همجه های ناروا در سایه موج سواری های سیاسی

مواضع عراقچی به هیچ وجه توهین به اتباع افغانی حاضر در ایران نیست

۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۳:۰۰ کد : ۱۹۸۳۳۸۴ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
احمد سبحانی در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی پیرامون حواشی مواضع سید عباس عراقچی در خصوص اتباع افغانی تصریح کرد: به هیچ وجه نمی توان از دل سخنان آقای عراقچی توهین، تحقیر و یا نگاهی بدبینانه نسبت به اتباع افغانی را بیرون کشید. روی سخن معاون سیاسی امور خارجه تنها و تنها با اروپا بود.
مواضع عراقچی به هیچ وجه توهین به اتباع افغانی حاضر در ایران نیست

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی- در سایه مواضعی که سید عباس عراقچی در گفت‌وگوی تلویزیونی چهارشنبه شب گذشته پیرامون مهاجران افغانی حاضر در ایران ایراد داشته بود و به تبعش برداشت‌هایی که از صحبت‌های وی در این ارتباط شد، حواشی جدی برای معاون سیاسی وزارت امور خارجه، دستگاه دیپلماسی کشور حتی مناسبات تهران – کابل ایجاد کرد. دیپلماسی ایرانی برای بررسی ابعاد واقعی مواضع سید عباس عراقچی، گفت وگویی را با احمد سبحانی، مدیر اسبق اداره تابعیت و امور پناهندگان و مدیر کل اسبق آسیای غربی وزارت امور خارجه صورت داده است که در ادامه می خوانید:

با توجه به مواضع هفته گذشته سید عباس عراقچی در خصوص مسئله اتباع افغانی حاضر در کشور که حواشی برای دستگاه سیاست خارجی حتی در سطح روابط دو کشور ایجاد کرد، اساساً منظور واقعی سخنان معاون سیاسی وزارت امور خارجه در این خصوص چه بود؟ 

پیش از پاسخ به سوال شما من باید این نکته را یادآور شوم که علی رغم انتقادات جدی که به نحوه عملکرد وزارت امور خارجه پیرامون توافق هسته ای دارم، اما در رابطه با حواشی که برای سید عباس عراقچی، معاون سیاسی وزارت امور خارجه پیرامون مباحث اتباع افغانی شکل گرفت معتقدم که در این میان به واسطه سوء تفاهم و برداشت غلط از سخنان ایشان هجمه ناروایی به دستگاه سیاست خارجی شکل گرفت. 
آنچه که معاون سیاسی وزارت امور خارجه در گفت وگوی تلویزیونی چهارشنبه شب مطرح کرد بیشتر بر مناسبات ایران و اروپا به عنوان طرف های برجامی که در یک سال گذشته نسبت به تعهدات خود تعلل کرده اند تاکید داشت. لذا یقینا نمی توان از دل آن سخنان مواضعی دال بر توهین به اتباع افغانی حاضر در ایران را استخراج کرد. بگذارید برای روشن تر شدن مسئله کمی آن را بشکافیم. همواره یکی از دغدغه ها و نگرانی های کشورهای اروپایی هجوم سیل آسای اتباع دیگر کشورها به سوی قاره سبز است. از این رو اروپا سعی دارد از کشورهایی مانند ایران برای عدم حضور بیشتر اتباع دیگر کشورها مانند افغانستان استفاده کند. اما در این میان گاهی اروپایی ها پا را فراتر گذاشته و به جای قدردانی از زحمات ایران انتظار داشتند اتباع افغانی که در ایران حضور داشتند و به اروپا آمده بودند دوباره به ایران بازگردند. لذا مجددا تاکید دارم که تمام روی سخن آقای عراقچی در آن گفت وگو این بود که به واسطه بدعهدی های اروپا و تعلل در انجام تعهدات برجامی ایران دیگر حاضر نخواهد بود به جای اروپا هزینه حضور اتباع افغانی و دیگر کشورها را به سمت اروپا پرداخت کند.  
اما من بر این باورم که فارغ از مسائل برجامی و مناسبات ما با اروپا چه به سرانجام برسد یا نرسد ما باید عبور اتباع افغانی از ایران به سمت اروپا یا هر کشور دیگری را که می خواهند بروند، تسهیل کنیم. اگر افغان ها یا تبعه هر کشور دیگری دوست دارند به سمت اروپا برود، آزاد است که این کار را انجام دهند. 
افزون بر آن اکنون سال هاست ایران هزینه های بسیار گزاف مالی و جانی برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر پرداخت می کند در حالی که بخش اعظم این مواد تنها به مقصد اروپا ترانزیت می‌شود. پس اگر اروپا می‌خواهد در قبال مسئله اتباع افغانی و یا قاچاق مواد مخدر اقدامی جدی صورت دهد، باید بخشی از هزینه‌های آن را پرداخت کند که به نظر من باید به بخش اعظم و عمده این هزینه ها بر عهده قاره سبز باشد. لذا به هیچ وجه نمی توان از دل سخنان آقای عراقچی توهین، تحقیر و یا نگاهی بدبینانه نسبت به اتباع افغانی را بیرون کشید. روی سخن معاو‌ن سیاسی امور خارجه تنها و تنها با اروپا بود. در نتیجه نباید از دل این دست مواضع و سخنان فضا و بستر برای حاشیه سازی علیه وزارت امور خارجه به واسطه بازی های سیاسی داخلی را شکل داد. این سخن را کسی می گوید که خود از منتقدین عملکرد وزارت امور خارجه  و خصوصا شخص وزیر است.

فارغ از پیوستار فرهنگی، تاریخی و دینی میان مردم افغانستان و ایران، اساساً جایگاه و سهم اتباع این کشور در ساختار اقتصادی ایران چقدر است؟

دنیا در حال گذار از مبحث ناسیونالیسم است و به سمت جهان وطنی میل می کند. در این خصوص کشورهای اروپایی که سال ها با هم جنگ های خونین را تجربه کردند اکنون در قالب اتحادیه اروپا مرزها را برداشته و با پول واحد، یک کلونی سیاسی - اقتصادی موفق را در قاره سبز شکل داده اند. لذا باید دیگر مناطق هم به سمت کاهش تنش و اعتبار زدایی سیاسی از مرزها گام بردارد و به جای آن اقتصاد، فرهنگ و مناسبات تجاری را با همسایگان تقویت کند. به خصوص مردم افغانستان که اساساً یا از نظر زبانی  یا  نژادی و یا مذهبی با ما اشتراک دارند  و یا در نهایت هم دین هستیم. پس اگرچه در پاره ای از مواقع اتباع کشور افغانستان حاضر در ایران چالش هایی را برای کشور ایجاد کرده اند، اما از دل این چالش ها می‌توان فرصت های جدیدی را برای کشور ایجاد کرد. چرا که همین اتباع توانستند در سازندگی ایران سهم جدی داشته باشند و نهایتا یک سیستم برد - برد را میان ایران و افغانستان شکل دادیم. زمانی که طبق آمارهای رسمی نزدیک به یک و نیم میلیون تبعه افغانی در ایران حضور دارند که البته طبق آمارهای غیر رسمی این عدد چیزی بین ۵ تا ۸ میلیون نفر است و باور من به ۸ میلیون نزدیک تر است، می توان از دل آن به دنبال ایجاد برگ های برنده در اقتصاد کشور بود. یعنی باید در بستر یک نگاه درست و برنامه ریزی شده این جمعیت را دسته بندی و طبقه بندی کرد و برای آنها برنامه جدی داشت. چون در مجموع تاکنون این جمعیت برای اقتصاد کشور مفید بوده اند.

با وجود آمارهایی که شما در رابطه با تعداد اتباع افغانی حاضر در ایران عنوان داشتید اساسا می توان در خصوص عبورشان به سمت دیگر کشورها مطابق با گفته آقای عراقچی کاری صورت داد؟

کافی است دولت کمی کنترل مرزهای خروجی  را کاهش دهد در آن صورت شاهد سیلی از افغانها خواهیم بود که  به سمت اروپا در حرکت خواهند بود.خصوصا آن دسته از مهاجران که از ابتدا از افغانستان با هدف حرکت به سمت اروپا از کشور خود خارج شده اند.دولت ایران هزینه زیادی برای حضور این اتباع در داخل و کنترل مرزها پرداخت میکند. .اگر غربی ها بخواهند خود در آرامش بوده و ما تحت فشارهای ظالمانه و بد عهدی آمریکا و حتی اروپا باشیم نباید انتظار داشته باشند که به سیاست گذشته ادامه بدهیم.
افغانها یا با ما همسایه هم زبان یا هم نژاد و یا هم دین هستند و ایران بیش از ۴ دهه میزبان این همسایگان خوش خلق و خوش رفتار بوده است.بطوری که افغانها با توجه به جمعیت انبوهشان در ایران دارای کمترین میزان جرم و جنایت هستند. بخشی از این جمعیت نسل سوم افغانهای مقیم ایران هستند یعنی نه تنها خود متولد ایران هستند بلکه پدران و مادرانشان هم متولد ایران هستند.اصولا بحث بازگشت همه  افغانها به کشورشان نه شدنی است و نه سودمند اما آنهائی که تمایل به خروج از ایران  به سمت اروپا را دارند باید تشویق کرد.
در جنگ جهانی دوم بخشی از لهستانی ها از ایران عبور کردند و علیرغم اینکه اصلا ساکن ایران نبودند  بخشی از آنها در ایران ماندند و اکنون نزدیک به هفتاد سال است که در ایران حضور دارند، پس چگونه می توان از جامعه افغانی که چند دهه در ایران حضور دارند  انتظار داشت که در ایران رسوب نکرده باشند و تصور کنیم که روزی همه آنها به افغانستان بازخواهند گشت . اکنون ما یک جمعیت چند ده هزار نفری در ایران روبه روییم که حاصل از ازدواج اتباع افغانی با ایرانی ها است. پس راه حل در خروج آنها نیست، بلکه باید برای تک تک این افراد برنامه ریزی کرد. بسیاری از همین اتباع در جنگ تحمیلی با عراق شهید شدند و خونشان به همراه ایرانی ها برای اعتلای نام ایران اسلامی عجین شد  و امروز هم  در جنگ با تروریسم در سوریه و عراق نیز حضور جدی دارند . لذا باید این اتباع را دسته بندی کرد و کسانی که برای امنیت این کشور از جان و مال خود هزینه کردند و یا برای اقتصاد و اشتغال ایران موثر بوده اند را برایشان تسهیلاتی فراهم نمود .با این وجود امکان دارد در دل این اتباع برخی از وابستگان به گروه‌های تندرو و تروریستی هم وجود داشته باشد. پس لزوم یک برنامه یزی دقیق در این رابطه احساس می شود.
البته تمام این گفته های من دال بر پذیرش بی چون و چرای اتباع افغانی نیست. ما باید برای کنترل ورود مهاجرین هم فعالیت‌های جدید داشته باشیم. در این راستا باید با همکاری دولت مرکزی کابل برنامه هایی را برای اشتغال و توسعه اقتصادی در این کشور را شکل دهیم. چون یقینا توسعه افغانستان و افزایش اشتغال به معنای کاهش ورود مهاجرین به ایران است. همان گونه که آلمان غربی برای توسعه آلمان شرقی از هیچ کوششی دریغ نکرد، ما هم باید برای توسعه اقتصادی همسایگان خود تلاش های خود را داشته باشیم، چون این مسئله به رشد و توسعه کشور می‌انجامد. افغانستان کشوری محصور در خشکی است و ایران بهترین راه دسترسی این کشور به آب های آزاد است و این فرصت خوبی است که اقتصاد این کشور را به ایران پیوند زده و منافع دو کشور را ارتقا ببخشیم.
 

نکته مهمتر در این رابطه میزان خروج سرمایه اتباع افغانی حاضر در کشور و تاثیر ان بر عملکرد اقتصادی کشور باز می گردد. آیا حضور و یا عدم حضور این اتباع از افغانستان تا دیگر کشورها در کشور را باید یک فرصت تلقی کرد و یا یک تهدید اقتصادی؟

ما می توانیم  برخی از صنایع خود را با سرمایه های افغانی  در حای جای کشور و خصوصا در نزدیکی مرز دو کشور ایجاد کنیم. برای مثال سوخت مشکل بزرگ افغانستان است ایجاد پالایشگاهی با هدف صادرات فرآوردهای نفتی به افغانستان  می تواند برای دو کشور مفید باشد  هم همسایه شرقی دسترسی آسان به سوخت خواهد داشت و ما هم از خام فروشی فاصله خواهیم گرفت . در همین راستا در سال ۹۱ و زمانی که مدیر کل آسیای غربی  بودم سمیناری با حضور جمع زیادی از تجار و سرمایه گذاران افغانی در ایران و مقامات مسئول دستگاه های اجرائی کشور با هدف تسهیل سرمایه گذاری این عزیزان  برگزار کردیم که اتفاقا آقای سید عباس عراقچی، معاون وقت آسیا و اقیانوسیه  وزارت امور خارجه نیز در آن حضور داشت. پس از آن و ایجاد تسهیلات برای آنان شاهد افزایش فزاینده  سرمایه گذاری این عزیزان بوده ایم . اگر شما به آمار و ارقام وزارت صنایع و معادن و وزارت اقتصاد رجوع کنید، می بینید که بیشترین رشد در سرمایه‌گذاری خارجی به تجار و بازرگانان افغانستانی بازمی‌گردد. پس مسئله اتباع افغانی یک فرصت و برگ برنده برای گشایش اقتصادی ایران است، به‌گونه‌ای که من مطمئنم اگر بسترها و حمایت‌های لازم شکل گیرد می‌توانیم ارقامی در حدود چند ده میلیارد دلار، تاکید دارم چند ده میلیارد دلار سرمایه خارجی تجار افغانی را به کشور وارد کنیم.

کلید واژه ها: احمد سبحانیسید عباس عراقچیافغانستاناتباع افغانی حاضر در ایرانقاچاق مواد مخدراروپامهاجرتبرجام


( ۱ )

نظر شما :

سحر ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۷:۰۳
این واکنشها لزوماً از سوی طیف سیاسی مخالف نیست. این مردم اند که بی تابند. بهانه می تراشند تا به نحوی بی تابیشان را از درون خود بیرون بدهند.
ابراهیم قدیمی ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۰۱:۳۸
مهاجرین افغانی مانند کلیه مهاجرها مجموعه ای از انسانهای صدمه دیده وپاک سرشت فرار کرده از محل زندگی خود بعلت ناملایمات هستند که عدهای سوئ استفاده کننده در انها یافت میشوند.اصولا از نظر قوانین بین المللی یک پناهجو را تا چه مدتی باید پذیرا شد؟ شرایط داخلی انها وتوانهای اقتصادی واجتماعی پذیرا کننده چه باید باشد؟ ایا یک پناهجو بدون دلیل میتواند نسل ها بعنوان پناهنده شناخته شود و کمک دریافت کند؟ در چه زمانی یک کشور میتواند از سازمانهای بینالمللی در خواست نماید که پناهجویان دیگر پناهجو نباید تلقی گردند. باز گردند ویا کشور دیگری ویا خود سازمانهای بینالمللی مسئولیت انرا پذیرا گردند. یا دیگر توانائی مالی پذیرائی از انها را ندارد وباید هزینه انها را سازمانهای بین المللی پرداخت کنند.