نقش انگلیس در روابط ایران با اتحادیه اروپا

لندن به آشتی دیپلماتیک با تهران می اندیشد

۰۸ شهریور ۱۳۹۲ | ۱۷:۲۱ کد : ۱۹۲۰۴۵۲ اخبار اصلی اروپا
دکتر سعید خالوزاده، استاد دانشگاه و پژوهشگر مطالعات اروپا در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی به بررسی دورنمای بهبود رابطه تهران - لندن پرداخته است
لندن به آشتی دیپلماتیک با تهران می اندیشد

دیپلماسی ایرانی: انگلیس همواره نقش تاثیرگذار خود را چه مثبت و عمدتا منفی در روند روابط جمهوری اسلامی ایران با غرب داشته است. حتی اگر بنا بدلایل تاریخی برخی مخالف عادی سازی روابط با انگلیس هستند، ولی قطعا کسی مخالف خنثی سازی نقش منفی و سلبی این کشور در تنظیم روابط ایران با کشورهای غربی و اروپایی و حتی با کشورهای منطقه خاورمیانه نیست. پس باید از طریق مذاکره و دیپلماسی سنجیده پتانسیل منفی و سلبی انگلیس را در روابط غرب با ایران که قطعا بر روابط سایر کشورهای جهان بر رابطه با ایران تاثیر گذار است را گرفت و نهایتا به سمت عادی سازی همکاریهای دو کشور گام برداشت.

روابط ایران و انگلستان از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون با فراز و نشیب های مختلفی روبرو بوده است. اگرچه روابط دو کشور در سه مقطع به طور کامل قطع شد اما طرفین مجدداً روابط سیاسی خود را از سر گرفتند. در طول سال های متمادی روابط دو کشور عمدتاً سرد و توأم با تنش های سیاسی مختلفی بوده است. آنچه از بررسی روابط دو طرف مشاهده می شود تأثیر تحولات داخلی در هر دو کشور بر روابط خارجی شان بوده است. تغییر حکومت ها که تغییراتی را در جهت گیری سیاست خارجی شان به دنبال داشته تأثیراتی را در روابط خارجی طرفین بر جای گذاشته است.

موضوع هسته ای و مسائلی چون حقوق بشر امروزه بیشتر از هر زمانی تنظیم رابطه جمهوری اسلامی ایران با انگلیس و اتحادیه اروپایی را تحت تاثیر قرار داده است. این شرایط ضمن ایجاد بی اعتمادی در روابط، عادی سازی مناسبات طرفین را دشوار ساخته است. از آنجایی که هر دو طرف جایگاه تاثیرگذاری در منطقه و در عرصه جهانی دارند، لذا تنظیم روابط طرفین از اهمیت زیادی برخوردار است و دیگر بازیگران را تحت تاثیر قرار می دهد. این در حالی است که مسئله هسته ای همچنان محور اصلی اختلافات بوده و به نظر می رسد هسته مرکزی مشکلات از سوی کشورهای غربی و اتحادیه اروپایی را تشکیل می دهد. امری که بوضوح در پیامهایی که این کشورها بعد از پیروزی دکتر روحانی ارسال داشتند مشاهده می شود. این در حالی است که در این میان انگلیس نقش برجسته ای در مناسبات اروپایی فراآتلانتیکی داشته و به نوعی نمایندگی آمریکا را نیز بعهده دارد.

پیروزی دکتر روحانی در انتخابات 24 خرداد ماه ریاست جمهوری فضا و زمینه های جدیدی برای بازتعریف روابط خارجی ایران را ایجاد کرده است. این فضا بازتاب زیادی در کشورهای اروپایی و از جمله در انگلیس و امریکا داشته است. اگرچه این کشورها هنوز با احتیاط در مناسبات خود با ایران برخورد می کنند لکن به نظر می رسد فضای امروز ایران بسیار متفاوت از فضای قبل 24 خرداد ماه گذشته است و این تفاوت و تغییر و تحول را همه بازیگران خارجی دریافته اند.

مقامات انگیس به نوبه خود از همان روز اول پیروزی دکتر روحانی آمادگی خود را جهت ازسر گیری و بهبود رابطه با جمهوری اسلامی ایران البته با شرط و شروط و تکیه برحل و فصل قضیه هسته ای اعلام کردند. رابطه با انگلیس را نباید صرفا از منظر روابط دوجانبه دید بلکه این رابطه هم از منظر مناسبات چندجانبه اروپایی و هم از منظر مناسبات فراآتلانتیکی اهمیت داشته و می توان مورد بررسی قرار داد.

اصولا انگلیس از قدرت تاثیرگذاری بر مناسبات خارجی چه مثبت و چه منفی بر دیگر کشورها برخوردار است. شاید این امر بخاطر تاریخ دیپلماسی این کشور و پیشینه سیاست خارجی کشوری است که بمدت دو قرن از موقعیت یک امپراطوری جهانی برخوردار بوده است. تاثیرگذاری انگلیس در نوع ارتباط با جمهوری اسلامی ایران هم جنبه مثبت و ایجابی و هم جنبه سلبی و منفی دارد. مسائلی مثل بحران سفارت خانه های دو کشور، کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی، طرح گفتگوهای انتقادی که در اجلاس سران اروپایی در زمان ریاست انگلیس در دسامبر 1991 در ادیمبورگ صورت گرفت و یا آغاز گفتگوهای فراگیر و سازنده که بعد از تفاهم صورت گرفته در موضوع رشدی (بین دکتر خرازی و رابین کوک وزرای خارجه دو کشور) با انگلیس متحقق شد و آخرین مورد قطع روابط سیاسی و کنسولی و تعطیلی سفارتخانه های دو کشور از سوی انگلیس در 8 آذر 1390 جملگی مواردی هستند که نه تنها روابط دوجانبه ایران و انگلیس بلکه روابط چندجانبه اتحادیه اروپایی و سایر کشورهای عضو آن با ایران را تحت تاثیر خود قرار داده اند.

این در حالی است که انگلیس با توجه به روابط سنتی و ویژه با امریکا نقش خاصی در روابط فراآتلانتیکی دارد. قطعا در هرگونه روابط بین انگلیس و اتحادیه اروپایی با ایران فاکتور آمریکا را باید در نظر داشت. لذا با توجه به روابط ویژه انگلیس با امریکا، ایالات متحده همواره از طریق لندن در جریان مذاکرات انتقادی و فراگیر و هسته ای با ایران بوده و از این راه نقطه نظرات و دیدگاههای خود را منتقل می کرده است. لذا از آنجایی که امریکا به 465 میلیادر یورو مهمترین شریک استراتژیک اتحادیه اروپایی در سطح دنیاست و توان تاثیرگذاری زیادی بر سیاست خارجی مشترک اروپایی دارد باید عامل امریکا را در مناسبات آتی ج.ا.ایران با انگلیس و اتحادیه اروپایی مد نظر داشت.

اگر بخواهیم خوشبینانه نگاه کنیم چشم انداز مثبت ایجاد شده بعد از پیروزی دکتر روحانی در انتخابات ریاست جمهوری، نشانه های کمابیش مثبتی از سوی محور فراآتلانتیک در ارتباط با ایران مشاهده می شود. گویا بسیاری جناح ها در اروپا و امریکا خود را آماده گفتمان جدیدی با دولت جدید ایران کرده اند. این امر را البته باید به فال نیک گرفت. همزمان طبیعی است که محافل تندرو اروپا و امریکا تلاش زیادی در منفی نشان دادن فضای جدید وتاکید بر اینکه چیز جدیدی در ایران اتفاق نیافتاده بعمل می آورند. دراین میان انگلیس موقعیت متفاوتی دارد. انگلیس را نمی توان با فرانسه و آلمان، ایتالیا .... مقایسه کرد. موضع انگلیس حد واسط بین موضع اتحادیه اروپایی و امریکا در برابر ایران است و در بسیاری مواقع نقش متوازن کننده در روابط دو سوی آتلانتیک را ایفا می کند.

انگلیس مایل نیست در شرایط کنونی پای خود را پس بکشد و در برابر چشم انداز یک توافق احتمالی بین ایران و گروه 1+5 عقب بماند. بنابراین لندن مایل نیست همه پلها را پشت سر خود خراب بجای بگذارد. انگلیس بطور سنتی دارای یک سیاست خارجی و دیپلماسی خاورمیانه ای و بخصوص در ارتباط با کشورهای حساس و کلیدی منطقه از جمله در رابطه با ایران است. بنابراین منطقی است که انگلیس علاقمند به بهبود روابط با ایران باشد تا در چشم انداز یک تغییر و تحول در رابطه ایران با غرب بتواند موقعیت خود را حفظ کرده و توان تاثیرگذار یخود را داشته باشد. مقامات انگلیس طی چند هفته اخیر بدفعات خواست خود برای عادیسازی روابط با ایران را اعلام کرده اند.

در میان شخصیت های سیاسی انگلیس همچنین جک استراو وزیر امور خارجه پیشین انگلیس طی اظهاراتی نسبت به بهبود روابط با ایران ابراز امیدواری کرده و حتی خواستار بازگشایی سفارتخانه های دو کشور شده است. استراو در حال حاضر نماینده مجلس عوام انگلیس و از مسوولان گروه دوستی پارلمانی انگلیس و ایران است. وی با اشاره به گفتگوهای قبلی درباره برنامه هسته یی با ایران و دیدارها و مذاکرات متعدد با دکتر روحانی در مقام مذاکره کننده ارشد هسته ای گفته است که "اگر ما توانسته بودیم با دکتر روحانی و آقای خاتمی به توافقی آبرومندانه برسیم، ایران با این مشکلاتی که در هشت سال اخیر گرفتار آن ها بوده، مواجه نمی شد."

با توجه به سیاست خارجی انگلیس و تحولاتی که طی ماه های اخیر در منطقه خاورمیانه رخ داده بنظر می رسد لندن رابطه با ایران را در چارچوب یک سیاست جدید منطقه ای می بیند. سیاستی که گویای تعییراتی در دیپلماسی منطقه ای این کشور است. منطقه طی چند ماه اخیر درگیر حوادث جدید و خطرناکی بوده است. تحولات اخیر در ترکیه بدنبال حوادث میدان تقسیم و تظاهرات و شورش های مردمی علیه دولت اردوغان که تاثیرات بسیار منفی در رابطه ترکیه با انگلیس و دیگرکشورهای اروپایی گذاشت و چشم انداز عضویت ترکیه در اتحادیه اروپایی را باز هم به عقب انداخت، تعییر و تحولات اخیر در مصر و کنار گذاشتن دولت مرسی و روی کار آمدن دولت جدید که موجب نگرانی کشورهای اروپایی شده، تحولات جدید در سوریه و قدرت گرفتن مجدد دولت بشار اسد، رفتارهای بسیار وحشیانه گروه های افراطی و تفکیری در سوریه و تقریبا در تمامی کشورهای عربی خاورمیانه که موجب هراس و نگرانی کشورهای اروپایی شده، چشم انداز کنفرانس ژنو 2 و نقش جدیدی که ایران می تواند در این کنفرانس بازی کند .... اینها همه مسائلی است که شرایط جدیدی را پیش پای انگلیس و کشورهای اروپایی می گذارد و در این میان قطعا ایران جایگاه ویژه ای خواهد داشت که نمی توان بسادگی از آن گذشت.

به نظر می رسد انگلیس بهمراه سایر شرکای اروپایی خود را برای شرایط جدید همکاری با ایران آماده می کنند و مایل هستند دوره سرد کنونی را پشت سر بگذارند. روابط ایران با اتحادیه اروپایی در حال حاضر در پائین ترین سطح خود طی سالهای اخیر قرار داشته و این وضعیت فریز شده در تمامی سطوح سیاسی، اقتصادی - تجاری .... دیده می شود. انگلیس در سردی و رکود این روابط نقش زیادی داشته است. در حال حاضر شرایط تعییر کرده است. انگلیس مایل نیست در این شرایط جدید بعد از انتخابات 24 خرداد ایران غایب عرصه دیپلماسی و رفت و آمدهای دیپلماتیک باشد. بنظر می رسد روابط ایران و انگلیس طی ماه های آینده از وضعیت فریز و رکود کنونی خارج می شود. انگلیس بعد از قطع روابط سیاسی و دیپلماتیک با ایران و بستن سفارتخانه ها در آذر ماه 1390 بدنبال بازسازی مناسبات خود با ج.ا.ایران است. لندن بدنبال سیاست ایجابی در روابط با ایران است و این امر می تواند دارای جنبه های مثبتی در مناسبات این کشور و همچنین اتحادیه اروپایی با ایران باشد. آینده مناسبات ایران و انگلیس احیانا همراه با تحولات جدید و مثبتی خواهد بود. تحولات آینده چشم انداز جدیدی را پیش ما می گشاید.

کلید واژه ها: دکتر سعید خالوزادهایران و انگلیس


نظر شما :