نمونهای روشن از «همبافتسازی ساختاری»
نگاه سیستمی به مراسم تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب
نویسنده: دکتر سلیمان گلپور، دانشآموخته دکتری مدیریت سیستمها
دیپلماسی ایرانی: مراسمهای سیاسی – مذهبی، بهویژه در شرایط بحران، صرفاً آیینهایی برای سوگواری یا بزرگداشت نیستند، بلکه عرصهای برای بازتولید معنا، تثبیت نظم و مدیریت بحران نیز به شمار میآیند. نظریهٔ سیستمهای نیکلاس لومان این امکان را فراهم میکند که چنین رخدادهایی نه بر اساس انگیزههای فردی یا داوریهای ارزشی، بلکه در قالب تعامل میان سیستمهای اجتماعی و کارکردهای ارتباطی آنها تحلیل شوند. بر این اساس، مراسم خاکسپاری رهبر فقید را میتوان نمونهای قابلتوجه از پیوند کارکردی میان سیستم دین و سیستم سیاست دانست.
از منظر نظریهٔ سیستمهای نیکلاس لومان، مراسم خاکسپاری رهبر فقید را میتوان نمونهای روشن از «همبافتسازی ساختاری» (Structural Coupling) میان دو سیستم دین و سیاست دانست. این مراسم نه صرفاً بازتاب ماهیت ذاتی یکی از این دو نظام است و نه میتوان آن را صرفاً محصول یک توطئه یا طراحی سیاسی تلقی کرد؛ بلکه واکنشی تطبیقی از سوی سیستم سیاسی به بحرانی هویتساز، یعنی مرگ رهبر در نخستین ضربهٔ جنگ، است که از طریق بهرهگیری از رمزگان و برنامههای معنایی سیستم دین امکان بازسازی و تداوم خود را مییابد.
۱. سیستم دین؛ تأمینکنندهٔ رمزگان بقا
در نظریهٔ لومان، هر سیستم اجتماعی بر پایهٔ یک کد دودویی عمل میکند. کد بنیادین دین را میتوان «ایمان/بیایمانی» و در سنت شیعی «مظلوم/ظالم» دانست، در حالی که سیاست با تمایز «حکومت/اپوزیسیون» عمل میکند. در این چارچوب، سیستم سیاسی که با مرگ ناگهانی رهبر خود در جریان یک حملهٔ هوایی با بحرانی کمسابقه روبهرو شده است، برای حفظ انسجام و استمرار خود به رمزگان دینی متوسل میشود.
نخست، مرگ رهبر از یک «شکست ارتباطی» به «شهادت» بازتعریف شد. درگذشت رهبری ۳۷ ساله در قلب پایتخت میتوانست برای سیستم سیاسی نشانهای از آسیبپذیری و شکست باشد، اما با معرفی او به عنوان «رهبر شهید انقلاب»، این رخداد در چارچوب معنایی «شهادت در برابر ظلم» بازخوانی شد و معنایی متفاوت یافت.
دوم، همزمانی مراسم با ایام محرم و شب شهادت امام سجاد (ع)، امکان پیوند دادن این واقعه با روایتهای تاریخی فرهنگ شیعی را فراهم کرد؛ به گونهای که مفاهیمی چون «خون شهید»، «مظلومیت» و «انتقام» بر روایت شکست نظامی غلبه یافتند و به بازتولید معنا کمک کردند.
۲. سیستم سیاست؛ حفظ منطق مستقل خود
با وجود بهرهگیری گسترده از نمادها و آیینهای دینی، این مراسم صرفاً یک مناسک مذهبی نیست، بلکه کارکردهای اختصاصی سیستم سیاسی نیز در آن بهوضوح قابل مشاهده است.
نخست، حضور همزمان رئیسجمهور، رئیس مجلس، رئیس قوهٔ قضائیه و فرماندهان ارشد نظامی در کنار تابوت را میتوان نوعی «بازآرایی تشریفاتی» (Ceremonial Realignment) دانست؛ نمایشی نمادین که هدف آن انتقال این پیام به جامعه و بازیگران خارجی بود که ساختار قدرت، با وجود از دست دادن رأس هرم، همچنان منسجم و پایدار است.
دوم، غیبت رهبر جدید در بخش عمدهٔ مراسم نشان میدهد که حتی در اوج بهرهگیری از نمادهای دینی، سیستم سیاسی منطق مستقل خود را حفظ کرده و مدیریت بحران جانشینی را بر اساس الزامات سیاسی پیش برده است.
سوم، حضور نمایندگان کشورهای مختلف را نیز میتوان بخشی از کارکرد دیپلماتیک سیستم سیاسی دانست؛ تلاشی برای مدیریت محیط بینالمللی، کاهش پیچیدگی روابط خارجی و ارسال پیامهایی دربارهٔ استمرار ساختار سیاسی در سطح جهانی.
جمعبندی از منظر نظریهٔ سیستمها
این مراسم را نمیتوان صرفاً یک آیین دینی یا صرفاً یک رخداد سیاسی دانست. آنچه رخ میدهد، نمونهای از همبافتسازی ساختاری میان دو سیستم است؛ وضعیتی که در آن، سیستم سیاسی برای مقابله با شوک ناشی از حذف ناگهانی مهمترین نماد خود، از برنامهها و نمادهای سیستم دین ــ همچون شهادت، محرم، مظلومیت و انتقام ــ به عنوان منابعی برای کاهش پیچیدگی و بازتولید معنا بهره میگیرد. در این چارچوب، مراسم خاکسپاری بیش از آنکه صرفاً آیینی برای سوگواری یک رهبر باشد، به سازوکاری برای حفظ تداوم و بازتولید یک سیستم سیاسی تبدیل میشود؛ سیستمی که در یکی از بحرانیترین مقاطع خود، با اتکا به لایههای نمادین فرهنگ شیعی، میکوشد مرز میان «خود» و «محیط» را بازتعریف کرده و امکان استمرار حیات خویش را فراهم آورد.


نظر شما :