ضرورت اصلاح برخی رویهها و تفکرات نادرست داخلی در خصوص سیاست گذاری قومی و ملی
اغتشاشات تروریستی و ورشکستگی کامل قومیتگرایی و تجزیهطلبی در ایران
نویسنده: برهان حشمتی، کارشناس مسائل قفقاز
دیپلماسی ایرانی: قومیتگرایان تجزیهطلب وابسته به رژیم صهیونیستی و آمریکا و انگلیس در ایران که از طریق دو کشور همسایه و یک اقلیم خودمختار مجاور شمال غرب و غرب ایران و کشورهای جنگزده و فقرزده شرق ایران و دولتهای متمول و سرمست از دلارهای نفتی جنوب ایران هماهنگی و هدایت و پشتیبانی مالی و تدارکاتی میشوند، اعتراضات مردمی به افزایش نرخ ارز و گرانی و نیز حرکتها و عملیات تروریستی سازماندهیشده توسط موساد و سیا را فرصتی مغتنم برای پیشبرد آمال ضدایرانی خود میدیدند. اما، همین فرصت طلایی، نتیجه کاملا برعکس خواسته قومیتگرایان و تجزیهطلبان و طراحان به اصطلاح "فروپاشی ایران" را دربرداشت.
در حوزه قوم کردی، گروهکهای تروریستی مسلح مستقر در اقلیم کردستان عراق که متاسفانه برخلاف توافقنامههای امنیتی میان ایران و عراق، همچنان به حضور منحوس و آموزشهای تروریستی خود در این اقلیم ادامه میدهند، ظاهرا یکصدا برای پیشبرد برنامه موساد و سیا برای برهم زدن امنیت در کردستان ایران همقسم شدند و تروریستهای پنهان خود را به خیابانهای ایلام و کرمانشاه و... برای آتش زدن اموال عمومی و کشتار مردم کُرد فرستادند. اما، نازا بودن این عجوزه پیر و فرتوت تجزیهطلبی در کردستان ایران بهسرعت بار دیگر عیان شد و در حالی که ماموران امنیتی و انتظامی فرمان تساهل و مدارا با معترضان به افزایش قیمت ارز و گرانی کالاها و حتی ناراضیان خشن را داشتند، ایرانیان کرد خود به دفع و لعن و نفرین اغتشاشگران و تروریستها پرداختند و البته، برخی از شهروندان کرد ایران زمین، عزیزان خود را در حملات وحشیانه تروریستهای مسلح از دست دادند و به سوگ گلهای پرپر خود نشستند، اما در دفاع از هویت ایرانی خود سربلند و سرافرازتر از همیشه قد برافراختند.
در حوزه قوم آذری، گروهکهای تجزیه طلب همانند همیشه ابتدا همچون کرکسهای مردارخوار منتظر فرصت اغتشاش و ناآرامی بودند تا بلکه آنها نیز سهمی از آن ببرند. اما، این بار بهرغم وجود نارضایتی و اعتراض عمومی به افزایش نرخ ارز و گرانی کالاها در میان مردم شهرهای آذری زبان نظیر تمامی ایران، در این حوزه حتی اعتراض و اعتصاب آرام نیز برخلاف سایر شهرهای ایران رونق چندانی نداشت. به همین خاطر گروهکهای تجزیهطلبِ سر در آخور باکو و ترکیه و مستقر در پایتختهای اروپایی ادعا کردند که چون اعتراضات و ناآرامیها در ایران از "مرکز" هدایت میشود، آذریزبانان در آن شرکت نمیکنند و نمیخواهند تابع "پهلوی دوستان" و "ایران خواهان" بشوند! این گیجی و سردرگمی تجزیهطلبان و قومیتگرایان مدعی حقوق قوم آذری، همانند اربابان باکو و ترکیهنشین آنها، چنان بیحیثیت و بیآبروترشان کرد که وقتی معدود تروریست اجیرشده توسط گروهک فاسد پهلوی و آدمکشهای حرفهای گروهک رجوی در زنجان و تبریز نیز به تحرکات مذبوحانهای دست زدند، اینها نیز به سرعت حرف و موضع خود را عوض کردند و مدعی شروع خیزش آذربایجان برای جدایی از ایران شدند و زوزههای پیروزی سر دادند! رسانه های باکو و ترکیه نیز چنان آش دروغپردازی خود را شور کردند که عناصر تجزیهطلب ارتزاق کننده از آش دروغ باکو و ترکیه، کاملا همانند "پیان"های باکویی مست و لایعقل و بیشعور، جشن فروپاشی ایران را گرفتند و در اخبار خود اعلام کردند: "ایران ویران شد"! اما، مردم آذربایجان نیز همانند کردستانیها، پاسخ تجزیه طلبان خودفروخته و نوکران اجانب را با صلابت و ابهت همیشگی خود دادند.
در حوزه اعراب خوزستانی، افتضاح قومیتگرایان و تجزیهطلبان، حتی عیانتر از سایر حوزههای اقومی ایران بود. اهوازیها و آبادانیهای غیور قبل از همه شهرهای ایران به پا خاستند و با برگزاری تظاهرات مردمی در محکومیت اغتشاشگران و تروریستها، بیگانه و منافق و مزدور بودن عناصری را که سر در آخور تروریسم وهابی و نفتخواران عرب دارند و این نوکری خود را در پوشش "حقوق خلق عرب" پنهان میکنند، یک بار دیگر بیان کردند و چنان مشتی بر دهان این یاوه گویان مدعی حقوق اعراب اهوازی زدند که این عناصر، ناامید از جاعلان و غلطنویسانی که از نام خوزستان پرهیز و نام اهواز را با غلط نویسی، به اصطلاح تعریب میکنند، رو به تجزیهطلبان وابسته به باکو و ترکیه در حوزه قوم آذری آوردند و یاوهسرایانه حمایت از به اصطلاح "جنبش تجزیهطلبی در آذربایجان" را مدعی شدند. غافل و نادان از اینکه آذریها نه تنها در استانهای محل زندگی خود اجازه سربرآوردن هیچ عنصر ضدایران و تجزیه طلبی را نمیدهند، بلکه آماده جانفشانی برای سرکوب و "سرجای خود نشاندن" هر اغتشاشگر و تجزیهطلبی در هر گوشه دیگری از ایران از جمله خوزستان هستند و همانند آبادانیها شعار میدهند: "حیدریم، حیدری – مدافع رهبری"!
در حوزه قوم بلوچهای ایران نیز، گروهکهای رنگارنگ تروریستی و تکفیری و منافق و جنود شیطان منتظر فرصت برای برهم خوردن اوضاع برای شروع موج جدیدی از بریدن سرهای مظلومان بلوچ و به رگبار بستن زنان و کودکان در کوچهها و معابر و مساجد سیستان و بلوچستان بودند و در بیانیهها و رجزخوانیهای وهابی و تکفیری خود این برنامههای وحشیانه خود را اعلام نیز میکردند. اما، بلوچها و سیستانیهای ایرانی آگاهتر و هشیارتر از همیشه عمل کردند و حیله و مکر و طراحیهای تروریستهای وهابی و جنود شیطان را در نطفه خفه و یک بار دیگر اثبات کردند که هر بلوچ و سیستانی، رستم دستانی دیگر برای ایران زمین است و اجازه تحرک و عرض اندام به تروریستهای ضدایران را نمیدهد.
درس اخیری که مردمان حوزههای قومی مختلف ملت واحد ایران به نوکران اجانب و صهیونیستها و آمریکا و انگلیس دادند، در واقع درسی به افراد و سیاسیون کج فهم و قومیتگرا و بخشینگر داخلی نیز است که تحت تاثیر القائات و تفکرات غربی و مدعیان کارشناسی اقوام و ملتها و اقلیتها، طی سالهای اخیر به جداسازیهای قومی در ایران رو آوردهاند و گرفتار سرطان قومیتگرایی شدهاند. همانانی که ظاهرا از سر دلسوزی برای حقوق اقوام و به اصطلاح دلسوزی و نگرانی برای وحدت و یکپارچگی ایران، مدعی تامین حقوق اقوام شدهاند، اما در عمل و ندانسته و غافلانه وارد بازی شدند که دشمنان و تجزیه طلبان برای ویرانی ایران طراحی کردهاند و سعی دارند ملت واحد ایران را که حاصل هزاران سال فرهنگ و تمدن و هویت ایرانی است، با تقسیم به اجزاء و واحدهای کوچکتر، به انشقاق و تفرقه دچار کنند تا نقشههای شوم برای "ویران" شدن "ایران" تحقق یابد.
پاسخی که اقوام مختلف ایرانی به طراحان و عملههای "نقشه ویرانی ایران" و نیز عناصر و سیاسیون و فعالان جوگیر شده و اسیر فضاسازیهای دشمن دادند، نیازمند است که این حرکت مردم ایران به راهبردی ملی برای دولت و نظام جمهوری اسلامی ایران تبدیل بشود تا هر گونه بستر و زمینه سوء برای رشد جریانهای واگرا و اقدامات و سیاستهای غلط و انحرافی فکری و سیاسی در درون دولت و نظام در مسائل قومیتی و هویتی خشکانده شود. بهخصوص تجربه خطاهای یک سال اخیر در مباحث و بعضا سیاستگذاریها در مسائل قومیتی و هویتی این ضرورت را نشان میدهد و مطالعه و بررسی مجدد واکنشها و مطالبات مردمی در جریان اغتشاشات و رویدادهای دی ماه ۱۴۰۴ در ایران، یک بار دیگر این نهیب را به قومیتگرایان در استانهای مختلف و نیز در مرکز میزند که رویه نادرست قومیتی خود را اصلاح کنند تا به هویت و مفهوم ایرانشهر ایرانیان لطمه وارد نکنند و برخلاف خواست و میل مردم حرکت نکنند و تیشه به ریشه ایران نزنند. چرا که، در جنگ شناختی و ادراکی و جنگ احزابی که موساد و سیا با بهانه کردن افزایش نرخ ارز و تبعات سیاست جراحی اقتصادی و حذف ارز ترجیحی و با علم کردن عنصر خودفروخته و نوکرصفت پهلوی به عنوان نماد و شعار این اغتشاشات، به راه انداختند، اگر ریشه ایرانی و هویت ملی – اسلامی مردم ایران و تفکر ایرانشهری قوی و باصلابت نبود، چنان آتشی برافروخته می شد که همگان و تر و خشک اعم از قومیتگرایان و ایرانگرایان را میسوزاند. اما، هویت و تفکر ایرانی و ایرانشهری و تمدن و فرهنگ ایرانی مانع از این فتنه بزرگ شد و به پاس این نعمت الهی که خداوند به ملت واحد ایران ارزانی کرده است، باید طرحی نو در انداخت و برنامه دولتی برای حفظ و نگهداشت و پاسداشت هویت ایرانی داشت و هیچ گونه دست درازی و توهین به این هویت الهی را برنتابید.
بدیهی است که به اذعان دوست و دشمن، در دوره و زمانه حاضر، ستون و حافظ اصلی هویت و تمامیت ایران، امام خامنهای است و مردم ایران با درک جمعی خود این واقعیت را بهخوبی و از عمق وجود میفهمند و به همین خاطر، در خط مقدم دفاع از ایران و تمدن ایرانی اسلامی، دفاع از امام خامنهای، رهبری را که دوست و دشمن به تجلی وجود مبارک اسلامیت و ایرانیت در ایشان اذعان دارند، بر خود فرض و واجب میدانند.
شروع راهبردنویسی و سیاستگذاری جدید برای حفظ و پاسداشت هویت ایرانی نیز قطعا با توجه به رویدادهای دی ماه ۱۴۰۴ و شعارهای اغتشاشگران و تروریستهایی که پسمانده خانواده و نظام فاسد پهلوی را نماد و رئیس خود معرفی میکنند، باید با بازخوانی مجدد فسق و فجور و خیانت و جنایتی که این خانواده در حق ملت ایران انجام داده است، همراه باشد و نسل جدید ایرانیان نیز این جرثومه فساد و جنایت را به خوبی بشناسد و همانطور که به گذشته تمدنی خود میبالد، از این لکه ننگ تاریخ ایران که از قضا او نیز تظاهر دروغین به تعلق خاطر به ریشههای باستانی ایران میکند، بیاطلاع نماند.
نسل جدید ایرانیان باید با کسب این بصیرت و آگاهی، به عناصر تقلاکننده برای احیای ذلت و نکبتی که این خانواده فاسد و نوکرصفت به ایران تحمیل کرده بود، فرصتی برای هرزهزبانی و عربدهکشی و فحاشی و اهانت علیه ملت ایران و امام ملت در خیابانها و پشتبامها ندهند و همچنین از این مانع شوند که عناصر قومیتگرای جادهصافکن جریانهای تجزیهطلب ضدایران با اتکاء به حامیان دولتی و عناصر نفوذی در نظام، برای ویرانی ایران طرح و نقشه بکشند.


نظر شما :