ایالات متحده یک امپراتوری رسمی نیست

هژمونی آمریکایی یا برتری آمریکایی؟

۲۰ اسفند ۱۳۹۳ | ۱۳:۳۰ کد : ۱۹۴۵۱۶۴ اخبار اصلی اروپا آمریکا
ظهور نیروهای چندملیتی، بازیگران غیردولتی و قدرت های نوظهوری همچون چین نشان می دهد که تغییرات بزرگی در حال وقوع است. اما هنوز هم دلایلی وجود دارد که حداقل در نیمه اول این قرن، ایالات متحده همچنان تقدمش در منابع قدرت را حفظ کرده است و به نقش محوری اش در قدرت جهانی ادامه می دهد.
هژمونی آمریکایی یا برتری آمریکایی؟
User Image

نویسنده : جوزف نای

جوزف نای (Joseph Nye) یک دانشمند اهل ایالات متحده آمریکا است. وي استاد دانشكده علوم سياسي دانشگاه هاروارد است كه ...

مطالب بیشتر

دیپلماسی ایرانی: هیچ کشوری در تاریخ معاصر دارای قدرت نظامی ای همچون ایالات متحده نبوده است. هنوز بعضی از تحلیلگران در حال بحث در این باره هستند که ایالات متحده در حال قدم گذاشتن بر جای پای بریتانیا به عنوان آخرین هژمون جهانی است. این یک شباهت تاریخی است هرچند که پرطرفدار، اما گمراه کننده است. بریتانیا هیچ وقت همانند امروز ایالات متحده قدرت غالب نبوده است. برای اطمینان باید به اندازه ناوگان دریایی و امپراتوری ای که خورشید هرگز در آن غروب نمی کرد و بر یک چهارم نوع بشر حکومت می کرد، اشاره نمود.

اما تفاوت های عمده ای در منابع قدرت نسبی امپریالیستی بریتانیا و آمریکای معاصر وجود دارد. با وقوع جنگ جهانی اول، بریتانیا تنها چهارمین قدرت در میان قدرت های بزرگ از لحاظ تعداد نیروهای نظامی، چهارم تولید ناخالص داخلی و جایگاه سوم در هزینه های نظامی بود. امپراتوری بریتانیا در قسمت های عمده با تکیه بر نیروهای محلی اداره می شد. یک سوم 8.6 میلیون نفری که جزء نیروهای بریتانیا در جنگ جهانی اول بودند، از کشورهای تحت نفوذ بریتانیا آمده بودند.

این مسئله زمانی که دولت لندن قصد داشت اعلان جنگ کند، موجب به وجود آمدن دشواری های زیادی شد، چون در قسمتی از امپراتوری احساسات ملی گرایی افزایش یافت. با جنگ جهانی دوم، حفاظت از امپراتوری به جای این که یک دارایی باشد، تبدیل به یک بار سنگین شده بود.

برای پاسخ به کسانی که از «امپراتوری آمریکا» نام می برند، باید به این واقعیت اشاره کرد که ایالات متحده مستعمراتی نداشته است تا آنها را اداره کند، در نتیجه آزادی بیشتری برای مانور دادن در مقابل بریتانیا داشته است و توسط دو اقیانوس و کشورهایی احاطه شده بود که تهدید نبودند، به همین خاطر محافظت از خودش بسیار آسان بود.

مشکل دیگری که وجود دارد، مقایسه هژمونی جهانی است: در واقع بر سر معنی هژمونی سردرگمی بیشتری وجود دارد. برخی از ناظران این مفهوم را با امپریالیسم تلفیق می کنند، اما شواهد روشنی وجود دارد که ایالات متحده هژمون است اما یک امپراتوری رسمی نیست. بعضی ها هژمونی را توانایی تنظیم قواعد نظام بین الملل تعریف می کنند اما این که این نفوذ چگونه نسبت به قدرت های دیگر تعیین می شد، همچنان نامعلوم است.

هنوز برخی بر این نظرند که هژمونی مترادف با کنترل مهمترین منابع قدرت است. اما با این تعریف بریتانیای قرن نوزدهم که در اوج قدرتش بود، در سال 1870 در رتبه سوم تولید ناخالص داخلی (پس از ایالات متحده و روسیه) و مقام سوم در زمینه هزینه های نظامی (پس از روسیه و فرانسه) قرار داشت. با وجود این که از لحاظ دریایی برتری داشت، نمی توان آن را قدرتی هژمون نامید.

به طور مشابه کسانی که از هژمونی آمریکایی پس از سال 1945 صحبت می کنند باید به این نکته توجه کنند که اتحاد جماهیر شوروی برای بیش از چهار دهه قدرت نظامی ایالات متحده را متوازن می کرد. اگرچه نفوذ اقتصادی ایالات متحده غیرقابل مقایسه بود، اما فضا برای اعمال قدرت نظامی و سیاسی توسط روسیه محدود شده بود.

البته آمریکا از لحاظ اقتصادی در سال های پس از 1945، قدرت انحصاری داشت. تاثیر خرابی های جنگ جهانی دوم بر بسیاری از کشورهای جهان موجب شده بود تا تولید ایالات متحده بیش از نیمی از تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل دهد. این موقعیت تا سال 1970 ادامه داشت، یعنی زمانی که سهم تولید ناخالص داخلی به یک چهارم زمان قبل از جنگ کاهش یافته بود. اما از نقطه نظر سیاسی و نظامی، جهان دو قطبی بود و اتحاد جماهیر شوروی قدرت آمریکا را متعادل می کرد.

ایالات متحده اغلب در این مدت نمی توانست از منافع خودش دفاع کند: شوروی سلاح هسته ای به دست آورد، کمونیست ها در چین، کوبا و نیمی از ویتنام به قدرت رسیدند، جنگ کره در یک بن بست به پایان رسید و در مجارستان و چکسلواکی شورش اتفاق افتاد.

ظهور نیروهای چند ملیتی، بازیگران غیردولتی و قدرت های نوظهوری همچون چین نشان می دهد که تغییرات بزرگی در حال وقوع است. اما هنوز هم دلایلی وجود دارد که حداقل در نیمه اول این قرن، ایالات متحده همچنان تقدمش در منابع قدرت را حفظ کرده است و به نقش محوری اش در قدرت جهانی ادامه می دهد. در کوتاه مدت در حالی که دوره برتری ایالات متحده پایان نمی یابد، در مسیرهای مهمی تغییر ایجاد خواهد شد. این که آیا این تغییرات موجب ایجاد امنیت و رفاه جهانی می شود، باید منتظر ماند و دید.

منبع: پراجکت سیندیکیت/ مترجم: حسین هوشمند    

کلید واژه ها: بریتانیاهژمونیامپراتوریجنگ جهانیايالات متحده


( ۲ )

نظر شما :