راهی که از تقابل مذاکره‌هراسان تا تعامل توافق‌‌طلبان طی شد

برجام دشوار و فرجام ماندگار

۰۲ فروردین ۱۳۹۵ | ۱۶:۳۰ کد : ۱۹۵۷۳۵۹ اخبار اصلی پرونده هسته ای گام به گام تا توافق جامع
برجام قدم گذاشتن اوباما در راه کندی بود؛ تکرار تجربه «اقدام متقابل و تدریجی در جهت کاستن از تنش». این تجربه محصول تحولاتی در نگرش، خواسته‌ها و اهداف طرفین در دستیابی به توافق بود. دستیابی به برجام حکایت از تغییراتی در نظام تصمیم‌گیری ایران و آمریکا دارد.
برجام دشوار و فرجام ماندگار
User Image

نویسنده : سرگه بارسقیان

سردبیر سایت‌های دیپلماسی ایرانی و تاریخ ایرانی

مطالب بیشتر

دیپلماسی ایرانی: وقتی مذاکرات متعارف به شکست می انجامد، هنوز راه های دیگری برای حل اختلافات باقی می ماند که کسی سراغش نرفته است. این قانون «کلمن» در روابط بین الملل را بارها دولت ها آزموده و میوه درخت مذاکره را چیده اند. یکی از این راه ها «اقدام متقابل و تدریجی در جهت کاستن از تنش» است. در این شیوه یک طرف اندکی کوتاه می آید و از رقیب (یا رقبا) دعوت به تاسی از خود می کند. اگر طرف دیگر نیز چنین کرد می توان باز هم بیشتر کوتاه آمد. هر گام باید آنقدر کوچک باشد که طرف مقابل نتواند از آن بهره ای ببرد. این تکنیک هنگامی به کار می رود که مساله حفظ آبرو یا مشکلاتی از این دست طرف های منازعه را از انجام مذاکره برای دستیابی به یک توافق باز می دارد. جان اف کندی که از این شیوه اطلاع داشت، در برخورد با روس ها از آن استفاده کرد. کندی پس از آنکه یک تحلیلگر سیاسی به نام وینسنت راک، مفهوم استراتژی وابستگی متقابل را به او ارائه کرد، در نطق خود در سال ۱۹۶۳ در «دانشگاه آمریکایی» که ملهم از آموزش های راک بود، تغییر روش خود را به شیوه «اقدام متقابل و تدریجی برای کاهش تنش» اعلام کرد. قبل از آن خروشچف برداشتن گام های متقابلی را در جهت کاهش تنش پیشنهاد کرده بود (البته پیشنهاد داد اما پیشگام نشد). ایالات متحده در این باره با قطع آزمایش های هسته ای و ایجاد تسهیلاتی در تجارت با شوروی پیشقدم شد. عمل متقابل روس ها کاهش تولید بمب افکن های استراتژیک بود. روس ها هم در یک مورد پیشقدم شدند و آمریکایی ها به آن پاسخ دادند. در دهه ۱۹۶۰ دولت اتحاد جماهیر شوروی بودجه نظامی خود را حدود ۶۰۰ میلیون روبل کاهش داد و آمریکایی ها نیز با کاستن بیش از یک میلیارد دلار از هزینه تسلیحاتی خود به آن پاسخ دادند. به این پرسش که آیا این دو واقعه به هم مربوط بوده یا نه، یک مقام شوروی که در روزنامه روسی ایزوستیا می نوشت، پاسخ مثبت داده است. (راه های حل مسالمت آمیز یک اختلاف، ریچارد وندل فاگ، ترجمه علیرضا طیب)
۵۲ سال بعد این باراک اوباما، سلف دموکرات کندی بود که به همان دانشگاه آمریکایی رفت و در سالگرد امضای پیمان منع آزمایش های اتمی، از توافق هسته ای با ایران دفاع کرد و گفت: «این توافق در راستای سنت رهبران آمریکا قرار دارد. پنجاه سال از آن تاریخ که پرزیدنت کندی در برابر مردم آمریکا ایستاد و گفت: نباید از روی ترس مذاکره کرد ولی در عین حال از مذاکره نیز نباید ترسید، گذشته است.» یک سال قبل از آن حسن روحانی، همتای ایرانی اوباما از «مذاکره هراس»ها انتقاد کرده و گفته بود: «یک عده به ظاهر شعار می دهند ولی بزدل سیاسی هستند و تا حرف مذاکره پیش می آید می گویند ما می لرزیم. به جهنم؛ بروید یک جای گرم برای خود پیدا کنید. خداوند شما را ترسو و لرزان آفریده است.»

دوران تماس
ایران و آمریکا اولین گام های خود برای رسیدن به آنچه بعدها برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) نامیده شد را با کنار گذاشتن «مذاکره هراسی» برداشتند. آنگونه که در خاطرات هیلاری کلینتون، وزیر خارجه سابق ایالات متحده آمده، ایران و آمریکا در دوره محمود احمدی نژاد با یکدیگر تماس هایی داشتند که موضوع آن آمریکایی های بازداشت شده در ایران بود. در فروردین سال ۱۳۸۸ در حاشیه کنفرانس بین المللی لاهه هلند، جیک سالیوان نزدیکترین مشاور کلینتون مأمور «تماس» با نماینده ایران، محمدمهدی آخوندزاده، معاون وقت وزیر امور خارجه می شود تا درباره سه آمریکایی زندانی در ایران (عشا مؤمنی، رکسانا صابری و رابرت لوینسون) گفت وگو کند. سالیوان همچنین مأمور می شود با نماینده ایران درباره «امکان تعامل مستقیم در مورد افغانستان» گفت وگو کند و حتی ریچارد هالبروک، نماینده وقت رئیس جمهور آمریکا در امور پاکستان و افغانستان هم در حاشیه کنفرانس لاهه در زمان صرف ناهار رسمی صحبت کوتاهی با دیپلمات ایرانی داشت. در تابستان ۲۰۱۰ جیک سالیوان در یک نشست بین المللی دیگر پیام تازه ای را در مورد سه کوهنورد آمریکایی بازداشت شده در ایران، شخصاً به منوچهر متکی وزیر امور خارجه تسلیم کرد. پس از آن کلینتون و متکی در جریان نشست منامه با یکدیگر برخورد داشتند. وزیر خارجه آمریکا به همتای ایرانی اش سلام می دهد، متکی زیر لب به فارسی چیزی می گوید و رویش را بر می گرداند. چند دقیقه بعد آن ها دوباره با هم برخورد کردند، باز کلینتون به متکی خوشامد گفت ولی بار دیگر جوابی نشنید.

ابتکار عمان

در دی ماه ۱۳۸۹ وقتی در ایران، منوچهر متکی جایش را به علی اکبر صالحی داده بود و مذاکرات هسته ای هم بختی برای برون رفت از بن بست نداشت، سلطان قابوس پادشاه عمان که در جریان آزادی کوهنوردان آمریکایی میانجی گری کرده بود، به کلینتون وعده داد که به برقراری مذاکره ایران و آمریکا کمک می کند. تماس تلفنی اوباما و سلطان قابوس امکان باز کردن کانال دیپلماتیک بین تهران و واشنگتن را جدی تر کرد. در کاخ سفید حلقه ای شامل وزیر خارجه، معاون و مشاورش (هیلاری کلینتون، ویلیام برنز و جیک سالیوان) و مشاور امنیت ملی کاخ سفید، معاونش، مشاور امور خاورمیانه و مدیر بخش ایران آن (تام دانیلون، دنیس مک دونا، دنیس رأس و پونیت تالوار) تشکیل شد.
در سفر حسن قشقاوی، معاون وزیر خارجه به عمان برای پیگیری آزادی ایرانیان زندانی در انگلیس و آمریکا، یکی از مدیران این کشور نامه ای به او داد که خبر از آمادگی آمریکایی ها برای مذاکره با ایران می داد. در ایران این نامه جدی گرفته نشد، گرچه در آمریکا رقابت های انتخابات ریاست جمهوری آغاز شده بود. چنانکه علی اکبر صالحی روایت کرده (روزنامه ایران، ۱۳ مرداد ۹۴) نامه آمریکایی ها دست نویس و به نوشته یک مدیر عمانی بود که ایرانی ها آن را نمی شناختند. اما دو ماه بعد از ارسال نامه اول، محمد سوری از مدیران کشتیرانی جمهوری اسلامی در بازگشت از سفر کاری به عمان درباره حمل ونقل دریایی، به صالحی گفت مسئولان عمانی می گویند آمریکایی ها آماده اند درباره پرونده هسته ای با ایران وارد مذاکره محرمانه دوجانبه شوند. پیام را سالم ناصر الاسماعیلی، مشاور پادشاه عمان که رابطه خوبی با آمریکا دارد و در حال حاضر در وزارت خارجه عمان فعالیت می کند، به سوری داده بود. صالحی به سوری گفت: «ما مطمئن نیستیم آمریکایی ها چقدر جدی هستند ولی من یادداشتی می دهم؛ بگو ما این مطالبات را داریم؛ دفعه بعدی که به عمان رفتید، یادداشت را به همراه داشته باشید.» چهار خواسته ای که صالحی در یک صفحه نوشت به رسمیت شناختن حق غنی سازی، بسته شدن پرونده هسته ای و حل و فصل موضوع فعالیت های پیشین ایران (پی ام دی) بود. مورد چهارم ذکر نشده است. سوری این نامه کوتاه را به واسطه عمانی داد و تأکید کرد که این موارد فهرست مطالبات ایران است. آمریکایی ها بعد از دریافت این نامه گفتند «ما با جدیت تمام آمادگی داریم و به راحتی می توانیم مسائل مورد اشاره ایران را مورد حل و فصل قرار دهیم.»

اجازه مذاکره
با این پیام و پسغام ها طرف ایرانی به این جمع بندی رسید که امکان اقدام های بیشتر در این زمینه فراهم است؛ بنابراین از عمانی ها خواستند نامه ای رسمی برای ایران ارسال کنند تا به اطلاع مسئولان کشور برسد. عمانی ها نامه ای رسمی نوشتند و صالحی هم آن را به اطلاع مسئولان نظام رساند و برای تشریح آن به دیدار مقام معظم رهبری رفت و به ایشان گفت: «به نظر نمی رسد مذاکره ایران با گروه ۱+۵ به اهداف مورد نظر نظام منتهی شود، اگر اجازه بدهید راه دوم را پیگیری کنیم. با توجه به اینکه سوابق همکاری واقعاً مثبتی با عمان داریم و این کشور همواره سعی کرده در حد توان، همکاری خوبی با ما داشته باشد و برخی از موارد را هم تاکنون برای ما حل کرده - مثل آزادی ایرانیان بازداشتی در خارج از کشور - اگر اجازه دهید این موضوع را نیز با دوستان عمانی پیش ببریم.» پاسخ مقام معظم رهبری این بود که «نمی توانیم به آمریکایی ها اعتماد کنیم؛ با توجه به خلف وعده ای که می کنند، تجربه بدی از آن ها داریم. آن ها هیچ وقت پایبند به عهد و پیمان نبودند.» صالحی از ایشان خواست اجازه دهند برای اتمام حجت با آمریکایی ها اقدام کنند «به هر حال چیزی را از دست نمی دهیم. یا به نتیجه می رسیم یا نمی رسیم. این مذاکرات، محرمانه خواهد بود و سعی می کنیم آن ها سوءاستفاده نکنند.» مقام معظم رهبری نیز فرمودند «برای اتمام حجت، امر درستی است. با این کار مخالفتی ندارم، اما چند شرط دارم؛ اول، مذاکره فقط در ارتباط با مسأله هسته ای باشد یعنی در خصوص مسأله روابط دوجانبه هیچ مذاکره ای انجام نشود. دوم هوشیار باشید تا مانند گفت وگو با ۱+۵ بازی «مذاکره برای مذاکره» نشود و در همان یکی دو جلسه اول بتوانید به یک جمع بندی برسید.» وقتی صالحی اجازه مذاکره را از رهبر معظم انقلاب دریافت کرد، به طرف عمانی خبر داد آماده مذاکره ایم.
هشت ماه بعد از اینکه هماهنگی های لازم با دبیر شورای عالی امنیت ملی انجام شد، نخستین نشست با آمریکایی ها در عمان برگزار شد. نماینده ایران در مذاکرات علی اصغر خاجی معاون اروپا و آمریکای وزارت خارجه بود. به روایت صالحی، آمریکایی ها در نخستین جلسه چنان متعجب شده بودند که گفتند «ما اصلاً باور نمی کنیم این اتفاق افتاده است؛ فکر کردیم عمان شوخی کرده؛ ما برای صحبت با شما، اصلاً آمادگی نداریم!» وزیر خارجه وقت آمریکا اما در روایتش به مذاکره ایران و آمریکا در عمان در سطح مشاوران پیش از جلسه معاونان وزارت خارجه اشاره کرده است. نمایندگان آمریکا در این مذاکرات جیک سالیوان و پونیت تالوار بودند اما هویت طرف ایرانی تاکنون مشخص نشده است. این دیدار در تابستان سال ۹۱ برگزار شد که به نوشته کلینتون «تیم ارشد ایران با یک سری درخواست ها و پیش شرطی هایی آمدند که هیچ یک از آن ها قابل قبول نبودند. جیک گزارش داد برداشتش این است که ایرانی ها هنوز آماده نیستند به طور جدی مذاکره کنند. ما توافق کردیم که کانال ارتباطی را باز نگه داریم و صبر کنیم تا شرایط بهتر شود.» دیداری که صالحی به آن اشاره کرده در اسفند ۹۱ در سطح معاونان وزارت خارجه برگزار شده، از ایران، خاجی و از آمریکا، برنز. اما طرف آمریکایی آن را ناامیدکننده توصیف کرده و تفسیرشان این بود که یک جناح در داخل دولت ایران خواهان تعامل جدی بودند اما موانع قدرتمندی داشتند. طرف آمریکایی در این مذاکرات به ایرانی ها می گوید: «ما فقط آمده ایم ببینیم ایران واقعاً آماده مذاکره است؟» پاسخ طرف ایرانی چنان بوده که قول و قرار دیدارهای بعدی گذاشته می شود تا نقشه راه مذاکره تدوین شود. در جلسه دوم خاجی به طرف آمریکایی می گوید: «ما برای مذاکره طولانی مدت نیامده ایم. اگر شما جدی هستید باید غنی سازی ما را به رسمیت بشناسید در غیر این صورت نمی توانیم با هم وارد مذاکره شویم. اما اگر غنی سازی را به رسمیت بشناسید، ما هم جدی هستیم و آماده ایم نگرانی های هسته ای شما را در چارچوب مقررات بین المللی حل وفصل کنیم.»

وقفه انتخاباتی

نشست دوم در اواخر اسفند ۹۱ به این نتیجه منتهی شد که پادشاه عمان نامه ای برای محمود احمدی نژاد نوشت و اعلام کرد که آمریکا حق غنی سازی ایران را به رسمیت می شناسد. سلطان قابوس متن همین نامه را برای رئیس جمهور آمریکا هم ارسال کرد. اما در ایران نظرها بر این بود که این مذاکرات سرانجامی نخواهد داشت و آمریکایی ها به تعهدات خود پایبند نخواهند بود. دو طرف در تدارک جلسه سوم مذاکرات بودند که از دفتر رهبر معظم انقلاب به وزارت خارجه اطلاع داده شد «حسب صلاحدید معظم له، دیگر مذاکره را متوقف کنید؛ بگذارید بعد از تعیین تکلیف انتخابات، دولت بعدی مذاکرات را پیگیری کند.» همانند دوره ای که مذاکرات به دلیل برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به تعویق افتاد و طرفین به صورت غیررسمی با یکدیگر در ارتباط بودند، دو طرف با توقف مذاکرات در انتظار نتیجه انتخابات ۹۲ ماندند. پیروزی حسن روحانی در انتخابات به تعبیر آمریکایی ها کانال عمان را گرم کرد. صالحی قبل از تشکیل دولت یازدهم، خاجی را مأمور گزارش مذاکرات محرمانه به تیم روحانی کرد و خود نیز در ملاقات با رئیس جمهور منتخب، جزئیاتی درباره گفت وگوهای انجام شده به روحانی داد که برای او باورپذیر نبود. در این ملاقات صالحی از روحانی می خواهد بعد از اجرای مراسم تنفیذ ریاست جمهوری، به مذاکرات سرعت دهد تا مانند گذشته حدود هشت ماه بین دو جلسه فاصله ایجاد نشود. سلطان قابوس اولین رهبر خارجی بود که پس از پیروزی روحانی به تهران سفر کرد و در این دیدار بود که نامه اوباما را رساند و به نوشته کلینتون «این بار پاسخ مثبت گرفت.» بعدها فاش شد که سالم ناصر الاسماعیلی که پیام آمادگی آمریکایی ها را به سوری داده بود در معیت پادشاه عمان به دیدار روحانی رفته است. تماس های طرفین ایرانی و آمریکایی خیلی زود به نتیجه رسید و کلیات یک توافق مقدماتی شکل گرفت: کاهش تحریم ها در ازای توقف شش ماهه پیشرفت برنامه هسته ای ایران. پس از آن نیز نشست وزیران خارجه ۱+۵ در نیویورک با حضور محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران برگزار شد و با تبدیل کانال محرمانه به مذاکرات رسمی، وندی شرمن، معاون سیاسی وزیر امور خارجه آمریکا سرپرست هیات مذاکره کننده ایالات متحده شد. البته در مذاکرات ژنو دو چهره پشت پرده گفت وگوهای محرمانه، بیل برنز و جیک سالیوان حضور داشتند و با اقامت در هتلی جداگانه به طور مخفیانه رفت وآمد می کردند.
الگوی توافق
برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) که در بامداد ۲۷ دی ۹۴ اجرایش اعلام شد، قدم گذاشتن اوباما در راه کندی بود؛ تکرار تجربه «اقدام متقابل و تدریجی در جهت کاستن از تنش». این تجربه محصول تحولاتی در نگرش، خواسته ها و اهداف طرفین در دستیابی به توافق بود. دستیابی به برجام علاوه بر اینکه در فنون مذاکرات بین المللی به عنوان یک الگوی موفق ماندگار خواهد شد، حکایت از تغییراتی در نظام تصمیم گیری ایران و آمریکا دارد که با عبور از خواسته های حداکثری - رفع همه تحریم ها ولو غیرهسته ای از سوی آمریکا و توقف غنی سازی اورانیوم از سوی ایران - به حد میانه ای دست یافتند که با اجرای تدریجی و متقابل آن توافق برد - برد را معنا دادند. طبق همان قاعده یافتن راه های دیگر برای حل اختلاف در زمان شکست مذاکرات متعارف، دو طرف با نتیجه بخش نبودن کانال رسمی مذاکرات هسته ای ۱+۵، کانال محرمانه مذاکرات دوجانبه را گشودند و توافق اولیه آن ها مبنای توافق ایران و ۱+۵ در سال آینده شد. در مقطعی که مذاکرات هسته ای به سرپرستی سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در آلماتی به بن بست خورد، راه عمان با ضمانتی که آمریکایی ها درباره به رسمیت شناختن حق غنی سازی ایران دادند، امیدهای تازه ای ایجاد کرد تا جایی که همان زمان صالحی نوید رفع تدریجی تحریم ها را داد. گرچه جلیلی در جلسه کمیسیون ویژه برجام این دستاورد را به مذاکرات خود منتسب کرد و گفت: «آمریکایی ها در استانبول ۲ از خط قرمز غنی سازی و حقوق هسته ای جمهوری اسلامی عقب نشینی کردند و شرمن نماینده آمریکا در مذاکرات، پیام رئیس جمهور آمریکا را در آن جلسه قرائت کرد و اعلام کرد که حق هسته ای و حق غنی سازی ایران را به رسمیت می شناسند و ایران در این زمینه استثنا نیست، بلکه باید وارد تعامل و گفت وگو شویم و همکاری متقابل داشته باشیم و بالاخره طرف مقابل (۱+۵) پذیرفت که باید با ایران تعامل و گفت وگو کند.» اما توضیحات عباس عراقچی، عضو هر دو تیم مذاکره کننده - جلیلی و ظریف - خلاف آن را نشان می دهد: «۱+۵ تا آن مقطع هیچ گاه با ادامهٔ غنی سازی موافقت نکرده بودند. در آلماتی به عنوان گام اول گفتند ادامه پیدا بکند و در گام بعدی باید تعطیل بشود. البته چه آمریکایی ها و چه ۱+۵ همیشه حق بهره برداری از انرژی صلح آمیز هسته ای را قائل بودند و همیشه هم گفته بودند. این چیزی نبود، ولی از نظر غربی ها غنی سازی یک حق نیست. غنی سازی یک جنبهٔ اجرایی و عملی از حق استفادهٔ صلح آمیز از انرژی هسته ای است.»
اما با وجود این اختلاف در قرائت، مهم ترین کارکردی که مذاکرات هسته ای داشت، در تقویت جایگاه مذاکره حتی با آمریکا و حتی درباره پیچیده ترین اختلاف دو طرف بود که از نقد «مذاکره هراسی» شروع شد و به توافقی منتهی شد که راه را برای مذاکرات بعدی و توافق های آتی باز کرده است. با شروع مذاکرات محرمانه در عمان در نخستین قدم آمریکایی ها برای نشان دادن حسن نیت خود مجتبی عطاردی دانشمند هسته ای ایران را آزاد کردند. در روز اجرای برجام هم ایران و آمریکا زندانیان خود را با یکدیگر مبادله کردند. مواضع ایران و آمریکا در حل بحران سوریه نیز به یکدیگر نزدیک شده است.

تجربه برجام، درهای جدیدی را به روی ایران باز کرده که با ابزار مذاکره با هدف کاستن از تنش، می تواند راهی برای رفع نگرانی های متقابل بیابد. برجام به نتیجه نمی رسید اگر دو طرف نگرانی های خود را به رسمیت نمی شناختند و به فرجام نمی انجامید اگر با قصد توافق پشت میز مذاکره نمی نشستند. این تجربه ایران را متحول خواهد کرد. توئیت محمدجواد ظریف در روز ۲۳ تیر ۹۴، پس از دستیابی به توافق این نوید را می داد: «توافق سقف نیست، بلکه یک پایه محکم است. باید ساختن بر اساس آن را شروع کنیم.»

کلید واژه ها: توافق هسته ایبرجامظریفایران و آمریکاصالحی


نظر شما :