چرا بهروزه خانم، اسیر دست ترک ها شد!

جنگ شاه اسماعیل و سلطان سلیم و یک عبرت تاریخی

۲۷ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۵:۰۰ کد : ۱۹۸۵۶۲۷ نگاه ایرانی خاورمیانه
مجتبی لشکربلوکی در یادداشتی می‌نویسد: سرنوشت را واقعیت ها رقم می زند و نه تصورات (بخوانید توهمات) ما. جهان – آگاهی چاره محک زدن و روزآمد کردن پارادایم هاست؛ یعنی اینکه بیشتر در مورد تکنولوژی های نرم، اقتصاد سیاسی جهانی، کانون های قدرت موجود در حال شکل گیری و روندهای آینده ساز چون پیری جمعیت جهان، تغییرات آب و هوایی، موبایلیفیکیشن و ... بدانیم. و پارادایم هایمان (پیش فرض ها) را با واقعیات و داده های بیرونی محک بزنیم و روزآمد کنیم. و گرنه ۵۰۰ سال بعد یکی از ما در تاریخ نه به عنوان «الگویی الهام بخش» که به عنوان «عبرتی تاریخی» نام خواهد برد.
جنگ شاه اسماعیل و سلطان سلیم و یک عبرت تاریخی

نویسنده: مجتبی لشکربلوکی، مشـاور وزیر امـور اقتصـادی و دارایی و استاد دانشگاه صنعتی شریف

دیپلماسی ایرانی: همین پانصد سال پیش قزلباش های صفوی در دشت چالدران با قشون سلطان سلیم عثمانی روبه رو شدند که هم شنیدنی است و هم تلخ. در آن جنگ، قشونِ عثمانی بیش از دو برابر قشون ایرانی و مجهز به ارابه و توپخانه آتشین بود اما قشونِ ایرانی نیزه، شمشیر، تیر، تبر، طپانچه، گرز و خنجر داشت. سربازان ایرانی به جای تکیه بر فن نظامی و تکنیک جنگ، به شکست ناپذیری سایه خدا ایمان داشتند. سایه خدا که بود؟ مرشد کامل ظل الله اسماعیل صفوی! چون در هیچ جنگی تاکنون شکست نخورده بود! دو لشکر به هم رسیدند و صف آرایی کردند. عجیب اینکه وقتی قشون سلطان سلیم شروع به آرایش جنگی می کنند و ارابه‌هاى جنگى و توپ ها، قشون ایرانی را به صورت نیم دایره احاطه می کنند دو تن از سردارانِ ایرانی که آشنا به وضعیت جنگی دشمن بودند پیشنهاد می کنند که قبل از اینکه دشمن به آرایش جنگی بپردازد بر آنان بتازیم اما در مقابل، دورمش خان پیشنهاد می کند که چون شاه اسماعیل رسالت غیبی دارد و شکست ناپذیر است! پس ما مکث کنیم تا وقتى که آنچه مقدور ایشان است از قوّت به فعل آورند و شاه اسماعیل پیشنهاد دورمش خان را قبول می کند. در نتیجه، سلطان سلیم به راحتی به آرایش جنگی پرداخت. 

چند ساعت بعد؛ دشت چالدران پر شد از اجساد قزلباش. آنان با تمام توان پیکار کردند. خود شاه اسماعیل جانفشانی ها کرد و سرانجام از دوش و از پا زخمى شد و بى‌حال در گل و لاى افتاد. چیزی نمانده بود که دستگیر شود که یکی از قزلباشان خود را به اسم شاه اسماعیل معرفى کرد تا شاه نجات یابد. به جز عده قلیلی تمام سربازان و فرماندهان ایران کشته شدند، تبریز، ارومیه، کردستان و همدان به دست عثمانی افتاد. شاه زخمی نجات یافت اما زخم کاری وقتی بر قلب شاه مغرور 27 ساله نشست که شنید زنش بهروزه خانم توسط دشمن اسیر شده و سلطان سلیم برای اینکه به قول خودش«قلب اردبیل‌ اوغلى را بسوزاند» او را به یکی از سردارانش پیشکش کرد. افسانه شکست ناپذیری سایه خدا نقش بر آب شد. طرفداران جان برکف سرخورده شدند. شاه صفوی متزلزل شد و هرج و مرج شدت یافت. شاه دیگر از این شکست کمر راست نکرد مخصوصا وقتی بعدا شنید بهروزه خانم باردار شده و پسر زاییده! (رفرنس:علی مرادی مراغه ای)

جنگ های بزرگ، درس های بزرگی با خود دارند و صد البته شکست های بزرگ درس های بیشتری برای آموختن. بزرگ ترین علت شکست جنگ چالدران نه این است که ایران به تکنولوژی روز مجهز نبود؛ نه این است که فنون رزمی و استراتژی نظامی نوین را نمی دانست؛ نه این است که دشمن با ترفندی نو یا حیله ای جدید از اصل غافلگیری استراتژیک استفاده کرده باشد؛ بلکه مهمترین دلیل شکست، ذهنیت قدیمی، مفروضات غلط و دانش توهمی است. می توان به صورت خلاصه به ذهنیت پیشینی، پیش فرض‌ها و پیش‌دانسته‌هایی که چارچوب فکری ما را تشکیل می دهند گفت؛ پارادایم.  
عناصر تشکیل دهنده پارادیم در زمان جنگ چالدران چه بود؟ یک؛ سایه خدا هیچگاه شکست نمی خورد. دو؛ غیرت می تواند کاملا جایگزین تکنولوژی شود و سرنوشت جنگ را زورِ بازو و جانفشانی رقم می زد. سه؛ اینکه شاه اسماعیل چون تا کنون در هیچ جنگی شکست نخورده در این یکی هم نمی خورد. و بالاخره چهار؛ اینکه فکر کنیم نیزه و شمشیر، تیر و تبر، گرز و خنجر می‌تواند هم آورد توپ و اسلحه گرم باشد. ممکن است الآن حتی تصور اینکه یک نفر با گرزی که در بالای سرش می چرخاند به توپ نزدیک می شود خنده آور باشد اما آن زمان پارادیم مسلط کار خودش را کرد. بهروزه خانم به خاطر پارادایم های کهنه (بخوانید خشک مغزی) اسیر دست ترک های عثمانی شد. اشتباه نکنید بهروزه خانم فقط یک زن نیست، نماد مام میهن است!

ما در مدیریت زندگی شخصی، اداره سازمان خود و کشورداری تعداد زیادی پارادایم داریم، به همین خاطر ممکن است همان اشتباهی را کنیم که شکست خوردگان تاریخ کردند. اما این پایان راه نیست. هر شکست می تواند سرآغازی باشد برای کنار گذاشتن پارادایم های قدیمی. وگرنه قامت زندگی مان، سازمانمان و کشورمان در غصه بهروزه خانوم های بعدی خواهد شکست.

جهان با تصورات ما کاری ندارد. سرنوشت را واقعیت ها رقم می زند و نه تصورات (بخوانید توهمات) ما. جهان – آگاهی چاره محک زدن و روزآمد کردن پارادایم هاست؛ یعنی اینکه بیشتر در مورد تکنولوژی های نرم، اقتصاد سیاسی جهانی، کانون های قدرت موجود در حال شکل گیری و روندهای آینده ساز چون پیری جمعیت جهان، تغییرات آب و هوایی، موبایلیفیکیشن و ... بدانیم. و پارادایم هایمان (پیش فرض ها) را با واقعیات و داده های بیرونی محک بزنیم و روزآمد کنیم. و گرنه 500 سال بعد یکی از ما در تاریخ نه به عنوان «الگویی الهام بخش» که به عنوان «عبرتی تاریخی» نام خواهد برد. غیرت و هوشمندی کنار پارادایم های روزآمد جواب می دهد.

کلید واژه ها: جنگ چالدرانشاه اسماعیلصفویهامپراطوری عثمانیسلطان سلیمایران و ترکیهتجربه تاریخی


( ۳۸ )

نظر شما :

پروفسور بالتازار ۲۷ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۵:۲۳
شاه اسماعیل صفوی بزرگترین ایرانی تاریخ است.
حکمت ۲۷ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۵:۲۶
ابنها را به جبهه پایداری بگویید.
یوسفی ۲۷ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۵:۵۱
افرین
کسری ۲۷ مرداد ۱۳۹۸ | ۲۳:۴۵
طول تاریخ ایران پر از خشک مغز ها بوده و شوربختانه این خشک مغز ها و دور اطرافیانشان همیشه دست بالا را داشته اند! چرا؟ آن هم بر میگرده به ما مردم که بی تفاوت هستیم نسبت به همه چیز و میدان میدیم به این خشک مغز ها
آذر ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ | ۰۶:۳۱
جنگ چالدران - تفاهم نامه ترکمنچای - جنگ ایران و عراق نتیجه ضعف دیپلماسی ضعیف کشور در زمان خود و توهمات پوچ مدیران زمان خود بود و در تاریخ چنین اشتباهاتی زیاد شده و در این عصر فعلی باید مواظب تکرار خطاهای قبلی نباشیم و از جنگ و تنش پرهیز کنیم.
سعید ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۲:۲۸
اولا در هیچ یک از منابع عثمانی اشاره‌ای به اسارت بهروزه‌خانم نشده و این مساله از اساس دروغ. دوم بهتره نویسنده این مطلب در حوزه تخصصی خود مطلب بنویسن.
منصور صدری ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۳:۱۳
خواندی بود. نکات جدیدی از جنگ چالدران فراگرفتم.
خسرو ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۳:۴۰
تبیین توهم سایه خدا در شاه اسماعیل یا دیگران وتقبیح آن توسط لشکربلوکی (به معنی سرکرده قسمتی از لشکر در ترکی دوران صفوی ) قریب به واقعیت است . ولی چرا واقعیتهای دیگر در مورد کارهای بزرگی که شاه اسماعیل ختایی انجام داد و خاورمیانه را تغییر داد چیزی گفته نمی شود اتفاقات سیاسی که امروز به وقوع می پیوندد با توجه به فرهنگ سیاسی موجود در کشور برای اغلب مردم پوشیده ونامحسوس می ماند چگونه این اتفاقات به شرح گفته شده در متن بالا برای پانصد سال پیش چنین دقیق بیان میشود، در تمام دنیا بزرگان تاریخی و اساطیری شان را یه مانند غربیها (یونان وروم ) خدای گونه میکنند ویا با احترام زیاد یاد میکنند ولی در این طرف دنیا برای شاه اسماعیل که موسس ایران فعلی است آسمان وریسمان می بافند راستی چرا در هیچ شهری مجمسه یا قبر پیشینیان شجاع و وطن ساز مانند شاه اسماعیل ،نادر شاه، شاه عباس، شاه طهماسب ، عباس میرزا، غزنویان یا خوارزمشاه وغیرو نیست همانگونه که ما گذشتگان را فراموش کردیم آیندگان نیز ما را فراموش خواهند کرد
زیتون ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۳:۵۵
دورمش خان کنونی که شمایید مردک اصلاح طلب.....لپ های گل انداختت نشان میده زیاد به عنوان استاد دانشگاه از مغزت کار نمی کشی.....لذا نباید به حرف یه مشت خودباخته روشنفکر نما اعتماد کرد ....ایران باید به سمت زرداخانه کامل هسته ای جهش کنه .....بمب اتم در مقابل بمب اتم .....
احمد ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۵:۴۴
روشنفکر نماهای ترسو ! تو که خیالت راحت اگه جنگ بشه میدونی چکار کنی ! اره داداش این کارا رو بزار برا ما "متوهم " ها ! ۰۰۰ ترس . وادادگی و غیره ولتون نمیکنه؟!
فدوی ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۷:۲۱
من متوجه نشدم که نویسنده محترم دقیقا چه کسانی را قصد نصیحت دارد ولی مطمئنم که این افراد ابدا در داخل ایران نیستند زیرا همه در ایران متفق هستند که باید برترین سلاح ها را داشته باشیم . بهتر از ما آمریکاییها ما را می شناسند که ما در زمینه ی سلاح تحریم کرده اند . اگر ما واقعا متوهم بودیم و اهل گرز چرخاندن ، چه نیاز بود که ما را تحریم کنند که در آن صورت هم به سراغ سلاح ها مدرن نمی رفتیم . اگر منظور نویسنده ایران امروز است باید بداند که زدن یک پهباد از قدرقدرت دنیا قطعا با گرز و یا چیزی شبیه آن نبوده بلکه سلاحی بوده که از آن پهباد مدرن تر بوده که بر آن برتری یافته . در ایران امروز همچنان به سایه خدا اعتقاد است ( البته خدای واقعی ) و طبق دستور همان خدا ما موظفیم که قوی ترین سلاح های دوران خودمان را داشته باشیم . البته با این نظر نویسنده نمی توان مخالفت کرد که همواره شاهان در ایران و همه جای دنیا برای فرامانبردای مردم ، خود را موجودی فرازمینی و در ارتباط با عالم بالا معرفی می کرده اند . { اشکال کار اینجاست که عده ای لیبرال در دستگاه های اجرایی نفوذ کرده اند و با گندکاریها اغلب هم عمدی ، مردم را نسبت به هر آنچه ایرانی است ، گذشته سنتی ، دینی ، فرهنگی ، ادبی و ... بدبین می کنند و تلاش می کنند باز هم بردگی بیگانگان را به جامعه ایران بازگردانند . آخه شدنی نیست آدمهایی که از بدو ورود به دانشگاه توسط مقالات و کتاب های غربی دچار ششستشوی مغزی شده اند ، بتوانند ایرانی فکر کنند و ایرانی عمل کنند )
یوسف ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۸:۱۷
دوست عزیز .خسته نباشید رییس جمهورمان از اتومبیل خرید داخل ایرانشان و شما هم ازپنجره خوش نشینتان به این نتایج گهربار میرسید...خدا قوت پهلوانان عرصه ی گفتمان بین المللی..
در جواب فدوی ۲۸ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۸:۵۰
"من متوجه نشدم که نویسنده محترم دقیقا چه کسانی را قصد نصیحت دارد" منظورش تندروهایی هست که به دنبال درگیری با آمریکا هستن و فکر می کنن میتونن شکستش بدن
استاد ۲۹ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۱:۲۳
شما عدم واقعیت پذیری دینی را با علم تاریخ توجیه می کنید تاریخ برای عقلا است نه متعصبین غیر واقع بین جرات کن و رو راست برو سر اصل مطلب
ﻓﺪﻭﻱ ۲۹ مرداد ۱۳۹۸ | ۲۳:۰۶
ﺩﺭ ﺟﻮاﺏ ﺩﺭ ﺟﻮاﺏ ﻓﺪﻭﻱ : ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﻣﻨﺘﻆﺮ ﺗﺎ ﺁﻣﺎﺭ اﻣﺜﺎﻝ ﺗﻮ ﺩﺭ اﻳﺮاﻥ ﺑﻪ اﻧﺪاﺯه ی ﻛﺎﻓﻲ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﻩ. اﻭﻥ ﻣﻮﻗﻲ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﻲ ﻛﻨﻪ و ﺷﻤﺎ ﻣﻲ ﺗﻮﻧﻲ ﺑﺎﺑﺖ ﺑﻪ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺗﻔﻜﺮاﺗﺖ ﺟﺸﻦ ﺑﮕﻴﺮﻱ .
ابراهیم قدیمی ۳۰ مرداد ۱۳۹۸ | ۰۶:۰۲
علوم اجتماعی را میتوان تجربی دانست.نتایج تجربه ها است که علم خانوادهها و مدیریت محلات وشهرها وکشورها واصول پایه وغیرپایه اجتماعی میگردد.تفاوت اساسی در علوم اجتماعی وسایر علوم تجربی در این است که تجربه های علوم انسانی بسیار طولانی مدت اند ودر برخی زمانها نیاز به نسل ها است. در گذشته ضعف ارتباطات ووسایل ارتباط جمعی سریع باعث عدم اطلاع از تجربه های دیگران بود. لذا تجربه های هر شخص ومدیریت وحکومتی در ارتباط با تجربه های خودش ومحیط پیرامونی مدیریتی خودش بود. تصورمن این است که امروزه هر انسان واجتماع موفقی کسی است که از تجربه با هزینه دیگران استفاده کند.اگر فرد یا اجتماعی بخواهداز تجربه خودش استفاده کند مطمئنا انسان یا اجتماع موفقی نخواهد بود. شاه اسماعیل گرچه پایه گذار اصلی صفویه بود ولی این شاه عباس بود که از تجربه های شاه اسماعیل استفاده کرد وبا احداث واحد های توپ ریزی و تجهیز لشگریان به توپ پیروز نبردهای خود با عثمانی شد.همه افراد وگروه های اجنماعی پویاسعی در تصحیح نظرات خود با توجه به نتایج تجربه ها میکنند.ولی در زمانهائی نتیجه تجربه موردنیاز یا در دست نبوده یا تجربه لاز م صورت نگرفته بوده است.
کبابی پهلوی ۳۱ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۶:۳۹
ابراهیم حقیقی تو پیرو وتبلیغ کننده نظریه "از کورش تا پهلوی" باستانگرایان هستی و معتقدی ایران بعد از حمله اعراب 1200 سال در اشغال ترکان مهاجم بوده. به تو چه مربوط است در مورد صفویه و قهرمانانی چون شاه اسماعیل و شاه عباس کبیر اظهار نظر کنی؟ مرد حسابی غولهای تاریخ را رها کن بچسب به کوتوله هایی همچون رضاخان و پسرش!
سخایی ۰۳ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۴:۳۰
تحلیل درستی هست چون درجنگ احد بدلیل عدم توجه به تاکتیک جنگی اعلام شده ازسوی بیامبر ص وعدم توجه به دستور او شکست سختی خوردند. ودرجنگ هوازن
حسینی ۰۵ شهریور ۱۳۹۸ | ۲۰:۰۳
اسکندر بیک ترکمان در عالم آرای عباسی آورده که شب قبل جنگ چالدران شاه اسماعیل بعلت مجهز بودن سپاه عثمانی به توپ و سلاحهای آتشین جنگ در دشت صاف چالدران را عقلائی ندانسته و پیشنهاد جنگ و گریز و حملات پارتیزانی را داده بود ولی سرداران قزلباش از پیروزی های پی در پی غره شده بودند و جنگ و گریز را خلاف جوانمردی و مروت می پنداشتند و بدان راضی نشدند پس از آن ، شاه اسماعیل تاکتیک جنگی خود را مبنی برا اینکه لازم است قبل از شلیک، توپخانه عثمانی که در جناحین پیاده نظام(ینی چری)قرار داشت از کار بیفتد را اعلام و از کار انداختن توپخانه جناح راست را خود عهده دار شد و در شروع کارزار موفق هم شد ولی سرداری که مسؤل از کار انداختن توپخانه جناح چپ بود از عهده این کار برنیامد و غرش توپخانه عثمانی با درو کردن لشکر قزلباش شکست بزرگ و کشتار زیادی به دولت تازه تأسیس صفوی وارد نمود که بعد از آن شاه اسماعیل کمر راست نکرد
مهدی ۰۶ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۰:۱۰
با سلام بنده مدتهاست این سایت منتصب به اقای دکتر خرازی را مطالعه می کنم واقعا انتشار اینچنین مقاله ای در این سایت بسیار بعید بود در جای جای این مقاله تفکرات ضد شیعی و ضد ایرانی نویسنده موج می زند تو گویی ایران باید تسلیم شود تا عقلگرایی محقق با چاپ این مقاله شاه اسماعیل را با خاک یکسان کرد / ج.ا.ا را نظامی غیر عقل گرا معرفی نمود / شیعه را تسلیم غرب کرد و ... جناب آقای لشکربلوکی قابل توجه حضرت عالی از سمت غرب مرزهای مدیترانه را در نورده ایم از جنوب چیزی تا فتح باب المندب نداریم و از شرق تا اوج کشمیر نوای هر من ناصر ما را لبیک می گوید