آینده سخت سیاسی در انتظار صدر اعظم آلمان است

موفقیت ماکرون در گروه همکاری مرکل

۰۲ بهمن ۱۳۹۶ | ۱۸:۳۹ کد : ۱۹۷۴۴۱۶ اروپا گفتگو
پیروز ایزدی در گفت وگویی با دیپلماسی ایرانی بر این باور است که با وجود مشکلات موجود بر سر راه خانم مرکل، آینده اتحادیه اروپا در گرو همکاری پاریس و برلین است. لذا در صورت تداوم مناسبات آلمان و فرانسه و تقویت این خط مهم در جایگاه موتر پیشراننده اتحادیه قاره سبز است که می توان اصلاحات مورد نظر ماکرون، هم درباره مشکلات اروپا و هم در خصوص مسائل جهانی را پیاده کرد.
موفقیت ماکرون در گروه همکاری مرکل

عبدالرحمن فتح الهی – آنگلا مرکل سال 2017 و سال کنونی میلادی را با چالش های جدی بر سر ادامه مسیر کسب قدرت و تشکیل کابینه ائتلافی گذارنده و تا کنون توفیقی جدی را در این خصوص به دست نیاورده است. اما در آن سوی ماجرا رئیس جمهوری فرانسه که تازه وارد 40 سالگی اش شده برنامه های زیادی در سر دارد. امانوئل ماکرون، رئیس جمهور فرانسه در عملکرد کمتر از یک ساله خود گویا به صورتی تدریجی سعی دارد نقش و جایگاه مرکل 64 ساله را به چالش بکشد. ماکرون علاوه بر تغییراتی جدید در وضعیت داخلی فرانسه، راهبرد نوینی را هم در زمینه سیاست خارجی در پیش گرفته است، راهبردی که به نظر می آید در همین مدت 8 ماهه حضور در الیزه دستاوردهای فراوانی را برایش داشته است. اما مجموعه این شرایط مختلف مرکل و ماکرون نیز تفاوت های عملکردی سبب شده تا مجله تایم آمریکایی که مدت زمان طولانی آنگلا مرکل را به عنوان زن مقتدر اروپا معرفی می کرد، حالا از ماکرون به عنوان رهبر بعدی اروپا نام ببرد. اما به واقع شرایط اتحادیه اروپا و پتانسیل چنین نقشی در ماکرون وجود دارد؟ اساسا چنین رقابتی را می توان میان ماکرون و مرکل تصور کرد؟ آیا در سایه تشکیل دولت و تداوم صدر اعظمی مرکل، دوران فروغ او برای تصاحب جایگاهش در اروپا باز خواهد گشت؟ شرایط و مناسبات برلین و پاریس و نیز همکاری های ماکرون و مرکل در بستر این مسائل در آینده چگونه تعریف خواهد شد؟ دیپلماسی ایرانی پاسخ به این سوالات را در گفت وگویی با پیروز ایزدی کارشناس مسائل اروپا پی گرفته است که در ادامه از نظر می گذارانید:

از زمان روی کار آمدن امانوئل ماکرون در فرانسه و متعاقبش ایجاد تحولات معنا داری در سیاست داخلی و خارجی فرانسه توسط او و به موازاتش مشکلات فراوان به خصوص یک ساله اخیر خانم مرکل در در انتخابات سال گذشته میلادی نیز چالش های گوناگون بر سر مساله تشکیل کابینه ائتلافی با احزاب سبز و لیبرال دموکرات ها سبب شد تا برخی از کارشناسان آینده را دروان قدرت گیری ماکرون و افول نفوذ مرکل بدانند که این شرایط بسترساز جایگزینی ماکرون به جای مرکل در اتحادیه اروپا خواهد شد؛ شما این  تحلیل را چگونه ارزیابی می کنید؟

امانوئل ماکرون با ایده های جدیدی پا به عرصه سیاست در فرانسه و اروپا گذاشت. به هر حال او معتقد است که اصلاح و رفع چالش های جدید امنیتی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی – فرهنگی اتحادیه اروپا نیاز به مناسبات تعریف مناسبات نوین و ایجاد روابط و راه حل های جدیدی دارد. لذا باید اقتضائات اتحادیه قاره سبز تغییرات راهبردی پیدا کند. در اینجا فرقی که می توان خانم مرکل و آقای ماکرون دید در این است که آلمان کشوری است که از قبل ساختار اتحادیه اروپا از گذشته تا کنون به خصوص در دوران زمامداری خانم مرکل منافع و سود زیادی را برده است و همین امر هم سبب افزایش قدرت برلین تا حد رهبری اتحادیه اروپا شده است. از همین رو نیز برلین سعی داشت برای تداوم و گسترس این نقش خود سیاست های مورد نظرش را بر  سایر اعضای این اتحادیه دیکته کند. اما مشکل اینجا بود که سیاست های ریاضتی آلمان بعد از بحران مالی سال 2008 برای اروپا سبب افزایش فشار بر برخی از کشورهای ضعیف اروپایی و نیز خانوده های کم درآمد این کشورها شد. همین امر هم موجب شد تا دولت های این کشورها با افت محبوبیت در میان جوامعه خود روبه رو شوند که این مساله و چالش تا به امروز هم ادامه دارد. همین امر هم در نهایت به کاهش نقش و نفوذ مرکل در برخی کشورهای اتحادیه اروپا انجامید.

یکی از عوامل مهم ظهور پوپولیسم به خصوص در سال گذشته میلادی در کشورهای اروپایی به ویژه آلمان و فرانسه هم به مشکلات اقتصادی و ساختار به اصطلاح معیوب اتحادیه اروپا از نظر پوپولیست ها باز می گشت؛ اما این مساله چگونه سبب افزایش نفوذ و جایگاه ماکرون در قیاس با خانم مرکل در طول کمتر از یک سال گذشته شد؟

همان طور که گفتم در قبال چالش های امروز اروپا و نیز سیاست های تحمیلی آلمان ماکرون سعی دارد تا سیاست های جدیدی را برای اصلاح شرایط در همه ابعاد داشته باشد، از اقتصاد تا امنیت؛ لذا او در این مدت سعی داشته است که تمامی ملاحظات از جمله شرایط کشورهای ضعیف و کم درآمد اروپایی و به خصوص کشورهای جنوب اروپا و نیز خانواده های ضعیف را در نظر بگیرد. این مساله همان نقطه تمایز و مهمتر از آن نتقط برتری ماکرون بر مرکل در طول یک سال گذشته بوده است. اما این تمام ماجرا نیست و علیرغم تمامی این شرایط باید گفت که میزان موفقیت این برنامه های اصلاحی ماکرون در اروپا بسته به میزان پذیرش و همکاری برلین با پاریس دارد و در این راستا باید دید که آلمان با توجه به شرایط امروز خود که شما به آن اشاره کردید، تا چه اندازه می تواند به پاریس همکاری داشته باشد، به خصوص اکنون که برلین در شرایط خاص و در عین حال حساس تری از نظر قدرت سیاسی به سر می برد. چرا که با گذشت چندین ماه از انتخابات پارلمان آلمان هنوز این کشور خانم مرکل موفق به تشکیل کابینه نشده است. در سایه شکست مذاکرات برای ائتلاف دو حزب لیبرال دموکرات و حرب سبز با خانم مرکل برای تشکیل کابینه ائتلافی، او تلاش های خود را برای به انجام رساندن مذاکرات در خصوص تشکیل "ائتلاف برزگ" (ائتلاف حزب دموکرات مسیحی و سوسیال دموکرات) دارد. اما مساله مهمی که نباید فراموش شود این است که در این میان خانم مرکل یقینا باید برای تشکیل این ائتلاف برزگ امتیازاتی را هم به حزب سوسیال دموکرات بدهد. لذا مرکل در سایه این دادن امتیاز از موضع قدرتمند گذشته خود تا اندازه ای دور خواهد شد. از همین رو نیز می توان گفت که به احتمال بسیار زیاد این دوره آخرین دوره ای است که خانم مرکل می تواند در جایگاه صدر اعظم آلمان زمامدار امور این کشور باشد. همه این شرایط در مجموع دست به دست هم داده تا مرکل از گذشته پرفروغش فاصله بگیرد و این فاصله نیز سبب پررنگ تر شدن ماکرون در چنین خلائی شده است.

از زمان روی کار امدن ترامپ در آمریکا و در پیش گرفتن سیاست انزوا طلبانه واشنگتن بسیاری بر این باور بودند که اکنون فرصت بسیار مناسبی برای افزایش قدرت آلمان و جایگزینی مرکل در جهان پیدا شده است. اما این مساله مصادف شد با مشکلات کاهش محبوبیت مرکل در جامعه آلمان و بعد هم ریزش معنادارد آرای حزبش در انتخابات پارلمانی آلمان که متعاقب آن هم چالش های جدی را برای مرکل در راه تشکیل دولت و کابینه تا به امروز فراهم کرده است.

اما به واقع دلایل افت محبوبیت خانم مرکل در اروپا و به ویژه در خود آلمان، آن هم در سایه رهبری و حمایت احزاب "متحد مسیحی" (سوسیال مسیحی و دموکرات مسیحی) چیست؛ این افت محبوبیت به گونه ای بوده که برای اولین بار در تاریخ آلمان بعد از جنگ جهانی دوم احزاب پوپولیست راست رادیکالی چون "آلتروناتیوی برای آلمان" (A.F.D) در انتخابات پارلمانی 2017 با کسب 13 درصد آراء صاحب کرسی پارلمانی شوند؛ آیا این مساله در سایه تبعات سیاست های خانم مرکل روی داده و یا این که به دلیل حضور طولانی مدت او و مساله فرسایش قدرت و کاهش نفوذش، بسترساز حضور جریانات آلترناتیوی و به نوعی اپوزیسیون شود؟

مساله فرسایش قدرت آن چنان در این مساله دخالت ندارد. آلمان کشور دموکراتیکی است اگر مرکل محبوبیتی نداشت یقینا در طول این سال ها نمی توانست زمامدار امور آلمان باشد؛ اما می توان گفت که مشکلات و چالش های او در طول دوران طولانی مدت حضور در قدرت که بسیار هم طبیعی است، سبب شده است تا به مرور زمان محبوبیت او کاهش یابد. در آلمان با توجه به مساله و سیاست درهای باز خانم مرکل در خصوص پذیرش مهاجرین عمدتا سوریه ای به داخل کشور که چیزی بیش از یک میلیون نفر را شامل می شود، سبب ایجاد دیدگاه های منفی و پررنگ تر شدت انتقادات به دولت و کابینه او شد، چرا که جامعه آلمان بر این باور است که این میزان از پذیرش مهاجر شرایط سخت سیاسی، اقتصادی و از همه مهتر امنیتی و فرهنگی – اجتماعی را بر آلمان تحمیل خواهد کرد و می تواند آثار مخرب و زیانبار طولانی مدتی را بر مردم و جامعه آلمان وارد کند. این مسائل و بروز انتقادات سبب شد تا حزب آلترناتیوی برای آلمان برای اولین بار بتواند از بستر این نارضایتی ها اجتماعی نهایت استفاده را در کسب قدرت در انتخابات سال گذشته میلادی ببرد، به گونه ای که همان طوی که اشاره هم کردید این حزب با کسب 13 درصد آراء به عنوان سومین حزب برزگ آلمانی وارد پارلمان این کشور شد که اگر ائتلاف بزرگ آلمانی که قبلا اشاره کردم، شکل گیرد، این حزب می تواند برزگ ترین حزب مخالف و اپوزیسیون آلمانی خود را معرفی کند که این مساله در تاریخ این کشور بعد از جنگ جهانی دوم، آن هم بعد از تنفر تاریخی آلمانی ها نسبت به جریانات راست افراطی و سرخوردگی سیاسی در صحنه بین الملل از این جریانات، بی سابقه است و این نکته می تواند خانم مرکل را در آینده سیاسی آلمان با چالش هایی همراه کند، چالش هایی که یقینا او و کابینه اش را در تنگنا قرار خواهد داد.

اما یکی از نقاط قوت دیگر ماکرون در افزایش نفوذ او در فرانسه و اروپا که می تواند به عنوان نقطه تمایزش هم قلمداد شود، نگاه جدیدش به سیاست خارجی فرانسه و تحولات جامعه جهانی به خصوص در قبال تحولات خاورمیانه است و همین نگاه هم نقش معناداری را به پاریس در طول یک سال گدشته در خاورمیانه از مساله همه پرسی اقلیم کردستان عراق تا تنش سیاسی در لبنان داده است و تا حدودی هم این نقش معنادار باعث رشد محبوبیت ماکرون در میان جوامع خاورمیانه از جمله لبنانی ها و فلسطینی ها شده است؛ این سیاست ها تفاوت جدی با سیاست خارجی دولت پیشین، اولاند دارد؛ شما این نگاه و راهبرد جدید ماکرون در سیاست خارجی فرانسه را در افزایش محبوبیتش تا چه اندازه جدی می بینید؟  

ماکرون در بستر شرایط جدید و حساس امروز صحنه بین الملل در سایه روی کار آمدن ترامپ و توجه بیشتر او به مسائل داخلی آمریکا با در پیش گرفتن نوعی سیاست ناسیونالیسم اقتصادی در قالب شعار "American First" واشنگتن در طول یک سال گذشته و اتخاذ آن سیاست، ترامپ حاضر به هزینه کردن منابع ایالات متحده در سایر نقاط جهان نیست. از طرف دیگر هم آلمان پس از بحران مالی سال 2008 که خود را به عنوان رهبر کاریزماتیک اتحادبه اروپا جا انداخته بود، تنها در زمینه اقتصادی به این مقام رسید. این در حالی است که در طول این سال ها این کشور فرانسه بوده که رهبری سیاسی اتحادیه اروپا را بر عهده داشته است. اما در دوره اولاند، هم به دلیل خود نوع شخصیت رئیس جمهوری و هم به دلیل فشارهای اقتصادی فرانسه در آن سال ها، نقش رهبری سیاسی فرانسه در اتحادیه اروپا تا حدودی تضعیف شد. اما با شروع به کار ماکرون او سعی دارد تا دوباره رهبری سیاسی فرانسه در اروپا را با راهبرد جدید سیاست خارجی اش در قبال بحران های جهانی و به خصوص منطقه مهم خاورمیانه احیا کند که در سایه خلاء حضور آلمان و نیز کاهش نقش آمریکا افزایش نفوذ بیشتر فرانسه در مناسبات جهانی در دستور کار ماکرون قرار دارد. از همین رو نیز ماکرون با پیشگام بودن در حل تنش ها و بحران های جهانی به خصوص در منطقه خاورمیانه سعی در افزایش محبویت پاریس دارد و در همین راستا نیز ماکرون با باز کردن کانال گفت وگو با همه طرف های تنش در جهان موجب شده تا نقش خود را در میان همه اقشار درگیر پررنگ کند. همین امر و راهبرد جدید رئیس جمهوری فرانسه هم یقینا در افزایش محبوبیت ماکرون به خصوص در جوامعه اروپایی نقش به سزایی داشته است.

سال 2017 سال پرتنشی در روابط ترکیه با اتحادیه اروپا و به خصوص آلمان بود، روابطی که علیرغم فروکش کردن تنش ها و جنگ لفظی سران دو طرف هنوز هم سرد ارزیابی می شود؛ از آن سو هم شاهد رفتارهای متفاوت ماکرون در قبال روابط پاریس با آنکارا هستیم که در آخرین مورد اردوغان سفری را به فرانسه داشت. آیا این دست از رفتارهای ماکرون سبب ایجاد اختلاف در روابط مهم برلین – پاریس در آینده نخواهد شد؟

ماکرون به دلیل تلاش برای احیای نقش رهبری سیاسی اتحادیه اروپا و نیز افزایش نفوذ خود در جهان از حربه سیاست خارجی خود بسیار سود می برد. لذا گسترش مناسبات با ترکیه ای که عضو مهمی در ناتو است و از کشورهای بسیار مهم خاورمیانه هم به شمار می آید، می تواند در پیش برد این راهبرد جدید در سیاست خارجی فرانسه برای افزایش نفوذ پاریس بسیار مفید و کارساز واقع شود. در آن سوی ماجرا هم فرانسه و آلمان در بسیاری از مسائل اروپا و نیز جهان با هم اختلاف نظر دارند که این امر بسیار طبیعی است و در سایه تفاوت تعریف منافع و امنیت دو کشور، یقینا سیاست خارجی هر کدام از آنها نیز تعریف جدا از دیگری دارد. اما این مساله به معنای بروز اختلاف و یا افزایش تنش آلمان و فرانسه نیست و نخواهد هم بود، بلکه روابط دو کشور به قدری در هم تنیده شده که در سایه اختلاف نظر طبیعی بین دو کشور، این روابط روز به روز پررنگ تر هم شده است.

ماکرون در بستر خلاء حضور تنش آفرین آمریکای ترامپی و نیز مشکلات داخلی کنونی آلمان سعی در نفوذ بیشتر فرانسه برای پررنگ کردن قدرت سیاسی این کشور داشته و دارد. این مساله سبب شده تا ماکرون از هر وسیله و فرصتی نهایت بهره را در این راستا ببرد. لذا مساله مناسبات ترکیه با فرانسه علیرغم اختلافت جدی آنکارا با اتحدیه اروپا و به خصوص آلمان یکی از راه ها و فرصت های مهم افزایش نفوذ سیاسی فرانسه است که ماکرون به این سادگی از آن نخواهد گذشت. بنابراین ماکرون با بهره گیری از هوش سیاسی در بستر اختلافات برلین – آنکارا روابط و مناسبات خود با ترکیه به نحوی مدیریت خواهد کرد که موجب بروز تنش میان فرانسه و آلمان هم نشود.

اما نکته مهم اینجاست که در بستر سیاست یک بام و دو هوایی ماکرون، فرانسه سعی خواهد کرد که در عین دفاع از مواضع اتحادیه اروپا و آلمان در قبال برخی تحولات ترکیه به فکر افزایش نفوذ خود دراین کشور هم باشد. نکته مهم دیگر این است که علیرغم پتانسل بسیار بالای آلمان و فرانسه، این دو کشور قدرت های متوسطی در قیاس با ابر قدرت های جهانی در جامعه بین المللی هستند. به خصوص آلمان که با وجود اقتصاد قدرتمندش از لحاظ سیاسی و دیپلمتیکی نفوذ و جایگاه قدتمندی را در سایه حضور ابر قدرت ها نداشته است. اما ماکرون در بستر خلاء حضور تنش آفرین آمریکای ترامپی و نیز مشکلات داخلی کنونی آلمان سعی در نفوذ بیشتر فرانسه برای پررنگ کردن قدرت سیاسی این کشور داشته و دارد. این مساله سبب شده تا ماکرون از هر وسیله و فرصتی نهایت بهره را در این راستا ببرد. لذا مساله مناسبات ترکیه با فرانسه علیرغم اختلافت جدی آنکارا با اتحادیه اروپا و به خصوص آلمان یکی از راه ها و فرصت های مهم افزایش نفوذ سیاسی فرانسه است که ماکرون به این سادگی از آن نخواهد گذشت. بنابراین ماکرون با بهره گیری از هوش سیاسی در بستر اختلافات برلین – آنکارا روابط و مناسبات خود با ترکیه را به نحوی مدیریت خواهد کرد که موجب بروز تنش میان فرانسه و آلمان هم نشود و حتی احتمال دارد با استفاده از ترفند و راهبرد همیشگی ماکرون در یک سال گذشته با ایفای نقش میانجی گری در حل اختلافات ترکیه با اتحادیه اروپا و به ویژه آلمان، نقش خود را در میان دو طرف افزایش دهد.

اما در صورت تشکیل ائتلاف بزرگ و تدوام نقش خانم مرکل در جایگاه صدر اعظمی آلمان، احتمال بازگشت ستاره بخت و اقبال او در سیاست و قدرت وجود دارد و یا این که چنانی که اشاره کردید باید این دوره از صدر اعظمی مرکل را آخرین دوره حضور او در این مسند دانست؟

از زمان روی کار آمدن ترامپ در آمریکا و در پیش گرفتن سیاست انزوا طلبانه واشنگتن بسیاری بر این باور بودند که اکنون فرصت بسیار مناسبی برای افزایش قدرت آلمان و جایگزینی مرکل در جهان پیدا شده است. اما این مساله مصادف شد با مشکلات کاهش محبوبیت مرکل در جامعه آلمان و بعد هم ریزش معنادار آرای حزبش در انتخابات پارلمانی آلمان که متعاقب آن هم چالش های جدی را برای مرکل در راه تشکیل دولت و کابینه تا به امروز فراهم کرده است. این مساله می تواند آینده سیاسی او را تحت الشعاع قرار دهد، به گونه ای که بعد از شکست مذاکرات حزب دموکرات مسیحی خانم مرکل با دو حزب سبز و لیبرال دموکرات در تشکیل کابینه و آغاز مذاکرات با حزب سوسیال دموکرات برای ائتلاف بزرگ، یقینا این حزب یعنی سوسیال دموکرات های آلمانی از بحران افت محبویت مرکل نهایت استفاده را در کسب بیشترین امتیاز از او برای تشکیل کابینه خواهند داشت. این مساله می تواند علیرغم تشکیل ائتلاف و نیز کابینه و تداوم صدر اعظمی اش، آینده سیاسی و نقش کاریزماتیک مرکل، هم در آلمان و اتحادیه اروپا را با نگرانی های جدی روبه رو کند.

اما در نهایت با توجه به نکات مطرح شده آینده سیاسی آلمان و فرانسه و نیز نوع تعاملات خانم مرکل و آقای ماکرون را چگونه ارزیابی می کنید؟   

در این خصوص باید گفت که با وجود مشکلات موجود بر سر راه خانم مرکل، آینده اتحادیه اروپا در گرو همکاری پاریس و برلین است. لذا در صورت تداوم مناسبات آلمان و فرانسه و تقویت این خط مهم در جایگاه موتر پیش راننده اتحادیه قاره سبز است که می توان اصلاحات مورد نظر ماکرون، هم درباره مشکلات اروپا و هم در خصوص مسائل جهانی را پیاده کرد. به عبارت دیگر میزان موفقیت ماکرون در تحقق اهدافش بستگی به میزان همراهی و همکاری خانم مرکل در این باره دارد.   

انتشار اولیه: سه شنبه 26 دی 1396 / انتشار مجدد: دوشنبه 2 بهمن 1396

کلید واژه ها: مرکلماکروناتحادیه اروپافرانسهآلمانترامپپیروز ایزدی


نظر شما :