نقدهای جمهوری خواهان به اوباما در بازار انتخابات

اوباما با ایران و روسیه راه آمده است

مهدی محتشمی، مدیر کل سابق ادارۀ آمریکای وزارت خارجه و کارشناس مسائل آمریکا،‌ در گفتگو با دیپلماسی ایرانی،‌ با اشاره به مهم ترین بحث های حوزه امنیتی در انتخابات آمریکا و خصوصا نحوه مواجهه با ایران معتقد است که نحوه مواجهه با ایران و روسیه مهم ترین نقدهای جمهوری خواهان به سیاست خارجی اوباما است.
اوباما با ایران و روسیه راه آمده است

دیپلماسی ایرانی: در حالی که بیش از یک دهه از حوادث 11 سپتامبر می گذرد، سیاست های امنیتی همچنان در دستور کار دولت های آمریکا قرار دارد. در این سالها آمریکا دو رئیس جمهور با دو دیدگاه کاملا متفاوت در مسائل امنیتی را به خود دیده است. این در حالی است که این روزها، کارزار انتخاباتی برای انتخاب رئیس جمهور چهل و پنجم  در آمریکا رونق زیادی گرفته  و مجددا بحث در خصوص سیاست خارجی رونق گرفته است. در گفتگویی با مهدی محتشمی، مدیر کل سابق ادارۀ آمریکای وزارت خارجه و کارشناس مسائل آمریکا، مهم ترین بحث های حوزه امنیتی در انتخابات آمریکا خصوصا نحوه مواجهه با ایران را مورد بررسی قرار داده ایم که در زیر می خوانید:

 در یک دهه گذشته ایالات متحده دو دولت به خود دیده است. این دو دولت هرکدام چه رویکردی در مواجهه با امنیت آمریکا خصوصا در مواجهه با تروریسم و بنیادگرایی اسلامی داشته اند؟

 به دنبال وقوع حادثه 11 سپتامبر جهان وارد فاز جدیدی از منازعات و معادلات سیاسی، امنیتی و نظامی گردید. فارغ از این که انگیزه و عامل این حادثه سهمگین را متوجه چه جریان و گروهی بدانیم، تبعات آن چنان تاثیرگذار و عمیق بود که نه تنها سیاست های دولت های آمریکا و متحدان آن، بلکه روابط جهانی را تحت شعاع قرار داد. بزرگترین تاثیر این حوادث در رویکرد آمریکا و شاید بتوان گفت بهره برداری آمریکا از این حادثه، به بازنگری در سیاست های امنیتی و چالش امنیت آمریکا چه در داخل و چه در پیرامون و چه در محیط بین الملل مربوط می شود. از آنجایی که انگشت اتهام به سمت اسلام گرایی افراطی دراز شد و متهم اصلی آن جریان وابسته به القاعده و بنیادگرایان سلفی شناخته شد، نوک پیکان حمله آمریکا، منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا از جمله افغانستان را نشانه رفت که این گروهها در آن مستقر بودند. بنابراین موضوع تروریسم و بنیادگرایی اسلامی به عنوان دو شعار محوری برای توجیه حضور نظامی آمریکا در منطقه و تغییر وضعیت امنیتی منطقه مطرح شد. این اتفاق با شعار تامین امنیت شهروندان امریکایی و رفع تهدیدات نظامی و امنیتی معطوف به آن رخ داد و عملا هشت سال مبنای سیاست خارجی و داخلی دولت بوش قرار گرفت. حمله به افغانستان و عراق که به تبع این سیاست رخ داد، نه تنها فضای جامعه آمریکا را تحت تاثیر قرار داد و منابع این کشور را مصروف این نگرش کرد، بلکه دنیا را با این پدیده مشغول کرد و این جنگ ها محور سیاست های داخلی و خارجی آمریکا گردید.

به این ترتیب این دو موضوع (تروریسم و بنیادگرایی اسلامی) بر کلیه شئون زندگی مردم آمریکا و منطقه سایه افکند و نهایتا موجب خستگی و دلسردی مردم آمریکا از این سیاست ها شد. در نتیجه این سیاست ها بحران عمیق اقتصادی آمریکا و غرب شکل گرفت و مردم آمریکا دریک رویکرد جدید با انتخاب اوباما، از این سیاست فاصله گرفتند و آن سیاست شکست خورد.

اوباما اگرچه با اعلام سیاست های جدید برای پایان دادن به جنگ عراق و خروج از آن کشور و خروج نیروهایش از افغانستان تا سال 2014 توانست افکار عمومی آمریکا را جلب نماید؛ لیکن اثرات و تبعات دو جنگ مذکور چنان گسترده بود که در عمل سیاست های دولت قبلی تحت عنوان «مبارزه با تروریزم و بنیادگرایی اسلامی» و درگیری نظامی و امنیتی، حتی به شکل مدرن تر ادامه یافت و به بهانه مبارزه با تروریزم مردم بی گناه در افغانستان و پاکستان مورد حملات نظامی قرار گرفتند و قربانی این سیاست شدند. نتیجه عملی این مبارزه رشد بی سابقه تروریسم نه تنها در کشورهای انگشت شمار، بلکه گسترش آن به کل خاورمیانه و شمال آفریقا شد و جریان بنیادگرایی سلفی رشدی بی سابقه کرد که امروز آمریکا و کشورهای متحد آن و دولت های منطقه ای خواستار مذاکره با آنان و ورود آنان به جریانات سیاسی و دولت ها هستند.

اوباما با شعار و سیاست تغییر به روی کار آمد. در حالی که به پایان دوره چهارساله او نزدیک می شویم این تغییر تا چه اندازه در سیاست خارجی آمریکا دیده می شوند؟ مبانی این تغییرکدامند؟

سیاست تغییر در بعد موضوعات داخلی و خارجی آمریکا شعار محوری اوباما بود. این شعار توانست به دلیل سرخوردگی های پیش گفته و بحران فراگیر اقتصادی و رکود اقتصادی و بیکاری زاید الوصف، فرصت مناسبی برای اوباما فراهم سازد و در نتیجه اقبال عمومی به سیاست های وی و این شعار را شاهد بودیم.

اما به دلیل عمق بحران اقتصادی آمریکا در داخل و همچنین وضعیت آمریکا در منطقه، عملا علی رغم موفقیت اولیه آن، نتوانست سیاست های خود را به خصوص در بعد بیرونی محقق سازد و ما شاهد هستیم که تحولاتی که در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا رخ داد به هیچ وجه در جهت خواست و میل آمریکا پیش نرفت؛ نمونه بارز آن انقلاب در مصر و تونس است. گرچه نباید این واقعیت را نادیده گرفت که جهان غرب، پس از سیاست های یکجانبه گرایانه بوش، استقبال مثبتی از سیاست های اوباما به عمل آورد و او توانست تا حدودی موفق شود. حداقل می توان گفت اوباما توانست جهان غرب را در مقابل موضوعاتی همچون برنامه هسته ای ایران و تحولات در سوریه متحد سازد.

جمهوری خواهان در حال حاضر در رقابت های انتخاباتی رویکردهای اوباما در سیاست خارجی را مورد انتقاد قرار می دهند. این انتقادات بیشتر از چه منظری مطرح می شوند؟

 گرچه معمولا در جریان برگزاری انتخابات، فضای انتخاباتی موجب می شود که هریک از کاندیداها شعارهای رادیکال و حداکثری خود را در مسائل داخلی و خارجی طرح کنند و مخالفت با وضع موجود را به نمایش بگذارند، اما  پس از پیروزی احتمالی، عملا با واقعیت های میدانی مواجه و شعارهای مذکور تا حدودی تعدیل و یا به دست فراموشی سپرده می شوند.

با این وجود، جمهوری خواهان در حال حاضر دو موضوع را راس مانورهای خود در سیاست خارجی قرار داده اند. اول، نحوه برخورد دولت اوباما با پرونده هسته ای کشورمان است؛ به ادعای رامنی سیاست های اوباما موجب توقف این برنامه ها نشده است و ایران کماکان برنامه های هسته ای خود را دنبال می کند. رامنی اوباما را متهم نموده است که به جای راه مقابله، راه مصالحه با رهبران ایران در پیش گرفته است و پرونده هسته ای ایران را بزرگترین تهدید امنیت آمریکا و جهان نامیده است. وی در مصاحبه خود با تلوزیون ان. بی. سی. اعلام کرده است که «در صورت پیروزی در انتخابات تحریم های فلج کننده ای علیه ایران اعمال خواهد کرد.»

موضوع دوم، سیاست های دولت اوباما در قبال تحولات روسیه می باشد. رامنی معتقد است روسیه سیاست های توسعه طلبانه ای را در منطقه دنبال می کند که مغایر با اهداف و منافع آمریکاست (ناظر به تحولات سوریه). او همچنین معتقد است که روسیه در داخل ر‍ژیمی غیر دموکراتیک و فاقد ظرفیت برای پذیرش اصلاحات سیاسی داراست و در بعد نظامی خواستار تجدید نظر در پیمان استارت جدید و رویکرد آمریکا در سیاست های کنترل تسلیحات می باشد. وی پوتین را فردی با تمایلات مبتنی بر بازگشت به دوران شوروی سابق دانسته و نزدیکی اوباما به روسیه و از جمله پذیرش این کشور در سازمان تجارت جهانی را مغایر اهداف و منافع آمریکا می داند.

 به طور مشخص در مورد ایران، جمهوری خواهان چه نقدی به رویکرد سیاست خارجی اوباما دارند؟

همانطور که گفته شد میت رامنی از اساس با سیاست های اوباما در قبال پرونده هسته ای ایران و سیاست پیشبرد دیپلماسی و مذاکره با ایران مخالف است و بیشتر موافق است اهداف و سیاست های اسرائیل مبنی بر اعمال فشار بیشتر و احتمالا حمله نظامی به تاسیسات هسته ای را دنبال کند. چنانچه اشاره شد، رامنی معتقد است که اوباما دارای برنامه روشن و مدون در قبال ایران نیست و اعلام کرده است که سیاست های دولت اوباما موجب توقف برنامه هسته ای ایران نشده است.

تهیه کننده: تحریریه دیپلماسی ایرانی/ 16

انتشار اولیه: شنبه 25 شهریور 1391 / بازانتشار: دوشنبه 27 شهریور 1391

کلید واژه ها: انتخابات ریاست جمهوری امریکامهدي محتشميمیت رامنیباراک اوباما


نظر شما :