هفتاد و هفتمین روز ملی چین : وقتی یک ملت دوباره خود را در آینه تاریخ می‌بیند

۱۰ مهر ۱۴۰۵ | ۰۰:۱۳ کد : ۲۰۴۰۶۶۸ سرخط اخبار

نویسنده:  لی جیانان ، رییس دفتر CMG  در تهران:

دیپلماسی ایرانی: در سپیده‌دم اول اکتبر، وقتی نخستین پرتوهای خورشید بر سنگ‌های کهن میدان تیان‌آن‌من می‌لغزند و پرچم سرخ پنج‌ستاره‌ای آهسته از میله بالا می‌رود، چیزی فراتر از یک آیین رسمی در جریان است. این لحظه، که هر سال با سکوتی سرشار از انتظار و سپس همهمه‌ای از سرود ملی و تشویق‌های فروخورده همراه می‌شود، نه صرفاً یادآور یک تاریخ سیاسی که تجسم زنده‌ی روایتی است که چین مدرن از خود ساخته است. هفتاد و هفت سال پیش، در همان نقطه، مردی ایستاد و با صدایی که هنوز در حافظه‌ی جمعی طنین دارد، تولد جمهوری خلق چین را اعلام کرد. آن روز نه پایان یک جنگ داخلی بود و نه آغازی کاملاً تازه؛ بلکه نقطه‌ی گره‌خوردن قرن‌ها رنج و امید بود که در قالبی نوین بازآفرینی می‌شد.

آنچه این روز را از بسیاری از روزهای ملی دیگر متمایز می‌کند، عمق لایه‌لایه‌ی آن است. از یک سو، یادمان پیروزی یک جنبش انقلابی بر ویرانه‌های یک امپراتوری فرسوده و جنگی فرساینده است. از سوی دیگر، آینه‌ای است که چین هر سال خود را در آن می‌نگرد و از خود می‌پرسد که در این مسیر طولانی چه چیزی حفظ شده و چه چیزی دگرگون گشته است. پرچم که بالا می‌رود، نه فقط نماد حاکمیت که نشانه‌ی تداوم یک اراده‌ی جمعی است؛ اراده‌ای که از فقر و قحطی دهه‌های نخست تا تبدیل شدن به دومین اقتصاد جهان امتداد یافته. این تحول چنان شتابان بوده که گاه به نظر می‌رسد خود چین نیز هنوز در حال هضم آن است. میلیون‌ها نفر که در هفته‌ی طلایی به جاده‌ها و ایستگاه‌ها هجوم می‌آورند، نه فقط برای تفریح که برای تجربه کردن حسی از تعلق حرکت می‌کنند؛ حسی که در میان برج‌های شیشه‌ای شانگهای و کوچه‌های قدیمی پکن به یک اندازه زنده است.

تحلیل این روز بدون توجه به دوگانگی‌هایش ناقص می‌ماند. از یک طرف، نمایشی از وحدت و قدرت است که در رژه های نظامی گاه‌به‌گاه و آتش‌بازی‌های شبانه تجلی می‌یابد؛ از طرف دیگر، فرصتی است برای بازاندیشی در معنای ملت بودن در عصری که مرزهای سنتی هویت در حال فروریختن‌اند. چین در این روز نه تنها گذشته‌ی انقلابی خود را گرامی می‌دارد، بلکه آینده‌ای را که خود ساخته است به تماشا می‌گذارد: از ایستگاه فضایی تا شهرهای هوشمند، از شبکه‌های پرسرعت تا دستاوردهای علمی. با این حال، در میان این شکوه، نوعی سکوت عمیق نیز وجود دارد؛ سکوتی که از آگاهی نسبت به هزینه‌های این مسیر برمی‌خیزد. نسل‌هایی که سختی‌های دهه‌های میانی را زیسته‌اند، در کنار نسلی که تنها رفاه نسبی را می‌شناسد، در یک میدان واحد گرد هم می‌آیند و همین همزیستی است که به جشن بعدی رنگ و عمق می‌بخشد.

زیبایی این مناسبت در آن است که فراتر از شعارها و مراسم رسمی، به زندگی روزمره نفوذ می‌کند. خانواده‌ها که پس از ماه‌ها کار سخت، فرصتی برای گردهم‌آیی می‌یابند؛ جوانانی که پرچم کوچک را در دست می‌گیرند و شاید برای نخستین بار احساس می‌کنند بخشی از روایتی بزرگ‌ترند؛ و سالمندانی که در نگاه‌شان هنوز سایه‌ی سال‌های دور دیده می‌شود. این روز، در نهایت، نه فقط درباره‌ی دولت که درباره‌ی مردم است؛ مردمی که در میان تضادهای تاریخی و امیدهای آینده، همچنان به حرکت دسته‌جمعی خود ادامه می‌دهند. و هر بار که پرچم بالا می‌رود، گویی چین دوباره به خود وعده می‌دهد که مسیر را ادامه خواهد داد، حتی اگر مقصد نهایی هنوز در مه باشد.


نظر شما :