پشت پرده پیشنهاد فاروق الشرع به عنوان رئیس دولت انتقالی

ترکیه پشیمان شده است

۱۹ مهر ۱۳۹۱ | ۱۳:۴۳ کد : ۱۹۰۷۷۷۲ نگاه ایرانی
یادداشتی از محمدرضا بهرامی، تحلیل گر مسائل منطقه برای دیپلماسی ایرانی
ترکیه پشیمان شده است

دیپلماسی ایرانی : داود اوغلو وزیر امور خارجه ترکیه در موضعی جدید با یاد کردن از فاروق الشرع معاون رئیس جمهور سوریه بعنوان چهره ای معقول اظهار داشت که وی می تواند رئیس دولت انتقالی و جانشین بشار اسد شده تا بدین وسیله جنگ داخلی در سوریه متوقف گردد . فارغ از زمینه های اجرائی شدن این موضع داود اوغلو ، توجه به دو نکته می تواند تصویر روشن تری برای ارزیابی این پیشنهاد ارائه دهد .
اول اینکه در سوریه درگیری تقریبا همه مناطق مهم کشور را در برگرفته و نظام سوریه با همه توان در حال مقابله با مخالفین مسلح خود است . نظام در سوریه با توجه به اطمینانی که از مهمترین منبع خارجی بقای خود یعنی روسیه دریافت نموده تا کنون نرمش مشخصی که بتواند مبنائی برای حل سیاسی این بحران بر اساس طرحهای مطرح شده قبلی باشد از خود نشان نداده و در واقع بقای خود را به ادامه این مبارزه گره زده است . بحران سوریه در واقع نبرد قدرت برای تعیین ژئوپلتیک آینده منطقه است وهمانگونه که قرار نیست آمریکا پیروز جنگ در افغانستان باشد، درمورد خاورمیانه نیز طرفهای مقابل آمریکا بنا ندارند بسادگی فرصت تنها قدرت برتر و تعیین کننده بودن را دراختیاراین کشور قرار دهند .  این نبردی است  که دبیر کل سازمان ملل متحد آنرا جنگی نیابتی نامید  و البته تنها عناصر میدانی آن را ( باستثنای گروههای افراطی از سایر کشورها که در صفوف معارضه قرار دارند ) سوری ها  تشکیل می دهند . گذشت بیش از 18 ماه از آغاز  بحران این نکته را مشخص نموده که این نبرد ظاهرا فاقد پیروز نظامی است و عوامل خارجی هم در عمل مانع از بر هم خوردن توازن موجود خواهند شد .

شاید و تنها شاید بتوان بشار اسد را قانع کرد در چارچوب توافقی همه جانبه و به جهت مصالح مردم از مشارکت در انتخابات آتی خودداری نماید اما اینکه دوره انتقالی تعریف و مسئولیت آنرا نیز در اختیار عناصر دیگری قرار داد و از بشار اسد بعد از گذشت بیش از 18 ماه مبارزه خواست تا صحنه را ترک نماید ، لزوما نمی تواند موضعی سازنده محسوب و توقع پذیرش آنرا از سوی بشار داشت .

دوم بحران اخیر در مناسبات سوریه و ترکیه می تواند حاوی یک پیام مشخص برای ترکیه که ثقل اصلی حمایت از معارضه بوده و باستثنای جنگ مستقیم ، هر اقدام دیگری برای ایجاد تغییر در سوریه انجام داده است ،  باشد . "دمشق که دیگر چیزی برای ازدست دادن ندارد از این ظرفیت برخوردار است تا آرامش حزب عدالت و توسعه  را در کاخ شیشه ای که در آن قرار دارد بر هم زده و بحران را به خارج از مرزهای خود بکشاند" . هر چند مجلس ترکیه با صدور مصوبه ای دست دولت را برای عملیات نظامی بازگذاشت و نخست وزیر ترکیه هم در سخنان روز یک شنبه ( با تاکید بر اینکه بدنبال جنگ با سوریه نیست ) گفت که مردم ترکیه باید آماده جنگ  با سوریه در صورت نیاز باشند ، اما آنچه در ترکیه مشهود نمی باشد حمایت وسیع و همگانی از سیاستهای حزب عدالت و توسعه  در قبال سوریه خصوصا در صورت بروز جنگ خواهد بود . سیاست فعلی حزب عدالت و توسعه  در قبال سوریه تنوع نگاه در جامعه چند صدائی و چند قومی ترکیه را برجسته نموده است . ضمن اینکه آمریکا و ناتو هم بویژه با توجه به تحولات هفته های اخیر( علاوه بر موضوع انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا ) ، نگران آزاد شدن انرژی متراکم گروههای تندرو اسلامی در صورت مداخله مستقیم نظامی هستند ؛ اتفاقی که می تواند چالشهای جدیدی هم برای آمریکا و هم جریانات میانه روی اسلامی در کشورهائی که تحولات جدید را تجربه می کنند ایجاد نماید (. نبایدفراموش کرد بعد از فروپاشی شوروی سابق افراط گرائی اسلامی و تروریزم همواره خود را در برابر غرب و بویژه آمریکا تعریف کرده است)  ،علاوه بر این امریکا و غرب  هنوز نتوانسته اند با روسیه و چین به توافقی پیرامون این بحران دست یابند و از طرفی تا کنون تصمیمی هم برای اینکه بخواهند با فرمول یوگسلاوی سابق و بدون توجه به ملاحظات این دو کشور با بحران برخورد مستقیم کنند، اتخاذ نکرده اند   . در واقع آمریکا و ناتو نشان داده اند حداقل در شرایط فعلی تمایلی برای ورود مستقیم به این بحران  نداشته و ترجیح می دهند کماکان با استفاده از کارت معارضه و همپیمانان منطقه ای خود بازی نمایند 
موضع جدید داود اوغلو که اولین تغییر نسبتا متفاوت در جهت گیریهای ترکیه در قبال سوریه ظرف بیش از یک سال و نیم اخیر است را باید با توجه به دو مولفه فوق مورد ارزیابی قرار داد . این موضع می تواند مفاهیم چندگانه ای را به همراه داشته باشد :
- ترکیه بر خلاف گذشته که به دنبال تغییر ماهوی در نظام سوریه بود پذیرفته که ساختار فعلی نظام در سوریه منهای بشار اسد باقی بماند و حتی یکی از عناصر همین نظام مسئولیت دوره انتقالی قدرت را بر عهده گیرد .
- مفهوم دیگر این موضع می تواند اعتراف آشکار به عدم امکان پیروزی معارضه در سوریه باشد .
- اگر این موضع را نوعی عقب نشینی ازسوی ترکیه در نظر بگیریم می تواند این مفهوم را داشته باشد که ترکیه نگران آسیب پذیریهای بیشتری ازاین بحران می باشد . ترکیه بر خلاف قطر و عربستان که صرفا کمکهای مالی ، تجهیزات و اطلاعاتی در اختیار جریان معارضه قرار می دهند ، بخشی از جغرافیای خود را درگیر این بحران نموده است .
-  بحران برای حزب توسعه و عدالت نمی تواند در ظرف زمانی نامحدود خصوصا با توجه به اتفاقات اخیر ادامه داشته باشد.  
- ترکیه با فروپاشی نظام در سوریه که ممکن است با تجزیه جغرافیائی همراه باشد به دلایل عدیده موافق نیست . 
- و نهایتا پذیرش اینکه معارضه فعلی لزوما بدیل نظام نیست .
هر چند این موضع جدید فی نفسه گامی به جلو تلقی می شود اما در نهاد خود کماکان تغییر در حاکمیتهای ملی را با بهره گیری از فشار بیرونی و تقویت مخالفین داخلی مورد توجه قرار داده و تبیین  روندهای دمکراتیک و نقش مردم صرفا در مبارزات معارضه تعریف شده است . تقاضای برکناری بشار حتی اگر در ضعیف ترین موقعیت هم قرار داشته باشد مبتنی بر هیچ فرآیند قانونی نیست و طبیعی خواهد بود که مورد پذیرش وی قرار نگیرد . نمی توان بسادگی دوران پایان پای بندی به تعهدات اخلاقی و احترام به حاکمیتهای ملی را در نظام بین الملل پذیرفت . صحبت از بحران مشروعیت هم در جامعه ای که  شرایط  فعلی ناگزیرش کرده ملاک همگرائی بعضا گرایشهای حزبی و طائفه ای باشد نمی تواند عاملی تعیین کننده محسوب شود . نباید فراموش کرد مبارزه  مجموعه عوامل موجود در نظام فعلی سوریه برای بقا است .
شاید و تنها شاید بتوان بشار اسد را قانع کرد در چارچوب توافقی همه جانبه و به جهت مصالح مردم از مشارکت در انتخابات آتی خودداری نماید اما اینکه دوره انتقالی تعریف و مسئولیت آنرا نیز در اختیار عناصر دیگری قرار داد و از بشار اسد بعد از گذشت بیش از 18 ماه مبارزه خواست تا صحنه را ترک نماید ، لزوما نمی تواند موضعی سازنده محسوب و توقع پذیرش آنرا از سوی بشار داشت .
در مجموع چنانچه قرار باشد رویکرد اخیر ترکیه  ( بدون توجه به جزئیات پیشنهاد ) بعنوان پایه ای برای ادامه مذاکره در نظر گرفته شود به نظر می رسد گروه چهارجانبه مناسب ترین جایگاه به منظور دستیابی به تعریفی مشترک در مورد این ایده می تواند باشد .
هر چند گفته می شود عربستان اخیر عدم تمایل خود را به ادامه همکاری با این گروه بیان داشته ، اما  استمرار حضور سایر اعضا و تعهد به توافقات می تواند در بازگشت سعودی به این فرمول موثر واقع گردد . ضمن اینکه این گروه  قابلیت افزایش اعضا را نیز می تواند داشته باشد . علاوه بر این  جای اخضر ابراهیمی نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل و اتحادیه عرب نیز در این فرمول خالی بوده و مناسب است تا زمان افزایش احتمالی اعضا ، این گروه به 1+4 تغیر یابد .  حضور ابراهیمی در تقویت مواضع و تصمیمات این گروه می تواند موثر واقع گردد . 

 

کلید واژه ها: سوریه ترکیه آمریکا محمدرضا بهرامی


نظر شما :