بیست و ششمین بخش از کتاب "صدام از این جا عبور کرد"

حسین کامل از عدی و علی حس المجید متنفر بود

۱۰ مرداد ۱۳۹۳ | ۲۰:۰۵ کد : ۱۹۳۶۴۰۶ اخبار اصلی خاورمیانه
می گفت عدی گرسنه مزمن است که معنای سیری را نمی داند. حتی دنیا را هم مالک شود همچنان مثل یک گرسنه رفتار می کند.
حسین کامل از عدی و علی حس المجید متنفر بود

دیپلماسی ایرانی: خاورمیانه یکی از پیچیده ترین و بغرنج ترین مناطق جهان از لحاظ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی محسوب می شود. در این میان عراق، کشوری که در سال 1921 تاسیس شد، یکی از پیچیده ترین و در عین حال حساس ترین کشورهای این منطقه بوده است. کشوری که گذرش از پادشاهی به جمهوریت توام با سیری از تحولات بوده و تا رسیدنش به ثبات نسبی در دوران حکومت رژیم بعث نیز سرشار از اتفاقات بی نظیر بوده است. دوران حزب بعث را می توان از تلخ ترین و خون بارترین وقایع دوران تاریخ عراق توصیف کرد. دوره ای که سراسر در جنگ گذشت و خشونت بی اندازه هیئت حاکمه تاریخی بی نظیر را برای خاورمیانه رقم زد. اما این دوره به اندازه ای در خود رمز و راز دارد که با وجود کتاب های بسیار هنوز کنه بسیاری از مسائل غامض باقی مانده و بسیاری از حقایق بیان نشده است. برای همین انتظار می رود باز هم کتاب ها درباره عراق نوشته شوند و قصه های عجیب و غریب بی شماری از آن شنیده شود.

کتاب "عراق از جنگ تا جنگ/صدام از این جا عبور کرد" از جمله کتاب هایی است که تلاش دارد از چهار زاویه بر بخش هایی از دوران تاریک رژیم بعث و پس از آن نوری بتاباند و حقایقی را بر ملا کند. این کتاب که توسط غسان الشربل، روزنامه نگار مشهور لبنانی و سردبیر روزنامه الحیات نوشته شده در حقیقت مصاحبه با چهار مقام سابق عالی رتبه عراقی است که هر کدام از دیدگاه خود به توصیف تاریخ عراق در دوران مسئولیتشان پرداخته اند. دیپلماسی ایرانی در چارچوب سلسله مصاحبه ها و مطالبی که هر هفته منتشر می کند، این بار به سراغ این کتاب رفته است که در این جا بیست و ششمین بخش آن را می خوانید:

]گفت وگوی دوم؛ صلاح عمر العلی، نماینده سابق عراق در سازمان ملل[

آیا ]حسین کامل[ از عدی متنفر بود؟

بارها به او حمله کرد. او را نماد بدی می دانست و به او لقب (شر) می داد. می گفت که عدی به شکل منظم و عمدی اقدام به قاچاق اموال کویتی ها از طریق کمیته ای که مامور به انجام این سفر شده بود، کرده بود تا بروند ماشین های گران قیمت خانواده های ثروتمند کویتی را بیاورند. می گفت عدی گرسنه مزمن است که معنای سیری را نمی داند. حتی دنیا را هم مالک شود همچنان مثل یک گرسنه رفتار می کند.

مرا به درنگ واداشت برای این که به شدت از عدی و کارهای او انتقاد می کرد اما هیچ انتقادی از برادرش قصی حتی برای یک بار هم نکرد.

آیا در آن دوره از رفتارهای مقام های اردنی به شدت عصبانی شده بود؟

بله. بارها تلاش کردم به او بفهمانم که باید همانند یک پناهنده در کشوری دیگر برخورد کند. اما نتوانستم.

درباره اطلاعاتی که به امریکایی ها داد، چه می دانی؟

بارها از او در این باره پرسیدم، به شکل مستقیم و با پافشاری بسیار. قاطعانه رد کرد و قسم خورد که به امریکایی ها هیچ اطلاعاتی که بتواند به آنها کمک کند تا عراق را آزار دهند، نداده است. یک کارشناس روسی که با بازرسان کار می کرد و با حسین کامل نیز دیدار کرده بود گفت که او هیچ گونه اطلاعات فوق العاده سری ای را به امریکایی ها نداده بود.

حسین کامل گفت که از هیئتی از سازمان امنیت مرکزی امریکا «سی آی ای» استقبال کرده بود و با اعضای آن صحبت کرده بود. اما تاکید کرد که به امریکایی ها هیچ گونه اطلاعاتی که به واسطه آن بتوانند عراق را مورد آزار قرار دهند، نداده بود. و گفت: از عراق خارج شدم برای این که بتوانم برای تغییر نظام کاری کنم. نه برای این که به ابزار دست طرف های خارجی تبدیل شوم. من نمی توانم مزدور باشم.

آیا چیزی را به امریکایی ها وعده داده بود؟

گفت که سازمان امنیت امریکا به او پیشنهاد داده بود که با حمایت یک طرف عربی از طرح او برای تغییر نظام درعراق پشتیبانی کند، به شرطی که موافقت کند عراق بعد از صدام در سایه یک حکومت فدرالی کردی – سنی – شیعی، یعنی به سه ایالت تبدیل شود، به سر ببرد. گفت: من نه تنها این موضوع را رد می کنم حتی آماده نیستم چیزی درباره آن بشنوم. من نمی توانم به ابزاری برای تجزیه عراق و ایجاد فاجعه ای در آن تبدیل شوم. من با هدف تغییر نظام و اصلاح امور و گشایش راهی برای زندگی جدید برای ملت و کشور خارج شدم. برایم ممکن نیست که در تقسیم عراق سهیم شوم و ننگی برای نام خودم و خانواده ام و میهنم به وجود آورم.

آیا به علی حسن المجید هم حمله می کرد؟

بله بارها از رفتارهای او ابراز انزجار کرد. در نهایت هم این علی حسن المجید بود که مسئولیت نظارت بر کشتن حسین کامل را بر عهده داشت.

از الفاظ شدید اللحن در توصیف صدام حسین استفاده نمی کرد؟

نه چنین الفاظی به کار نمی برد و به حاضرین نیز اجازه نمی داد از چنین الفاظی استفاده کنند. لازم است که این نکته را فراموش نکنیم که صدام کسی بود که او را ساخته بود و او همچنین پدر زنش بود. یادم است در یکی از جلسات که پسر عمویش عز الدین هم حضور داشت، که افسری نظامی بود که به همراه او خارج شده بود، صحبت حول صدام بود. عز الدین شخصیت محترمی است که کم صحبت می کند. سر سفره غذا بودیم و هر وقت اسم صدام به زبانش می آمد حسین کامل می گفت آقای رئیس. و عز الدین ساکت می شد. ناگهان عز الدین عصبانی شد و به او گفت: «آقای رئیس؟» جواب داد: «قطعا.» و عز الدین به او گفت: «والله اگر یک بار دیگر بر استفاده از آقای رئیس اصرار کنی سرت را با ماشین چرخ گوشت خورد می کنم. او جنایتکار است. از کدام آقای رئیس صحبت می کنی. با ما چه کرد.» حسین کامل جواب داد: «این نظر توست در حالی که نظر من چیز دیگری است.»

آیا به این مساله اشاره کرد که جنگ کویت ربودن امیر کویت را تضمین می کرد؟

بله طرح آنها این بود که در همان ساعات اولیه خانواده حاکم را دستگیر کنند تا موضوع به یک باره تمام شود. حسین کامل می گفت که شکست در این کار بارزترین نقطه ضعف در اجرای آن بود. گفت که با حذف خانواده امیر که نمایندگان قانونی کویت محسوب می شدند این کشور از مشروعیت می افتاد.

در این نکته صدام به آن چه در عراق در سال 1958 اتفاق افتاد فکر می کرد، اتفاقی که به دستگیری خانواده سلطنتی انجامید و به مشروعیت نظام پایان داد.

 

ادامه دارد...    

کلید واژه ها: صدام از این جا عبور کرد


( ۳ )

نظر شما :