بازی چندوجهی در سایه طالبان

تله‌گذاری جدید غرب برای محور شرق

۲۳ دی ۱۴۰۴ | ۱۱:۰۱ کد : ۲۰۳۷۱۸۳ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
عبدالناصر نورزاد در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: طالبان در نقطه‌ای حساس از تاریخ خود ایستاده‌اند: یا باید تحریک طالبان پاکستان را تحویل اسلام‌آباد دهند و به سمت تقویت داعش و القاعده حرکت کنند تا بخشی از پروژه بی‌ثبات‌سازی منطقه‌ای غرب شوند، یا با تغییر اولویت‌ها، بازی دوگانه‌ای میان هند و محور شرق آغاز کنند.
تله‌گذاری جدید غرب برای محور شرق

دیپلماسی ایرانی: ایالات متحده، طالبان را با همکاری پاکستان به قدرت رساند؛ در حالی که روسیه، ایران و چین، با این گروه وارد تعاملات امنیتی شده‌اند. هند، ترکیه و کشورهای عربی نیز روابط خود را با طالبان حفظ کرده‌اند. امروز امریکا به‌صورت ماهانه به طالبان پول نقد ارسال می‌کند؛ ایران مشاوره و کمک‌های مستشاری می‌دهد؛ چینی‌ها از آن‌ها حمایت سیاسی و اقتصادی دارند و روس‌ها نیز این گروه را به رسمیت می‌شناسند.

در این میان، پاکستان ظاهراً از طالبان خشمگین است و به دلیل حملات تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی)، به جنگ لفظی و رسانه‌ای با کابل وارد شده است. اما حقیقت آن است که طالبان زاده‌ی تفکر و نظام امنیتی پاکستان‌اند و در همان خاک به یک جنبش سیاسی و مذهبی تمام‌عیار مبدل شدند. با این حال، هند طالبان را به دهلی دعوت کرده و خواهان همکاری با آن‌هاست؛ در حالی که ترکیه و کشورهای عربی می‌کوشند در نقش میانجی میان طالبان و اسلام‌آباد ظاهر شوند و هم‌زمان، در هماهنگی با ایالات متحده، سناریوی جدیدی از بازی دیپلماتیک را پیش ببرند.

اکنون این بازی مرحله‌ای تازه با تحرکات استخباراتی مشکوک در پی انفجارهای هند و پاکستان وارد شده است. دو هژمون آسیای جنوبی در مسیر تقابل غیرقابل پیش‌بینی قرار گرفته‌اند و هنوز معلوم نیست گام بعدی‌شان چه خواهد بود. طالبان، با بستن دروازه‌های مذاکره به روی پاکستان، ظاهراً برای ورود به فاز تازه‌ای از بازی آماده‌اند. این فاز، در واقع تله‌ای است که غرب برای محور شرق گسترده است: بازیِ به دام انداختن شرق با تاکتیک‌های چندلایه.

غرب در تلاش است تا با دو حرکت موازی در آسیای مرکزی و افغانستان، دو جبهه‌ی جدید علیه شرق بگشاید؛ جبهه‌هایی که هدف‌شان ایجاد دردسرهای امنیتی و سیاسی برای روسیه و چین است. در میدان آسیای مرکزی، مرحله سوم «بازی بزرگ جدید» آغاز شده است: تشویق کشورهای منطقه به پیوستن به زنجیره‌ی محاصره‌ی ایران، چین و روسیه، خلق تنش‌های مصنوعی در جنوب آسیا، و فعال‌سازی تحرکات آمریکایی‌ها در خاورمیانه، آمریکای جنوبی و آفریقا، در حالی‌که در اوکراین، روس‌ها گام‌به‌گام پیشروی می‌کنند و بحران اروپایی روز به روز وخیم‌تر می‌شود.

در سطح کلان، سه محور قدرت – شرق، غرب و اروپا – در حال بازچینی ابزارهای بین‌المللی خود برای حفظ یا گسترش نفوذ آن هستند. هر یک از این اضلاع اگر از قاعده بازی حذف شوند، توازن جهانی و ثبات سیاسی و اقتصادی جهان دچار دگرگونی بنیادین خواهد شد. به همین دلیل، هر محور می‌کوشد با گزینش جغرافیای جدید، فعال‌سازی شبکه‌های غیر‌دولتی، جنگ روایت‌ها و بهره‌برداری از بحران‌های امنیتی، سهم خود را از مرکز ثقل قدرت جهانی حفظ کند.

اما تنش‌های میان طالبان، هند و پاکستان بیش از هر چیز، آینده‌ی جنوب و شمال آسیا را تحت تأثیر قرار خواهد داد. طالبان اکنون می‌توانند در تحولات جنوب آسیا، از طریق نزدیکی یا فاصله گرفتن از اسلام‌آباد و دهلی نو، نقش تعیین‌کننده‌ای در بی‌ثبات‌سازی منطقه ایفا کنند؛ آن هم با تکیه بر گروه‌های افراطی چون القاعده، داعش خراسان و شبکه‌های افراطی آسیای مرکزی و خاورمیانه. این سناریو می‌تواند به ابزار جدیدی برای پیچیده‌تر کردن وضعیت امنیتی در مرزهای محور شرق تبدیل شود.

با این حال، محور شرق تاکنون با صبر و استقامت راهبردی، از هرگونه واکنش عجولانه در قبال افغانستان خودداری کرده است. از سوی دیگر، غرب در چهار سال گذشته نخواسته است طالبان را به‌طور واقعی محدود یا سرکوب کند؛ زیرا از رژیمی که هیچ پشتوانه مردمی ندارد، برای تحمیل کنترل کامل و طولانی‌مدت خود بر افغانستان استفاده می‌کند. اما این روند دیر یا زود خشم محور شرق را موجب خواهد شد.

اکنون طالبان در نقطه‌ای حساس از تاریخ خود ایستاده‌اند: یا باید تحریک طالبان پاکستان را تحویل اسلام‌آباد دهند و به سمت تقویت داعش و القاعده حرکت کنند تا بخشی از پروژه بی‌ثبات‌سازی منطقه‌ای غرب شوند، یا با تغییر اولویت‌ها، بازی دوگانه‌ای میان هند و محور شرق آغاز کنند. انتخاب دشواری در پیش است؛ زیرا عبور از وضعیت کنونی با تصمیمات ساده ممکن نیست. طالبان نشان داده‌اند که در جنگیدن توانا هستند، اما مهارت دیپلماسی و مدیریت بحران را ندارند. آینده‌ی افغانستان و منطقه در گرو آن است که طالبان از این بن‌بست خطرناک چگونه عبور خواهند کرد – با عقلانیت سیاسی یا با سقوط در بازی چندوجهی قدرت‌های جهانی.

کلید واژه ها: عبدالناصر نورزاد طالبان افغانستان چین و طالبان روسیه و طالبان ایران و طالبان غرب و طالبان امریکا و طالبان پاکستان هند و طالبان هند و پاکستان پاکستان و افغانستان پاکستان و طالبان


( ۸ )

نظر شما :

علی روا ۲۳ دی ۱۴۰۴ | ۱۸:۳۹
سلام سایه سازی بخشی از پروژه های پیچیده امنیتی اطلاعاتی است اگر مولفه ها را کنار هم چیده ارزیابی کنیم سنجش به صورت رندم به ما شاخص یه واقعیت را می‌دهد بحران سازی نه سایه سازی در سایه قرار گرفتن یک دولت شاخصه قدرتمندی دیپلماسی است و اگر کشورهای دیگری یک دولت را وارد سایه کننده شاخصه گرفتن قدرت از دولت است افغانستان کشوری اسلامی است که برای دهه ها با جنگ و درگیری روبرو بوده و قدرت‌های بزرگ هرگز اجازه ندادند که روی آرامش و سایه را ببیند هر موقع که مشکلات به کشورهای بزرگ رو می‌آورد فشار را به سمت کشورهای در سایه سوق می‌دهند از قدیم میگفتن پنیر مفت فقط در تله موش پیدا میشه پول و هزینه پرداختی آمریکا تماما جهت نفوذ و دخالت و سهم گیری و باج خواهی است طراحان آمریکایی برای تسلط بر افغانستان یک پروژه خاص سرزمینی را دنبال می‌کنند کریدورها که شاخصه این طراحی تسلط کامل سرزمینی است ترامپ با جابجایی ها و تحرکات وسیع ارتش خود در حالت آرایش جنگی نسبت به سرزمین افغانستان قرار گرفته احتمالا به زودی شاهد حملات گسترده باشیم چون سرزمین افغانستان منابع غنی و سرشار از ثروت دست نخورده دارد و ترامپ ناچار هست با این تسلط بدون در نظر گرفتن کوچکترین سهم و شراکت با طالبان این امر را انجام دهد و الا دولت آمریکا در حال فشار شدید اقتصادی سقوط می‌کند پروژه کریدورها باعث تسلط به اقتصاد چین و روسیه و ایران می‌شود و در این رابطه سود سرشاری را نصیب ترامپ و اروپا خواهد کرد این پروژه در راستای اقتصادی است و به دولت‌های منطقه ایران و پاکستان و روسیه هیچ تسلط نظامی را تحمیل نمی‌کند و فقط در راستای منافع اقتصادی آمریکا و اسرائیل و اروپا قابل توجیه میباشد هدف از اینگونه تحرکات اقتصادی قابل توجیه نظامی و فشار نظامی یا محاصره ایران و سایر کشورها نمیباشد اگر بصورت تخصصی وارد موضوع شویم منشا قدرت همیشه سایه را برای خود و جزعئ از رجوعات خود می‌داند و به زودی آمریکا دولت افغانستان را با توجه به هزینههای ترلیون دلاری قبلی موردی از مرجوعی خود میداند بابت سود هزینه ها و تحرکات اقتصادی نظامی باید گفت راستای تحرکات اقتصادی نظامی با اقتصادی سیاسی یا نظامی سیاسی فوق العاده در جریان مختلف عمل می‌کند و این در کتب شاخص آمده علت اینکه این تحرکات عجیب مینماید چون آشنایی ضمنی با این گونه طراحی اندیشکده های تحرکات وجود ندارد