بی‌اعتمادی تعمیم‌یافته ایجاد کرده و اصلاح آن زمان‌بر است.

۷. بی اعتمادی جمهوری اسلامی به نظم اقتصادی بین المللی: اقتصاد ایران ۴۷ سال است که خارج از مدار اقتصاد جهانی و بر خلاف جریان حرکت این مدار، در چرخش است. اقتصاد ایران در انزوای کامل نسبت به اقتصاد جهانی قرار دارد. 

۸. بی اعتمادی به سازوکارهای اقتصادی و مالی موجود جهانی: بانک جهانی همراه با صندوق بین المللی پول، بعلاوه‌ی سازمان جهانی تجارت، دو بال اقتصاد جهانی هستند که جمهوری اسلامی به شدت به آنها ظنین و مشکوک است. این در حالی است که آمریکا و اروپا، ایران را از مزایای این نهادها به کلی محروم کرده‌اند که این خود از جلوه‌های انزوای اقتصادی ایران و بالابردن ضریب عدم قطعیت و ریسک محوری اقتصاد ایران در ادراک و شناخت سایر کشورهاست.  

۹. تصور پیچیدگی کار اقتصادی با ایران: رفتار سیاست خارجی ایران، در ادراک و شناخت بسیاری از کشورهایی که برشمردیم، غیرمتعارف و تنش‌برانگیز است که به سهم خود، آنها را از کار اقتصادی با ایران منصرف می‌سازد. 

نتیجه: اقتصاد رفتاری نشان می‌دهد که عوامل نه گانه‌ی فوق، نه تنها بر ارزیابی عقلانی تأثیر گذارند، بلکه موجب تصمیمات احساسی و فوری بازیگران خارجی نیز می‌شوند.

۴. دیپلماسی اقتصادی روایی و تغییر و تحول گفتمان

دیپلماسی اقتصادی روایی: به معنای تلاش برای بازتعریف روایت و گفتمان برای تغییر ذهن‌ها و ادراکات طرف‌های خارجی در خصوص اقتصاد ایران است. اهداف محوری در اینجا، عبارت از تغییر ادراکات خارجی، کاهش ریسک ادراکی و تثبیت اعتماد بلندمدت نزد شرکای اقتصادی ایران است. برای رسیدن به این اهداف، مجموعه ای از اقدامات عملی، ضروری است. بخش عمده‌ی این اقدامات، عملا برعهده‌ی بخش خصوص است. از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

• روایت‌سازی پروژه‌محور: برجسته‌سازی پروژه‌های موفق صادراتی، سرمایه‌گذاری‌ها و همکاری‌های منطقه‌ای برای تغییر تصویر بحران‌محور از اقتصاد ایران، امری حیاتی است. به جای تبلیغات کلی که توام با نوعی فلسفه‌پردازی است و تدافعی و غیرموثر تلقی می‌شود و حتی بعضا به عدم قطعیت دامن می‌زند، بهتر است به صورت موردی، پروژه‌های موفق‌مان را اعم از صادراتی، سرمایه‌گذاری و همکاری منطقه‌ای برجسته کنیم و به این ترتیب، حتی گاه شرکای خارجی را با کیفیت و سودآوری بالای این طرح‌ها، غافلگیر کنیم.  

• کنشگران روایی اقتصادی: تربیت مدیران و مشاورانی که قادر به انتقال روایت‌ها باشند از دیگر ضروریات است. استفاده از متخصصین و کارشناسان باتجربه و حرفه‌ای برای انتقال روایتی جذاب از دستاوردها و طرح‌های موفق و البته و حتما قابل راستی‌آزمایی، فوق‌العاده لازم و موثر است.

• نمایش ثبات و پیش‌بینی‌پذیری: انتشار داده‌ها و گزارش‌های شفاف و قابل راستی‌آزمایی کمک شایانی به به کاهش عدم‌قطعیت می‌کند. باید نحوه‌ی گزارش نویسی و گزارش‌دهی، مطابق با استانداردهای جهانی باشد. برای این امر به دو عامل نیاز است: کارشناسان کاربلد، داده‌های شفاف و قابل راستی‌آزمایی. 

• دیپلماسی شبکه‌ای و رسانه‌ای: استفاده از رسانه‌های بین‌المللی و شبکه‌های تجاری برای تثبیت روایت جدید (اقتصاد بدون ریسک ایران) در سطح جهانی، به ابزاری متداول در تجارت خارجی و اقتصاد بین‌الملل تبدیل شده که از آن به عنوان دیپلماسی شبکه‌ای و رسانه‌ای یاد می‌شود. ساده‌ترین نمونه‌ی آن، پخش آگهی‌های بازرگانی از شبکه‌های مشهور رسانه‌ای است.  

در مجموع، رویکرد دیپلماسی اقتصادی روایی و تغییر و تحول گفتمان نشان می‌دهد که ادراکات شناختی دیگران از اقتصاد ایران، نه صرفاً نتیجه واقعیت‌های اقتصادی، بلکه محصول تکرار روایت‌سازی رسانه‌ای و چارچوب‌بندی شناختی است.

۵. اقدامات کوتاه، میان و بلندمدت

قاعدتا تغییر چهره‌ اقتصاد ایران و ادراکات شناختی دیگران از این اقتصاد، یک پروژه نیست، بلکه یک پروسه است. یعنی نمی‌توان طرحی داد و به آن دل‌خوش بود، بلکه باید به صورت یک فرآیند و در طول زمان به آن پرداخت. معذلک، برای ایجاد نوعی انسجام فکری و برنامه‌ای، به سه دسته اقدامات لازم زیر اشاره می‌شود:  

• کوتاه مدت: اول، باید اعتماد عملی محدود و محلی را برای یک فعالیت یا پروژه‌ی اقتصادی ایجاد کرد. بدیهی است مادامی که اعتماد داخلی نسبت به یک فعالیت و مشارکت اقتصادی جذب نشده، نمی‌توان انتظار داشت که ریسک‌محوری اقتصاد ما نزد شریک خارجی کاهش یابد. دوم، کاهش ریسک ادراکی در پروژه‌ها و همکاری‌های کوچک، امکان‌پذیرتر است. بدین معنا که روشن است در فضای عدم قطعیت و مخاطره‌محوری، مطرح کردن یک طرح و پروژه‌ی کلان نمی‌تواند به راحتی نظر شریک و سرمایه‌گذار خارجی را به خود جلب کند. به جای طرح و پیشنهاد پروژه‌های کلان، بهتر است از پروژه‌ها و همکاری‌های خُرد و کوچک آغاز کنیم. 

• میان مدت: اول، باید سعی کنیم روایت‌های جایگزین را به جای روایت‌های ریسک‌محور و عدم قطعیت از اقتصاد ایران بنشانیم. بدیهی است این امر نیاز به کارشناسان حرفه‌ای دارد. دوم، باید حضور ایران در شبکه‌های تجاری منطقه‌ای و بین‌المللی افزایش و گسترش یابد. بلاشک شبکه‌های منطقه‌ای مانند اورآسیا، بریکس و اکو مفید هستند و باید با جدیت پیگیری کرد. اما باید توجه داشت که راه میان‌بُر و جهانی که راه را برای بازگشت به اقتصاد جهانی باز می‌کند، نهادها و سازوکارهای موجود فراگیرِ جهانی است که قبلا اشاره کردیم. سوم، در میان مدت باید اثر روایت‌های منفی رسانه‌ای که در حال حاضر بسیار گسترده و پیچیده است، بای نحو کان، کاسته شود. 

• بلندمدت: اول، باید تصویر اقتصادی پایدار از ایران ساخته و تثبیت کنیم. نوسانات نرخ ارز و سود بانکی و تورم لجام گسیخته، تصویری نامطمئن و بی‌ثبات از اقتصاد ایران ساخته است. انبوهی از قوانین و مقررات دست‌وپاگیر و بعضا دچار تعارض نیز به این وضعیت ناپایدار و نامطمئن دامن می‌زند. اصلاح این امور از جمله اقدامات اجتناب‌ناپذیر است. دوم، افزایش و تقویت سرمایه اجتماعی و اقتصادی ایران است. در این راستا باید بخش خصوصی توسط حاکمیت تحمل و حمایت شود. سوم، هزینه‌های تعامل اقتصادی با ایران باید کاهش یابد و اعتماد بلندمدت شرکای خارجی جلب شود. دستیابی به این مقصود، نیازمند بازبینی و اصلاح قوانین و مقررات داخلی و روابط خارجی است.

جمع‌بندی

باید با استفاده از دیپلماسی اقتصادی روایی، ادراکات جهانی از اقتصاد ایران را تغییر داد. این امر نیازمند تلاش تدریجی، مستمر و مبتنی بر واقعیت‌های اقتصادی قابل راستی‌آزمایی است. با استفاده از این رویکرد، ایران می‌تواند روایتِ غالبِ بحران‌محور را به گفتمانی فرصت‌محور و قابل اتکا تبدیل کند. برای این منظور، همکاری بخش خصوصی، نهادها و دولت لازم است تا با هم یک تصویر مثبت اقتصادی در ذهن بازیگران خارجی ایجاد کرده و آن را در طول زمان تثبیت کنند. 

حافظ حاجی کریم جباری، دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی روابط بین‌الملل، مدرس دانشگاه و سفیر اسبق ایران در کشورهای سوئیس، لیختن‌اشتاین، ساحل عاج، گابن و لیبریا و تحلیلگر مسائل بین المللی، اروپا ...

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: چین ایران و چین اقتصاد ایران جمهوری اسلامی ایران روسیه ایران و روسیه محمدرضا حاجی کریم جباری دیپلماسی اقتصادی دیپلماسی فعال


نظر شما :