سه روز سلاح‌ها ساکت شدند

تشییع رهبر شهید و تلاش برای القاهای دیپلماتیک طرف‌ها

۱۶ تیر ۱۴۰۵ | ۱۵:۰۰ کد : ۲۰۳۹۸۳۸ اخبار اصلی اخبار داخلی خاورمیانه
نیروانا مهرآیین در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: آنچه این چند روز نشان داد، این بود که در خاورمیانه امروز، گاه یک مراسم رسمی می‌تواند به اندازه یک عملیات نظامی، در محاسبات امنیتی و دیپلماتیک منطقه اثرگذار باشد
تشییع رهبر شهید و تلاش برای القاهای دیپلماتیک طرف‌ها

نویسنده: دکتر نیروانا مهرآیین، متخصص حقوق بین الملل، کارشناس حقوق داخلی و فعال صلح و حقوق بشر

دیپلماسی ایرانی: جنگ‌ها همیشه با شلیک موشک، پرواز جنگنده یا پیشروی نیروهای نظامی تعریف نمی‌شوند. در بسیاری از بحران‌های معاصر، آنچه پیش از هر اقدام نظامی رخ می‌دهد، نبردی برای شکل دادن به ادراک، افکار عمومی و محاسبات سیاسی است؛ نبردی که در ادبیات راهبردی از آن با عنوان «جنگ روایت‌ها» یا «جنگ شناختی» یاد می‌شود. روزهای برگزاری مراسم تشییع رهبر ایران نیز از همین منظر، یکی از مهم‌ترین مقاطع منطقه در سال‌های اخیر بود. در حالی که بسیاری از ناظران پس از تحولات نظامی پیشین، احتمال وقوع اقدام متقابل یا افزایش تنش میان ایران، آمریکا و اسرائیل را مطرح می‌کردند، آنچه در عمل رخ داد نه آغاز یک درگیری تازه، بلکه ورود سه بازیگر اصلی به مرحله‌ای از رقابت رسانه‌ای، دیپلماتیک و روانی بود؛ مرحله‌ای که در آن هر تصویر، هر سخنرانی، هر خبر و حتی هر سکوت، بخشی از یک محاسبه راهبردی به شمار می‌رفت.

نخستین نکته‌ای که توجه تحلیلگران را جلب کرد، پرهیز هم‌زمان همه بازیگران از اقدامی بود که بتواند فضای مراسم را به یک تقابل نظامی مستقیم تبدیل کند. ایالات متحده با وجود ادامه مواضع سخت‌گیرانه خود علیه ایران، در روزهای برگزاری مراسم اقدام نظامی تازه‌ای انجام نداد. دونالد ترامپ اگرچه در سخنان خود همچنان بر سیاست فشار و آمادگی برای اقدام در صورت شکست مسیر دیپلماسی تأکید کرد، اما هم‌زمان از بسته نشدن مسیر مذاکره نیز سخن گفت. 

از سوی دیگر، ایران نیز ضمن تأکید بر حق پاسخ‌گویی به هرگونه تجاوز احتمالی، تمرکز رسانه‌ای و سیاسی خود را بر برگزاری مراسم، مدیریت فضای داخلی و استقبال از هیأت‌های خارجی قرار داد. 

در همین بازه زمانی، اسرائیل نیز که در ماه‌های گذشته بارها بر ضرورت مقابله با آنچه تهدیدهای ایران می‌نامد تأکید کرده بود، از آغاز عملیات گسترده جدید خودداری کرد. مجموعه این تحولات نشان داد که همه طرف‌ها، دست‌کم در این مقطع زمانی، ترجیح داده‌اند از افزایش ناگهانی تنش نظامی پرهیز کنند و رقابت را به عرصه دیگری منتقل کنند.

وقتی مراسم تشییع به شاخصی برای سنجش قدرت سیاسی تبدیل شد

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های پوشش رسانه‌ای این مراسم آن بود که بسیاری از رسانه‌های غربی و اسرائیلی، کمتر بر جنبه‌های آیینی و مذهبی آن تمرکز کردند و بیش از هر چیز به دنبال پاسخ دادن به چند پرسش راهبردی بودند؛ چه تعداد از مردم در مراسم حضور یافتند؟ چه کشورهایی هیأت رسمی اعزام کردند؟ چه شخصیت‌هایی در مراسم حاضر شدند یا غایب بودند؟ سخنرانان چه پیام‌هایی ارسال کردند؟ حتی انتخاب نمادها، شعارها و نحوه پوشش رسانه‌ای مراسم نیز در گزارش‌های تحلیلی مورد توجه قرار گرفت.

این رویکرد نشان می‌دهد که در فضای روابط بین‌الملل امروز، یک مراسم رسمی دیگر صرفاً یک رویداد داخلی تلقی نمی‌شود، بلکه می‌تواند به ابزاری برای ارزیابی ثبات سیاسی، میزان سرمایه اجتماعی حکومت، توان بسیج عمومی و وضعیت روابط خارجی یک کشور تبدیل شود. به همین دلیل بود که خبرگزاری‌ها و اندیشکده‌های خارجی تقریباً لحظه‌به‌لحظه مراسم را دنبال کردند و از خلال تصاویر و جزئیات آن، تلاش کردند آینده سیاست داخلی و منطقه‌ای ایران را تحلیل کنند.

در مقابل، رسانه‌های ایرانی نیز روایت متفاوتی ارائه دادند. تمرکز آنها بر حضور گسترده مردم، مشارکت هیأت‌های خارجی، برگزاری منظم مراسم و استمرار فعالیت نهادهای حکومتی بود؛ روایتی که هدف آن نشان دادن تداوم ثبات سیاسی و اجتماعی در شرایطی بود که بسیاری از تحلیلگران خارجی درباره پیامدهای تحولات اخیر گمانه‌زنی می‌کردند. در واقع، هر دو طرف از یک رویداد واحد، دو تصویر متفاوت ساختند؛ تصویری که هر کدام بیش از آنکه صرفاً بازتاب واقعیت باشد، تلاشی برای تأثیرگذاری بر برداشت مخاطبان محسوب می‌شد.

در همین چارچوب، حتی گزارش‌هایی که درباره انتخاب آیات قرآن متناسب با برخی هیأت‌های خارجی منتشر شد، از سوی رسانه‌های مختلف با برداشت‌های متفاوتی تفسیر شد. برخی رسانه‌های داخلی این اقدام را جلوه‌ای از بهره‌گیری از مفاهیم قرآنی در دیپلماسی جمهوری اسلامی دانستند، در حالی که شماری از رسانه‌های خارجی آن را بخشی از پیام‌رسانی سیاسی تهران به بازیگران منطقه‌ای ارزیابی کردند. فارغ از درستی یا نادرستی این برداشت‌ها، نفس اختلاف در تفسیر یک رویداد، خود نشان‌دهنده آن است که جنگ روایت‌ها تا چه اندازه به عرصه جزئیات کشیده شده است.

هدف از جنگ روایت‌ها؛ تغییر ادراک، نه تغییر جغرافیا

کارشناسان روابط بین‌الملل معتقدند در بحران‌های امروز، تغییر ادراک طرف مقابل گاه از تغییر موازنه میدانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اگر کشوری بتواند این تصور را ایجاد کند که همچنان از انسجام، مشروعیت، توان تصمیم‌گیری و ظرفیت مدیریت بحران برخوردار است، بخشی از اهداف بازدارندگی خود را بدون شلیک حتی یک گلوله محقق کرده است. به همین دلیل، در روزهای برگزاری مراسم تشییع، هم تهران و هم واشینگتن تلاش کردند پیام‌های خود را بیش از آنکه از طریق ابزار نظامی منتقل کنند، از طریق رسانه، سخنرانی، دیپلماسی و نمادهای سیاسی به مخاطبان برسانند.

برای آمریکا، این اهمیت داشت که ضمن حفظ فشار سیاسی و نظامی، این پیام را منتقل کند که گزینه‌های مختلف همچنان روی میز قرار دارد و توقف موقت گفت‌وگوها به معنای کنار گذاشتن سیاست فشار نیست. در مقابل، برای ایران نیز ضروری بود این تصویر شکل گیرد که ساختار حکمرانی کشور پس از تحولات اخیر دچار خلأ یا آشفتگی نشده و همچنان توان اداره امور داخلی، برگزاری مراسم ملی، میزبانی از هیأت‌های خارجی و حفظ روابط منطقه‌ای را دارد. از همین رو، حضور مهمانان خارجی، استمرار برنامه‌های رسمی و پوشش گسترده رسانه‌ای مراسم، همگی در قالب همین راهبرد قابل تحلیل هستند.

نکته قابل توجه آن است که اسرائیل نیز مراسم را صرفاً از منظر احساسی یا مذهبی دنبال نکرد. بسیاری از تحلیل‌های منتشرشده در رسانه‌های اسرائیلی بر ارزیابی آینده تصمیم‌گیری در ایران، وضعیت محورهای منطقه‌ای همسو با تهران و احتمال تغییر یا تداوم سیاست‌های امنیتی جمهوری اسلامی متمرکز بود. این امر نشان می‌دهد که برای تل‌آویو نیز مراسم تشییع، بیش از آنکه پایان یک فصل تلقی شود، آغاز مرحله‌ای جدید برای ارزیابی رفتار آینده ایران به شمار می‌رفت.

در چنین شرایطی، شاید مهم‌ترین ویژگی این مقطع آن باشد که هیچ‌یک از بازیگران اصلی تلاش نکردند روایت طرف مقابل را بدون پاسخ رها کنند. هر خبر، هر تصویر هوایی از جمعیت، هر موضع رسمی، هر گزارش درباره حضور یا غیبت شخصیت‌های سیاسی و حتی هر تحلیل درباره نمادهای به‌کاررفته در مراسم، به بخشی از رقابت رسانه‌ای تبدیل شد. این همان نقطه‌ای است که جنگ شناختی از جنگ کلاسیک متمایز می‌شود؛ در جنگ شناختی، هدف نخست تصرف سرزمین نیست، بلکه تأثیرگذاری بر ذهن‌ها، برداشت‌ها و محاسبات است.

از این منظر، شاید بتوان گفت مهم‌ترین اتفاق روزهای مراسم تشییع، نه سکوت سلاح‌ها، بلکه پررنگ‌تر شدن نقش روایت‌ها بود. در شرایطی که منطقه هنوز از پیامدهای درگیری‌های اخیر فاصله نگرفته است، هر سه بازیگر اصلی تلاش کردند بدون ورود به یک رویارویی مستقیم، موقعیت خود را در میدان ادراک عمومی تقویت کنند. اینکه این رقابت در آینده به کاهش تنش یا بازگشت به تقابل سخت منجر خواهد شد، به تصمیم‌های سیاسی هفته‌ها و ماه‌های پیش رو بستگی دارد، اما آنچه این چند روز نشان داد، این بود که در خاورمیانه امروز، گاه یک مراسم رسمی می‌تواند به اندازه یک عملیات نظامی، در محاسبات امنیتی و دیپلماتیک منطقه اثرگذار باشد؛ زیرا در عصر جنگ شناختی، روایت‌ها نیز همانند قدرت نظامی، بخشی از ابزار راهبردی دولت‌ها به شمار می‌آیند.

کلید واژه ها: نیروانا مهرآیین تشییع رهبر معظم انقلاب مراسم تشییع رهبر شهید تشییع رهبر شهید ایران و امریکا ایران و اسراییل جنگ روایت ها


نظر شما :