پنجشنبه 23 آذر 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:يکشنبه 31 ارديبهشت 1391      13:26
ایران و عربستان در بستر تحولات خاورمیانه

خروج پرونده هسته ای از بن بست،خاری در چشم آل سعود

متن سخنرانی محمد فرازمند در نشست پانزدهم دیپلماسی ایرانی با عنوان \"ایران و عربستان در بستر تحولات خاورمیانه\"
دیپلماسی ایرانی : بدون تردید عربستان سعودی نگران تحولات جدید خاورمیانه است. بررسی رفتار این کشور یک سال گذشته هر ناظری را به این نتیجه می رساند که عربستان در صدد است جبهه ضد انقلابهای عربی را تشکیل دهد و روند تحولات و استقرار نظامهای جدید عربی را سد کند . سعودیها از منظر توازن قوای منطقه ای با ایران نیز به این تحولات می نگرند. بحث در باره تاثیر این تحولات بر روابط ایران و عربستان را با طرح یک فرضیه آغاز می کنم.
-ایران و عربستان بعنوان دو کشور بزرگ در سواحل خلیج فارس هیچ گاه دو متحد ذاتی و یا دو دشمن ذاتی نبوده اند بلکه دو رقیب منطقه ای هستند که چهارچوب کلی مناسبات آنها را بیش را مسائل دو جانبه شکل بدهد، متاثر از توازن قوای منطقه ای و استراتژی خاورمیانه ای قدرتهای بزرگ است .

مختصات دوره های مختلف مناسبات ایران و عربستان:

- الف : دوره قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران: در این دوران چهارچوب کلی روابط دو کشور متاثر از سیاست دو ستونی نیکسون در چهار چوب استراتژی مهار شوروی سابق Containment بود. رقابت های ذاتی دو کشور همچون مسائل مذهبی و رقابت در بازار نفت و حتی ترتیبات و آرایش نظامی و امنیتی در آبهای خلیج فارس نقشی در بهم زدن این چهارچوب کلی نداشت.

-ب: از پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان جنگ ایران و عراق: دوره آغاز رقابت و تنش (1359-1368) . عوامل کلان منطقه ای و بین المللی که در تغییر وضعیت سابق موثر بود عبارت بودند از : پیروزی انقلاب اسلامی و خروج ایران از مدار استراتژی غرب، جنگ عراق علیه ایران و ایجاد یک جبهه عربی در قبال بازتابهای انقلاب ایران در منطقه، ظاهر شدن آثار فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی از اواسط دهه 1980-
تحت تاثیر این عومل منطقه ای و بین المللی بود که نهایتاً تنش در روابط دو کشور بالا گرفت و پس از حادثه کشتار حجاج ایرانی در سال 1376 این روابط قطع شد.

ج: از سرگیری روابط و ادامه رکود: (1370-1376) عوامل کلان که در این مرحله شکل کلی روابط را تعیین می کرد عبارت بودند از: -خروج نیروهای اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان در سال 1989- فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی 1991- اشغال کویت توسط عراق 1990- آزاد سازی کویت در سال 1991. مجموعه این عوامل و تحولات استراتژیک ایران و عربستان را برای نخستین بار پس ازپیروزی انقلاب اسلامی به یکدیگر نزدیک کرد. اما هنوز بدلیل آثار بجا مانده از دوره جنگ ایران و عراق و جنگ افغانستان و ادعای عربستان در باره حضور افغان العربها در ایران، تنش در حج بر سر ترتیبات مراسم برائت از مشرکین و ادعای عربستان مبنی بر همکاری حزب الله لبنان با شیعیان عربستان و اتهام به شیعیان عربستان در ارتباط با انفجار الخبر رکود بر روابط حکمفرما بود.

د: دوره تنش زدایی:( 1376- 1384) این دوره مقارن است با روی کار آمدن دولت اصلاحات در ایران و بهبود وضعیت بین المللی کشورمان. امتیازی که عربستان در این دوره به ایران داد برداشتن منع برگزاری اجلاس سران اسلامی در تهران بود که مهم ترین گردهمایی بین المللی در تهران پس از انقلاب اسلامی بود. عوامل منطقه ای و بین المللی که در ایجاد این دوره موثر بود عبارت بودند از:- حادثه 11 سپتامبر2001 و آغاز جنگ امریکا با تروریسمی که منشاء فکری و اقتصادی آن جامعه سعودی و برخی مراکز قدرت مذهیب و سیاسی در این کشور بود.-رکود در روابط امریکا و عربستان تا سال 2005- اشغال عراق توسط امریکا و سرنگونی صدام در سال 2003 و بی توجهی امریکا به نقطه نظرات هم پیمانان عربی خود-
در این دوره شاهد شکوفایی روابط دو جانبه امضای قرارداد امنیتی ، برگزاری آرام مراسم حج و حتی از دستور کار خارج شدن مسایلی همچون حمایت از ادعای امارات در باره جزایر سه گانه ایرانی هستیم.

ه: دوره افول مجدد روابط و آغاز تنش و تخاصم:(1380 تاکنون)- حوادث مهم منطقه ای و بین المللی این دوره عبارتند از : -بالاگرفتن تنش بین ایران و غرب بر سر پرونده هسته ای با لغو تعلیق غنی سازی اورانیوم – شکل گیری ساختار جدید نظام سیاسی عراق و قدرت گرفتن شیعیان و اکراد - نزدیک شدن نظام جدید عراق به ایران و آغاز مشکلات با جهان عرب- ترمیم روابط عربستان و امریکا و غلبه بر آثار ناشی از حادثه 11 سپتامبر با سفر ولیعهد عربستان به امریکا در سال 2005- جنگ 22 روزه لبنان و پیامدهای آن که نهایتا به اجلاس دوحه و امتیاز گرفتن معارضه لبنان( ثلث معطل ) و پایان نخست وزیری سعد الحریری متحد سعودیها انجامید
از دیدگاه عربستان تتحولات این دوره به شکل بی سابقه ای توازن قوای منطقه ای را به نفع ایران بر هم زده است.لذا از سال 2008 شاهد هستیم که عربستان بشکل علنی و غیر علنی غرب را ترغیب به کنترل ایران از طریق فشار، تحریم و حتی برخورد نظامی می کند.

اتهام به ایران مبنی بر طراحی ترور سفیر عربستان در واشنگتنو بردن پرونده به مجمع عمومی، آمادگی عربستان برای جایگزین کردن نفت ایران، اعزام نیروی نظامی به بحرین برای سرکوب شیعیان مربوط به این دوره است
تاثیر انقلابهای عربی بر روابط ایران و عربستان
-با آغاز انقلابهای عربی و سقوط یکی پس از دیگری هم پیمانان عربستان در جهان عرب، خشم سعودیها از سیر تحولات منطقه ای بالا گرفته و همه این تحولات را در جهت کاهش نقش منطقه ای خود می داند و از دریچه رقابت منطقه ای با ایران نیز این تحولات را بنفع ایران ارزیابی می کند.
- پس از سقوط بغداد که نقش زیادی در بهم خوردن نظم قدیم منطقه ای داشت از دیدگاه عربستان تحولات انقلابی در جهان عرب نیزاز آنجا که به سرعت به همه کشورها سرایت کرده و حداقل دو کشور را هم در جزیره العرب در برگرفته(یمن و عربستان) فاجعه ایست که باید با تمام توان جلوی آن را گرفت حتی به بهای ایستادن محدود در مقابل امریکا و بدست گرفتن برخی پرونده ها مثل پرونده یمن و بحرین و سوریه ( در مورد سوریه بعد از ناکامی تلاشهای عربستان و قطر در چهار چوب اتحادیه عرب با تعیین کوفی عنان نقش اعراب در هدایت دیپلماسی بین المللی پرونده کمرنگ شده است.)
- نگرانی سعودیها نسبت به خیزش های عربی را در دو سطح می توان ملاحظه کرد:.
-اول دیدگاه تئوریک سنتی عربستان نسبت به گسترش مفاهیمی همچون دمکراسی و آزادی و حقوق شهروندی و سرایت این مفاهیم به جوامع سنتی خلیج فارس و ظهور یک رقیب قدرتمند ایدئولوژیک (اخوان المسلمین) که بر خلاف سلفی ها از ارزش های یاد شده دفاع می کند. این رقیب بزرگ در فضایی که در گذشته در اختیار عربستان بود بازی می کند یعنی فضای عربی و فضای اسلام سنی
-دوم نگرانی از ایجاد فضای بیشتر برای ایران در جهان عرب در نتیجه سقوط هم پیمانان سنتی در مصر، تونس،یمن و احتمالا سایر کشورهای محافظه کار عربی و فقدان انگیزه های ضد ایرانی نزد بازیگران جدید جهان عرب.

- نتایج :

- طی سه دهه گذشته رقابت توأم با تنش در سه حوزه انرژی ، ژئوپولتیک و هسته ای شکل دهنده فضای کلی روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان بوده است. با وجود رقابت های فعال در حوزه های ذکر شده، تا سالهای اخیر عربستان سعودی عموماً و بر اساس رویکرد سنتی محافظه کارانه خود از رویارویی و تخاصم مستقیم با ایران و تحریک نظامی گری در منطقه پرهیز می کرد اما اکنون این رویکرد محافظه کارانه کنار گذاشته شده است.

- فضای کنونی روابط با عربستان بلحاظ تعداد و تنوع عوامل تاثیر گذار منفی استثنایی است. در هیچ دوره ای از تاریخ روابط این حجم و تعداد مسائل منفی بین دو کشور وجود نداشته است. در سطح مسایل امنیتی دو جانبه با اضافه شدن پرونده ادعایی ترور سفیر عربستان در واشنگتن شرایط پیچیده تر شده و در سطح ژئوپولتیک علاوه بر رقابتهای سنتی قبلی تحولات سال 2011 نیز ایران و عربستان را در دو سوی نزاع توازن قوا در خاورمیانه قرار داده است.

- سرفصل های راهبرد عربستان در قبال کشورمان بر اساس رفتارهای این کشور اجمالا بدین قرار است: -همراهی و همکاری با غرب در اجرای سیاست مهار ایران به بهانه پرونده هسته ای- جلوگیری از گسترش نفوذ جمهوری اسلامی در افکار عمومی بویژه در جهان عرب – محدود کردن نفوذ سیاسی و امنیتی ایران در کشورهای عربی- جلوگیری از امکان وقوع تفاهم بین ایران و غرب ،کسب آمادگی برای همه گزینه های احتمالی غرب علیه ایران از جمله گزینه نظامی

- امکاناتی که عربستان برای اجرای راهبرد خود در اختیار دارد عبارتند از: روابط استراتژیک با غرب – ظرفیت بالای تولید نفت – جایگاه مالی و اقتصادی در جهان – جایگاه عربی – جایگاه در جهان اسلام – ساختار منسجم و متمرکز تصمیم گیری-

- محدویتهای عربستان در قبال ایران عبارتند از: توانمندیهای اقتصادی ایران و تجربه سه دهه تحمل شرایط نامساعد بین المللی ،تحریم و جنگ- امکان تعامل بهتر با خیزش های عربی و حکومت های مردمی در جهان عرب- روابط حسنه با عراق و سوریه و لبنان- توانمندیهای نظامی و امنیتی

- عربستان سعودی در کوتاه مدت از ثبات نسبی برخوردار است و از جایگاه عربی،منطقه ای و بین المللی مناسبی برخوردار بوده و بر غافلگیری اولیه در برابر تحولات جدید خاورمیانه غلبه کرده و در حال انسجام جبهه سنتی اعراب و کنترل آثار تحولات انقلابی است.

- در میان حوزه های متعدد رقابت ژئوپولتیکی، وضعیت بحرین و سوریه برای دو کشور از اهمیت بیشتری برخوردار است.عربستان فعلا در هر دو نقطه در موضع تهاجمی است اما برای تثبیت دراز مدت اوضاع با مشکلات جدی مواجه است.

- از سال 2008 تغییر محسوسی در رویکرد سنتی محافظه کارانه عربستان نسبت به ایران دیده می شود. در این دوره سیاستهای عربستان نسبت به کشورمان تهاجمی تر شده و ترس این کشور از برخورد تخاصمی غرب با ایران تا حدود زیادی کاهش یافته است.
در بخش پایانی این سوال را مطرح می کنیم که آیا امکان تفاهم با عربستان و کاستن از حجم تخاصم این کشور وجود دارد؟

- با توجه به سخت بودن اتخاذ تصمیمات بین المللی راجع به ایران و تجربه پشت سر گذاردن تحریمها و محدودیتها و الزامات همسایگی همواره می توان رگه هایی از تمایلات هرچند ضعیف را در عربستان برای مصالحه و کنترل تنش با کشورمان پیدا کرد.

- در اکثر اختلافات و رقابتهای منطقه ای دو کشور رویکرد برد- باخت حاکم است. شناسایی نفوذ و توانایی های طرف مقابل برای رسیدن به تفاهم ضروریست. خروج از برخی بحرانها همچون بحران بحرین بدون تفاهم ایران و عربستان و امریکا ممکن نیست.
- با توجه به شرایط بین المللی ایران و بحران گستره در خاورمیانه و ورود عربستان به فاز ضربه زدن به ایران و همراهی با غرب، بازگرداندن عربستان به شرایط مذاکره آسان نیست و به اهرمهای فشار و جناح بندیهای جدیدی در سطح منطقه ای نیاز می باشد.

- اخوان المسلمین بعنوان یک بازیگر قدرتمند جدید در سطح منطقه در حال ورود به صحنه است. عربستان هم در سطح ایدئولوژیک و هم در سطح رقابتهای سیاسی-منطقه ای اخوان را رقیب خود می داند. برقرای روابط دوستانه و هماهنگی با اخوان المسلمین و دولتهای اخوانی در کشورهای عربی فضای بازیگری عربستان علیه ایران را در جهان عرب محدود می کند.

- به دولت ترکیه در معادلات منطقه ای باید بعنوان متحد ایدئولوژیک اخوان و یکی از سه ضلع مثلث قدرتهای منطقه ای(ایران ، عربستان و ترکیه) توجه داشت. ترکیه پس از مرحله گذار انقلابهای عربی رقیب جدی عربستان خواهد بود. هماهنگی های منطقه ای با ترکیه از این زاویه نیز باید مد نظر قرار گیرد. پتانسیل همکاریهای ترکیه – ایران بیش از پتانسیل همکاریهای عربستان – ترکیه است. ترکیه در قیاس با عربستان کمتر از دریچه رقابتهای مذهبی شیعه-سنی به تحولات خاورمیانه می نگرد. این نگاه ترکها را باید تقویت کرد.

- نقش آفرینی بیشتر عراق در جهان عرب محدویتهای عربستان را افزایش می دهد. دولت عراق را باید به حضور بیشتر در صحنه های عربی و برقراری روابط حسنه با دولتهای جدید عربی ترغیب کرد.
در پایان تاکید می شود، گرچه ایران و عربستان در حال فاصله گرفتن سریع از یکدیگر هستند اما از آنجا که تحولات منطقه ای و بین المللی نقش زیادی در چارچوب کلی روابط ایران و عربستان دارد، سعودیها همواره نگرانند که مذاکرات ایران و غرب باعث تغییر رویکرد غرب نسبت به ایران شود و دو طرف به سمت حل و فصل مشکلات پیش بروند. خروج مناسبات ایران و غرب از وضعیت بین بست کنونی فرصتی است تا ایران بتواند در توازن قوا با عربستان و نظامهای سنتی عربی روانتر از تحولات انقلابی جهان عرب و روی کار آمدن اسلام گرایان میانه رو در کشورهای عربی بهره برداری کند و در مختصات جدید خاورمیانه روابط عربی خود را ترمیم و در وضعیت بهتری قرار گیرد.

 


نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>