جان کری در قاهره به دنبال چه بود؟

آمریکا در کمین شکار لحظه استراتژیک

۱۷ آبان ۱۳۹۲ | ۱۵:۲۶ کد : ۱۹۲۳۹۴۹ آمریکا خاورمیانه یادداشت
علی اصغر محمدی،مدیرکل سابق خاورمیانه عربی و شمال آفریقای وزارت خارجه، در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی با اشاره به سفر جان کری به مصر تاکید می‌کند که آمریکا در تلاش است تا از فروپاشی اوضاع در مصر جلوگیری کرده و در صورت امکان با ایجاد مصالحه در داخل بار دیگر نقش ولو محدود را در سطح منطقه به آن کشور بازگرداند.
آمریکا در کمین شکار لحظه استراتژیک

دیپلماسی ایرانی: وقتی سادات با درگذشت غیر منتظره عبد الناصر "حاکمیت"  مصر را در دست گرفت، تحولی چشمگیر و اساسی در هم پیمانی خارجی آن پدیدار شد. تلاش سادات برای چرخش از قرار داشتن در گردونه شوروی و هم پیمانی با آمریکا با دشواری جدی مواجه بود. حقیقت این است که علیرغم امتیازاتی که سادات به رژیم صهیونیستی داده و بدون هیچ مقدمه ای به اسرائیل سفر کرد،  صهیونست ها با سرسختی تمام حاضر نبودند کوچک ترین امتیازی به او بدهند. بارها و بارها مذاکرات به بن بست رسید و سادات از دستیابی به سازش با رژیم صهیونیستی کاملا ناامید شده بود. اما در این میان پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و تغییر جوهری موازنه قوا در منطقه از راه رسید تا سادات فرصتی برای موفقیت نسبی در مسیری که انتخاب کرده بود بیابد. آنچه روی داد این بود که با خروج  ایران از مجموعه هم پیمانان آمریکا و متحدان اسرائیل و پیوستن آن به جبهه مقاومت ضد اسرائیلی جغرافیای سیاسی منطقه را دگرگون ساخت. آمریکا ناگزیر بود برای جبران این آسیب بزرگ در آرایش منطقه، اهتمام بیشتری برای جلب نظر مصر مبذول دارد. بدین ترتیب توافقنامه مصر و اسرلئیل در کمپ دیوید امضا شد و مصر به طور جدی به جرگه متحدان آمریکا پیوست. از سال 1979 تاکنون کمک های مصر دومین کشور کمک گیرنده از آمریکاست. از مجموع نزدیک به 35/2 میلیارد دلار کمک بلاعوض آمریکا به مصر حدود4/1 میلیارد دلار کمک های نظامی است که به صورت اعتبار در اختیار ارتش مصر قرار می گیرد. روند همکاری ها چنان بود که رفته رفته ارتباط ارتش مصر با پنتاگون حالت ارگانیک یافت. دولت مصر به عنوان یکی از اصلی ترین ستون های سیاست آمریکا در خاورمیانه عمل می کرد. ناگفته پیداست که آمریکا در تنظیم مناسبات خود با مصر در درجه نخست امنیت اسرائیل را مدنظر داشت لذا تقویت ارتش مصر به گونه ای بود که هیچگاه به تهدید علیه اسرائیل تبدیل نشود. در نتیجه سیاست دولت مصر تقویت سیستم امنیتی و انتظامی و محدود کردن امکانات ارتش بود. البته این سیاست به موازات حفظ موقعیت ارتش در مدیریت سیاسی جامعه صورت گرفت. بخش مهمی از امکانات گسترده دولتی در اختیار ارتش قرار داشت و ارتش همواره منبع اعطای مشروعیت به حاکمان  تلقی می شد. با خیزش عظیم مردم مصر در فوریه  2011 و سقوط حسنی مبارک، در واقع آمریکا با دو مشکل اساسی در منطقه مواجه شد.  وضعیت داخلی مصر و وضعیت منطقه که با خروج مصر از صحنه خلائی جدید در اداره امور آن به وجود آمد.

آمریکا با ارزیابی اوضاع در مصر به این نتیجه رسیده است که حذف اخوان المسلمین از صحنه افزون بر آنکه غیر ممکن است، هزینه های زیادی را نیز برای این کشور به همراه خواهد داشت. آنچه از مجموعه مواضع و عملکرد آمریکا در مصر دریافت می شود این است که باید در جستجوی راه حل میانه ای بود تا بتوان ضمن حفظ سیطره "ارتش"، وضعیت بحرانی کنونی را به نحوی پایان داد که با نقش گیری ولو محدودتر جریان های میانه روی اسلام گرا به طور جدی از تقویت اسلام گرایان رادیکال سلفی جلوگیری شود

آمریکا و وضعیت داخلی مصر

سقوط مبارک با ظهور قدرتمند جریان اسلامی همراه بود، رشد غیرمنتظره جریان های سلفی به ویژه آن بخش که خارج از سیطره عربستان سعودی بود، نگرانی آمریکائی ها را دو چندان کرد. لذا راهی به جز تلاش برای ایجاد تفاهم میان ارتش و اخوان المسلمین به عنوان جریانی میانه رو و قابل تفاهم وجود نداشت؛ لذا آمریکا ارتش را به تفاهم با اخوان تشویق کرد. اما حقیقت این بود که آمریکا نمی توانست از واگذاری حتی بخشی از قدرت به اخوان خشنود باشد؛ زیرا اسلام گرایان هر چقدر هم که به آمریکا نزدیک شوند بازهم نمی توانند در همه زمینه ها مجری مناسبی برای سیاست های آمریکا باشند. ارتش نیز نمی توانست واگذاری بخشی ولو اندکی از قدرت را هضم کند. آمریکا گرچه نابسامانی در مصر را درچارچوب سیاست کلی خود یعنی تضعیف همسایگان اسرائیل ارزیابی می کند اما از فروپاشی اوضاع در این کشور نیز به شدت نگران است. زیرا فروپاشی در مصر موجب ظهور جریان های متعدد افراطی خواهد شد که احتمالا از کنترل خارج خواهند شد و این وضعیت بستر مناسبی برای تهدید امنیت اسرائیل خواهد بود. بنابراین حقیقتا آمریکا در مدیریت اوضاع داخلی مصر با بحران و نوعی سردرگمی مواجه است. این سردرگمی موجب شده است که نقش نیروهای منطقه ای در این کشور افزایش یابد. لذا گرچه بسیار بعید است پنتاگون با تصمیم ارتش برای پایان دادن به حکومت مرسی ناراضی بوده باشد اما این بدان معنا نیست که کلیه مراکز تصمیم ساز  و تصمیم گیر در آمریکا، با این اقدام موافق بوده باشند. لذا نوعی دوگانگی در سیاست آمریکا نسبت به مصر به چشم می خورد. مواضع جان کری در سفر به مصر نیز بیانگر همین نکته است. از یک سو از احتمال ازسرگیری کمک های بلا عوض به مصر سخن می گوید و از سوی دیگر ناخشنودی خود از نوع برخورد با اخوان را به زبان می آورد؛ هرچند که اصل انجام سفر خود به منزله تقویت حاکمیت کنونی تلقی می شود. به نظر می رسد آمریکا با ارزیابی اوضاع در مصر به این نتیجه رسیده باشد که حذف اخوان المسلمین از صحنه افزون بر آنکه غیر ممکن است، هزینه های زیادی را نیز برای این کشور به همراه خواهد داشت. آنچه از مجموعه مواضع و عملکرد آمریکا در مصر دریافت می شود این است که باید در جستجوی راه حل میانه ای بود تا بتوان ضمن حفظ سیطره "ارتش"، وضعیت بحرانی کنونی را به نحوی پایان داد که با نقش گیری ولو محدودتر جریان های میانه روی اسلام گرا به طور جدی از تقویت اسلام گرایان رادیکال سلفی جلوگیری شود.

آمریکا و منطقه در پرتو شرایط کنونی

با خروج مصر از صحنه منطقه، مدیریت منطقه برای آمریکا با مشکل جدی مواجه شده است. رشد شدید جریان های سلفی که اینک سوریه را به پایگاه خود مبدل ساخته اند، می تواند به یک خطر جدی برای صلح و ثبات در منطقه مبدل شود. در این شرایط اولا آمریکا در تلاش است تا از فروپاشی اوضاع در مصر جلوگیری کرده و در صورت امکان با ایجاد مصالحه در داخل بار دیگر نقش ولو محدود را در سطح منطقه به آن کشور بازگرداند و ثانیا با حل و فصل برخی پرونده ها در منطقه از جمله تنظیم مناسبات با ایران از سنگینی بار مسئولیت عربستان سعودی بکاهد.

در هر صورت مصر به عنوان یک اولویت در سیاست خاورمیانه ای آمریکا همچنان باید مورد توجه باشد. سردرگمی کنونی آمریکا در نوع برخورد و مدیریت اوضاع در مصر هرگز مانع از شکار لحظه ها توسط ایالات متحده نخواهد شد. گاه باید زمانی طولانی در انتظار لحظه ای بود که امکان شکارش فراهم آید و گاه باید برای ایجاد آن لحظه تلاش کرد. آیا روند کنونی مصر در مسیری قرار گرفته است که به آمریکا و اسرائیل اجازه دهند تا در آینده ای نه چندان دور سلاح های استراتژیک را  از آن خارج کنند؟ برای پاسخ به این پرسش باید اندکی در انتظار بود. متاسفانه روند اوضاع در مصر در جهت ثبات و استقرار ارزیابی نمی شود. /14

انتشار اولیه: 14 آبان 1392 / انتشار مجدد: 17 آبان 1392

کلید واژه ها: مصرامريكاعلي اصغر محمدي


نظر شما :