سنگر فرانسه توسط پوپولیست ها فتح می شود؟!

مکرون هم سرنوشتی بهتر از سارکوزی و اولاند نخواهد داشت

۰۳ آذر ۱۳۹۷ | ۱۳:۲۱ کد : ۱۹۸۰۲۶۰ اروپا انتخاب سردبیر
با شرایطی که به خصوص از یک هفته گذشته در سایه گسترش اعتراضات مردمی نسبت به سیاست های اقتصادی رئیس جمهوری فرانسه رقم زده خورده است فرصت بسیار مناسبی برای پررنگ شدن جریان های راست رادیکال در این کشور مهیا شده است. لذا در سایه تداوم این شرایط حتی امکان دارد کار به جایی برسد که سنگر فرانسه نیز توسط پوپولیست ها فتح شود.
مکرون هم سرنوشتی بهتر از سارکوزی و اولاند نخواهد داشت

عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی – زمانی که امانوئل مکرون در 7 مه سال ۲۰۱۷ با ۶۶ درصد آراء در دور دوم انتخابات بر مارین لوپن از جبهه ملی پیروز شد و رسما به عنوان جوان‌ترین رئیس‌جمهور تاریخ فرانسه از زمان ناپلئون بناپارت کلیددار کاخ الیزه شد، بسیاری بر این باور بودند که فرانسه در آستانه تغییرات جدی، هم در حوزه سیاست خارجی و به خصوص در مسائل اقتصادی است. اما به نظر می رسد که اعتراضات یک هفته اخیر مردم فرانسه موسوم به "جلیقه زردها" با 2 کشته و بیش از 600 زخمی و نیز بازداشت 900 نفر که خونین ترین اعتراض کوتاه مردمی فرانسه لقب گرفته است، اگر سرنوشتی بدتر از فرانسوا اولاند و نیکلا سازکوزی را برای رئیس جمهوری جوان و بلند پرواز فرانسه زقم نزند، قطعا عاقبتی بهتر از اسلافش نخواهد داشت؛ اعتراضاتی که گویا پایانی بر آن نیست و هر روز هم دامنه آن بیشتر و بیشتر هم می شود.

فتح سنگر فرانسه برای پوپولیست ها در سایه ناکامی مکرون   

همزمان با این که امانوئل مکرون به عنوان بانک دار و سرمایه گذار در بانک "روتشلید و شرکاء" در جامعه فرانسه شناخته شد، در دولت سوسیالیست فرانسوا اولاند، رئیس جمهوری سابق این کشور نیز وزیر اقتصاد، صنعت و امور دیجیتال بود. اما این سیاستمدار جوان در ۳۰ اوت ۲۰۱۶ برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۷ از مقام خود در دولت استعفا داد و حزب سوسیال - لیبرال خود با نام "آن مارش" (به پیش) را بنا نهاد. این سرآغاز بازی بود که مکرون برای رسیدن به قدرت شروع کرد؛ یعنی مکرون با ذات و سرشتی سرمایه دار در لایه های اندیشه‌ لیبرالی خود، نیم نگاهی هم به تفکرات سوسیالیستی پیدا کرد تا بتواند از بسترهای هر دو تفکر پله های قدرت را طی کند؛ چنانی که خود مکرون در بازیدی که ماه اوت سال 2016 از شهر وانده داشت به صراحت عنوان کرد: "راستگویی مجبورم می کند که بگویم من هیچ گاه یک سوسیالیست نبوده ام"؛ ولی به هر جهت بازی سیاسی دوگانه ای که امانوئل مکرون در آستانه انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته به راه انداخت سبب شد تا او به ناچار هم که شده برچسب سوسیالیستی را بر خود زند. 

اگر چه شاید این بازی در پیروزی مکرون و رسیدنش به قدرت تا اندازه ای موثر بود، اما در این مدت نزدیک به 18 ماهی که وی به عنوان رئیس جمهور فرانسه، زمام امور را در دست گرفته است، نتوانسته نه خود را یک سوسیالیست تمام عیار نشان دهد و نه یک لیبرال؛ شرایطی که در این 1 سال و نیم برای رئیس جمهور فرانسه رقم خورده است، نشان می دهد که او در حوزه اقتصاد و بهبود وضعیت معیشتی فرانسه تاکنون ناکام بوده است و این ناکامی بر میزان عدم مقبولیت در میان فرانسویان افزوده است، به گونه ای که نظرسنجی گروه تحقیقاتی ایفوپ (IFOB) در فاصله زمانی 9 تا 17 نوامبر (18 – 26 آبان ماه) نشان می‌دهد که تنها 4 درصد از جامعه فرانسه از عملکرد مکرون کاملاً راضی هستند و ۲۱ درصد دیگر رضایت نسبی دارند. این در حالی است که ۷۵ درصد باقیمانده نسبت به عملکرد رئیس‌جمهور فرانسه کاملاً ناراضی یا نسبتاً ناراضی هستند. به عبارتی اکنون امانوئل مکرون تنها رئیس جمهور یک چهارم کشور فرانسه به شمار می رود. 

در کنار این نکته باید به قدرت گیری جریان‌های راست افراطی و پوپولیست ها در دو سال گذشته به خصوص بعد از پیروزی دونالد ترامپ در ایالات متحده آمریکا نیز اشاره کرد. در سایه این مسئله، هم در انتخابات پارلمانی سپتامبر 2017 آلمان، جریان‌های راست افراطی با محوریت حزب "آلترناتیوی برای آلمان" بخشی از قدرت را به دست گرفتند و هم پیشتر از آن پوپولیست ها سبب شدند تا انگلستان از اتحادیه اروپا جدا شود و متعاقب آن با استعفای دولت دیوید کامرون، ترزا می روی کار آید. البته این پایان داستان پیروزهای دومینویی پوپولیست ها نیست، چرا که علاوه بر آلمان وانگلستان می توان به قدرت نمایی این جریان در سوئد، اتریش، ایتالیا، هلند و اسکاتلند نیز اشاره کرد. اما در میان تروئیکای قدرت سیاسی و اقتصادی اتحادیه اروپا تنها سنگر فتح نشده به نظر فرانسه می آید که با پیروزی سال گذشته مکرون بر مارین لوپن بسیاری معتقد بودند فرانسه می تواند پرچمدار مبارزه با جریان‌های راست رادیکال و پوپولیست شود. ولی با شرایطی که به خصوص از یک هفته گذشته در سایه گسترش اعتراضات مردمی نسبت به سیاست های اقتصادی رئیس جمهوری فرانسه رقم خورده فرصت بسیار مناسبی برای پررنگ شدن جریان های راست رادیکال در این کشور مهیا شده است. این گونه رخدادها و اعتراضات، فرصتی نیست که راست های افراطی مانند مارین لوپن آن را به سادگی از دست بدهند. به خصوص که مکرون نیز مانند آنگلا مرکل از مدافعان سیاست "درهای باز" و حمایت از مهاجرین به شمار می آید، این همان مساله ای بود که سبب ناکامی جدی مرکل در انتخابات پارلمانی سال گذشته شد. لذا در سایه تداوم این شرایط حتی امکان دارد کار به جایی برسد که سنگر فرانسه نیز توسط پوپولیست ها فتح شود.

احتمال تحریک خارجی وجود دارد؟

اگرچه دونالد ترامپ در سایه اندیشه های ملی گرایانه افراطیش بسیار تمایل داشت که افرادی نظیر خود در راس امور دیگر کشورها قرار گیرند، اما این خواسته ترامپ در خصوص انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته فرانسه تحقق پیدا نکرد و با حمایت های غیر مستقیمی که ترامپ از مارین لوپن داشت، این امانوئل مکرون بود که توانست رئیس جمهور فرانسه شود. در این مدت نیز تنش های سیاسی گاه و بی گاه پاریس و واشنگتن بر سر مسائل مختلف از مسائل آب و هوایی تا جنگ تجاری نشان از گسترش گسل شکل گرفته میان دو کشور دارد. 

اگر چه در سایه سیاست خارجی و جدیت مکرون برای احیای این نقش پاریس در مناسبات و تحولات بین المللی می توان کارنامه قابل قبول برای کاخ الیزه در این ۱۸ ماه دید، اما پیگیری همین سیاست‌ها سبب شده تا ترامپ نگرانی جدی برای پاریس در خصوص افزایش توان و نقش این کشور در تحولات بین المللی داشته باشد. چرا که از زمان روی کار آمدن مکرون، پاریس به سمت دیپلماسی فعال با مشی سیاست میانجی گرایانه به خصوص در خاورمیانه پیش رفته است، به گونه ای که می توان ردپای پاریس را در پرونده های سوریه، لبنان، یمن، عراق و ایران پیدا کرد. 

میانجی گری در پرونده همه پرسی استقلال کردستان عراق میان اربیل و بغداد، نقش فعال مکرون برای بازگرداندن سعد حریری از عربستان به لبنان، شرکت در کنفرانس اخیر سه جانبه پاریس، برلین و آنکارا در ترکیه برای حل پرونده سوریه و یا حمایت از برجام و نیز تلاش برای عملیاتی شدن ساز و کار ویژه مالی در حمایت از ایران در مقابل تحریم های آمریکا در کنار کوشش های کاخ الیزه در حمایت و تقویت نقش اتحادیه اروپا به موازات پیگیری تشکیل نیروی نظامی - امنیتی مستقل اروپایی موسوم به "پسکو" به دلیل مواضع منتقدانه ترامپ در خصوص ناتو سبب شده تا زنگ خطر قدرت گیری پاریس برای واشنگتن روشن شود. شاید سارکوزی و اولاند در سایه همراهی با دولت های بوش پسر و اوباما مهره مستقل چندان جدی از سیاست های کلان کاخ سفید به شمار نمی رفت، اما در شرایط کنونی سیاست خارجی مکرون تهدیدهای جدی برای برنامه های ترامپ رقم زده است. لذا به نظر می آید دور جدید تنش لفظی میان مکرون و ترامپ در چند وقت اخیر با همزمان شدن افزایش اعتراضات مردمی چندان بی ربط و اتفاقی نباشد. به بیان دیگر احتمال حمایت بازیگران فرامنطقه ای در حمایت غیر مستقیم از معترضان برای افزایش هزینه های داخلی و متعاقبش درگیر شدن پاریس برای دور ماندن از صحنه تحولات بین المللی چندان دور از ذهن کسانی چون ترامپ نباشد. 

در این راستا شاید بتوان عنوان کرد که یکی از ویژگی های اعتراضات جدید ضدسرمایه داری یک هفته اخیر علیه سیاست های مکرون، خودجوش بودن آن به دلیل حذف بیش 120 هزار شغل دولتی و دست رد زدن به سینه سندیکاهای کاری و کارگری زدن باشد که اکنون با مساله افزایش مالیات سوخت و حامل های انرژی در هم آمیخته است، اما دقیقا به همبن دلیل هم اکنون کاخ الیزه دقیقا نمی داند محور و نقطه کانونی اعتراضات موسوم به "جلقه زردها" چه گروهی است تا بتواند از مسیر مذاکره نسبت به کاهش خشم و اعتراض مردمی گامی بردارد. بااین‌حال چنان که گفته شد نمی‌توان نقش جریان راست افراطی و در رأس آن، جبهه ملی فرانسه را در شکل‌دهی و استمرار این تظاهرات و اعتراضات با تحریک و حمایت برخی بازیگران بیرونی نادیده گرفت، اعتراضاتی که امروز(شنبه) نیز در پای برج ایفل (محوطه شامپ دو مارس) به طور بسیار گسترده تری در حال انجام است و متعاقبش برخورد جدی پلیس فرانسه هم چهره این کشور کاملا امنیتی کرده است. در چنین شرایطی فرصت برای یارگیری جریان راست افراطی و بازی گردانی مارین لوپن احتمالابه عنوان پیاده نظام ترامپ در داخل جامعه فرانسه بسیار مهیا شده است. لذا در مجموع نوع برنامه ریزی ریاضتی مکرون برای حل مشکلات اقتصادی و معیشتی فرانسوی ها در کنار برخی تحریکات احتمالی برخی بازیگران سبب شده همه دستاوردهای مکرون در مدت حضورش تحت الشعاع قرار گیرد. از این رو اکنون وی (ماکرون) در بعد بین المللی و مناسبات جهانی چهره ای از خود نشان داده که تا اندازه ای دارای مقبولیت است، اما در عین حال رئیس جمهوری است که از جانب ملت خود چندان اعتباری ندارد. حال باید دید که تحولات آتی چه سرنوشتی را برای کلیددار کاخ الیزه در مدت باقی مانده از ریاست جمهوریش رقم خواهد زد؟ آیا او هم مانند مرکل از هم اکنون انصراف خود را از میدان سیاست برای ‌انتخابات آتی ریاست جمهوری فرانسه اعلام خواهد داشت یا مسیر در ادامه برای رئیس جمهوری جوان تغییر پیدا خواهد کرد؟!

کلید واژه ها: اتحادیه اروپاناتوآنگلا مرکلدونالد ترامپمارین لوپنترزا میامانوئل ماکرونپسکوجلیقه زردها


( ۲ )

نظر شما :