چن از رویکرد سنتی در روابط خارجی عبور میکند
رویکرد جدید پکن در دیپلماسی در قبال ایران
دیپلماسی ایرانی: آنچه پنجشنبه گذشته در شورای امنیت رخ داد، نشان از بروز و جلوهای تازه از پکن در جامعه جهانی دارد. فارغ از آنچه روسیه در همراهی با چین در وتو قطعنامه ارائه شده به شورای امنیت سازمان ملل که از سوی آمریکا از خود نشان داد، اما چین نمایش به نسبت بدیعی را به رخ کشید؛ به این معنا که پکن تا گذشته نزدیک تلاش میکرد چهرهای مماشاتگر و مصلحتاندیشانه در روابط خارجی خود به ویژه در قبال بحرانهای منطقهای و جهانی داشته باشد. این امر بیشتر مربوط به مصلحتهای اقتصادی پکن قابل تفسیر بود، اما به نظر میرسد پکن در رویکرد سیاست خارجی خود تغییراتی داده است؛ یعنی باعبور از خط مماشات و مشارکت در چارچوب تعاملات اقتصادی اکنون پکن رقابت با آمریکا را در دستور کار قرار داده است. همین مهم میتواند موجب نگرانی ترامپ در قبال مواضع قدرت ظهور یافته چین باشد. مصداق آن را میتوان در سفر اخیر ترامپ به پکن و گفتوگوهایش با شی. جین. پینگ، رهبر چین چه در موضوع ایران و چه اقتصاد جهانی و کانونهای بحران در مناطق مختلف جهان شاهد بود.
همچنین نگاه و تمرکز ترامپ به دیدار آتی خود با «شیجینپینگ» در ایالات متحده نشان از آن دارد که واشنگتن به درستی دریافته پکن از جایگاهی که در گذشته برای سیاست خارجی خود در روابط بینالملل و حتی منطقهای قائل بود عبور کرده و حالا میخواهد به پشتوانه توانمندیهای اقتصادی وقدرتمندی نظامیاش، همچنین قدرت نرمی که طی دهههای اخیر به جامعه جهانی بروز این بار اما نقش مداخلهگرایانه خود را در تحولات جهانی و منطقهای از جمله خاورمیانه نشان دهد.
این امر به عنوان یک دستور کار سیاسی دو وجه دارد: نخست؛ بیرون رفتن از مرزهای گذشته در قاب سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود که در بالا بدان اشاره شد. دوم؛ درک استراتژی کلان ایالات متحده در قبال آنچه میان تهران و واشنگتن جریان دارد. پکن به درستی میداند که اگر استراتژی جزئی واشنگتن در قبال تهران امری مربوط به تنشهای سابقهدار میان این دو است، ولی در استراتژی کلان؛ واشنگتن میخواهد حوزههای نفوذ، تاثیرگذاری و قدرتمندی پکن را با هدف کاستن از توانمندی روز افرون پکن در صحنه بینالملل محدود یا ناکارآمد کند.
از این رو پکن در گستره کلان منازعه میان تهران و واشنگتن خود را هدف استراتژیک واشنگتن میداند. همانگونه که مسکو به صحنه منازعه جاری مینگرد و جنگ کنونی در منطقه خلیج فارس را اقدامی استراتژیک از سوی ایالات متحده علیه قدرتمندی روسیه به شمار میآورد. به این ترتیب تهران میتواند از گسل جاری به عنوان یک فرصت بهرهمند شود؛ با این هشدار که با توجه به گستره روابط پکن و مسکو با کشورهای منطقه نباید همه تخم مرغ را در این دو سبد جا داد. فراموش نکنیم که زمان آبستن تحولات گسترده نه تنها در منطقه بلکه جامعه بینالملل است. پکن از قاب سنتی در سیاست خارجی خود بیرون آمده است.



نظر شما :