پدیده‌ای که آسیب می‌زند

سیاست و آفات سیاست‌زدگی

۳۰ دی ۱۴۰۴ | ۰۹:۵۱ کد : ۲۰۳۷۲۷۰ اخبار داخلی انتخاب سردبیر
محمد بیدگلی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: سیاست واژه‌ای است که همیشه در ایران به آن منفی نگاه می‌شده، «سیاست پدر و مادر ندارد» جمله‌ای است که حتی در این سال‌ها به یکی از ضرب‌المثل ایرانی‌ها تبدیل شده است. در لغت‌نامه دهخدا سیاست به معنی تدبیر، مصلحت و دوراندیشی آمده است. موریس دوورژه از علمای علم سیاست، سیاست را علم قدرت نامیده است، اما اکثر مردم برای این واژه بار منفی قائل هستند، بسیاری بر این باورند، کسانی که با سیاست سر و کار دارند، رابطه‌ای با اخلاق ندارند. برای این ادعای خود هم مثال‌های فراوانی می‌آورند که یکی از آنها جنگ‌های بی‌شمار تاریخ بشریت از جمله جنگ اول و دوم جهانی است، جنگ‌هایی که حاصل زیاده‌خواهی سیاستمداران بوده است. در جامعه امروز ما حداقل در بین عوام واژه سیاست و واژه سیاست‌زدگی به یک معناست و تفاوت چندانی باهم ندارند، برای تبیین مسئله می‌توان دلایل زیادی را لیست کرد، از جمله اینکه در ایران هنوز حزب به معنای واقعی آن شکل نگرفته و عرصه سیاست عمدتاً براساس تمایلات فردی استوار است تا قاعده و قانون یا آیین‌نامه، البته نه اینکه قانون نباشد، بلکه جنبه تزئینی پیدا می‌کند و بیشتر منافع شخص یا اشخاص ملاک عمل قرار می‌گیرد و در کل کارها سیستمی پیش نمی‌رود.
سیاست و آفات سیاست‌زدگی

نویسنده: محمد بیدگلی، دکترای علوم سیاسی و کارشناس مسائل ایران

دیپلماسی ایرانی: در کشور ما در سطوح میانی قدرت آزمون و خطا زیاد انجام می‌شود، چرا؟ به دلیل اینکه فهم عمیق و چند بُعدی مسائل کشور و محیط بین‌المللی کار ساده‌ای نیست، فهم عمیق مسائل کشور به مطالعه کتب بسیار نیاز دارد تا دولتمرد به مرحله استنباط برسد و بتواند مسائل را تجزیه و تحلیل کند. نیاز بعدی یک سیاستمدار آن است که به پیامد سخنان و تصمیماتی که در مسائل کشور اتخاذ می‌کند کاملاً آگاه باشد و این مستلزم آن است افرادی که در کنار او قرار می‌گیرند به مراتب از او تواناتر باشند. سیاستمدار باید حتی با رقیب و مخالف خود نیز انسانی و با اخلاق اسلامی رفتار کند و به کنترل خشم خود قادر باشد و در به‌کارگیری افراد طبق فرمایش حضرت علی (علیه‌السلام) عمل کند که فرمایش دارند که بهترین‌ها را به کار بگمارند. در ایران هم مردم از سیاست‌زدگی جامعه گلایه دارند و معتقدند تمام ساحت زندگی ایرانیان درگیر سیاست و سیاست‌زدگی شده است، احتیاج به جست‌وجوی زیادی هم نیست. با نگاهی کوتاه به مشکلات اجتماعی ایران که این سال‌ها درگیر سیاست شده می‌توان به عمق ماجرا پی برد. 

در ایران امروز ما سیاست دقیقاً علم قدرت است، سیاست‌زدگی به معنای نگاه صفر و یک داشتن. نیکولو ماکیاولی که نظراتش در مورد سیاست به ماکیاولیسم مشهور شده در کتاب خود شهریار، هدف عمل سیاسی را دستیابی به قدرت می‌داند و در نتیجه، آن را به هیچ حکم اخلاقی محدود نمی‌داند و در نتیجه به کار بردن هر وسیله‌ای را در سیاست برای پیشبرد اهداف مجاز می‌شمارد و بدین‌گونه سیاست را به کلی از اخلاق جدا می‌کند. 

خیلی‌ها فکر می‌کنند چون به قدرت دست پیدا می‌کنند، خواه ناخواه واجد یک اعتبار و منزلت خاص هم هستند، درحالی‌که این توهمی است که باید با آن مقابله کرد. شاهدیم بعضاً افراد پیش از رسیدن به قدرت جایگاه ویژه فرهنگی ندارند، به محض اینکه به قدرت می‌رسند، ظاهراً امر بر آنها مشتبه می‌شود که واجد این قدرت هم هستند.

دلیل رشد سیاست‌زدگی در کشور به این مسئله برمی‌گردد که ما بیش از اندازه به قدرت سیاسی اهمیت می‌دهیم و از قدرت غیرسیاسی و غیررسمی غفلت می‌کنیم؛ یعنی اگر سعی می‌کردیم قدرت مدنی را پررنگ‌تر کنیم و قدرت فرهنگی را به عنوان قدرت اصلی کشور به خوبی درک و تحلیل و جایگاه ارزش‌های اخلاقی و فرهنگی را آن‌چنان که هست،‌ عرضه می‌کردیم،‌ شاید اسیر سیاست‌زدگی نمی‌شدیم. وقتی سیاست بیش از حد پررنگ و فی‌نفسه به یک هدف تبدیل شود، همه چیز رنگ و بوی سیاسی می‌گیرد، به این معنا که همه چیز سیاسی یا به معنایی، ابزاری می‌شود. 

تراکم قوانین نیز در افزایش سیاست‌زدگی موثر است، چرا که هرچه قانون بیشتر، جزئی‌تر و تفصیلی‌تر باشد، از نوعی بی‌اعتمادی و نبود عقلانیت حکایت دارد؛ چراکه اگر عقلانیت و اعتماد لازم وجود داشت، حداقل در عرصه رسمی شاهد تصویب این همه قوانین بعضاً معارض نبودیم. 

بی‌دلیل نیست که بسیاری از افرادی که به قدرت دولتی دست پیدا می‌کنند، بلافاصله حزب، انجمن‌ها و شرکت‌های اقتصادی تأسیس می‌کنند. این نشان می‌دهد چون قدرت دولتی تعیین‌کننده است و البته باید بپذیریم که تعیین‌کنندگی قدرت دولتی یکی از مجاری سیاست‌زدگی است، قرائت‌های پوپولیستی و توده‌وار می‌تواند هم سیاست‌زدگی را تقویت کند و هم مانعی برای نظارت مردم بر سیاست‌ها شود. ریشه‌ این مسئله را می‌توان به نوعی پوپولیسم همراه با عوام‌فریبی نسبت داد؛ یعنی عوام‌فریبی و سیاست‌های پوپولیستی یا عوام‌گرایانه می‌توانند موید سیاست‌زدگی جامعه‌ ما باشند. 

سیاست‌زدگی متاسفانه در حال تسری پیدا کردن در عموم جامعه است. این سیاست‌زدگی اگر ادامه پیدا کند لطمات زیادی به بار خواهد آورد.

کلید واژه ها: سیاست سیاست زدگی محمد بیدگلی ایران مردم ایران سیاست در ایران جمهوری اسلامی ایران


( ۱۶ )

نظر شما :

nima ۳۰ دی ۱۴۰۴ | ۱۲:۰۸
بسیار مفید و عالی مثل همیشه دقیق و کاربردی
پیمان ازرمی ۳۰ دی ۱۴۰۴ | ۱۲:۱۵
مطالب مناسب و مفیدی بود.
مریم جعفری ۳۰ دی ۱۴۰۴ | ۱۲:۳۶
درود و مهر استاد گفته شما درباره ویژگی افراد سیاستمدار کاملا درست هست و متاسفانه امروز شاهد افراد کمی هستیم که دارای این خصوصیات باشند و امیدوارم همان طور که گفتید قدرت مدنی و قدرت فرهنگی به اندازه یا حتی بیش از قدرت سیاسی دارای اهمیت شود تا کشور از بحران ها و نارضایتی هایی که درگیر آن است رها شود خدا قوت
نازپری محبی ۳۰ دی ۱۴۰۴ | ۱۲:۴۳
احسنت بسیار دقیق و کامل درک و برداشت درست از معنای واژه سیاست اساس شکل گیری و اجرای سیاست صحیح است آسیب ها و کژروی هایی که در دنیای سیاست رایج است نیز ناشی از درک نادرست از معنای همین واژه سیاست است
مهسا ۳۰ دی ۱۴۰۴ | ۱۵:۲۴
درود بر شما استاد عزیز
alireza.R ۰۱ بهمن ۱۴۰۴ | ۱۱:۵۹
کاش در کشور عزیزمان ایران همواره رابطه خوبی بین حاکمیت و حکومت برقرار بود تا شاهد رشد و بالندگی در عرصه سیاست داخلی و خارجی بودیم.به امید روزهای روشن
مجتبی قربان نژاد ۰۱ بهمن ۱۴۰۴ | ۱۴:۳۰
سیاست گریزی یعنی بی‌تفاوتی در قبال سیاست و مسائل اجتماعی و میهنی و خودداری از مشارکت در جریانات سیاسی است.بیطرفی و عدم ورود در امور سیاسی ناشی از عدم آموزش و آگاهی سیاسی می‌ باشد.بیطرفی در سیاست،خلاف میهن دوستی است.ولازمه آن هدف و جهت داشتن در مسائل جامعه است...  
سیدمحمدرضا طباطبایی ۰۳ بهمن ۱۴۰۴ | ۰۱:۴۵
بسیار دقیق اشاره شد به اینکه سیاستمدار باید اهل مطالعه باشد و هم از فکر و نظر مشاوران زبده و دانا بهره ببرد. اکثرا دیده شده وقتی فردی به منسب سیاسی می رسد بدنبال مسائل اقتصادی و قدرت است و از وظیفه اصلی خود دور می شود. باید افراد باسواد و اهل مطالعه پا به عرصه سیاست بگذارند.