آنچه همواره سیاست امریکا و رژیم صهیونیستی بوده است
تله دیپلماسی در خدمت جنگ و ترور
نویسنده: علی اکبر رضایی، کارشناس روابط بینالملل
دیپلماسی ایرانی: در ادبیات روابط بینالملل، جنگ را آخرین مرحلهٔ دیپلماسی مینامند. بدین معنی که، هنگامی که تمام راههای مسالمت آمیز حل و فصل اختلافات به بنبست میرسد، آنگاه گزینهٔ جنگ بهعنوان آخرین راه حل، مورد استفاده طرفین قرار میگیرد.
جنگ اما در دکترین سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا و رژیم صهیونسیتی، نه آخرین مرحلهٔ دیپلماسی، بلکه هدفی است که با پوشش دیپلماسی برای فریب و غافلگیری طرف مقابل، برای آنها جنگ این گونه تعریف شده است. بدین صورت که دستگاه دیپلماسی آمادگی خود را برای حل و فصل اختلافات و مناقشات از طریق گفتوگو و توافق اعلام میکند و به تبع آن میزان هوشیاری و رصد اطلاعاتی دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی در کشور مقابل پایین میآید و درست در همین هنگام است که مرحلهٔ دوم و البته اصلی، یعنی حملهٔ نظامی به کشور مقابل آغاز میشود.
در جریان درگیری بین حزبالله لبنان و رژیم صهیونسیتی، رژیم صهیونسیتی ابتدا از طریق دولت لبنان تمایل خود را برای برقراری آتشبس اعلام کرد؛ درحالیکه سران حزبالله مشغول بررسی طرح آتشبس بودند، رژیم صهیونسیتی اقامتگاه دبیرکل حزبالله را با ۸۵ تن بمب سنگرشکن مورد حمله قرار داد که به شهادت سید حسن نصرالله منجر شد. عبدالله ابوحبیب، وزیر امور خارجه وقت لبنان نیز در گفتوگو با شبکه PBS آمریکا اعلام کرد:« دبیرکل فقید حزبالله لبنان درحالی ترور شد که با آتشبس ۲۱ روزه موافقت کرده بود و آمریکا و فرانسه نیز از مواضع شهید سید حسن نصرالله آگاه بودند.»
در جریان مذاکرات هستهای بین ایران و آمریکا نیز، زمانی که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، خود را برای دور ششم مذاکرات با استیو ویتکوف، نماینده رئیس جمهوری امریکا، آماده میکرد، در ۲۳ خرداد رژیم صهیونسیتی با چراغ سبز آمریکا، حملهٔ غافلگیرانه خود را به ایران آغاز کرد. ۹ روز پس از حمله رژیم صهیونسیتی، آمریکا به تأسیسات هستهای ایران با بمبهای ۱۳ تنی GBU_57 که با بمبافکنهای استراتژیک B2 حمل میشدند، حمله کرد و بار دیگر تله بودن دیپلماسی و نه هدف بودن آن برای آمریکا و رژیم صهیونسیتی را به جهانیان نشان داد.
در آخرین مورد طی دو سال اخیر که دیپلماسی بهعنوان یک تله برای مقاصد نظامی مورد استفاده قرار گرفت، حمله رژیم صهیونسیتی به سران حماس مستقر در دوحه قطر را شاهد بودیم. درحالیکه سران حماس با میانجیگری دولت قطر در حال بررسی طرح پیشنهادی آمریکا برای حل و فصل مسالمتآمیز اختلافات، برای تبادل اسرا و توافق آتشبس بودند، رژیم صهیونسیتی در حملهای غافلگیرانه در هماهنگی با دولت آمریکا، با ۱۰ موشک محل جلسه هیئت حماس را مورد حمله قرار داد و بار دیگر وسیله بودن دیپلماسی و نه هدف بودن آن را به جهانیان نشان دادند. هدفی که جنگ، ترور و کشتار است و وسیله رسیدن به این هدف چیزی نیست جز دیپلماسی.
مجموع این وقایع و روندها در طول سالهای اخیر نشان میدهد در دکترین سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا و رژیم صهیونسیتی استفاده از ابزار مذاکره و گفتوگو برای حل و فصل اختلافات در عرصهٔ بینالمللی صرفاً پوششی برای گمراه کردن طرف مقابل از اهداف و نیت واقعی آنها و پایین آوردن سطح هوشیاری مسئولان امنیتی و نظامی برای موفقیت بیشتر عملیاتهای نظامی بوده است.


نظر شما :