رقابت شدید برای قدرت برتر قرن ۲۱

روسیه، چین، اروپا یا آمریکا کدام یک آینده را رقم خواهند زد؟

۲۹ مهر ۱۳۹۸ | ۰۸:۰۰ کد : ۱۹۸۶۹۹۱ اخبار اصلی خاورمیانه
پس از خروج نیروهای آمریکایی از سوریه به دنبال تصمیم و دستور دونالد ترامپ، آشکار شده که سلطه آمریکا بر جهان مورد تهدید قرار گرفته است. در این میان چند سناریوی احتمالی وجود دارد درباره اینکه کدام قدرت یا قدرت ها می توانند جای آن را در صحنه جهانی بگیرند.
روسیه، چین، اروپا یا آمریکا کدام یک آینده را رقم خواهند زد؟

نویسنده: سایمون تیسدال

دیپلماسی ایرانی: خروج نیروهای آمریکایی از سوریه، خیانت به کردها که متحد غرب بودند و پیشروی های بعدی نیروهای روسی، ایرانی و سوری را می توان «یک زمان حساس و مهم» هم برای خاورمیانه و هم برای نفوذ جهانی آمریکا توصیف کرد. تحلیلگران معتقدند که تحولات هفته گذشته سوریه از پایان رهبری منطقه ای ایالات متحده و حتی پایان سلطه جهانی آمریکا خبر داده است. حتی یکی از مفسران در وبسایت «هیل» خروج نیروهای آمریکایی را به عقب نشینی بریتانیایی ها از شرق سوئز در 1986 که نقطه عطفی در تاریخ بود، مقایسه کرده است. برخی ناظران نیز تحولات سوریه را نشانه ای دال بر انزوای بیشتر آمریکا و بازگشایی مسیر به سمت یک نظم جهانی جایگزین شکل گرفته توسط قدرت های جهانی نوظهور به ویژه چین دانسته اند. اما تحولات سوریه حقیقتا نقطه عطفی در تاریخ است؟ و اگر چنین باشد، کدام کشور تاج ایالات متحده را به عنوان قدرت برتر جهانی بر سر خواهد گذاشت و نقاط قوت و ضعف آن چه خواهد بود؟

تصور عموم افراد درباره از بین رفتن سلطه جهانی ایالات متحده یک روند تدریجی و گسترده بین المللی است؛ اما همانطور که مورخان نیز تایید می کنند، نمی توان زمان دقیقی برای یک نقطه عطف خاص و قطعی تعیین کرد. شناسایی چنین نقاط تحولی در زمان حتی سال ها پس از وقوع آن نیز دشوار است. تغییرات دائمی در توازن استراتژیک و ژئوپلیتیکی قدرت به ندرت به ناگاه اتفاق می افتد. چنین تغییراتی اغلب به صورت تاثیرات بلند مدت سیاست گذاری های پیشین، اقدامات بی ربط سیاسی و نظامی، اتفاقات و محاسبات اشتباهی رخ می دهند.

در این زمینه که سال 1945 و شکست نهایی فاشیسم و تاسیس سازمان ملل متحد و شروع «نظم بین المللی قانون محور» یک نقطه عطف در تاریخ بوده، بحثی نیست. به طور مشابه، دست کم در ایالات متحده به سال 1989 به عنوان سال «پیروزی» غرب در جنگ سرد با اتحاد جماهیر شوروی سابق نگاه می شود. با این حال، می توان گفت که جنگ استالینگراد در 1943 با پیروزی قاطع ارتش سرخ بر نازی ها نقطه عطف واقعی جنگ جهانی دوم بوده است. برخی هم معتقدند جنگ سرد در سال 1989 به تعلیق درآمده و یک دهه بعد به صورتی متفاوت از سر گرفته شده است. با نگاهی به گذشته می توان اهمیت لحظات بزرگ تاریخ و چرایی تبدیل شدن آنها به نقطه عطف را درک کرد.

تشکیل اتحادیه اروپا در سال 1992 هم مورد استقبال قرار گرفت و هم از سوی برخی به دلیل بازگشای درها به سمت اروپای فدرالی محکوم شد. پیروزی حزب کارگر تحت رهبری تونی بلر در سال 1997 در ابتدا طلوعی جدید در بریتانیا قلمداد شد، اما خیلی زود روشنی خود را از دست داد. در خاورمیانه «قیام» طرفداران دموکراسی موسوم به بهار عربی در 2011 که ابتدا دلیلی برای امید و شادی بود، به یک معجزه فریبنده ظالمانه تبدیل شد و آغاز دوره جدیدی از درگیری ها و سرکوب های شدید و گسترده را در پی داشت و روسیه یکی از نمونه های واضح همین روند است.

شکست شورشی ها در براندازی بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه، به طور توامان با وعده ترامپ به پایان دادن به مداخله نیروهای آمریکایی در جنگ های بی پایان خارجی و دشمنی دیرینه ترکیه با کردها همگی تحولاتی بودن که به بحران استراتژیک اخیر انجامیدند. پیشروی های نیروهای دولت اسد نیز ناگهانی و غیرمنتظره نبودند. اسد در سال های اخیر به طور پیوسته برای کنترل مجدد بر مناطق اصلی پرجمعیت تلاش کرده است. رهبران کشورهای عرب همسایه هم با اعتقاد بر اینکه اسد در جنگ پیروز شده، در مسیر بهبود روابط خود با دمشق حرکت می کنند. دولت های اروپایی هم اگرچه به وضوح چیزی نمی گویند، اما عمدتا همین نظر را دارند.

این ادعا که تحولات اخیر به لحظه ای مهم برای گسترش نفوذ روسیه در خاورمیانه تبدیل شده نیز جای بحث دارد. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه، از زمان مداخله در سوریه در سال 2015 به طور ماهرانه ای از سیاست های در هم پیچیده ایالات متحده استفاده کرده است. در حالی که ترامپ به دنبال مقابله با ایران بوده، پوتین محتاطانه روابط صمیمانه با بازیگران اصلی منطقه ای از جمله اسرائیل، ایران، ترکیه، عربستان سعودی، امارات و مصر بر پایه منافع مشترک در مقابله با تروریسم، فروش اسلحه و تولیدات نفت و گاز را پیش برده  است. به عبارت دیگر، نفوذ روسیه در خاورمیانه در حال افزایش بوده و این تا حدودی از اشتباهات استراتژیک ایالات متحده و بعضا از توانایی های دیپلماتیک پوتین ناشی شده است. جدیدترین موفقیت روسیه در سوریه هم به دنبال همین روند رخ داده و اگرچه قابل توجه است، اما به تنهایی نقطه عطف به شمار نمی رود. تحولات در سوریه شواهدی دال بر تغییر تدریجی و آرام توازن قدرت در جهان به شیوه ای است که هنوز به طور کامل درک نشده و عواقب آن هنوز قابل پیش بینی نیست. اگرچه آشکار است که نظم جهانی تحت سلطه ایالات متحده پس از 1945 تضعیف شده، هنوز معلوم نیست که چه چیزی جایگزین آن خواهد شد. مدعیان اصلی در صحنه جهانی ایالات متحده، چین، روسیه و اروپا و متحدان آنها همگی در شرایط نسبتا مشابهی هستند، اما توانایی و تمایل نسبی هر یک از این قدرتها برای شکل دادن و رهبری نظم جهانی در قرن 21 احتمالا در حال تغییر است. اینکه تحولات اخیر در سوریه نقطه عطفی در تاریخ بوده یا خیر، هنوز مشخص نیست؛ اما آشکار است که نظم جهانی جدیدی شکل خواهد گرفت.

منبع: گاردین / مترجم: طلا تسلیمی

کلید واژه ها: تحولات سوریهخروج نیروهای آمریکایی از سوریهخیانت آمریکا به کردهانفوذ روسیه در سوریهنظم لیبرال تحت رهبری آمریکانظم لیبرال جهانی


( ۱۰ )

نظر شما :