از تحریم تا بازدارندگی فناورانه

چرا استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ آمریکا نشانه تغییر بنیادین در مهار ایران است؟

۲۰ بهمن ۱۴۰۴ | ۱۰:۰۰ کد : ۲۰۳۷۵۹۶ اخبار اصلی خاورمیانه
سعید پورعلی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: تجربه یک دهه تحریم حداکثری، از نگاه نهادهای امنیتی آمریکا، نه‌تنها به تغییر رفتار راهبردی ایران منجر نشده، بلکه به انطباق ساختاری تهران با فشار خارجی انجامیده است. همین ارزیابی، واشینگتن را به سمت استفاده از ابزارهایی سوق داده که هزینه انطباق با آن‌ها برای ایران به‌مراتب سنگین‌تر، زمان‌برتر و پیچیده‌تر است. در این رویکرد جدید، فناوری به محور اصلی مهار تبدیل می‌شود. 
چرا استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ آمریکا نشانه تغییر بنیادین در مهار ایران است؟

نویسنده: دکتر سعید پورعلی، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی، معاون سیاسی امنیتی و اجتماعی استانداری لرستان 

دیپلماسی ایرانی: انتشار استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ آمریکا را باید نشانه ورود واشینگتن به مرحله‌ای تازه از مواجهه با جمهوری اسلامی ایران دانست؛ مرحله‌ای که در آن، ابزارهای کلاسیک مهار، از جمله تحریم‌های گسترده اقتصادی، فشار دیپلماتیک سنتی و تهدید نظامی مستقیم، جای خود را به ترکیبی پیچیده‌تر، هوشمندتر و فناورانه‌تر داده‌اند. در این چارچوب، مهار ایران دیگر صرفاً به معنای محدودسازی منابع مالی یا کنترل برنامه هسته‌ای نیست، بلکه هدف اصلی، مدیریت توانمندی‌های ترکیبی ایران و کاهش کارآمدی شبکه نفوذ منطقه‌ای آن در یک محیط امنیتی چندلایه است. در مقایسه با استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۲، که همچنان تحریم را ستون اصلی فشار بر ایران تلقی می‌کرد، سند ۲۰۲۶ نشان‌دهنده نوعی بازنگری عمیق در کارآمدی ابزارهای پیشین است. 

تجربه یک دهه تحریم حداکثری، از نگاه نهادهای امنیتی آمریکا، نه‌تنها به تغییر رفتار راهبردی ایران منجر نشده، بلکه به انطباق ساختاری تهران با فشار خارجی انجامیده است. همین ارزیابی، واشینگتن را به سمت استفاده از ابزارهایی سوق داده که هزینه انطباق با آن‌ها برای ایران به‌مراتب سنگین‌تر، زمان‌برتر و پیچیده‌تر است. در این رویکرد جدید، فناوری به محور اصلی مهار تبدیل می‌شود. 

استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ به‌صراحت بر ضرورت جلوگیری از دسترسی ایران به فناوری‌های نوظهور و دوگانه تأکید دارد؛ فناوری‌هایی که می‌توانند برتری نامتقارن ایران را در حوزه‌هایی چون پهپاد، جنگ سایبری، موشک‌های نقطه‌زن و سامانه‌های اطلاعاتی تقویت کنند. 

برخلاف تحریم‌های مالی که با شبکه‌های واسطه‌ای قابل دور زدن هستند، محدودسازی فناورانه مستلزم کنترل زنجیره‌های تأمین جهانی، همکاری با شرکت‌های پیشرو و هماهنگی گسترده با متحدان است؛ امری که آمریکا آن را مزیت نسبی خود در نظم بین‌الملل می‌داند. در همین چارچوب، مفهوم برتری فناورانه به‌مثابه بازدارندگی در برابر ایران برجسته می‌شود. واشینگتن تلاش می‌کند شکاف فناوری میان خود و ایران را نه‌فقط حفظ، بلکه تعمیق کند. هدف، ایجاد وضعیتی است که در آن حتی اگر ایران از اراده سیاسی یا ظرفیت انسانی لازم برخوردار باشد، فقدان دسترسی به فناوری‌های کلیدی، توان تبدیل این اراده به قدرت مؤثر را محدود سازد. این رویکرد، مهار را از سطح رفتار به سطح ظرفیت منتقل می‌کند. 

هم‌زمان، آمریکا به‌طور معناداری بر ابزارهای غیرسخت تمرکز کرده است؛ ابزارهایی که در مرز میان امنیت، اقتصاد، اطلاعات و ادراک عمومی عمل می‌کنند. عملیات سایبری، جنگ شناختی، مدیریت روایت‌ها و کنترل فضاهای اطلاعاتی، به بخش جدایی‌ناپذیر سیاست مهار ایران تبدیل شده‌اند. 

در استراتژی ۲۰۲۶، ایران نه‌تنها به‌عنوان یک تهدید فیزیکی، بلکه به‌عنوان کنشگری که در فضای ادراکی و رسانه‌ای فعال است، توصیف می‌شود. پاسخ آمریکا به این وضعیت، سرمایه‌گذاری گسترده در توانمندی‌های ضدنفوذ اطلاعاتی و تقویت همکاری‌های سایبری با متحدان منطقه‌ای است. 

تغییر مهم دیگر، گذار از مهار یک‌جانبه به مهار شبکه‌ای است. آمریکا به‌جای آنکه خود به‌تنهایی بار اصلی مقابله با ایران را به دوش بکشد، تلاش می‌کند شبکه‌ای از بازیگران منطقه‌ای را درگیر این فرآیند کند. ائتلاف‌های کوچک، تخصصی و موضوع‌محور، جایگزین اتحادهای بزرگ و پرهزینه شده‌اند. در این الگو، هر بازیگر منطقه‌ای نقشی مشخص در یک حوزه محدود بر عهده می‌گیرد؛ از پدافند هوایی گرفته تا امنیت دریایی و همکاری‌های اطلاعاتی. نتیجه این روند، توزیع هزینه‌های مهار و کاهش نیاز به حضور مستقیم و پرهزینه آمریکا در منطقه است. 

در کنار این تحولات، مفهوم پاسخ غیرهم‌سطح به‌عنوان یکی از ابزارهای کلیدی مهار ایران برجسته شده است. استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ تصریح می‌کند که آمریکا خود را به پاسخ متقارن به اقدامات ایران متعهد نمی‌داند. این بدان معناست که اقدام نیابتی یا منطقه‌ای ایران می‌تواند با پاسخی در حوزه‌ای کاملاً متفاوت، از سایبر تا دیپلماسی اجباری یا فشار فناورانه، مواجه شود. این منطق، هدفی روشن دارد: افزایش عدم قطعیت در محاسبات تصمیم‌گیران ایرانی و دشوارسازی پیش‌بینی پیامدهای هر اقدام. 

از منظر اقتصادی نیز، اگرچه تحریم همچنان ابزار مهمی باقی مانده، اما ماهیت آن تغییر کرده است. تحریم‌های فراگیر جای خود را به تحریم‌های هوشمند، هدفمند و فناورانه داده‌اند. تمرکز بر افراد کلیدی، نهادهای فناور، شرکت‌های واسطه و گلوگاه‌های زنجیره تأمین، نشان‌دهنده تلاش آمریکا برای افزایش دقت و کاهش هزینه‌های جانبی تحریم‌هاست؛ به‌ویژه هزینه‌هایی که در گذشته موجب نارضایتی شرکای اروپایی و برخی کشورهای منطقه شده بود. 

نکته قابل توجه دیگر، پیوند خوردن ابزارهای مهار ایران با رقابت راهبردی آمریکا و چین است. در استراتژی ۲۰۲۶، همکاری‌های فناورانه و زیرساختی ایران با چین نه‌فقط یک مسئله دوجانبه، بلکه بخشی از چالش بزرگ‌تر نظم بین‌الملل تلقی می‌شود. به همین دلیل، مهار ایران در بسیاری موارد با سیاست‌های محدودساز آمریکا علیه چین هم‌راستا شده است. این هم‌پوشانی، دامنه مانور ایران را در استفاده از ظرفیت‌های شرق نیز با محدودیت‌های جدیدی مواجه می‌سازد.

در مجموع، تغییر در ابزارهای مهار ایران بیانگر عبور آمریکا از منطق فشار برای امتیازگیری به منطق کنترل پایدار توانمندی است. واشینگتن دیگر انتظار ندارد که با تشدید فشار، ایران به توافقی جامع تن دهد؛ بلکه هدف، مدیریت بلندمدت یک رقیب منطقه‌ای است که نه امکان حذف آن وجود دارد و نه تمایل به ادغام کاملش در نظم مورد نظر آمریکا. این تحول، پیامدهای مهمی برای ایران دارد. نخست آن که فضای تصمیم‌گیری راهبردی ایران پیچیده‌تر شده و دیگر نمی‌توان صرفاً با محاسبه هزینه و فایده اقتصادی، واکنش آمریکا را پیش‌بینی کرد. دوم آن که تمرکز بر فناوری و شبکه‌سازی منطقه‌ای، نقاط آسیب‌پذیری جدیدی ایجاد می‌کند که ماهیتی تدریجی و انباشتی دارند. سوم آنکه کاهش نقش تحریم‌های نمایشی و افزایش ابزارهای نامرئی، امکان بسیج افکار عمومی داخلی و خارجی علیه سیاست‌های آمریکا را محدودتر می‌سازد. 

با توجه به استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ آمریکا وارد مرحله‌ای از مهار ایران شده که می‌توان آن را بازدارندگی هوشمند فرسایشی نامید؛ الگویی که نه به‌دنبال تقابل مستقیم و نه مصالحه راهبردی، بلکه بر کنترل، فرسایش تدریجی و مدیریت ریسک تمرکز دارد. در چنین شرایطی، درک دقیق تغییر ابزارها و منطق حاکم بر آن‌ها، پیش‌نیاز هرگونه تصمیم‌گیری مؤثر در سطح سیاست‌گذاری ملی و منطقه‌ای خواهد بود.

کلید واژه ها: سعید پورعلی ایران و امریکا تحریم ایران تحریم فناوری امنیت ملی سند امنیت ملی امریکا سند استراتژی دفاع ملی امریکا ایالات متحده امریکا


نظر شما :