مراسمی که رژه پیروزی ایران بود

مراسم تشییع رهبر شهید؛ رفراندوم جمهوری سوم

۲۴ تیر ۱۴۰۵ | ۱۴:۰۰ کد : ۲۰۳۹۹۳۳ اخبار اصلی اخبار داخلی
سید حجت سیداسماعیلی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: اگر بخواهیم معنای سیاسی و اجتماعی این تشییع را در یک عبارت فشرده کنیم، باید گفت: مراسم تشییع رهبر شهید، خود به یک رفراندوم بزرگ ملی و فراملی تبدیل شد؛ رفراندومی که در آن مردم نه با صندوق رأی، بلکه با حضور، اشک، شعار، همراهی و وفاداری خود سخن گفتند.
مراسم تشییع رهبر شهید؛ رفراندوم جمهوری سوم

نویسنده: سید حجت سیداسماعیلی، کارشناس ارشد علوم سیاسی

دیپلماسی ایرانی: آنچه در روزهای تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی در ایران و عراق رخ داد، صرفاً یک آیین سوگواری یا یک بدرقه عاطفی برای یک شخصیت سیاسی و دینی نبود؛ این واقعه در مقیاس ملی، منطقه‌ای و حتی جهانی، به رخدادی تاریخی بدل شد که ابعاد آن را نمی‌توان با واژگان متعارف توصیف کرد. این حضور میلیونی، این موج کم‌نظیر احساس، این هم‌صدایی فراگیر و این اجتماع عظیم در تهران، قم، مشهد، نجف، کربلا و دیگر شهرها، در واقع چیزی فراتر از وداع با یک رهبر بود؛ تجدید میثاق ملت با انقلاب اسلامی، اعلام وفاداری به هویت انقلابی ایران، و نمایش آشکار استمرار مشروعیت نظام جمهوری اسلامی در قالبی تازه بود.

اگر بخواهیم معنای سیاسی و اجتماعی این تشییع را در یک عبارت فشرده کنیم، باید گفت: مراسم تشییع رهبر شهید، خود به یک رفراندوم بزرگ ملی و فراملی تبدیل شد؛ رفراندومی که در آن مردم نه با صندوق رأی، بلکه با حضور، اشک، شعار، همراهی و وفاداری خود سخن گفتند. این حضور گسترده، تنها بیانگر اندوه نبود؛ بلکه حامل یک پیام روشن بود: انقلاب اسلامی همچنان زنده است، پیوند آن با مردم همچنان برقرار است، و مسیر آینده ایران نه در اتاق‌های فکر اپوزیسیون وابسته، بلکه در متن جامعه، در حافظه تاریخی ملت و در اراده جمعی مردم رقم می‌خورد.

از همین رو، تشییع رهبر شهید را باید نقطه تلاقی سه حقیقت بزرگ دانست: نخست، اثبات پایگاه اجتماعی عمیق انقلاب اسلامی در ایران؛ دوم، آشکار شدن نفوذ عاطفی و سیاسی جمهوری اسلامی در جهان اسلام و فراتر از آن؛ و سوم، فروریختن روایت چند دهه‌ای اپوزیسیون برون‌مرزی که همواره از «فروپاشی قریب‌الوقوع» جمهوری اسلامی سخن گفته بود. آنچه در این روزها دیده شد، نه نشانه افول، بلکه تصویر یک بازتولید سیاسی، عاطفی و تمدنی بود؛ تصویری که می‌توان از آن با عنوان «جمهوری سوم» یاد کرد: مرحله‌ای تازه از تداوم انقلاب، با اتکاء به میراث رهبر شهید، سرمایه اجتماعی ملت و افق آینده ایران.

۱) تشییع رهبر شهید؛ از مراسم سوگواری تا رفراندوم حقانیت انقلاب

تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک آیین مذهبی یا یک سنت سیاسی تحلیل کرد. آنچه در ایران و عراق شکل گرفت، از منظر جامعه‌شناختی و سیاسی، یک بیعت عمومی و یک همه‌پرسی عینی درباره حقانیت انقلاب اسلامی بود. در شرایطی که دشمنان جمهوری اسلامی طی سال‌های اخیر با تمام توان کوشیده بودند تصویر گسست میان مردم و نظام را القا کنند، ناگهان خیابان‌های ایران و عراق به صحنه‌ای بدل شد که آن روایت را به‌طور کامل واژگون کرد.

مردمی که از نخستین ساعات بامداد روزهای سیزدهم و چهاردهم تیرماه در خیابان‌های منتهی به مصلی تهران، مسیرهای اصلی پایتخت و سپس در شهرهای قم و مشهد حضور یافتند، تنها برای ادای احترام نیامده بودند؛ آنان آمده بودند تا بگویند انقلاب اسلامی هنوز صاحب قلب‌هاست. اشک‌ها، تکبیرها، شعارها، پرچم‌های افراشته، حضور خانواده‌ها، جوانان، سالخوردگان، زنان، کودکان، نیروهای جهادی، زائران خارجی و هیئت‌های مردمی، همه و همه حامل یک معنا بود: رهبری شهید، صرفاً یک مقام سیاسی نبود؛ او برای میلیون‌ها نفر نماد عزت، ثبات، مقاومت و استمرار ایران اسلامی بود.

در این چارچوب، تشییع رهبر شهید را باید رفراندوم جمهوری سوم نامید؛ زیرا این مراسم نشان داد که پس از دو مرحله مهم در تاریخ جمهوری اسلامی—مرحله تثبیت انقلاب و مرحله تداوم و بازسازی آن—اکنون ایران در آستانه مرحله‌ای تازه قرار دارد: مرحله‌ای که در آن، نظام سیاسی نه‌تنها از یک بحران بزرگ عبور کرده، بلکه با اتکاء به سرمایه اجتماعی و حافظه انقلابی جامعه، خود را برای بازتولید قدرت، انسجام و مشروعیت آماده می‌کند. از این منظر، جمهوری سوم نه صرفاً یک تعبیر سیاسی، بلکه نامی برای دوره‌ای تازه از استمرار انقلاب اسلامی است؛ دوره‌ای که با خون رهبر شهید و حضور مردم، مهر تأیید خورده است.

۲) اقیانوس انسانی تهران، نجف و کربلا؛ گواهی بر پایگاه اجتماعی انقلاب اسلامی

اگر مهم‌ترین ادعای اپوزیسیون وابسته در سال‌های گذشته این بود که جمهوری اسلامی از پشتوانه اجتماعی تهی شده و تنها با ابزار قدرت باقی مانده است، تشییع رهبر شهید دقیقاً همان صحنه‌ای بود که این ادعا را در برابر چشم جهانیان فرو ریخت. تهران، قم،  نجف، کربلا و دیگر شهرها، به میدان شهادت یک واقعیت بدل شدند: انقلاب اسلامی همچنان دارای پایگاه اجتماعی عظیم و توان بسیج عاطفی، سیاسی و مردمی است.

مصلی تهران در آن روزها فقط محل برگزاری یک مراسم نبود؛ دریایی از دل‌هایی بود که با یک ضرباهنگ می‌تپیدند. صدای گریه‌ها، شعارها، نوحه‌ها، تکبیرها و فریادهای «لبیک» و «انتقام»، تصویری ساخت که برای سال‌ها در حافظه ایران باقی خواهد ماند. شاید آفتاب، سوزان‌ترین ظهر تابستان را رقم زده بود، اما داغی که بر سینه مردم نشسته بود از جنس دیگری بود؛ داغی که با آب خنک نمی‌شد و با گذر زمان فرونمی‌نشست. مرهم آن، تنها ایمان به ادامه راه، وفاداری به آرمان‌ها و اطمینان به استمرار راه شهید بود.

اما اهمیت ماجرا تنها به ایران محدود نماند. نجف و کربلا قلب تپنده جهان تشیع، نیز به صحنه‌ای باشکوه از بدرقه رهبر شهید تبدیل شد. حضور انبوه عراقی‌ها در تشییع، از یک سو نشان داد که پیوند جمهوری اسلامی با جهان تشیع و با افکار عمومی منطقه، پیوندی صرفاً دیپلماتیک یا حکومتی نیست؛ بلکه ریشه در عواطف دینی، هویت مقاومتی و حافظه مشترک تاریخی دارد. از سوی دیگر، تشییع در عراق، به‌ویژه در نجف و کربلا نشان داد که رهبر شهید صرفاً رهبر ایران نبود، بلکه در ذهن و دل بخش بزرگی از شیعیان و آزادگان منطقه، جایگاهی فراملی و تمدنی داشت.

همین جاست که باید بر یک نکته اساسی تأکید کرد: این تشییع، پاسخی کوبنده به سازمان مجاهدین، سلطنت‌طلبان، تجزیه‌طلبان و سایر طیف‌های ضدانقلاب وابسته بود؛ جریاناتی که سال‌ها کوشیدند با بزرگ‌نمایی رسانه‌ای، خود را سخنگوی مردم ایران جا بزنند، در حالی که نه ریشه‌ای در جامعه دارند، نه اعتماد عمومی، نه توان بسیج اجتماعی، و نه حتی فهمی از روح تاریخی ملت ایران. تشییع رهبر شهید نشان داد که مردم ایران وقتی پای عزت ملی، استقلال کشور، تمامیت ارضی و هویت انقلابی به میان می‌آید، مرزبندی خود را با اپوزیسیون وابسته و حامیان خارجی آن به‌روشنی اعلام می‌کنند.

۳) از تهران تا جهان؛ وقتی رسانه‌های خارجی به عظمت تشییع اعتراف کردند

یکی از مهم‌ترین وجوه این رخداد تاریخی، انعکاس وسیع آن در رسانه‌های منطقه‌ای و جهانی بود. اهمیت این بازتاب در آن است که بسیاری از این رسانه‌ها، نه رسانه‌های همسو با جمهوری اسلامی، بلکه رسانه‌هایی غربی، صهیونیستی یا منتقد ایران‌اند؛ با این حال، ابعاد عظیم مراسم و حجم حضور مردمی چنان گسترده بود که امکان انکار آن وجود نداشت.

سی‌ان‌ان از تشییع رهبر شهید به‌عنوان «رژه پیروزی ایران» پس از ماه‌ها ایستادگی در برابر آمریکا و اسرائیل یاد کرد و در گزارشی دیگر، برگزاری هم‌زمان مراسم در چند شهر و دو کشور را نشانه‌ای از توان سازماندهی و انسجام ایران پس از جنگ دانست. همین تعبیر، به‌خودی‌خود اعترافی مهم است: تشییع رهبر شهید نه صرفاً پایان یک دوره، بلکه نمایش آغاز یک بازآرایی قدرتمند سیاسی و اجتماعی در ایران بود.
نیویورک‌تایمز از عظمت کم‌نظیر مراسم نوشت و حضور هیئت‌هایی از حدود ۱۰۰ کشور را نشانه‌ای از وزن بین‌المللی این واقعه دانست. گاردین با انتشار تصاویر و ویدئوهای متعدد، از پیش‌بینی حضور میلیونی مردم در مراسم ۶ روزه خبر داد و نشان داد که موضوع، صرفاً یک خبر داخلی در ایران نیست، بلکه رخدادی با ابعاد جهانی است. رویترز نیز از خیابان‌های مملو از جمعیت در تهران گزارش داد و اسکای‌نیوز به شکوه برگزاری مراسم در مسیری طولانی اشاره کرد. فایننشال تایمز این مراسم را در زمره بزرگ‌ترین آیین‌های تشییع تاریخ معاصر توصیف کرد و خبرگزاری فرانسه احتمال داد که جمعیت حاضر، حتی از برخی تشییع‌های تاریخی پیشین نیز فراتر رود.

در سوی دیگر، حتی رسانه‌ها و تحلیلگران نزدیک به اسرائیل نیز نتوانستند اثر این نمایش قدرت را پنهان کنند. یدیعوت آحارونوت از مشارکت میلیونی مردم در مراسم وداع با رهبر ایران نوشت و آن را نمایشی از قدرت در برابر آمریکا دانست. وای‌نت به پرچم‌های سرخ انتقام و شعارهای ضدآمریکایی و ضدصهیونیستی عزاداران اشاره کرد؛ اشاره‌ای که هرچند با زاویه نگاه خاص خود بیان شده بود، اما در واقع تأییدی بر آن بود که تشییع رهبر شهید، تنها مراسم سوگ نبود، بلکه نمایش اراده سیاسی یک ملت نیز بود.

وال‌استریت ژورنال و واشینگتن‌پست نیز هر یک به‌نحوی بر این واقعیت تأکید کردند که ایران پس از این رخداد، در موقعیتی منفعل قرار نگرفته، بلکه در حال بازتعریف قدرت خود در برابر آمریکا و اسرائیل است. راز زیمت، رئیس بخش تحقیقات ایران در مؤسسه مطالعات امنیت اسرائیل، صراحتاً اذعان کرد که نتیجه نهایی، مواجهه با ایرانی جسورتر و بااعتمادبه‌نفس‌تر است. این جمله شاید یکی از مهم‌ترین اعتراف‌ها باشد؛ زیرا از زبان یک تحلیلگر امنیتی اسرائیلی، معنایی روشن دارد: ترور و فشار نه‌تنها ایران را فرو نریخت، بلکه آن را منسجم‌تر و جسورتر کرد.

۴) تشییع رهبر شهید؛ اثبات محبوبیت فراملی جمهوری اسلامی و شکست روایت انزوا

یکی از محورهای مهمی که این مراسم آشکار کرد، مسئله محبوبیت فراملی رهبر شهید و به تبع آن جمهوری اسلامی ایران بود. سال‌ها بود که ماشین تبلیغاتی غرب و اپوزیسیون برون‌مرزی می‌کوشید تصویری از انزوای کامل ایران و نفرت عمومی از رهبری جمهوری اسلامی ارائه کند. اما تشییع رهبر شهید، نه‌فقط در ایران بلکه در عراق و در انعکاس جهانی آن، این تصویر را در هم شکست.

حضور مردم از ملیت‌های مختلف—از عراق، ترکیه، پاکستان، لبنان، یمن، بوسنی و دیگر کشورها—در مراسم وداع، نشان داد که نفوذ معنوی و سیاسی جمهوری اسلامی محدود به مرزهای جغرافیایی ایران نیست. این نفوذ، محصول دهه‌ها مقاومت، حمایت از آرمان فلسطین، ایستادگی در برابر هژمونی آمریکا و دفاع از استقلال ملت‌هاست. به همین دلیل، برای بخش قابل توجهی از افکار عمومی منطقه، رهبر شهید نه صرفاً یک رهبر ملی، بلکه نماد مقاومت و ایستادگی در برابر نظم تحمیلی غرب بود.

در این میان، اعتراف برخی چهره‌ها و رسانه‌های غربی اهمیت ویژه‌ای دارد. ترامپ در گفت‌وگو با آکسیوس گفته بود: «از دیدن ایرانی‌هایی که در مراسم خاکسپاری خامنه‌ای گریه می‌کردند، شگفت‌زده شدم. من فکر می‌کردم مردم از او متنفر بودند.» فارغ از انگیزه سیاسی این جمله، نفس این اعتراف مهم است؛ زیرا نشان می‌دهد حتی در بالاترین سطوح سیاسی آمریکا نیز تصویری که از ایران ساخته بودند، با واقعیت اجتماعی ایران فاصله داشته است.

بشرا شیخ، خبرنگار بی‌بی‌سی، با شگفتی از واقعی بودن جمعیت و عظمت صحنه سخن گفت و تصریح کرد که آنچه دیده می‌شود «هوش مصنوعی» نیست، بلکه جمعیتی واقعی و حیرت‌انگیز است. تحلیلگر ضدایرانی در بی‌بی‌سی نیز به تلخی اعتراف کرد که امید به تغییر حکومت، توهمی است که دهه‌ها توسط اپوزیسیون پرورده شده است و آقای خامنه‌ای «قهرمان نهادسازی و شبکه‌سازی» بوده است. فرخ نگهدار نیز با صراحت گفت ارزیابی درستی از کارنامه رهبری نداشته‌اند و جمهوری اسلامی نشان داده که در برابر فشار خارجی تاب‌آوری دارد و می‌تواند از خود دفاع کند.

همچنین وزیر خارجه سابق اتریش، رابرت ای. پاپ استاد دانشگاه شیکاگو، برت اریکسون و شماری دیگر از تحلیلگران غربی، هر یک از زاویه‌ای اذعان کردند که نتیجه فشارها و جنگ، نه فروپاشی ایران، بلکه ظهور ایرانی قوی‌تر، با حمایت اجتماعی بیشتر و نفوذ منطقه‌ای و جهانی افزون‌تر بوده است. به بیان دیگر، تشییع رهبر شهید صرفاً یک آیین عاطفی نبود؛ صحنه‌ای بود که در آن، روایت رسمی غرب درباره انزوای جمهوری اسلامی فرو ریخت.

۵) «رژه پیروزی» ایران؛ پیام تشییع برای آمریکا، اسرائیل و جبهه فشار

اگر دشمنان ایران تصور می‌کردند که با ترور رهبر شهید، کشور دچار آشوب، فروپاشی روانی، شکاف سیاسی و ریزش اجتماعی خواهد شد، صحنه تشییع دقیقاً عکس این سناریو را به نمایش گذاشت. این مراسم در عمل به «رژه پیروزی» ایران تبدیل شد؛ رژه‌ای که در آن، مردم با حضور خود اعلام کردند که نه‌تنها از میدان عقب ننشسته‌اند، بلکه با انسجامی تازه آماده ادامه راه‌اند.

این مراسم، نماد ایستادگی در برابر آمریکا و اسرائیل بود. شعارها، پرچم‌ها، فریادهای مطالبه انتقام، و حضور انبوه مردمی که رهبر شهید را شهید راه مقاومت می‌دانستند، همگی حاوی یک پیام صریح بود: ترور، تحریم و جنگ روانی، ملت ایران را از آرمان استقلال و مقاومت جدا نخواهد کرد. این همان چیزی است که رسانه‌های مختلف نیز به‌نحوی به آن اشاره کردند؛ از سی‌ان‌ان و تی‌آرتی ترکیه گرفته تا وال‌استریت ژورنال، واشینگتن‌پست و رسانه‌های عربی.

عبدالباری عطوان، سردبیر رأی‌الیوم، این تشییع را شاید بزرگ‌ترین تشییع در خاورمیانه و حتی جهان خواند و آن را پیروزی بزرگی برای ایران دانست. شبکه اکسپرس ۲۴/۷ پاکستان نیز تشییع میلیونی رهبر ایران را نه یک آیین معمولی، بلکه نمایش جهانی مقاومت و ایستادگی مردم جمهوری اسلامی توصیف کرد. مجری شبکه الحوار نیز از تلاش آمریکا برای جلوگیری از مشارکت کشورها در مراسم سخن گفت و آن را نشانه سقوط اخلاقی و سیاسی واشینگتن دانست.

از این منظر، تشییع رهبر شهید را باید پاسخ میدانی ملت ایران به پروژه فشار حداکثری دانست؛ پاسخی که نه با بیانیه، بلکه با حضور میلیونی، با اشک و شعار و ایستادگی داده شد. این حضور، به دشمنان ایران فهماند که مسئله جمهوری اسلامی فقط یک ساختار حکومتی نیست؛ بلکه با هویت ملی، حافظه تاریخی، غرور ایرانی و عاطفه دینی بخش بزرگی از جامعه گره خورده است.

۶) تشییع رهبر شهید و فروپاشی افسانه اپوزیسیون

شاید هیچ پیامد سیاسی این مراسم، به اندازه ضربه‌ای که به اپوزیسیون برون‌مرزی و حامیان غربی آن وارد شد، مهم نباشد. سال‌هاست که سازمان مجاهدین، سلطنت‌طلبان، تجزیه‌طلبان و مجموعه‌ای از گروه‌های وابسته، با صرف بودجه‌های هنگفت رسانه‌ای و سیاسی، یک ادعای ثابت را تکرار می‌کنند: جمهوری اسلامی در آستانه سقوط است و مردم ایران از آن عبور کرده‌اند. این ادعا، به ابزاری برای جلب حمایت مالی و سیاسی از دولت‌های غربی تبدیل شده بود. اما تشییع رهبر شهید، این روایت را به‌شدت بی‌اعتبار کرد.

وقتی میلیون‌ها نفر در ایران و عراق به خیابان می‌آیند، وقتی شهرهای مختلف صحنه بدرقه‌ای کم‌نظیر می‌شوند، وقتی رسانه‌های جهانی— حتی رسانه‌های منتقد ایران—ناچار به اعتراف به عظمت این حضور می‌شوند، دیگر ادعای «فقدان پایگاه اجتماعی» به سختی قابل فروش است. اینجا دیگر بحث بر سر یک تحلیل یا اختلاف نظر سیاسی نیست؛ بحث بر سر تصویر عینی جامعه است. جامعه‌ای که در لحظه‌ای تاریخی، به‌جای شورش علیه نظام، برای بدرقه رهبر خود به خیابان آمده است.

در چنین شرایطی، طبیعی است که حامیان اروپایی و غربی اپوزیسیون نیز ناچار به بازنگری شوند. آنان سال‌هاست با این وعده تغذیه شده‌اند که سقوط جمهوری اسلامی نزدیک است، کافی است اندکی فشار بیشتر اعمال شود. اما آنچه در تشییع رهبر شهید دیده شد، پیام معکوس داشت: نه‌تنها سرنگونی قریب‌الوقوعی در کار نیست، بلکه فشار خارجی می‌تواند به انسجام داخلی، همبستگی ملی و بازتولید مشروعیت جمهوری اسلامی منجر شود.

به همین دلیل، می‌توان گفت که از این پس، اپوزیسیون برون‌مرزی بیش از گذشته منزوی خواهد شد؛ نه فقط به این دلیل که در میان مردم ایران جایگاهی ندارد، بلکه از آن رو که کارآمدی‌اش برای حامیان خارجی‌اش نیز زیر سؤال رفته است. وقتی پروژه چند دهه‌ای «فروپاشی از درون» بار دیگر با یک رخداد بزرگ اجتماعی نقض می‌شود، طبیعی است که اعتبار سیاسی مدعیان آن نیز فرسوده‌تر شود.

۷) جمهوری سوم؛ میراث رهبر شهید و افق آینده ایران

اگر تشییع رهبر شهید را یک رفراندوم عمومی بدانیم، نتیجه این رفراندوم فقط تأیید گذشته نیست؛ بلکه رأی به آینده نیز هست. آینده‌ای که در آن، ایران باید از دل این فقدان بزرگ، به مرحله‌ای تازه از بازسازی سیاسی، تمدنی و راهبردی وارد شود. اینجاست که مفهوم جمهوری سوم معنا پیدا می‌کند.

جمهوری سوم، در این تلقی، نه یک شعار احساسی، بلکه نام مرحله‌ای تازه از حیات انقلاب اسلامی است؛ مرحله‌ای که بر سه پایه استوار می‌شود:
نخست، میراث رهبر شهید؛ یعنی میراث نهادسازی، مقاومت، خوداتکایی، منطقه‌گرایی هوشمند، ایستادگی در برابر سلطه و حفظ تمامیت ایران.

دوم، سرمایه اجتماعی آشکارشده در تشییع؛ همان اقیانوس انسانی که نشان داد جمهوری اسلامی هنوز از پشتوانه عاطفی، مذهبی، ملی و سیاسی قابل‌توجهی برخوردار است.

سوم، ضرورت بازآرایی آینده؛ یعنی تبدیل این سرمایه اجتماعی به برنامه‌ای برای اقتدار بیشتر، عدالت بیشتر، کارآمدی بیشتر، انسجام ملی بیشتر و حضور فعال‌تر در نظم در حال تغییر منطقه و جهان.

در این معنا، تشییع رهبر شهید نه پایان یک فصل، بلکه آغاز یک فصل تازه است. فصل تازه‌ای که در آن، ملت ایران با دستانی آغشته به اشک و قلبی سرشار از اندوه، اما با اراده‌ای استوار، اعلام می‌کند که راه شهید متوقف نخواهد شد. اگر دشمنان گمان می‌کردند با حذف فیزیکی یک رهبر، می‌توانند یک ملت را از پا درآورند، این تشییع نشان داد که رهبران بزرگ در ملت‌های بزرگ، پس از شهادت نیز فرمان می‌دهند؛ نه از پشت تریبون، بلکه از دل حافظه جمعی، از متن تاریخ و از روح زنده یک ملت.

نتیجه اینکه؛ مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، حادثه‌ای صرفاً احساسی یا آیینی نبود؛ یک واقعه بزرگ سیاسی، اجتماعی، تمدنی و رسانه‌ای بود که چند حقیقت مهم را به‌صورت هم‌زمان آشکار کرد. نخست آنکه انقلاب اسلامی، برخلاف ادعاهای پرحجم اما توخالی اپوزیسیون وابسته، همچنان از پایگاه اجتماعی عمیق و توان بسیج مردمی برخوردار است. دوم آنکه جمهوری اسلامی ایران، نه‌تنها در داخل کشور، بلکه در بخش مهمی از منطقه و جهان، دارای نفوذ عاطفی و سیاسی است و رهبر شهید در افکار عمومی بسیاری از ملت‌ها، نماد مقاومت و عزت به شمار می‌رفت. سوم آنکه پروژه فشار، ترور، تحریم و جنگ روانی، به‌جای فروپاشی ایران، به انسجام بیشتر آن منجر شده و ایران را در آستانه بازتولید قدرتی تازه قرار داده است.

از همین رو، می‌توان با اطمینان گفت که تشییع رهبر شهید، رفراندوم جمهوری سوم بود؛ رفراندومی که در آن مردم ایران و بسیاری از همراهان منطقه‌ای آنان، به ادامه راه انقلاب، به تداوم خط مقاومت، به حفظ عزت ملی و به آینده جمهوری اسلامی رأی دادند. این حضور عظیم، برای آمریکا و اسرائیل پیام داشت؛ برای اپوزیسیون وطن‌فروش و حامیان خارجی‌اش پیام داشت؛ و از همه مهم‌تر، برای آینده ایران نیز پیام داشت:
ایرانِ پس از رهبر شهید، نه ایرانِ تسلیم و تردید، بلکه ایرانِ منسجم‌تر، مقاوم‌تر و مصمم‌تر برای ورود به مرحله‌ای تازه از حیات انقلاب اسلامی است.

تشییع رهبر شهید، در حقیقت وداع نبود؛ اعلام حضور دوباره یک ملت در صحنه تاریخ بود.

کلید واژه ها: تشییع رهبر شهید تشییع رهبر معظم انقلاب در عراق تشییع رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای سید حجت سیداسماعیلی ایران جمهوری اسلامی ایران


نظر شما :