يکشنبه 28 آبان 1396

print version increase font decrease font
تاریخ انتشار:پنجشنبه 23 شهريور 1396      9:0
تاکید پوتین به نتانیاهو در سوچی

ایران متحد استراتژیک روسیه است در حالی که اسرائیل تنها دوست ماست

پوتین برای نتانیاهو که خواسته بود مسکو تحرکات ایران را محدود کند و آن را به خارج از اراضی سوریه بکشاند تا خدمتی به اسرائیل، نازپرورده امریکا و اروپا کرده باشد، این گونه خلاصه کرد که ایران متحد استراتژیک روسیه است، در حالی که اسرائیل تنها دوست روسیه است.

نویسنده: دکتر حسن ابوطالب

دیپلماسی ایرانی: جنگ در سوریه به پایان خود نزدیک می شود، این چیزی است که استفان دی میستورا، نماینده ویژه سازمان ملل در بحران سوریه گفت. منابع روسی نیز این موضوع را تایید کرده اند و می گویند که این مساله به دو یا سه ماه زمان نیاز دارد. بیش از این، همان منابع می گویند که بعضی رفتارهایی که اسرائیل یا ایالات متحده یا حتی ترکیه در پیش گرفته اند، اعتراض به پیشرفت های سوریه در جبهه های مختلف مبارزه است، علاوه بر آن آرامشی است که بر مناطق کاهش تنش حاکم شده است. شاید معضل بزرگتر الآن مربوط به استان ادلب باشد که جبهه النصره، شاخه القاعده در سرزمین شام بر آن مسلط است. این استان قبلا تحت کنترل گروه های مخالف دیگر از جمله اخوانی ها و سلفی ها و مزدوران مورد حمایت ترکیه و قطر بود.

این تحولات در سوریه در حالی اتفاقی می افتد که حوادث عراق را نیز باید در نظر گرفت از جمله گشایشی که در روابط دو جانبه عراق و عربستان به وجود آمده و گشایش گذرگاه های مرزی میان اردن و سوریه با عراق که قبل از این برای چهار سال بسته بود. این تحولات که در شرق دنیای عرب در حال وقوع است سوال هایی را هم برای طرف هایی که مستقیما در این جنگ درگیر هستند و هم کسانی که تحولات را به دقت زیر نظر دارند، به وجود می آورد. بارزترین سوالی که مطرح می شود درباره آینده نزدیک جهان عرب است، با این تحولات نظام های عربی و منطقه ای چگونه برخورد خواهند کرد؛ قدرت های منطقه که در حکم قدرت های شکست خورده هستند، مثل اسرائیل در مقام اول، و بعد از آن ترکیه که با وجود پیمان تاکتیکی اش با روسیه، همچنان حرف اول را می زند و حرفش در امور سوریه شنیده می شود، و از همه مهمتر ایالات متحده امریکا.

اسرائیل در طول بحران تلاش می کرد نقشی در توجیه حوادث ایفا کند، در ابتدا روی سقوط حکومت سوریه در مدت زمان کوتاه شرط بسته بود، با طولانی تر شدن بحران و ورود ایران بعد حزب الله در دفاع از حکومت سوریه، سپس ورود نظامی روسیه، معادلات در برابر اسرائیل بسیار تغییر کردند، اما روی این شرط بست که ایالات متحده اجازه نمی دهد که پیروزی قاطع یا شبه قاطعی برای دمشق و مسکو و تهران به دست آید، و مسکو از جمله رهبر آن، پوتین باید نگرانی ها یا مطالبات امنیتی اسرائیل را مد نظر قرار دهند. برای مدتی، به ویژه بعد از دخالت نظامی روسیه و مواضع مبهم آن در عالم واقع، قبل از آن که روسیه بتواند رویارویی های نظامی میان ارتش سوریه با مخالفان مسلح و گروه های تروریستی را به کنترل خود بگیرد، مسکو توانست حداقل حمایت را برای پایگاه های نظامی روسیه از جمله فروگاه حمیمیم که پایگاه هوایی روسیه شد، به دست آورد. در طول این مدت اسرائیل با مسکو تفاهم هایی داشت که به آن اجازه می داد به بمباران هوایی مبادرت ورزد و صد در صد بمباران مواضع ارتش سوریه یا گروه های ایرانی متحد با آن یا کاروان های حامل سلاح در عمق اراضی سوریه به زعم این که این سلاح ها ایرانی هستند و به سمت حزب الله می روند را افزایش دهد. مساله ای که به سردردی برای اسرائیل تبدیل شده است و هر روز نیز شدیدتر و عمیق تر می شود.

آن چه برداشت می شود این است که این تفاهم ها در حال حاضر دیگر نیستند و برای جنگنده های اسرائیلی دیگر آسان نیست به راحتی سابق اقدام به بمباران سوریه کنند. بر اساس آن چه روزنامه های اسرائیلی و روسی درباره نتایج مذاکرات اخیر نتانیاهو در سوچی با رئیس جمهور پوتین به بیرون درز داده اند، امیدهای نتانیاهو نه تنها بر باد رفته بلکه حقیقتا عصبانی است. نتانیاهو می خواست که روسیه تعهد دهد که به امنیت اسرائیل پایبند است و هر گونه ارتباط ایران و حزب الله از مرزهای سوریه با اسرائیل را دور خواهد کرد، و مسکو به جنگنده های اسرائیلی اجازه خواهد داد که اهداف سوریه را هر وقت که تل آویو ضرورت بداند بمباران کند، یا این که مسکو مانع از آن شود که تهران کارخانه های اسلحه و موشک سازی در اراضی سوریه به ادعای اسرائیل دایر کند. رئیس جمهور پوتین با این تقاضا مخالفت کرد. وقتی که نتانیاهو تهدید کرد که کاخ ریاست جمهوری را در دمشق بمباران خواهد کرد، به نوشته پراوادا، پوتین به او توصیه کرد که چنین کاری نکند و الا با واکنشی بی نهایت فاجعه بار مواجه خواهد شد، به گونه ای که در آن واحد هزاران موشک سوری و ایرانی و همچنین از سوی حزب الله شلیک خواهد شد و او نمی تواند هیچ کاری انجام دهد.

توصیه رئیس جمهور پوتین صرفا توصیه نبود، به گفته یک مقام اسرائیلی او مفهوم این توصیه را نفهمید مگر زمانی که حقیقت تحولات جاری در بحران سوریه را دید، آن گاه دریافت که بحران سوریه به پایان خود نزدیک شده است، در این چارچوب پوتین برای نتانیاهو توضیح داد که کار تمام شده است و تحلیل های اسرائیلی نیز نتایج فاجعه باری را برای اسرائیل پیش بینی کردند و از او خواستند که خود را به معنای واقعی کلمه برای روزهای سیاه آماده کند، یا به عبارت دیگر لزوم آمادگی برای رویارویی با ایران از طرف فلسطین اشغالی بسیار نزدیک شده است. در این چارچوب پوتین برای نتانیاهو که خواسته بود مسکو تحرکات ایران را محدود کند و آن را به خارج از اراضی سوریه بکشاند تا خدمتی به اسرائیل، نازپرورده امریکا و اروپا کرده باشد، این گونه خلاصه کرد که ایران متحد استراتژیک روسیه است، در حالی که اسرائیل تنها دوست روسیه است. این تعبیر به خوبی خواسته عمیق پوتین را به روابط عمیق با تهران نشان می دهد، و بیان می دارد که برایش ایران در اولویت است در حالی که تل آویو تنها دوست روسیه است. بعضی تحلیل های اسرائیلی خواستند موضوع را این گونه مجسم کنند که مسکو از پیمان چهارگانه دمشق – تهران – حزب الله و خود علیه پیمانی که ایالات متحده رهبری می کند و اسرائیل نیز با آن همراه است، و تلاش می کرد که روسیه را در تنگنای سوریه گرفتار کند و البته شکست خورد، حمایت می کند. برای همین شکست خوردگان اکنون رویارویی سنی – شیعی را به جای شکست در سوریه مطرح می کنند.

توصیه پوتین تنها حرف نبود، بلکه اقدامات موثری را نیز به دنبال داشت، از جمله یکپارچه سازی سامانه دفاع هوایی در سراسر اراضی سوریه به گونه ای که سامانه دفاع هوایی بسیار پیشرفته روسیه در سراسر اراضی سوریه مسئولت حمایت کامل از آن را بر عهده دارد. این سامانه فضایی به قطر 600 کیلومتر را زیر نظر دارد و این بدان معناست که اسرائیل یا ناوهای امریکایی نمی توانند بمبارانی انجام دهند یا موشک های دوربرد به سمت سوریه شلیک کنند. این سامانه مکمل دیگر عناصر همکاری میان دو کشور است که در پی معاهده ای اجازه ایجاد پایگاه هوایی روسیه و پایگاه دریایی دیگر در طرطوس برای نیم قرن را می دهد.

تولد سوریه جدید نزدیک است، هنوز دو اقدام باید انجام شود، یکی پایان دادن به کار افراد مسلح داعش که هنوز در رقه و بعضی از بخش های دیر الزور و مناطق نزدیک به مرز عراق حضور دارند، و دیگری درمان ریشه ای وضعیت موجود در ادلب. تصور می شود دو انتخاب نه بیشتر جبهه النصره در سوریه ندارد، یا سلاح های خود را زمین بگذراد و از این استان خارج شود و از طریق اراضی ترکیه به دستور مقامات خود به جاهای دیگر برود، یا متحمل شکست سنگین رویارویی با ارتش سوریه و متحدانش بشود. این نشان می دهد که مذاکرات در ژنو بر اساس واقعیت های جدید خواهد بود نه صرفا مسائل امنیتی.

منبع: الاهرام / ترجمه: علی موسوی خلخالی



نظرات کاربران
ارسال نظر
نام کاربر
ایمیل کاربر
شرح نظر
<###dynamic-0###>