بازیگران بین المللی در فرانوزادی بحران سوریه

۰۹ فروردین ۱۳۹۶ | ۲۱:۵۹ کد : ۱۹۶۸۰۴۷ سرخط اخبار
نویسنده: احمد وخشیته، دانشجوی دکتری علوم سیاسی در دانشگاه دوستی ملل مسکو
بازیگران بین المللی در فرانوزادی بحران سوریه

اکنون از تولد بحران در سوریه پنج سالی می گذرد و گویی قرار است این بحران به واقعیت روزمره خاورمیانه تبدیل شود؛ درست همان گونه که آمریکایی ها در اسناد آینده پژوهی خود سال ها پیش آورده بودند. بحرانی که اکنون با عبور از دوران نوزادی، بسیاری از بازیگران آن آشکارا به بازیگری می پردازند و البته هستند کشورهایی که تا کنون نیز هیچ نقشی به وضوح از آنها دیده نشده، که البته باور عدم نفوذشان بسی دشوار است.

حالا، یعنی آغاز بهار 2017 ایران و روسیه در یک سوی ماجرا قرار دارند و عربستان و ترکیه در سوی دیگر؛ قطری ها آرام تر شده اند و آمریکایی ها البته چند سالی است که به موجب سیاستگذاری های کلان خود از این منطقه کوچ و آن را به بازیگران نیابتی خود واگذار کرده اند.

در میان این سال ها که میان ایران و عربستان، جنگ سردی در منطقه شکل گرفته است، هزینه های تسلیحاتی فراوانی بر آنها در سوریه تحمیل شده، با این تفاوت که ایرانیان با دعوت بشار اسد وارد کارزار سوریه شده است، اما سعودی میهمان ناخوانده بوده اند. در این میان ترکیه اردوغان نیز که به دنبال بلندپروازی های خود گام بر می دارد، هم کودتایی نافرجام را تجربه کرد و هم بمب گذاری ها و ناامنی های گوناگونی را با تمام وجود لمس می کند.

اما به نظر می رسد سوریه برای روس ها برکت های فراوانی داشت، از یک سو پس از سال ها خواب زمستانی، خرس روسی به بازیگری فعال، در خاورمیانه پرداخته و از سوی دیگر مسلمانان افراطی این کشور بدون هیچ هزینه ای روانه سوریه شدند و حال شمار بسیاری از آن ها توسط جنگنده های روسی کشته می شوند.

اگر چه به نظر نمی رسد دود سفید به این زودی ها در آسمان سوریه سایه افکند و کارزار طلایی آمریکایی ها، روس ها و اسرائیل ها را خاتمه دهد، اما تغیراتی در آرایش بازیگران در حال شکل گیری است.

 

  • آمریکای ترامپ؛ بازگشت به خاورمیانه

اگرچه سیاست گذاری های ایالات متحده در دور دوم "باراک اوباما" خروج از خاورمیانه و سپردن آن به بازیگران نیابتی و تامل و پرداخت هزینه برای سیاست گذاری های شرق آسیا بود، اما به نظر می رسد رفتار "دونالد ترامپ" متفاوت از سیاست گذاری های N.I.C در سال 2012 می باشد. وزارت دفاع آمریکا به تازگی اعلام کرد که رئیس جمهور این کشور طرح هایی را برای اعزام نیروهای نظامی به سوریه پیشنهاد داده است تا آمریکا حضوری فعال تر در جنگ علیه داعش داشته باشد. گفته ای که با واکنش های متفاوت "محمد جواد ظریف" و "بشار اسد" رو برو بود. در حالی که وزیر خارجه ایران در گفتگو با C.N.N اعزام نیروهای آمریکا به عراق و سوریه را عاملی برای افزایش افراط گرایی دانست، اما از سوی دیگر به گفته دیلی اکسپرس رئیس جمهور سوریه سیاست های اعلامی ترامپ برای جنگ با داعش را امیدوار کننده دانست و از ورود نیروهای خارجی برای نابودی داعش استقبال کرد.

 

  • سوریه و پایگاه های نظامی دائمی روس ها:

ماه گذشته "دمیتری پسکوف" سخنگوی کرملین در گفتگو با تلویزیون روسیه گفت که حل و فصل سازنده بحران سوریه بدون مشارکت آمریکا امکان پذیر نیست. این موضوع نشان می دهد روسیه پوتین با آمریکای ترامپ همگرایی های فراوانی دارند و یا حداقل به دنبال همگرایی می باشند و موضوعات گوناگونی نسبت به دوران اوباما میان کرملین و کاخ سفید تغییر کرده است. روس ها که استعداد فراوانی در تغییر آرایش در بازی های بین المللی دارند، با ترکیه نیز گفتگوهای فراوانی داشتند، تا بدان جا که "مهمت شیمشک" معاون نخست وزیر ترکیه ماه پیش در نشست داووس گفت که این کشور دیگر بر حل بحران سوریه با کناره گیری بشار اسد اصراری ندارد. در این میان گفتگوها و مذاکرات روس ها با مقامات سعودی و حتی مخالفین اسد نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است.

روسیه اکنون تنها کشوری است که در خاک سوریه پایگاه هوایی دارد. پایگاه حمیمیم در اختیار هواپیماها و پرسنل روسیه قرار گرفته است و البته از برخی تسهیلات فرودگاه امنیتی باسل اسد نیز استفاده می کنند. کرملین که پرسنل نظامی و خانواده های آنها از مصونیت کامل دیپلماتیک در سوریه برخوردار هستند، معتقد است ایجاد پایگاه دائمی در سوریه هزینه اضافی بر بودجه نظامی روسیه تحمیل نخواد کرد. اکنون وزارت دفاع روسیه به دنبال آن است تا تنها پایگاه نیروی دریایی خود در دریای مدیترانه (پایگاه طرطوس) را نیز دائمی کند. 

 

  • سوریه؛ عامل همکاری های بی سابقه ایران و روسیه:

جمهوری اسلامی ایران از ابتدای پیدایش بحران سوریه، همکاری های تاکتیکی گسترده ای با روسیه داشت و این همکاری ها در میان این سال ها از اعزام مستشاران نظامی به نیروهای نظامی گذار کرد. بحران سوریه سبب شد همکاری های تهران و مسکو وارد فاز جدیدی شود تا جایی که در اقدامی بی سابقه، ایران پایگاه هوایی نوژه را در اختیار روس ها قرار داد تا برای بمباران نیروهای داعش از آن استفاده کنند. میان این سال ها ایران و روسیه به خوبی سوریه بشار را حفظ کردند و همکاری های گسترده ای از خود را در سوریه به نمایش گذاشتند. در این میان برخی کارشناسان و تحلیلگران این همکاری ها را استراتژیک می خوانند و برخی دیگر بر تاکتیکی بودن آن تاکید می کنند. برای اینکه به این سوال پاسخ داد که این همکاری ها تاکتیکی می باشد یا استراتژیک، باید کمی صبر کرد و بر اساس رفتار روس ها در آینده ای نه چندان دور پاسخ قطعی را داد.

 

  • عربستان؛ رقابت با ایران در سوریه:

سعودی ها این ایام فقط به یک موضوع فکر می کنند: جلوگیری از برتری یافتن ایران در منطقه. امضای برجام، دیپلماسی چند جانبه ایران و همکاری های تهران و مسکو در سوریه سبب شده است تا "عادل الجبیر" طی ماه های اخیر کنش های مبتنی بر هیجان از خود نشان دهد و در نشست امنیتی مونیخ به ایران حمله کند و از آن به عنوان بزرگترین کشور حامی تروریست در جهان یاد کند. این واکنشات عصبی وزیر خارجه عربستان در حالی بود که کمی پیشتر از وی، وزیر خارجه ایران با لبخند همیشگی خود بر بهبود روابط کشورهای حاشیه خلیج فارس تاکید کرده و گفته بود که مناقشه ها در سوریه، عراق، یمن و بحرین راه حل نظامی ندارد و هر کدام از این مناقشه ها نیازمند راه حل سیاسی است؛ به طوری که هیچ بازیگر واقعی از فرایند حذف و یا به حاشیه رانده نشود.

 سعودی ها که در سال گذشته میلادی از سوی نهادهای حقوق بشر و کشورهای مختلف به نقض قوانین بین المللی در جنگ یمن متهم شده اند، از ائتلاف کنونی ایران و روسیه که با روی کار آمدن ترامپ تنش های روسیه و آمریکا نیز کاهش پیدا کرده است به شدت احساس خطر می کنند که مبادا در کارزار روسیه، ایران پیروزی خود را تثبیت کند.

 

  • ترکیه؛ از رفتن تا ماندن بشار

اردوغان اگرچه در ابتدای بحران سوریه، هوای خیال بر سرش زده بود و رویای بزرگی در سر داشت، اما می توان گفت که یکی از بزرگترین اشتباهاتش در زمین بازی سوریه، سرنگونی جنگنده روسیه بود. اقدامی که باعث تحریم های جدی ضد ترکیه از سوی ملت و دولت روسیه شد؛ از عدم سفرهای توریستی به ترکیه تا لغو معاملات تجاری. ترک ها اگرچه از لحاظ سیاسی به غرب گرایش دارند، اما روسیه جایگاه مهمی در اقتصاد آنها دارد و تیره شدن روابط آنها فشار بسیاری بر آنکارا وارد کرد تا جایی که پس از هفت ماه ترجیح دادند با عذرخواهی به آغوش روسیه بازگردند. کمی بعد ترکیه شبی به یادماندنی را سپری کرد؛ کودتا. روس ها مدعی بودند اخبار مربوط به این کودتا را زودتر در اختیار اردوغان قرار دادند و در نافرجام ماندن آن به وی کمک کردند.

در این میان مواضع ترک ها در سوریه نیز به مواضع روسیه نزدیک شده است، تا جایی که این کشور اکنون اصرار زیادی به کناره گیری فوری بشار اسد از قدرت ندارد.

 

  • فرجام:

حاصل بحران سوریه از سال 2012 تا کنون، دستیابی روسیه به پایگاه دائمی هوایی در کنار پایگاه دریایی این کشور در سوریه می باشد؛ اگرچه در این میان بهره برداری آنها از پایگاه نظامی نوژه در ایران و اکنون همکاری نظامی با ترکیه برای مقابل با داعش را نیز نمی توان نادیده گرفت. در سال 2016 صحبت های زیادی از تلاش برای صلح در سوریه به میان آمد؛ از مذاکرات آستانه تا وین. اما پرسش اساسی این است که آیا صلح سوریه به نفع روسیه، اسرائیل و آمریکا می باشد که آنها عزمی جدی برای اقناع متحدانشان و تحقق آرامش و امنیت در سوریه داشته باشند.

باید توجه داشت که اگر صلح مطلق در این منطقه سایه افکند، نیروهای افراط گرای داغستانی و دیگر مناطق جنوبی روسیه و آسیای مرکزی به این منطقه باز خواهند گشت و این مسئله کام کرملین را تلخ خواهند کرد. از سوی دیگر ایران و حزب الله نیز می توانند تمرکز بیشتری برای مقابله با اسرائیل داشته باشند. همچنین سعودی ها دیگر نه تنها به این میزان از آمریکایی ها تسلیحات خریداری نخواهند کرد، بلکه ممکن است به سرکشی هایی نیز دست بزنند که مطلوب کاخ سفید نباشد. از این رو به نظر نمی رسد روسیه، اسرائیل و آمریکا عزم خود را برای تحقق صلح مطلق در پیش بگیرند؛ چرا که در آن صورت لازم است زمین بازی جدیدی را جایگزین سوریه ایجاد کنند. اما شاید یک صلح نسبی شیشه ای گزینه ای مناسب باشد؛ چراکه از یک سو می توانند برای اقناع افکار عمومی به ویژه در اروپا و آمریکا ژست بشر دوستانه بگیرند و از سوی دیگر فضا را برای گسترش جنگ سرد میان ایران و عربستان در منطقه مهیا و از تقابل آنها بهره ببرند.

اکنون از تولد بحران در سوریه پنج سالی می گذرد و گویی قرار است این بحران به واقعیت روزمره خاورمیانه تبدیل شود؛ درست همان گونه که آمریکایی ها در اسناد آینده پژوهی خود سال ها پیش آورده بودند. بحرانی که اکنون با عبور از دوران نوزادی، بسیاری از بازیگران آن آشکارا به بازیگری می پردازند و البته هستند کشورهایی که تا کنون نیز هیچ نقشی به وضوح از آنها دیده نشده، که البته باور عدم نفوذشان بسی دشوار است.

حالا، یعنی آغاز بهار 2017 ایران و روسیه در یک سوی ماجرا قرار دارند و عربستان و ترکیه در سوی دیگر؛ قطری ها آرام تر شده اند و آمریکایی ها البته چند سالی است که به موجب سیاستگذاری های کلان خود از این منطقه کوچ و آن را به بازیگران نیابتی خود واگذار کرده اند.

در میان این سال ها که میان ایران و عربستان، جنگ سردی در منطقه شکل گرفته است، هزینه های تسلیحاتی فراوانی بر آنها در سوریه تحمیل شده، با این تفاوت که ایرانیان با دعوت بشار اسد وارد کارزار سوریه شده است، اما سعودی میهمان ناخوانده بوده اند. در این میان ترکیه اردوغان نیز که به دنبال بلندپروازی های خود گام بر می دارد، هم کودتایی نافرجام را تجربه کرد و هم بمب گذاری ها و ناامنی های گوناگونی را با تمام وجود لمس می کند.

اما به نظر می رسد سوریه برای روس ها برکت های فراوانی داشت، از یک سو پس از سال ها خواب زمستانی، خرس روسی به بازیگری فعال، در خاورمیانه پرداخته و از سوی دیگر مسلمانان افراطی این کشور بدون هیچ هزینه ای روانه سوریه شدند و حال شمار بسیاری از آن ها توسط جنگنده های روسی کشته می شوند.

اگر چه به نظر نمی رسد دود سفید به این زودی ها در آسمان سوریه سایه افکند و کارزار طلایی آمریکایی ها، روس ها و اسرائیل ها را خاتمه دهد، اما تغیراتی در آرایش بازیگران در حال شکل گیری است.

 

  • آمریکای ترامپ؛ بازگشت به خاورمیانه

اگرچه سیاست گذاری های ایالات متحده در دور دوم "باراک اوباما" خروج از خاورمیانه و سپردن آن به بازیگران نیابتی و تامل و پرداخت هزینه برای سیاست گذاری های شرق آسیا بود، اما به نظر می رسد رفتار "دونالد ترامپ" متفاوت از سیاست گذاری های N.I.C در سال 2012 می باشد. وزارت دفاع آمریکا به تازگی اعلام کرد که رئیس جمهور این کشور طرح هایی را برای اعزام نیروهای نظامی به سوریه پیشنهاد داده است تا آمریکا حضوری فعال تر در جنگ علیه داعش داشته باشد. گفته ای که با واکنش های متفاوت "محمد جواد ظریف" و "بشار اسد" رو برو بود. در حالی که وزیر خارجه ایران در گفتگو با C.N.N اعزام نیروهای آمریکا به عراق و سوریه را عاملی برای افزایش افراط گرایی دانست، اما از سوی دیگر به گفته دیلی اکسپرس رئیس جمهور سوریه سیاست های اعلامی ترامپ برای جنگ با داعش را امیدوار کننده دانست و از ورود نیروهای خارجی برای نابودی داعش استقبال کرد.

 

  • سوریه و پایگاه های نظامی دائمی روس ها:

ماه گذشته "دمیتری پسکوف" سخنگوی کرملین در گفتگو با تلویزیون روسیه گفت که حل و فصل سازنده بحران سوریه بدون مشارکت آمریکا امکان پذیر نیست. این موضوع نشان می دهد روسیه پوتین با آمریکای ترامپ همگرایی های فراوانی دارند و یا حداقل به دنبال همگرایی می باشند و موضوعات گوناگونی نسبت به دوران اوباما میان کرملین و کاخ سفید تغییر کرده است. روس ها که استعداد فراوانی در تغییر آرایش در بازی های بین المللی دارند، با ترکیه نیز گفتگوهای فراوانی داشتند، تا بدان جا که "مهمت شیمشک" معاون نخست وزیر ترکیه ماه پیش در نشست داووس گفت که این کشور دیگر بر حل بحران سوریه با کناره گیری بشار اسد اصراری ندارد. در این میان گفتگوها و مذاکرات روس ها با مقامات سعودی و حتی مخالفین اسد نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است.

روسیه اکنون تنها کشوری است که در خاک سوریه پایگاه هوایی دارد. پایگاه حمیمیم در اختیار هواپیماها و پرسنل روسیه قرار گرفته است و البته از برخی تسهیلات فرودگاه امنیتی باسل اسد نیز استفاده می کنند. کرملین که پرسنل نظامی و خانواده های آنها از مصونیت کامل دیپلماتیک در سوریه برخوردار هستند، معتقد است ایجاد پایگاه دائمی در سوریه هزینه اضافی بر بودجه نظامی روسیه تحمیل نخواد کرد. اکنون وزارت دفاع روسیه به دنبال آن است تا تنها پایگاه نیروی دریایی خود در دریای مدیترانه (پایگاه طرطوس) را نیز دائمی کند. 

 

  • سوریه؛ عامل همکاری های بی سابقه ایران و روسیه:

جمهوری اسلامی ایران از ابتدای پیدایش بحران سوریه، همکاری های تاکتیکی گسترده ای با روسیه داشت و این همکاری ها در میان این سال ها از اعزام مستشاران نظامی به نیروهای نظامی گذار کرد. بحران سوریه سبب شد همکاری های تهران و مسکو وارد فاز جدیدی شود تا جایی که در اقدامی بی سابقه، ایران پایگاه هوایی نوژه را در اختیار روس ها قرار داد تا برای بمباران نیروهای داعش از آن استفاده کنند. میان این سال ها ایران و روسیه به خوبی سوریه بشار را حفظ کردند و همکاری های گسترده ای از خود را در سوریه به نمایش گذاشتند. در این میان برخی کارشناسان و تحلیلگران این همکاری ها را استراتژیک می خوانند و برخی دیگر بر تاکتیکی بودن آن تاکید می کنند. برای اینکه به این سوال پاسخ داد که این همکاری ها تاکتیکی می باشد یا استراتژیک، باید کمی صبر کرد و بر اساس رفتار روس ها در آینده ای نه چندان دور پاسخ قطعی را داد.

 

  • عربستان؛ رقابت با ایران در سوریه:

سعودی ها این ایام فقط به یک موضوع فکر می کنند: جلوگیری از برتری یافتن ایران در منطقه. امضای برجام، دیپلماسی چند جانبه ایران و همکاری های تهران و مسکو در سوریه سبب شده است تا "عادل الجبیر" طی ماه های اخیر کنش های مبتنی بر هیجان از خود نشان دهد و در نشست امنیتی مونیخ به ایران حمله کند و از آن به عنوان بزرگترین کشور حامی تروریست در جهان یاد کند. این واکنشات عصبی وزیر خارجه عربستان در حالی بود که کمی پیشتر از وی، وزیر خارجه ایران با لبخند همیشگی خود بر بهبود روابط کشورهای حاشیه خلیج فارس تاکید کرده و گفته بود که مناقشه ها در سوریه، عراق، یمن و بحرین راه حل نظامی ندارد و هر کدام از این مناقشه ها نیازمند راه حل سیاسی است؛ به طوری که هیچ بازیگر واقعی از فرایند حذف و یا به حاشیه رانده نشود.

 سعودی ها که در سال گذشته میلادی از سوی نهادهای حقوق بشر و کشورهای مختلف به نقض قوانین بین المللی در جنگ یمن متهم شده اند، از ائتلاف کنونی ایران و روسیه که با روی کار آمدن ترامپ تنش های روسیه و آمریکا نیز کاهش پیدا کرده است به شدت احساس خطر می کنند که مبادا در کارزار روسیه، ایران پیروزی خود را تثبیت کند.

 

  • ترکیه؛ از رفتن تا ماندن بشار

اردوغان اگرچه در ابتدای بحران سوریه، هوای خیال بر سرش زده بود و رویای بزرگی در سر داشت، اما می توان گفت که یکی از بزرگترین اشتباهاتش در زمین بازی سوریه، سرنگونی جنگنده روسیه بود. اقدامی که باعث تحریم های جدی ضد ترکیه از سوی ملت و دولت روسیه شد؛ از عدم سفرهای توریستی به ترکیه تا لغو معاملات تجاری. ترک ها اگرچه از لحاظ سیاسی به غرب گرایش دارند، اما روسیه جایگاه مهمی در اقتصاد آنها دارد و تیره شدن روابط آنها فشار بسیاری بر آنکارا وارد کرد تا جایی که پس از هفت ماه ترجیح دادند با عذرخواهی به آغوش روسیه بازگردند. کمی بعد ترکیه شبی به یادماندنی را سپری کرد؛ کودتا. روس ها مدعی بودند اخبار مربوط به این کودتا را زودتر در اختیار اردوغان قرار دادند و در نافرجام ماندن آن به وی کمک کردند.

در این میان مواضع ترک ها در سوریه نیز به مواضع روسیه نزدیک شده است، تا جایی که این کشور اکنون اصرار زیادی به کناره گیری فوری بشار اسد از قدرت ندارد.

 

  • فرجام:

حاصل بحران سوریه از سال 2012 تا کنون، دستیابی روسیه به پایگاه دائمی هوایی در کنار پایگاه دریایی این کشور در سوریه می باشد؛ اگرچه در این میان بهره برداری آنها از پایگاه نظامی نوژه در ایران و اکنون همکاری نظامی با ترکیه برای مقابل با داعش را نیز نمی توان نادیده گرفت. در سال 2016 صحبت های زیادی از تلاش برای صلح در سوریه به میان آمد؛ از مذاکرات آستانه تا وین. اما پرسش اساسی این است که آیا صلح سوریه به نفع روسیه، اسرائیل و آمریکا می باشد که آنها عزمی جدی برای اقناع متحدانشان و تحقق آرامش و امنیت در سوریه داشته باشند.

باید توجه داشت که اگر صلح مطلق در این منطقه سایه افکند، نیروهای افراط گرای داغستانی و دیگر مناطق جنوبی روسیه و آسیای مرکزی به این منطقه باز خواهند گشت و این مسئله کام کرملین را تلخ خواهند کرد. از سوی دیگر ایران و حزب الله نیز می توانند تمرکز بیشتری برای مقابله با اسرائیل داشته باشند. همچنین سعودی ها دیگر نه تنها به این میزان از آمریکایی ها تسلیحات خریداری نخواهند کرد، بلکه ممکن است به سرکشی هایی نیز دست بزنند که مطلوب کاخ سفید نباشد. از این رو به نظر نمی رسد روسیه، اسرائیل و آمریکا عزم خود را برای تحقق صلح مطلق در پیش بگیرند؛ چرا که در آن صورت لازم است زمین بازی جدیدی را جایگزین سوریه ایجاد کنند. اما شاید یک صلح نسبی شیشه ای گزینه ای مناسب باشد؛ چراکه از یک سو می توانند برای اقناع افکار عمومی به ویژه در اروپا و آمریکا ژست بشر دوستانه بگیرند و از سوی دیگر فضا را برای گسترش جنگ سرد میان ایران و عربستان در منطقه مهیا و از تقابل آنها بهره ببرند.

کلید واژه ها: سوریهکرملین


نظر شما :