همبستگی و اتحاد بین امت مقاومت در کشورهای مختلف با زبانها و فرهنگهای متفاوت
تشیع میلیونی رهبر شهید و تأثیر آن در صدور پیام انقلاب
نویسنده: زهرا اله دادیان فلاورجانی، کارشناس ارشد روابط بین الملل
دیپلماسی ایرانی: هنگامی که جنگ سرد به پایان رسید دو نظریه در دنیای غرب مطرح شد، نظریه پایان تاریخ فرانسیس فوکویاما که لیبرال دمکراسی را نقطه پایان تکامل ایدئولوژیک بشر و شکل نهایی حکومت معرفی میکند و نظریه دیگر، برخورد تمدنهای هانتیگتون که معتقد است چون غرب دچار افول شده باید برای احیا خود نظم جدیدی را در جهان ایجاد کند. اعتقاد او این است که تمدن غربی، تمدن برتر جهان است و برای حفظ برتری ناگزیر است که با تمدن اسلامی مقابله کند. چرا که این نظریه بر دو اصل مبتنی است. از نظر این نظریه تقابل و تعارض اصلی در آینده بین مسلمان و غیرمسلمان است و دوم اینکه ایالات متحده امریکا منازعهای با دیگر تمدنها ندارد بلکه با مذاکره سعی میکند آنها را مهار کند. اما نکته مهم در این دو نظریه پذیرش این است که لیبرال دموکراسی بهترین نوع حکومت است و گستره آن باید به تمام جهان برسد. اما مهمترین نکتهای که باعث تقابل بین تفکر لیبرال دموکراسی و تفکر اسلامی است توجه آنها به مسئله دین در امور حکومتی و شاید بهتر گفت توجه به انسان و حقوق انسانی است و نقش مردم است. در تفکر غربی دین هیچ جایگاهی در امور حکومت و تعیین کرامت انسانی و اخلاق ندارد. در حقوق بشر غربی تعریفی که از انسان و حقوق آن میشود صرفاً بر پایه مادیات است و حیات و حقوق و کرامت انسان بر پایه اصالت عقل انسان است و دین و قوانین اخلاقی نقشی در آن ندارد. به همین دلیل مدام در حال تغییر است و ممکن است حقهای جدیدی بهمرورزمان به آن اضافه شود.
اما شاید بتوان گفت آن اتفاق مهم در جهان که هانتیگتون را به این باور رساند که در آینده بین تمدنها تقابلی رخ خواهد داد و دشمن اصلی غرب اسلام و مسلمانان است را در سال ۱۹۷۹ و اتفاقی که در ایران رخ داد، باید یافت. انقلابی که در ایران با پشتوانه مردم و هدایت مرجعیت شیعه حکومت پهلوی که وابسته به غرب بود را سرنگون کرد و جمهوری اسلامی در ایران بر پایه رأی مردم شکل گرفت و متولد شد. در واقع میتوان گفت انقلابی که در ایران اتفاق افتاد در دو مورد اساسی با بقیه انقلابهای جهان متفاوت است. انقلاب ایران از دل مردم و بر پایه حضور مردم شکل گرفت و حتی نوع حکومت را رای مردم انتخاب کرد. در این انقلاب صاحبان اصلی آن مردم هستند و در طول این سالها مشاهده کردیم که هر جایی که دشمن سعی کرده با توسل به فتنه و آشوب آسیبی به این کشور وارد کند حضور مردم فصلالخطاب بوده و مردم با حضور بهموقع خود بساط فتنه و آشوب را جمع کردهاند، مسئله بعدی این است که این انقلاب با رهبری یک عالم دینی یا بهتر بگوییم مرجعیت شیعه اتفاق افتاد و حکومتی که اداره کشور را بر عهده گرفت تحت هدایت و فرماندهی مرجعیت شیعه است. در واقع بر خلاف حکومتهای لیبرال دموکراسی که دین نقشی در اداره کشور ندارد و اعتقاد آنها به جدایی دین از سیاست است، در ایران اینگونه نیست، در ایران حکومتی دینی (اسلامی) و تحت رهبری یک عالم دینی (مرجعیت شیعه) مسیر خود را طی میکند. اما آنچه بیشتر هراس دنیای غرب را باعث شد صدور این انقلاب و ارزشهای آن به اقصینقاط جهان است.
بحث صدور انقلاب از همان ابتدای پیروزی در دستور کار قرار گرفته و حتی در متن قانون اساسی نیز به آن اشاره شده، چنانچه در بندهای ۱۵۴،۱۵۲،۱۱،۳ قانون اساسی به ابعاد فرامرزی انقلاب اسلامی اشاره شده، اصل ۳ قانون اساسی اشاره دارد که سیاست خارجی ایران باید بر گسترش انقلاب و حمایت از مردم ستمدیده جهان باشد، در اصل ۱۱ باتوجهبه آیات قران و حکم قران اشاره میکند که ملت مسلمان را یک امت واحد است و جمهوری اسلامی از تمام مسلمان حمایت میکند و درصدد ایجاد وحدت با دیگر مسلمانان در زمینه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است. در اصل ۱۵۲ سیاست خارجی را بر پایه دفاع از ملتهای ستمدیده و ارتباط با دولتهای غیر محارب میداند و در اصل ۱۵۴ به آرمان انقلاب اسلامی اشاره دارد و باتوجهبه عدم دخالت در امور کشورها به بسط استقلال و آزادی و حقوق و عدالت در تمام جهان میپردازد. اما شاید بهترین اشاره به صدور انقلاب را امام خمینی ره میفرمایند که "معنی صدور انقلاب ما این است که همه ملتها بیدار بشوند و خودشان را از این گرفتاری که دارند و از این تحت سلطه بودنی که هستند و از این که همه مخازن آنها دارد به باد میرود و خودشان به نحو فقر زندگی میکنند نجات دهند" رهبر شهید انقلاب نیز میفرمایند "صدور انقلاب به معنای صادرکردن ارزشهای انقلابی و افشاگری درباره مستبدها و ظالمهای عالم، وظیفه و تکلیف الهی است".
اما مهمترین مانعی که در طول سالهای بعد از پیروزی انقلاب ایران بر سر راه صدور ارزشها و آرمانها وجود داشت سلطه جهان غرب بر روی رسانهها و چهرهای بود که آنها از ایران و اسلام در ذهن جامعه جهانی رقم زده بودند در واقع به واسطه سلطه رسانهای آنها سالها سیاست ایرانهراسی و اسلامهراسی را در جهان پیاده کردند و شاید بتوان گفت که تا حد زیادی هم موفق بودند البته تنها تسلط رسانهای باعث این موفقیت آنها نبود بلکه وجود گروههای اپوزسیون جمهوری اسلامی و اقدامات آنها در سراسر جهان و روایتهای آنها و یا جنایتهایی که توسط گروههای تروریستی مانند داعش و القاعده اتفاق میافتاد نیز به تحکیم روایت غرب کمک بسیاری میکرد. اما شاید بهجرئت بتوان گفت اتفاقات جنگ تحمیلی سوم باطلالسحری بود که سالها برنامه غرب علیه ایران را نابود کرد. این جنگ را نباید بهعنوان جنگی بین ایران و آمریکا و اسرائیل دانست در واقع این جنگ بین طرفداران و سردمداران لیبرال دموکراسی و طرفداران جمهوری اسلامی است. تقابل بین تفکر غربی و تفکر اسلامی است.
دشمنی که فکر میکرد با شهادت رهبر معظم انقلاب حکومت دچار فروپاشی میشود و آنها بهراحتی میتوانند به کشور مسلط شوند ناکام ماند و حتی دست جنایتکار آنها با شهادت کودکان مظلوم میناب برای همه جهانیان افشا شد. پایداری مردم و حضور آنها در خیابانها باگذشت چهارماه سیمایی که آنها از پشتیبانی مردم از حکومت داشتند را بر هم زد. اما نقطه اوج ماجرا و شکست دشمن حضور میلیونی مردم و آن جمعیت عظیم در تشیع رهبر شهید انقلاب در ایران بهخوبی به دشمنان جمهوری اسلامی نشان داد که نقش مردم و پشتیبانی آنها از حکومت چقدر والا است در واقع این حضور مهر تأییدی بر نقش ولایتفقیه در بین مردم است. در واقع تشیع میلیونی رهبر شهید انقلاب را تنها نباید از دید پشتیبانی مردم از حکومت و بیعت آنها با رهبر معظم انقلاب آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای دید، بلکه باید بهعنوان مهر تأییدی بر موفقیت یک حکومت دینی تفسیر کرد. موفقیت یک حکومت در تربیت انسانها برای مقابله با جبهه استکبار، موفقیت و جایگاه یک رهبر دینی که سالها سکان این کشور را در دست داشت و کشور را از کوره حوادث گوناگون عبور داد و جمهوری اسلامی را به جایگاهی رساند که توانست در مقابل دو قدرت اتمی جهان ایستادگی کند و آنها را بهزانو در آورد.
در واقع باید گفت هراسی که این تشیع میلیونی در دل دشمن ایجاد کرد از پشتیبانی مردم از جمهوری اسلامی و یا بیعت آنها با رهبر انقلاب نیست بلکه هراس و ترس اصلی بهخاطر پیامی است که این تشیع میتواند به مظلومان جهان صادر کند است. در واقع این تشیع بزرگ پیام اصلی انقلاب که استکبارستیزی و تلاش برای عدالت است را به جهان صادر کرد. پیام ایستادگی و مقاومت یک ملت در مقابل ظلم مستکبران جهان را به گوش آزادگان جهان رساند. این تشیع با حضور قشرهای مختلف و سنین مختلف و با حضور کودکان و نوجوانان و جوانان پیام زندهبودن و ادامهداشتن راه مقاومت است، حضور افرادی از اقصینقاط جهان و حتی با مذهبها و دینهای متفاوت موید این است که امت مقاومت محدود به مردم ایران نیست بلکه بسیاری از مردم آزاده جهان عضو امت مقاومت هستند. آنها هنگام برگشت به کشور خود پیام مقاومت و استکبارستیزی را به مردم سرزمین خود منتقل میکنند. آنها با تصاویری که از ایران و مردم ایران و حضور میلیونی آنها در تشیع رهبر خود به نمایش گذاشتند، بیشترین سهم را در معرفی ایران و مذهب تشیع به جهان خواهند داشت. انتشار این تصاویر برای معرفی رهبری که میلیونها نفر در ایران و عراق در تشیع او شرکت داشتند، معرفی منش و سبک زندگی و افکار و اقدامات ایشان است.
شناخت رهبر ایران و مقایسه سیره زندگی ایشان با حاکمان جبهه کفر زمینهساز یک بیداری جهانی خواهد بود. تشیع رهبر انقلاب در عراق، همبستگی و اتحاد بین امت مقاومت در کشورهای مختلف با زبانها و فرهنگهای متفاوت است، پیام دلدادگی و حضور آنها حول پرچم ولایت است. امتی که پیام آنها به جهان ایستادگی در مقابل ظلم است. ایستادگی در مقابل مستکبران جهان و تلاش برای برقراری عدالت در سطح جهان است. این تشیع باعث تلاش جهانیان برای شناخت ایران، اسلام و ارزشهای اسلامی است. پایان سالها تلاش و برنامه دشمن برای ایرانهراسی و اسلامهراسی است. پیام معرفی اسلام ناب محمدی به جهانیان است. این تشیع و انعکاس آن در سطح جهان معرفی اسلام و مذهب شیعه به جهانیان است. معرفی فرهنگ عاشورا و پیام پیروزی خون بر شمشیر، معرفی ایران به همه کسانی که از نظام ظلم به ستوه آمدهاند. ما ایرانیها سالها در دل فرهنگ عاشورا قدم زدیم و با زبانهای گوناگون، شعر، تئاتر، نوحه، فیلم و روضه... سعی کردیم تا عمق واقعه کربلا را به جهانیان معرفی کنیم ولی شاید روایت شهادت رهبر شهید ایران با خانواده و نوه خردسال ایشان بهترین راویت برای لمس واقعه عاشورا برای مشتاقان و آزادگان جهان باشد.


نظر شما :