یادداشت اختصاصی روزنامه‌نگار روس برای دیپلماسی ایرانی

اشتباهات تاریخی عثمانی‌ها در اوراسیا

۲۷ دی ۱۴۰۴ | ۱۰:۴۰ کد : ۲۰۳۷۲۳۲ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
دمیر نظروف در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: تراژدی بلغارهای ولگا، باشقیرها، نوقای‌ها، قزاق‌ها، مردم قفقاز شمالی و دیگران را باید از دریچه‌ی نقد بی‌طرفانه‌ی سلاطین عثمانی نگریست، سلاطینی که مرتکب مجموعه‌ای از اشتباهات ژئوپلیتیکی وحشتناک شدند که ۵۰۰ سال بعد، هنوز هم بار سنگینی بر دوش مسلمانان اورال، منطقه‌ی ولگا، سیبری و قفقاز است.
اشتباهات تاریخی عثمانی‌ها در اوراسیا

نویسنده: دمیر نظروف، روزنامه‌نگار و کارشناس علوم سیاسی از غرب سیبری – روسیه

دیپلماسی ایرانی: در بخش اول این یادداشت، ضمن بحث در مورد مشکلات مسلمانان در شمال اوراسیا، از پروفسور لیپسیتز نقل قول کردم که شخصاً به افشاگری یک مقام شوروی از وزارت آموزش و پرورش در مورد غم‌انگیزترین رویداد تاریخ روسیه گوش داده بود. این افشاگری نشان می‌دهد که رهبری کرملین به شدت از مقیاس جنایات تاریخی مرتکب شده توسط سیاست‌های امپریالیستی آگاه است. من همچنین با توجه به روابط خوب بریتانیا با رژیم ایوان مخوف، بررسی نقش احتمالی آن در تدوین طرح نابودی بقایای اردوی طلایی را توصیه کردم. اما در بخش دوم، می‌خواهم به طور خلاصه به نقش غیرمستقیم امپراتوری عثمانی در رنج مسلمانان در شمال اوراسیا بپردازم.

تراژدی بلغارهای ولگا، باشقیرها، نوقای‌ها، قزاق‌ها، مردم قفقاز شمالی و دیگران را باید از دریچه‌ی نقد بی‌طرفانه‌ی سلاطین عثمانی نگریست، سلاطینی که مرتکب مجموعه‌ای از اشتباهات ژئوپلیتیکی وحشتناک شدند که ۵۰۰ سال بعد، هنوز هم بار سنگینی بر دوش مسلمانان اورال، منطقه‌ی ولگا، سیبری و قفقاز است. عثمانی‌ها در طول تاریخ خود اشتباهات محاسباتی زیادی مرتکب شدند: آن‌ها در تلاش برای تحت سلطه درآوردن سرزمین‌های مصر، جنگ‌های بی‌معنی علیه این کشور به راه انداختند، با شاه ایران از ناکجاآباد رقابت ایجاد کردند که به مجموعه‌ای از جنگ‌های غیرضروری منجر شد، و مسلمانان اسپانیا را به حال خود رها کردند و حتی به مملوک‌ها اجازه ندادند به آن‌ها کمک کنند. اما وقتی مدافعان عثمانی رفتار سلاطین نسبت به «رقبای سیاسی» را با استناد به دوران سخت قرون وسطی توجیه می‌کنند، به سادگی از اظهار نظر در مورد خیانت و بی‌عملی نسبت به مسلمانان شمال اوراسیا خودداری می‌کنند. دانشگاه‌های ترکیه حتی یک کتاب هم ندارند که آن دوران را بررسی کند، عثمانی‌ها را رسوا کند، یا بی‌توجهی استانبول به گسترش امپراتوری روسیه به سرزمین‌های اردوی طلایی سابق را مورد انتقاد قرار دهد.

منطق پشت انتقاد از عثمانی‌ها ساده است. عثمانی‌ها به جای تلاش برای تثبیت موقعیت خود در اروپای شرقی و مرکزی و اسلامی کردن بالکان، باید تمام تلاش خود را بر حمایت از برادران نژادی و مذهبی خود در شمال متمرکز می‌کردند. اما آنها نه قبل از تأسیس پادشاهی مسکو، و نه پس از آنکه مشخص شد مسکوی مسیحی ناگزیر لشکرکشی‌هایی را علیه تاتارها، باشقیرها، نوقایی‌ها و سایر اقوام ترتیب خواهد داد، و نه حتی پس از سقوط کازان و پیشروی بیشتر روس‌ها به اورال، سیبری، قفقاز و کریمه، در این کار شکست خوردند. باشقیرها، بلغارهای ولگا و نوقایی‌ها بارها از سلاطین خلافت عثمانی درخواست کمک کردند، اما در طول تاریخ خود، ترک‌های عثمانی هرگز به کمک آنها نیامدند. از آن زمان، مسلمانان شمال اوراسیا فجایع متنوعی را تجربه کرده‌اند. اما برای استانبول، تبدیل شدن به «یکی از خودشان» در میان مسیحیان اروپا بسیار مهم‌تر بود و آنها به هدف خود رسیدند، زیرا این عثمانی‌ها بودند که «مرد بیمار اروپا» نامیده می‌شدند.

تحت اشغال امپراتوری مسکو در اشکال مختلف آن – امپراتوری رومانوف، اتحاد جماهیر شوروی و فدراسیون روسیه – مسلمانان به طرز وحشیانه‌ای جذب شدند و عملاً تعدادشان را از دست دادند. مردمی مانند باشقیرها، نوگای‌ها و کومیک‌ها هرگز به جمعیت استاندارد سابق خود باز نخواهند گشت. اکنون آنها بردگان امپراتوری هستند، در بازی‌های ژئوپلیتیکی غیرقابل درک کرملین در اوکراین شرکت می‌کنند، در امور مذهبی خود بی‌سوادند و حتی در جمهوری‌های ملی خود صدایی ندارند (نمونه بارز آن زندانی کردن فعالان باشقیر در باشقیرستان است). این بهای سنگین فقدان تفکر اسلامی در عثمانی‌گرایی است، اما وحشتناک‌ترین چیز این است که در تمام سال‌های پس از امپراتوری عثمانی، هیچ کس در ترکیه حتی زحمت نتیجه‌گیری مناسب و تحلیل وقایع آن دوران را به خود نداده است.

سقوط کازان و نابودی بلغارهای ولگا، و همچنین نسل‌کشی بعدی باشقیرها، هنوز توسط مورخان اسلامی نادیده گرفته می‌شود. من اعراب یا ایرانیان را به خاطر دیدگاه‌هایشان سرزنش نمی‌کنم، زیرا آنها عمیقاً غرق در مطالعه وقایع مناطق مربوطه خود هستند. با این حال، این واقعیت که نخبگان ترکیه همچنان چشم خود را بر اشتباهات تاریخی خود که به فاجعه مسلمانان شمال اوراسیا منجر شد، می‌بندند، در بهترین حالت مرا شگفت‌زده و در بدترین حالت مرا آزار می‌دهد. امروزه به نقطه‌ای رسیده‌ایم که حتی برخی از دانشگاهیان روسی به اشتباهات تاریخی تزارهای روسیه اذعان می‌کنند، اما ترک‌ها همچنان شبح «مرد بیمار اروپا» را ستایش می‌کنند.

کلید واژه ها: عثمانی امپراتوری عثمانی ترکی عثمانی دوران عثمانی دمیر نظروف ایران و ترکیه ایران و عثمانی اوراسیا ترکیه عثمانی و اوراسیا


( ۱۹ )

نظر شما :

خسرو ۰۲ بهمن ۱۴۰۴ | ۲۰:۴۱
کاملا صحیح است عثمانی و صفوی از ترکستان و قفقاز غافل شدند مخصوصا عثمانی که صفحه مشترک ( ترک سنی حنفی) با مردمان قفقاز شمالی داشت نسل کشی مسلمانان توسط روس‌ها در غرب خزر و ترکستان محدوده شوروی و چین در ترکستان شرقی همیشه نادیده گرفته شده است همانطوری که نسل کشی مسلمانان بالکان هم غریب مانده است خداوند همه شان را رحمت کند و امت اسلام را از ضعف و تفرقه نجات دهد