توافق یا جنگ
فهم تنها گزینه روی میز به جای همه گزینههای روی میز
دیپلماسی ایرانی: راهبردهای جهان سیاستگذاری بهویژه در سیاستگذاری خارجی و روابط بین الملل دارای بیشمار تاکتیک و تکنیک هستند که هر یک بر پایه اهداف و توان بازیگر طرح ریزی و اجرایی میشود. فهم تاکتیکهای یک راهبرد برای بازیگران نظام جهانی بسیار مهمتر از کنکاش خود راهبرد است، زیرا راهبرد تنها در چارچوب تاکتیکها و ابزار میتواند اجرایی شود.
شناخت راهبردهای روابط بین الملل بدون کنکاش و فهم تاکتیکها و ابزار، نهتنها سودمند نخواهد بود، بلکه سیاستگذاران را در چرخه سرگردانی و بیراهه سیاستگذاری واکنشی گرفتار خواهد کرد. بیراهه سیاستگذاری که در نهایت میتواند یک دولت شکننده نظام جهانی را دچار فروپاشی کند.
مناسبات قدرت در آسیای جنوب غربی در دو سال گذشته بر یک راهبرد مرکزی استوار است که این راهبرد را باید تضغیف حداکثری ایران در منطقه و نظام جهانی دانست. این راهبرد مهم که از سوی برخی دشمنان و رقیبان ایران مانند: ایالات متحده امریکا، اسرائیل، ترکیه، جمهوری آذربایجان و ... دنبال میشود، دارای تاکتیکهایی است که برخی نرم، فریبنده و برخی دیگر سخت و خشونتبار هستند.
اگر چه راهبرد اصلی و هدف نهایی بر کاهش توان راهبردی ایران بنیان شده، اما تاکتیکهایی بکار گرفته میشوند که گاهی با یکدیگر نیز ناسازگارند. در چند ماه اخیر بهویژه پس از تهاجم ۱۲ روزه اسرائیل و امریکا به ایران، برخی سیاستگذاران خارجی تلاش دارند راهکار دیپلماسی را تاکتیکی برای فریب ایران و پنهان سازی تهاجم به ایران قرار دهند!
واقعیت وضعیت ایران در چند سال گذشته نشان داده که ایران باید قبل از جنگ ۱۲ روزه ۱۴۰۴ و در اوج اقتدار ژئوپلیتیک، مذاکرات خود با ایالات متحده را به یک توافق کارآمد برای کاهش یا لغو تحریمهای فلج کننده منجر و فشار روزافزون تحریمها بر حکمرانی و بقای ایران را کاهش میداد.
از دست دادن فرصت دیپلماسی ایرانی مقابل دیپلماسی زور و قانون جنگل غرب در چند سال اخیر که بهترین بسترهای توافق و تعامل با ایالات متحده امریکا را از دولت ایران گرفته، اکنون فراتر از جنگ ۱۲ روزه ۱۴۰۴، ایران را در وضعیت تک گزینهای توافق برای بقا قرار داده است. راهبرد بقا که سیاستگذاران ایران در هفت ماه گذشته بر آن اصرار دارند، حفظ ایران به عنوان یک بازیگر مستقل در نظام جهانی و بقای حکمرانی را دنبال میکند.
قرار گرفتن ایران در وضعیت تک گزینهای دیپلماسی زور که از سوی برخی سیاستگذاران و سیاستمداران غربی با عنوان "مذاکره، تنها راه حل بحران ایران" یا "مذاکره تنها گزینه روی میز" آنرا توصیف میکنند، برسازی دوگانه زورمدارانه "یا مذاکره و توافق یا جنگ" است.
راهبرد تضعیف ایران که از سوی دشمنان و رقیبان اکنون در بستر تاکتیک زیرکانه دیپلماسی زور با عنوان فریبنده "مذاکره تنها گزینه روی میز"، در حال پیگیری است را میتوان در محورهای زیر تحلیل کرد:
یکم – همه گزینههای روی میز: راهبرد ناتوان سازی ایران در نظام جهانی که در پنج دهه گذشته دستورکار اصلی سیاست خارجی قدرتهای غربی بهخصوص ایالات متحده امریکا و برخی رقیبان منطقهای بوده، همواره با طیفی از تاکتیکها و ابزارهای گوناگون همراه بوده است. از تحریم اقتصادی، طرحریزی کودتا، جنگ منطقهای، ترور، تنش و بحران قومی و مذهبی تا تهاجم فراگیر به ایران در جنگ ۱۲ روزه ۱۴۰۴ که نشان میدهد همه گزینههای مقابله و ناتوان سازی ایران روی میز سیاستگذاری راهبردی غرب قرار داشته است.
وجود همه گزینهها روی میز All Options Are on the Table که جلوههای اجرای آن بر همگان آشکار است، بارها از سوی سیاستگذاران و رهبران ایالات متحده امریکا نیز اعلام شده است. این تاکتیک بیشتر برای دوره پیشاجنگ ۱۲ روزه و تهاجم فراگیر اسرائیل به ایران مورد استفاده قرار میگیرد.( https://www.reuters.com, 11/04/2025)
تاکتیک گفتمانی همه گزینهها روی میز است، وضعیت ابهام شکنندهای را برمیسازد که همه ابزارها میتوانند مورد استفاده قرار گرفته و اثربخش باشند، در این شرایط، راههای موفقیت دیپلماسی و گریز از ستیز، بیشتر از اجرای تهاجم و جنگ است.
دوم – تنها گزینه روی میز: تاکتیک همه گزینهها روی میز است با تهاجم اسرائیل و امریکا به ایران در بهار ۱۴۰۴، از دستورکار دیپلماسی خارج شده و گونهای رویکرد ستیزه جویانه با عنوان دیپلماسی زور به جای آن بر مناسبات ایران و غرب، حاکم شده است.
مذاکره تنها گزینه روی میز، تاکتیکی است که در چارچوب دیپلماسی زور آرایش و زیباسازی شده، در حالی که پیام اصلی و هدف نهایی همان تاکتیک "همه گزینهها روی میز" و بلکه بدتر از آن است. پیام تاکتیک "مذاکره تنها گزینه روی میز"، به صراحت بر دوگانه یا توافق یا جنگ اصرار دارد.
در چنین بستری است که فهم پیام سیاستگذاران غربی، بسیار پیچیدهتر از دوره تهدید مستقیم علیه ایران است. فهم بستن همه راهها بر ایران و قرار دادن ایران در گوشه رینگ هندسه جدید قدرت جهانی و تهدید بقای ایران!
*
شناخت راهبرد، تاکتیک و ابزار سیاست خارجی سبب فهم مطلوب و به هنگام پیام بازیگران در نظام جهانی میشود. فهم پیام دیگران که گاه نهتنها در برتری یک بازیگر، بلکه بقای آن در نظام جهانی را نیز اثرگذار است.
اکنون که راهبرد ناتوان سازی نهایی ایران از سوی دشمنان و رقیبان در حال پیگیری و آخرین فرصتهای مناسب برای توافق نیز از دست میروند، سیاستگذاران ایران باید بدانند که در آستانه یک جنگ حتمی دیگر قرار دارند. فهم پیام آشفتگی و دگرگونی نظام جهانی و شناخت آخرین فرصتها برای بازنویسی سیاست خارجی و راهبرد بقای ایران در هندسه نوین قدرت جهانی که چندان نیز پایدار نخواهد بود، ضرورت سیاستگذاری خارجی ایران است.
جنگ در تاکتیک "مذاکره تنها گزینه روی میز" پنهان است. این تاکتیک و ادعای تلاش برای مذاکره و توافق، پوششی برای ضربه آخر دیپلماسی زور و تهاجم دوباره به ایران است که بر دو گانه "یا توافق یا جنگ" بنیان شده است.
منابع:
1- https://www.reuters.com/world/white-house-all-options-table-iran-over-nuclear-program-2025-04-11



نظر شما :