زمانی برای تامل

آمریکا یک سال پیش یک چهره ملی ایرانی را ترور کرد

۱۴ دی ۱۳۹۹ | ۱۹:۰۰ کد : ۱۹۹۸۶۳۱ اخبار اصلی آمریکا خاورمیانه
اولین سالگرد ترور ژنرال ایرانی قاسم سلیمانی توسط ایالات متحده در حمله با پهپاد در نزدیکی فرودگاه بین المللی بغداد فرا رسیده است. سردار سلیمانی یک شخصیت مهم سیاسی و نظامی بود که نقشی فراتر از موقعیت رسمی خود به عنوان فرمانده نیروی قدس در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی داشت و از افراد با نفوذ در بسیاری از سیاست های امنیتی ایران و نزدیک به آیت الله علی خامنه ای، رهبر این کشور به شمار می رفت. سلیمانی در میان مردمان عادی ایران بسیار مورد احترام و از محبوبیت واقعی برخوردار بود. این احترام و محبوبیت همچنان پس از شهادت او هم ادامه داشته و با توجه به جمعیتی که در عزاداری نبودن او در چندین شهر ایران تجمع کردند، مشهود بوده است.
آمریکا یک سال پیش یک چهره ملی ایرانی را ترور کرد

دیپلماسی ایرانی: اولین سالگرد ترور ژنرال ایرانی قاسم سلیمانی توسط ایالات متحده در حمله با پهپاد در نزدیکی فرودگاه بین المللی بغداد فرا رسیده است. سردار سلیمانی یک شخصیت مهم سیاسی و نظامی بود که نقشی فراتر از موقعیت رسمی خود به عنوان فرمانده نیروی قدس در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی داشت و از افراد با نفوذ در بسیاری از سیاست های امنیتی ایران و نزدیک به آیت الله علی خامنه ای، رهبر این کشور به شمار می رفت. سلیمانی در میان مردمان عادی ایران بسیار مورد احترام و از محبوبیت واقعی برخوردار بود. این احترام و محبوبیت همچنان پس از شهادت او هم ادامه داشته و با توجه به جمعیتی که در عزاداری نبودن او در چندین شهر ایران تجمع کردند، مشهود بوده است.

در بیشتر توصیف هایی که از سردار سلیمانی در ایالات متحده شنیده می شود، اهمیت او برای ایرانی ها به طور کامل درک نشده است. چهره آمریکایی همتای او وجود ندارد که مثالی ملموس باشد و اشاره به افرادی مانند جان مک کین، دیوید پترائوس، جیمز ماتیس یا دیگر چهره های برجسته و تاثیرگذار در زمینه امنیت ملی تنها میزانی از اهمیت او نزد ایرانی ها را نشان می دهند.

پنج روز پس از ترور سردار سلیمانی، ایران دو پایگاه مقر نیروهای آمریکایی در عراق را با موشک های بالستیک هدف گرفت؛ سپاه پاسداران این عملیات را تنها بخشی از اقدامات تلافی جویانه در ترور سردار توصیف کرد. این حمله موشکی منجر به خسارت جانی در میان نیروهای آمریکایی نشد و احتمالا چنین هدفی را نیز دنبال نمی کرد. ترتیب دادن یک حمله اینچنینی احتمالا تنها اقدامی بود که جمهوری اسلامی می توانست در فاصله کوتاه از ترور و در میانه خشم مردم انجام دهد.

سالگردها گاهی اوقات در خاورمیانه نه تنها برای به خاطر سپردن و یادآوری جرم صورت گرفته، که برای اقدام تلافی جویانه استفاده می شوند. از این رو، بسیاری سالگرد اول ترور سردار سلیمانی را یک زمان خطرناک قلمداد کردند. با این حال، سران ایران برای خودداری از تشدید تنش ها با ایالات متحده در شرایط کنونی دلایل زیادی دارند. آنها کاملا آگاه هستند که دونالد ترامپ سعی دارد شرایط را پیش از روی کار آمدن دولت جدید جو بایدن، تا حد امکان وخیم تر کند و هر گونه اقدام تلافی جویانه از سوی ایران می تواند به بهانه ای برای ترامپ برای شروع یک اقدام نظامی تمام عیار تبدیل شود. جمهوری اسلامی نمی خواهد چنین بهانه ای به ترامپ بدهد.

اگر روابط ایالات متحده و ایران در دولت بایدن در یک مسیر با ثبات تری قرار بگیرد، شاید دفتر اقدامات تلافی جویانه تا ابد باز بماند و ایران دیگر به دنبال حمله ای علیه آمریکا نباشد؛ اما ماهیت بی ثبات این دفتر همواره در پس زمینه روابط وجود خواهد داشت.

در همین حال، ترور سردار سلیمانی و سالگرد آن باید فرصتی باشد تا آمریکایی ها با دقت در مورد ماهیت آنچه هر یک از طرفین این روابط به شدت مسموم با یکدیگر کرده اند، فکر کنند. اتهاماتی که ایالات متحده عمدتا علیه سردار سلیمانی مطرح می کرد، به رابطه او با عناصر عراقی در زمان اشغال عراق توسط نیروهای آمریکایی پس از حمله سال 2003 و خون آمریکایی ها بر دستان او، مربوط می شد. آمریکایی ها حق دارند که از کشته شدن نیروهای خود ناراحت و از سردار جنگی که دشمن خود می دانستند کینه به دل داشته باشند. اما جنگ عراق در ماه مارس سال 2003 به صورت یک عمل تجاوزگرانه آغاز شد و تنها اندکی پس از آن بود که ایران به رغم اینکه هیچ ارتباطی با حملات 11 سپتامبر در ایالات متحده نداشت، بخشی از «محور شرارت» توصیف شده بود. این حمله متجاوزانه در کشوری صورت گرفت که کیلومترها مرز مشترک با ایران دارد. کشوری که در جنگی متجاوزانه علیه ایران در دهه 1980 هزینه و خسارات زیادی برای این کشور به بار آورد. سردار سلیمانی و همکاران او برای کمک به عناصر مقاومت عراقی در برابر اشغال نظامی آمریکا که از نظر بیشتر ایرانی ها اقدامی افتخارآمیز و حتی ضروری برای امنیت مداوم ایران بود، به عراق شتافتند.

تامل در اقدامات و رویکرد هر یک از طرفین ضروری است و ترور سردار سلیمانی این ضرورت را به وضوح نشان می دهد. ایالات متحده در نقض قوانین بین المللی و هرگونه استاندارد رفتاری پذیرفته شده در روابط بین الملل، یک شخصیت مطرح از یک کشور سوم را که برای گفت و گو با نخست وزیر کشور همسایه به آنجا سفر کرده بود، ترور کرد. برای درک فاجعه آمیز بودن این رفتار می توان تصور کرد که یک شخصیت سیاسی یا نظامی ارشد آمریکایی در زمانی که به کانادا سفر کرده تا درباره موضوعات مورد توجه دو کشور با نخست وزیر این کشور مذاکره کند، توسط ایران (یا هر کشور خارجی دیگری) ترور شود. در چنین شرایطی آمریکایی ها چه واکنشی نشان می دادند؟

ترور سردار سلیمانی تنها به این دلیل در تعریف وزارت امور خارجه ایالات متحده از تروریسم بین المللی جای نگرفته که نه به طور مخفیانه و توسط واسطه های غیر دولتی، که به طور آشکار با استفاده از منابع نظامی ایالات متحده صورت گرفته است. این اتفاق در رابطه با ترور دیگر شخصیت های ایرانی به ویژه دانشمندان هسته ای از جمله دکتر فخری زاده، صادق نبود. اگرچه مقصر اصلی در همه این ترورها اسرائیل بوده، اما ایرانی ها دلایل زیادی دارند که به ایفای نقش آمریکا هم مشکوک باشند.

بسیاری در یادآوری اتفاقات این چنینی از اخلاقیات کاذب و تفاوت در انگیزه ها سخن می گویند. اما اینکه یک طرف ماجرا عادت داشته باشد به طور مدام هر اقدام طرف مقابل را شرورانه و اقدامات خود را نجیبانه ببیند، بازتاب واقعی از ماجرای رخ داده نیست. این مساله به وضوح در رابطه با اتفاق روی داده در نزدیکی فرودگاه بین المللی بغداد در سال گذشته صدق می کند.

منبع: ریسپانسیبل استیت کرفت / تحریریه دیپلماسی ایرانی 34
 

کلید واژه ها: سردار سلیمانی ترور سردار سلیمانی روابط ایران و آمریکا تنش ها بین واشنگتن و تهران اولین سالگرد ترور سردار سلیمانی تنش ها در منطقه خلیج فارس


( ۷ )

نظر شما :