نگاه هومان مجد به مذاکرات وین

اعتماد برای ادامه مذاکرات وجود دارد

یک فرمول نیز وجود دارد که مخفی مانده و باید در جریان دور بعدی ماراتن مذاکرات در کوبورگ یا هر جای دیگری که برای میزبانی مذاکرات انتخاب می شود، کشف شود.
اعتماد برای ادامه مذاکرات وجود دارد

دیپلماسی ایرانی: فاصله 100 فوتی عرض حیاط و خیابانی باریک هتل پالاس کوبورگ وین- جایی که دیپلمات های برجسته چینی، فرانسوی، آلمانی، روسیه، انگلیسی و آمریکایی دو هفته نخست ماه جاری میلادی را برای مذاکره هسته ای با ایران در آن سپری کردند- و هتل ماریوت وین- جایی که تقریبا تمامی خبرنگاران پوشش دهنده این رویداد در آن اقامت داشتند- را از هم جدا می کند. با این حال در جریان مذاکرات، فاصله بین گمانه زنی و حقیقت، شایعه و واقعیت و هیچ نگفتن از شکاف ها بین طرف های مذاکره کننده هسته ای بسیار بیشتر از آن بود که با یک پرش ساده بتوان از روی آن عبور کرد.

از فوریه، کوبورگ به میزبان مذاکرات هسته ای بین ایران و گروه 1+5(آمریکا، انگلیس، فرانسه، چین، روسیه و آلمان) تبدیل شد. مذاکراتی به سوی دستیابی به یک توافق جامع هسته ای. توافق نهایی که به طور دایم نگرانی های بین المللی در خصوص برنامه های هسته ای ایران را تعدیل کرده و موجب شود که ایران بار دیگر اگر وارد سیستم سیاسی جهان نمی شود، وارد سیستم جهانی اقتصاد شود.

کوبورگ در اصل به عنوان یک قصر ساخته شده است هرچند که یکی از اعضای تیم مذاکره کننده هسته ای ایران می گوید اقامت در این هتل به طی کردن دوره حبس در یک زندان می ماند. با وجود جلسه های طولانی مذاکرات، دیپلمات ها تنها مجاز به تنفس های نوبتی بودند که بیشتر شبیه هواخوری در دوره بازداشت در زندان است. البته گاهی هم هیات ها با اسکورت موتورسواران راهی رودخانه وسط شهر می شدند تا در کنار آن در حالی که محافظان آنها را همراهی می کردند، به مدت 45 دقیقه قدم بزنند. این رویداد به اندازه ای دوچرخه سواران محلی را جذب می کرد که آنها می کوشیدند با تلفن های همراه خود از این صحنه عکس بگیرند.

این فضا در کوبوگ شاید توضیح دهد که چرا جان کری، وزیر خارجه آمریکا که در هفته دوم مذاکرات از راه رسید، ترجیح داد به جای این هتل در ماریوت اقامت کند. او در دو روزی که در آنجا اقامت داشت اغلب قدم زنان بین ساختمان دو هتل در رفت و آمد بود و می کوشید تا حدودی از جنبه سمبولیک گام های بلند و مصمم اش در سطح شهر بکاهد.

سمبل گرایی همه آن چیزی بود که روزنامه نگاران و ناظران بین المللی حاضر در وین باید با آن کنار می آمدند. زیرا همه طرف ها در آغاز مذاکرات در سال 2013 توافق کردند که از مذاکره علنی خودداری کنند و محتوای مذاکرات محرمانه بماند. ایالات متحده هم که گاهی نشست های توجیهی را برگزار می کرد نیز به گونه ای عمل می کرد که از دل آن چیزی بیرون نیاید. ایرانیان نیز به سهم خود اغلب نشست هایی را با رسانه های ایرانی برگزار می کردند که محتوای آن از طریق ترجمه در اختیار رسانه های غربی قرار می گرفت یا اینکه خبرنگاران غربی به صفحه توییتر همکاران ایرانی خود برای دریافت اطلاعات در مورد این نشست ها مراجعه می کردند. افزون بر این، کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا که هماهنگ کننده مذاکره است و اغلب چهره ای خجالتی برای رسانه ها به شمار می رود نیز تا قبل از اینکه هیات آمریکایی دست به ابتکار عمل هایی در زمینه اطلاع رسانی بزند، خبرنگاران را از ورود به هتل کوبورگ منع می کرد.

خبرنگاران خسته و کسل باید هر نشانه ای از تحرک در مذاکرات را چنگ می زدند. زمانی که حسین فریدون، برادر و دستیار ارشد حسن روحانی، رئیس جمهور ایران در تاریخ 11 جولای به کوبورک رسید، روزنامه نگاران به گمانه زنی در مورد دلیل حضور او در وین پرداختند. برخی می گفتند این نشانه ای است حاکی از آن که تهران دیگر به محمد جواد ظریف به عنوان هدایت کننده مذاکرات اعتماد ندارد و دیگران نیز می گفتند این ناامیدی تهران نسبت به نزدیک شدن به پایان ضرب الاجل شش ماهه مذاکرات و عدم دستیابی به توافق را نشان می دهد. اما واقعیت چیز دیگری بود. فریدون که سابقه رفاقت او با ظریف به سال هایی باز می گردد که او معاون هیات نمایندگی ایران در سازمان ملل بود، به نبایت از روحانی و شاید در مقیاسی وسیع تر،رهبری عالی جمهوری به وین سفر کرده بود. هدف از انجام این سفر این بود که ظریف ناچار نباشد در میانه مذاکرات، به تهران بازگشته و مقامات ایران را در جریان مذاکرات قرار دهد یا اینکه ناگزیر شود به صورت تلفنی و یا با استفاده از دیگر ابزار دیجیتال زمان زیادی را صرف گزارش در این زمینه کند. از سوی دیگر تصور بر این بود که دیوارهای هتل کوبورگ بیش از املاک و مستغلات در شهر نیویورک، موش دارد.

فضای شبیه زندان این هتل که مذاکره کنندگان ایرانی آن را تجربه کردند با این واقعیت تکمیل شد که آنها ناچار به صرف غذا در ناهارخوری اشتراکی در مجاورت اتاق اصلی مذاکرات بودند. سفارت ایران برای هیات ایرانی غذای حلال سرو می کرد و باوجود اینکه مذاکرات در میانه ماه رمضان انجام می شد، هیات ایرانی از مجوز مذهبی روزه نگرفتن در طول سفر استفاده کرد. اتاق ناهارخوری ، یک محوطه روشن تر و با اثباب و اثاثیه کمتر نسبت با دیگر بخش های هتل بود که امکان تبادل دیدگاه ها باوجود نظارت هایی که بر این اتاق وجود داشت را فراهم می کرد.

فریدون در جریان صرف ناهار در روزی که به وین رسیده بود یادآوری کرد که آنچه که در جریان مذاکرات گفته نشده می تواند به اندازه جزئیات فنی مطرح در مذاکرات مهم باشد. او به من گفت که غرب باید دریابد که هیچگاه فرصتی از این بهتر برای توافق هسته ای با ایران ندارد. فرصتی که در آن برادرش رئیس جمهور است و ظریف نیز وزیر خارجه او. به نظر می رسد که جان کری و باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا با این ایده موافق هستند و به همین دلیل است که سرمایه سیاسی قابل توجهی را برای تمدید مذاکرات به مدت چهار ماه دیگر هزینه کرده اند.

یک واقعیت گفته نشده دیگر در مذاکرات نیز این است که باوجود اینکه مذاکرات بین ایران و گروه 1+5 انجام می شود اما مذاکره اصلی بین ایران و آمریکاست. با توجه به تاریخ روابط دوجانبه، جای تعجبی وجود ندارد که مذاکرات در وین به نتیجه نهایی نرسید. 35 سال خصومت، بی اعتمادی، تهدید و فرصت های از دست رفته در مدت چند روز یا حتی چند ماه قابل حل شدن نیست. برای دیپلمات های دو طرف پافشاری بر مواضع قدیمی خود بسیار ساده تر از تغییر ساختارهاست.

یک فرمول نیز وجود دارد که مخفی مانده و باید در جریان دور بعدی ماراتن مذاکرات در کوبورگ یا هر جای دیگری که برای میزبانی مذاکرات انتخاب می شود، کشف شود. اوباما و کری و روحانی و ظریف به خوبی آن را درک کرده اند، چرا که در غیر این صورت با ادامه مذاکرات موافقت نمی کردند.

در خارج از فضای مذاکرات نیز همواره گفته می شود که توافق نکردن بهتر از توافق بد است. جمله ای که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اسرائیل آن را به زبان آورده است. اما آنها نمی گویند که شاخصه های یک توافق بد چیست و چرا توافق بد بهتر از توافق نکردن خواهد بود.

مذاکرات وین تا کنون نشان داده است که توافقی وجود ندارد که نتانیاهو ، اعضای کنگره یا تندروها در ایران بتوانند آن را توافق بد ارزیابی کنند. دولت ایران نیز تاکید دارد که در صورت عدم دستیابی به توافق ، تهران ترمز فعالیت های غنی سازی اورانیوم را بر می دارد. در این شرایط بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز باید با الگوهای رسمی خود از تاسیسات هسته ای ایران بازرسی کنند و دسترسی های فراتر از پروتکل های تعریف شده نداشته باشند. همچنین تحریم ها نیز به طور حتم از سوی آمریکا و فرانسه تشدید خواهد شد. به این ترتیب غرب در آستانه شکست قرار می گیرد. آستانه ای که در آن اوباما یا جانشین اش یا نتانیاهو یا جانشین او قادر نخواهد بود که تشخیص دهند ایران چقدر با ورود به باشگاه هسته ای فاصله دارد. در این مرحله آنها باید به تهدید روی میز بودن همه گزینه ها برای بازداشتن ایران از ملحق شدند به جمع کشورهای هسته ای بازگردند.

به این دلیل- افزایش احتمال جنگ در صورت عدم حصول توافق- مذاکره کنندگان در وین آرام آرام به این نتیجه می رسند که توافق بد باید بهتر از جایگزین ها باشد. دولت های ایران و آمریکا به طور علنی اعلام می کنند که می خواهند به توافق برسند. اما در چهار ماه آینده، هر دو کشور احتمالا درک خواهند کرد که دستیابی به توافق جامع شامل قربانی هایی نیز خواهد بود. اوباما که تا کنون بیش از آنچه که کنگره توقع داشته به ایران امتیاز داده است و روحانی نیز که بیش از آنچه که مجلس امیدوار بوده ، امتیاز داده باید برای دستیابی به توافق نهایی امتیازهای بیشتری ارایه کنند. شاید خط قرمز ها و خواسته های حداقلی باید تغییر کنند.

فراتر از همه این ها، هر دو طرف باید مذاکره کنندگان خود را تشویق کنند که افق دید خود را وسیع تر کنند. تمرکز بر جزئیات فنی- زمان گریز و تعداد سانتریفیوژها- در صورتی که موجب منحرف کردن طرف مقابل شود می تواند اثر سوء داشته و بی نتیجه باشد. در نهایت آنچه که اهمیت دارد این نیست که ایران چند ماه یا سال به تولید بمب نزدیک است، بلکه این است که مشوقی وجود داشته باشد که ایران هیچگاه به این مسیر منحرف نشود. البته ایرانیان نیز نگرانی های غرب در مورد نقطه گریز را درک کرده اند و به طور ناموفقی در وین تلاش کردند این نگرانی را با کاهش تولید اورانیوم مرتفع کنند. بر خلاف آنچه که گزارش شده، ایران پیشنهاد های سخاوتمندانه ای را برای کاهش شکاف ها و اختلاف نظرها مطرح کرده است و همین موضع است که دولت اوباما را بر آن داشته تا به ادامه دیپلماسی اعتماد داشته باشد.

تهران با اعزام ظریف به مذاکرات-  که بیشتر عمر خود را در ایالات متحده زندگی کرده تا در ایران- جدیت خود را در  مذاکرات نشان داده است. رفتار حقارت آمیز با ایران به طور حتم موجب آن نمی شود که حاکمیت ایران تصور کند به توسعه برنامه های هسته ای نیاز ندارد. تنها یک توافق و آشتی تکمیل کننده آن می تواند به تحقق این هدف کمک کند.

یک فرمول نیز وجود دارد که مخفی مانده و باید در جریان دور بعدی ماراتن مذاکرات در کوبورگ یا هر جای دیگری که برای میزبانی مذاکرات انتخاب می شود، کشف شود. اوباما و کری و روحانی و ظریف به خوبی آن را درک کرده اند، چرا که در غیر این صورت با ادامه مذاکرات موافقت نمی کردند.

منبع: فارن افرز/ تحریریه دیپلماسی ایرانی / 10

انتشار اولیه: شنبه 4 مرداد 1393 / باز انتشار : جمعه 10 مرداد 1393

کلید واژه ها: کوبورگوینتوافق نهاییهومان مجدتمدید مذاکرات


نظر شما :