ترامپ و عادت به یکجانبه گرایی تهاجمی

استراتژی اعمال فشار حداکثری در قبال ایران جواب داده است؟

۰۹ بهمن ۱۳۹۸ | ۰۹:۰۰ کد : ۱۹۸۹۱۷۷ اخبار اصلی آمریکا
صدور اجازه ترور هدفمند سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس ایران، توسط دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، از بسیاری جهات مشابه رویکرد او در تجارت است. دولت ترامپ در هر دو زمینه نشان داده که آماده است با اقدام یک جانبه و استفاده از اهرم قدرت ایالات متحده در راستای تحقق هدفی بلندمدت به رغم مخاطرات کوتاه مدت، به طور ناگهانی و بدون رایزنی اقدام کند.
استراتژی اعمال فشار حداکثری در قبال ایران جواب داده است؟

نویسنده: محمد العریان (کارشناس ارشد اقتصادی شرکت آلیانز و رئیس شورای توسعه جهانی ایالات متحده در ریاست جمهوری باراک اوباما)

دیپلماسی ایرانی: صدور اجازه ترور هدفمند سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس ایران، توسط دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، از بسیاری جهات مشابه رویکرد او در تجارت است. دولت ترامپ در هر دو زمینه نشان داده که آماده است با اقدام یک جانبه و استفاده از اهرم قدرت ایالات متحده در راستای تحقق هدفی بلندمدت به رغم مخاطرات کوتاه مدت، به طور ناگهانی و بدون رایزنی اقدام کند. همانطور که رونالد ریگان، رئیس جمهوری پیشین ایالات متحده، در دهه 1980 با استراتژی خود در قبال روسیه نشان داد، چنین یکجانبه گرایی تهاجمی می تواند نتیجه دهد؛ اما بهتر است که به صورت گزینشی و محدود مورد استفاده قرار بگیرد.

دولت ترامپ در تلاش برای رسیدگی به نارضایتی بلند مدت ایالات متحده (و اروپا) از برخی از اقدامات تجاری چین تصمیم گرفت رویکرد سنتی درخواست جبران خسارت از طریق نهادهای چندجانبه موجود مانند سازمان تجارت جهانی را کنار بگذارد و در مقابل، با اتخاذ رویکرد غیرمساعدتی، تعرفه های سنگینی را بر واردات از چین اعمال کند و در صورت انتقام جویی چین، به تعرفه های بیشتر تهدید کند. ایالات متحده با تبدیل کردن به سلاح آنچه به طور سنتی یک ابزار اقتصادی به شمار می رفت، توانسته اهداف ملی را توامان با اهداف اقتصادی و مالی دنبال کند. تا اینجای کار محاسبات ترامپ جواب داده است. او درست همانند اعمال فشار یکجانبه برای بازنگری در توافقنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی (نفتا)، نشان داد که آماده است برخی خسارت ها را در خانه متحمل شود با این امید که خسارت های وارده به دیگر طرف ها بیشتر باشد و آنها را به سازش وا دارد.

دولت ریگان وقتی در میانه رقابت تسلیحاتی تسریع شده با اتحاد جماهیر شوروی سابق بود، از این روش استفاده کرد. ریگان با افزایش هزینه های دفاعی، قدرت اقتصادی و مالی آمریکا را با علم بر اینکه شوروی نمی تواند همپای او بیاید، بالا برد. در پایان، با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ریگان نه تنها به یک پیروزی تاکتیکی، که به یک پیروزی ژئوپلیتیک گسترده دست یافت.

تحت فشار گذاشتن طرف مقابل برای تسلیم با این امید که مرتکب اشتباه شود، یک استراتژی قدیمی است و مانند هر استراتژی دیگری، هزینه ها و خطرات بالقوه دارد. دولت ریگان مجبور شد هزینه های اقتصادی و سیاسی ایجاد کسری بودجه گسترده و خطر درگیری نظامی با شوروی را متحمل شود. ترامپ در رابطه با نفتا، خطر اقدام تلافی جویانه کانادا و مکزیک یا تبدیل شدن آنها به همسایگانی متخاصم را به جان خرید. با این حال، آنها نهایتا بسیاری از امتیازاتی را که ایالات متحده می خواست، قائل شدند و اکنون در توافقنامه ایالات متحده، مکزیک و کانادا مشارکت دارند. چین اما در ابتدا واکنش متفاوتی نشان داد و احتمالا سعی داشت قدرت خود را برای مقابله بیشتر نشان دهد. مقامات چین با طولانی کردن تنش های تجاری با ایالات متحده از طریق تعرفه های تلافی جویانه سبب شدند که از سرعت رشد اقتصادی این کشور کاسته شود و بسیاری از شرکت ها را بر آن داشتند تا با متنوع سازی زنجیره های تامین، از وابستگی خود به چین بکاهند. تاثیر فوری این تحولات، پیچیده شدن تلاش های چین برای اجرای اصلاحات ساختاری مورد نیاز برای حفظ رشد اقتصادی تاریخی آن بود. اما در طولانی مدت، یکی از اثرات این جنگ تجاری می تواند گرفتاری چین، مانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه پیش از آن، در دام درآمد متوسط باشد. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، ایالات متحده اساسا موفق شده از تکامل کامل اقتصاد جهانی از اقتصاد تحت رهبری ایالات متحده به اقتصاد دو قطبی جلوگیری کند.

در رابطه با ایران هم به نظر می رسد که اقدامات تقابلی دولت ترامپ در همین کتاب بازی قرار می گیرد. الگو واضح است: دولت اقدامی غافلگیرانه انجام می دهد که دولت های قبلی هم به آن اندیشیده بودند، اما هرگز در صدد اجرا برنیامده بودند. ترامپ این قدم غیرمنتظره را بدون مشاوره داخلی و خارجی انجام می دهد. نتیجه فوری، افزایش چشمگیر در تنش هاست، زیرا کشورهای ثالث (از جمله متحدان آمریکا) به طور فزاینده نگران این یکجانبه گرایی ایالات متحده هستند. طرف مقابل (در این مورد ایران)، پاسخی می دهد که شاید کمتر تهاجمی است و آنهم به یک اشتباه غم انگیز (سقوط تصادفی پرواز مسافری غیرنظامی) می انجامد. اکنون حتی کشورهای اروپایی هم که سعی داشتند توافق هسته ای سال 2015 را نجات دهند، ایران را به نقض توافق متهم کرده اند.

اینکه پایان این تحولات و تنش ها چگونه خواهد شد، هنوز معلوم نیست. اما تا همینجای کار، ایالات متحده دستاوردهای زیادی داشته و توانسته از بزرگ ترین مخاطره یعنی جنگ آشکار یا یک درگیری نامتقارن بی ثبات کننده، دست کم در حال حاضر اجتناب کند. با این حال، این بدان معنی نیست که استراتژی اعمال فشار جواب می دهد و همیشه توصیه می شود. اتکای بیش از اندازه به یکجانبه گرایی تهاجمی به از بین رفتن معماری بین المللی که تا کنون منافع ایالات متحده را تامین می کرده، منجر خواهد شد. به علاوه، اقدامات شدیدالحن دولت ترامپ می توانند کشورهای ثالث را به اقدام علیه منافع آمریکا ترغیب کنند. برای نمونه، برخی کشورها به رغم مخالفت های ایالات متحده تمایل خود را برای تعمیق روابط اقتصادی و مالی با چین از طریق «طرح کمربند و جاده» اعلام کرده اند. به طور خلاصه اینکه یکجانبه گرایی تهاجمی رویکردی نیست که بتواند به عنوان یک قاعده کلی اعمال شود. باید از آن به عنوان روشی گزینشی و محدود و تنها پس از ارزیابی دقیق هزینه ها و مزایا استفاده کرد چرا که می تواند خسارت های شدیدی به بار آورد و هزینه های قابل توجهی در پی داشته باشد.

منبع: نیوزروم / مترجم: طلا تسلیمی
 

کلید واژه ها: تنش ها بین واشنگتن و تهرانترور سردار سلیمانیرویکرد ترامپ در قبال ایرانیکجانبه گرایی ترامپ


( ۴ )

نظر شما :

عین الله ۰۹ بهمن ۱۳۹۸ | ۱۳:۵۱
اشاره آقای ظریف در مصاحبه با اشپیگل در مورد مذاکره با آمریکا به وضوح نشان دهنده آن است که علیرغم همه تبلیغات داخلی ، فشار حداکثری در مورد ایران هم جواب داده. البته الان برخی خواهند آمد و گفت که صحبت های آقای ظریف سو برداست شده یا از طرف خودش بوده و از این حرفا.