چگونه جنگ و تحریم دستیابی ایران به فناوری و اقتصاد جهانی را به میدان جدید رقابت تبدیل کردهاند؟
نبرد برای دسترسی
نویسنده: سجاد عبادی، پژوهشگر قدرت و سیاست فناوری، دکتری سیاستگذاری بین الملل و عضو هیات علمی دانشگاه
دیپلماسی ایرانی: در گذشته، وقتی از قدرت اقتصادی یک کشور سخن میگفتیم، معمولاً از نفت، ذخایر ارزی، حجم تولید، اندازه بازار و توان صادراتی حرف میزدیم. در سیاست بینالملل نیز فشار اقتصادی عمدتاً با واژههایی مانند تحریم، محاصره، محدودیت صادرات و قطع دسترسی به نظام بانکی توضیح داده میشد.
اما اقتصاد جهانی تغییر کرده، امروز ممکن است یک کشور منابع طبیعی فراوان، نیروی انسانی تحصیلکرده و حتی بازار داخلی بزرگی داشته باشد، اما اگر نتواند به تراشه، نرمافزار، خدمات ابری، تجهیزات شبکه، بیمه، نظام پرداخت، سرمایه خارجی، قطعات پیشرفته و زنجیرههای تأمین جهانی دسترسی پایدار داشته باشد، بخشی از ظرفیت اقتصادی آن عملاً بلااستفاده میماند.
از این منظر، یک تحول مهم در حال وقوع است: "دسترسی" خود به یک منبع قدرت تبدیل شده است.
مساله دیگر فقط این نیست که چه کشوری فناوری تولید میکند؛ مساله این است که چه کشوری میتواند تعیین کند چه کسی، به چه چیزی، با چه قیمتی و تحت چه شرایطی دسترسی داشته باشد. و ایران یکی از مهمترین نمونههای این تحول است.
از تحریم کالا به تحریم "دسترسی"
تحریمهای امروز دیگر صرفاً فهرستی از کالاها و شرکتهای ممنوعه نیستند. معماری تحریم بهتدریج به سمت شبکهای از محدودیتهای مالی، فناورانه، حملونقلی، بیمهای و دیجیتال حرکت کرده است.
این تحول در سیاست آمریکا نسبت به ایران نیز قابل مشاهده است. وزارت خزانهداری آمریکا در اوت ۲۰۲۶ دامنه اقدامات خود علیه اقتصاد ایران را به حوزههایی از جمله داراییهای دیجیتال و فناوری گسترش داد و اعلام کرد فعالیت اشخاص در این بخشها نیز میتواند در معرض تحریم قرار گیرد. در همان چارچوب، بخشهای کشتیرانی، هوانوردی و طلا نیز هدف قرار گرفتند.
اهمیت این تحول در چیست؟
در گذشته میشد تحریم را عمدتاً بهعنوان مسئلهای درباره «پول» فهم کرد. امروز اما مساله پیچیدهتر شده است: پول، فناوری، داده، ارتباطات و لجستیک به یکدیگر متصل شدهاند.
برای مثال، اگر یک شرکت ایرانی بتواند محصولی را تولید کند اما نتواند نرمافزار، قطعه، بیمه، خدمات پس از فروش یا شبکه پرداخت مورد نیاز آن را بهطور پایدار تأمین کند، مسئله صرفاً «تحریم یک کالا» نیست؛ مسئله، محدود شدن دسترسی به یک اکوسیستم است. این همان جایی است که تحریم از یک ابزار اقتصادی به یک ابزار مهندسی دسترسی تبدیل میشود.
ایران؛ کشوری متصل که از جهان دیجیتال فاصله گرفته است
پارادوکس ایران در اینجاست که از یک سو جامعه ایرانی بهشدت دیجیتال شده و از سوی دیگر، زیرساخت و سیاستگذاری کشور هنوز با منطق یک اقتصاد دیجیتال کاملاً متصل به جهان فاصله دارد. بر اساس گزارش Digital 2026 ایران، در پایان ۲۰۲۵ حدود ۷۳.۸ میلیون نفر در ایران کاربر اینترنت بودهاند؛ یعنی حدود ۷۹.۶ درصد جمعیت. همچنین حدود ۱۵۱ میلیون اتصال تلفن همراه فعال بوده که معادل ۱۶۳ درصد جمعیت است.
اما تصویر زیرساختی پیچیدهتر است. Internet Society در دادههای ۲۰۲۶ خود تعداد مراکز داده فعال ایران را ۳ مرکز و تعداد نقاط تبادل اینترنت (IXP) را یک نقطه گزارش میکند. همین منبع، رقابت در بازار ارائه خدمات اینترنتی ایران را نیز "ضعیف" ارزیابی میکند. این ارقام یک پرسش جدی ایجاد میکنند:
آیا ایران صرفاً کاربر فناوری جهانی است یا توانسته بخشی از زیرساخت قدرت دیجیتال را نیز در اختیار بگیرد؟
این دو با یکدیگر تفاوت دارند. داشتن دهها میلیون کاربر اینترنت به معنای داشتن قدرت دیجیتال نیست؛ همانطور که داشتن میلیونها تلفن همراه به معنای داشتن صنعت پیشرفته مخابراتی نیست. قدرت زمانی شکل میگیرد که کشور بتواند در لایههای مختلف زنجیره دیجیتال ــ از زیرساخت و مراکز داده گرفته تا تجهیزات، نرمافزار، خدمات ابری، امنیت، استانداردها و اتصال بینالمللی ــ ظرفیت ایجاد کند.
مشکل ایران فقط تحریم نیست
در اینجا باید از یک سادهسازی رایج فاصله گرفت. توضیح همه مشکلات فناوری ایران با "حریم" دقیق نیست. تحریم بدون تردید یک محدودیت ساختاری جدی ایجاد کرده است. بانک جهانی نیز در ارزیابی ۲۰۲۶ خود تأکید کرده که اقتصاد ایران همزمان تحت فشار تحریمهای اقتصادی، مناقشه منطقهای، اختلال در تجارت، کمبود انرژی و آب و کاهش سرمایهگذاری قرار گرفته است. این نهاد برآورد کرده اقتصاد ایران در سال مالی منتهی به مارس ۲۰۲۶ حدود ۲.۷ درصد کوچک شده است.
اما تمام مساله را نمیتوان به تحریم خارجی فروکاست. بخشی از مسئله به نوع سیاستگذاری داخلی بازمیگردد. اگر کشوری در شرایط تحریم قرار دارد، منطقی است که بخشی از سیاست خود را به کاهش وابستگی اختصاص دهد. اما کاهش وابستگی با "بستن" یا "محدود کردن" دسترسی یکی نیست.
اینجا یکی از تناقضهای مهم سیاست فناوری ایران ظاهر میشود: از یک طرف، کشور به دنبال توسعه اقتصاد دیجیتال، خدمات آنلاین، هوش مصنوعی، دولت الکترونیک و اقتصاد دانشبنیان است؛ از طرف دیگر، سیاستهای محدودکننده اینترنت میتوانند همان زیرساخت ارتباطی را که اقتصاد دیجیتال به آن وابسته است، تضعیف کنند.
این مساله در جریان جنگ ۲۰۲۶ بهشکل بسیار عینیتری خود را نشان داد. کارنگی در گزارشی در مارس ۲۰۲۶ نوشت که دسترسی به اینترنت در ایران در جریان جنگ بهشکل گزینشی تخصیص داده شد و اینترنت برای برخی گروهها و افراد با دسترسی ویژه حفظ شد، در حالی که بخش بزرگی از جامعه با قطع یا محدودیت شدید ارتباط مواجه بود. این گزارش، دسترسی به اتصال اینترنت را نه فقط یک مسئله ارتباطی، بلکه بخشی از سازوکار سیاسی مدیریت اطلاعات توصیف میکند.
فارغ از داوری سیاسی درباره این سیاست، یک پیام اقتصادی و راهبردی روشن وجود دارد: وقتی اینترنت از یک زیرساخت عمومی و قابل اتکا به یک منبع دسترسی مشروط تبدیل شود، هزینه آن فقط سیاسی نیست؛ اقتصادی نیز هست.
سیاست "قطع دسترسی" در جهانی که دسترسی خودش سرمایه است
این مساله فقط به اینترنت محدود نمیشود. اگر اقتصاد آینده به داده، خدمات ابری، محاسبات، نرمافزار، پرداخت دیجیتال، زنجیره تأمین و ارتباطات بینالمللی وابسته باشد، هر سیاستی که دسترسی پایدار به این زیرساختها را محدود کند، در واقع ظرفیت تولیدی کشور را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. برای ایران، این مسئله اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا کشور همزمان با دو نوع محدودیت مواجه است:محدودیت خارجی از طریق تحریم و کنترل صادرات؛ و محدودیت داخلی از طریق سیاستهای دسترسی، فیلترینگ و کنترل شبکه. ترکیب این دو میتواند چیزی ایجاد کند که شاید بتوان آن را «تله دسترسی» نامید: کشوری که برای کاهش وابستگی خارجی، دسترسی خود را محدود میکند و در نتیجه، توان مشارکت در همان اقتصاد جهانی را که میخواهد از آن استقلال بیشتری پیدا کند، کاهش میدهد، این یک تناقض استراتژیک است.
جنگ ۲۰۲۶ یک درس مهمتر هم داشت
جنگ اخیر فقط نشان نداد که زیرساخت فیزیکی آسیبپذیر است؛ نشان داد که زیرساخت دیجیتال نیز بخشی از جغرافیای قدرت است. در سپتامبر ۲۰۲۶، رویترز گزارش داد که AWS هنوز نتوانسته دسترسی کامل به زیرساختهای ابری خود در بحرین و یکی از مناطق ابری خود در امارات را که در جریان حملات مارس آسیب دیده بودند، بازگرداند. در بحرین چندین Availability Zone آسیب دیده بود و بخشی از مشتریان مجبور به انتقال بارهای محاسباتی خود به مناطق دیگر شدند، این اتفاق برای بحث ایران بسیار مهم است.
چرا؟ زیرا نشان میدهد حتی کشورهای ثروتمند و بهشدت متصل خلیج فارس نیز در برابر اختلال در زیرساخت دیجیتال مصون نیستند. بنابراین مسئله فقط «دسترسی به فناوری» نیست؛ تابآوری دسترسی نیز اهمیت دارد. کشوری که فقط یک مسیر ارتباطی دارد، آسیبپذیر است. کشوری که فقط به یک تأمینکننده وابسته است، آسیبپذیر است. کشوری که فقط یک مرکز داده حیاتی دارد، آسیبپذیر است و کشوری که برای خدمات حیاتی خود هیچ جایگزین معتبر و قابل اتکایی ندارد، در شرایط بحران با یک مشکل راهبردی مواجه میشود.
ایران و اشتباه "خودکفایی به جای تنوع"
اینجا شاید مهمترین نقد به رویکرد سیاستی ایران مطرح شود. در ادبیات سیاستگذاری ایران، پاسخ به فشار خارجی اغلب با مفاهیمی مانند خودکفایی، بومیسازی و قطع وابستگی بیان شده است.
این مفاهیم در برخی حوزههای راهبردی میتوانند معنا داشته باشند؛ اما اگر به یک اصل عام تبدیل شوند، ممکن است نتیجه معکوس ایجاد کنند. اقتصاد دیجیتال با منطق "خودکفایی کامل" سازگار نیست، حتی قدرتهای بزرگ نیز در زنجیرههای پیچیده فناوری به یکدیگر وابستهاند. در نیمههادیها، تجهیزات ساخت تراشه، مواد اولیه، طراحی، نرمافزار، ماشینآلات و بازارهای مصرف در کشورهای مختلف توزیع شدهاند.
بنابراین برای ایران، هدف واقعبینانهتر شاید نه "خودکفایی کامل"، بلکه تنوعبخشی به دسترسی باشد. یعنی اگر یک مسیر بسته شد، مسیر دوم وجود داشته باشد. اگر یک تأمینکننده کنار رفت، تأمینکننده دیگری وجود داشته باشد، اگر یک زیرساخت آسیب دید، زیرساخت جایگزین وجود داشته باشد و اگر یک بازار مالی مسدود شد، کشور بتواند بخشی از تجارت خود را از کانالهای دیگری ادامه دهد.این تفاوتی بنیادین است:
خودکفایی میگوید «همه چیز را خودمان بسازیم." تابآوری میگوید «اجازه ندهیم قطع یک مسیر، همه مسیرها را ببندد."
حتی "دور زدن تحریم" دیگر کافی نیست
یکی دیگر از ضعفهای رویکرد موجود این است که سیاست تحریمگریزی گاهی جای سیاست توسعه ظرفیت را گرفته است. شبکههای واسطهای، شرکتهای واسط، ارزهای دیجیتال و مسیرهای غیررسمی میتوانند در کوتاهمدت برخی گلوگاهها را دور بزنند؛ اما اینها لزوماً به معنای ایجاد قدرت ساختاری نیستند.
نمونه مهم آن در همین ماههای اخیر دیده شد: رویترز در سپتامبر ۲۰۲۶ گزارش داد آمریکا یک صرافی رمزارزی ایرانی را تحریم کرده و مدعی شده است که این شبکه در انتقال صدها میلیون دلار پرداخت مرتبط با عبور کشتیها از تنگه هرمز نقش داشته است. این اقدام بخشی از روند گستردهتر هدف قرار دادن شبکههای مالی دیجیتال مرتبط با ایران بود.
پیام این اتفاق روشن است: اگر یک کشور فقط مسیرهای موجود را دور بزند، اما خودش در طراحی زیرساختهای مالی و فناورانه جایگزین سرمایهگذاری نکند، در نهایت بازی همچنان در زمین دیگران انجام میشود. رمزارز، پلتفرم، شبکه پرداخت یا واسطه تجاری میتواند یک ابزار باشد؛ اما ابزار با زیرساخت قدرت تفاوت دارد.
مساله اصلی: ایران چه چیزی را باید «مستقل» کند؟
ایران نمیتواند و احتمالاً نباید همه زنجیره فناوری جهان را در داخل بازسازی کند. پرسش مهمتر این است که کدام نقاط دسترسی برای امنیت و توسعه کشور حیاتیاند؟
برای مثال: اتصال بینالمللی اینترنت، مراکز داده و خدمات ابری، تجهیزات مخابراتی، سیستمهای پرداخت، نرمافزارهای زیرساختی، خدمات ماهوارهای، تراشهها و تجهیزات الکترونیکی، بیمه و حملونقل بینالمللی، دسترسی به سرمایه و بازارهای جهانی و مهمتر از همه، دسترسی به دانش و نیروی انسانی جهانی اینها را نمیتوان با یک سیاست واحد مدیریت کرد.
در برخی حوزهها باید ظرفیت داخلی ایجاد کرد؛ در برخی حوزهها باید چند منبع خارجی داشت؛ در برخی دیگر باید قراردادها و ترتیبات بینالمللی ساخت؛ و در بعضی حوزهها اساساً باید به جای "استقلال"، روی تنوع و تابآوری تمرکز کرد.
یک تناقض بزرگتر
جهان در حال حرکت به سمت اقتصادی است که فناوری در آن سهم بیشتری از ارزش افزوده را در اختیار میگیرد. UNCTAD گزارش داده که بخش مهمی از رشد تجارت جهانی در ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶ به کالاهای مرتبط با محاسبات و زیرساختهای هوش مصنوعی وابسته بوده است؛ در آمریکا، واردات تجهیزات پردازش خودکار داده و تجهیزات محاسباتی پرقدرت بهتنهایی حدود سهچهارم رشد ۴ درصدی واردات کالا در ۲۰۲۵ را تشکیل داده است. در چنین جهانی، فاصله گرفتن از شبکههای فناوری فقط یک مسئله تکنولوژیک نیست؛ میتواند به معنای فاصله گرفتن از بخشهایی از رشد اقتصادی آینده باشد.
ایران دقیقاً در نقطهای قرار گرفته که باید درباره این مسئله تصمیم بگیرد. آیا میخواهد صرفاً در برابر محدودیتها مقاومت کند یا میخواهد ظرفیت دسترسی خود را بازطراحی کند؟
این دو سیاست یکسان نیستند. اولی عمدتاً واکنشی است و دومی راهبردی است.
نبرد آینده بر سر «دسترسی» است
قدرت در قرن بیستویکم فقط در اختیار کشوری نیست که بزرگترین ارتش یا بیشترین منابع طبیعی را دارد. قدرت افزونی در اختیار بازیگری است که میتواند جریانها را کنترل کند:
جریان سرمایه، جریان داده، جریان تراشه، جریان انرژی، جریان کالا، جریان اطلاعات و جریان محاسبات.
در چنین جهانی، یک سؤال جدید باید وارد ادبیات سیاست خارجی و امنیت ملی ایران شود: اگر فردا دسترسی ایران به یک فناوری، شبکه، بازار، پلتفرم، مسیر مالی یا زیرساخت حیاتی قطع شود، چند جایگزین واقعی وجود دارد؟
پاسخ به این سؤال شاید تصویر دقیقتری از قدرت اقتصادی و فناورانه یک کشور ارائه کند تا تعداد کارخانهها یا حتی حجم تولید ناخالص داخلی آن.
از این منظر، مساله ایران فقط تحریم نیست، مساله عمیقتر، آسیبپذیری دسترسی است. تحریمها میتوانند دسترسی را محدود کنند؛ جنگ میتواند آن را مختل کند؛ سیاست داخلی میتواند آن را محدودتر کند؛ و وابستگی به چند مسیر محدود میتواند شکنندگی آن را افزایش دهد. بنابراین راهبرد آینده ایران نمیتواند فقط «تولید بیشتر» یا «تحریمگریزی بیشتر» باشد.
باید پرسید: ایران به چه زیرساختهایی باید دسترسی مستقل داشته باشد؟ به کدام حوزهها باید دسترسی چندگانه ایجاد کند؟ و در کدام بخشها باید به جای رؤیای خودکفایی، برای تابآوری و تنوعبخشی سرمایهگذاری کند؟
شاید در نهایت، تعریف جدیدی از قدرت ملی لازم باشد:
کشور قدرتمند فقط کشوری نیست که منابع بیشتری در اختیار دارد؛ کشوری است که وقتی جهان وارد بحران میشود، هنوز میتواند به منابع حیاتی خود دسترسی داشته باشد. و اینجاست که "دسترسی" دیگر یک موضوع فنی یا اقتصادی نیست؛
خودِ دسترسی، به یکی از میدانهای اصلی رقابت قدرت در جهان جدید تبدیل شده است.
منابع منتخب
1. U.S. Department of the Treasury / OFAC، Iran Sanctions، ۲۰۲۶.
2. World Bank، Islamic Republic of Iran – Country Overview / Macro Poverty Outlook 2026.
3. Carnegie Endowment for International Peace، Iran Wields Wartime Internet Access as a Political Tool، مارس ۲۰۲۶.
4. Reuters، Amazon's AWS is unable to restore access to Bahrain, one UAE cloud data zone after war damage، ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶.
5. Reuters، US sanctions Iranian financier's crypto exchange, says it processes Hormuz payments، ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶.
6. Internet Society، Country Report for Iran، ۲۰۲۶.
7. DataReportal، Digital 2026: Iran.
8. International Telecommunication Union، Iran Digital Development Dashboard.
9. UNCTAD، AI-driven trade boom masks broader slowdown، مه ۲۰۲۶.
10. Reuters، China's top chipmaker has supplied chipmaking tech to Iran military, US officials say، مارس ۲۰۲۶؛ این گزارش شامل ادعاهای مقامهای آمریکایی و تکذیب/مواضع مخالف طرفهای چینی اس


نظر شما :