در حالی که بحران فعلی سایه انداخته است

نیاز به تغییر پارادایم در روابط خارجی

۲۱ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۳۹۴۱۹ اخبار اصلی خاورمیانه
نویسنده خبر: سید محمد حسین ملائک
حسین ملائک در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد:
نیاز به تغییر پارادایم در روابط خارجی

دیپلماسی ایرانی: بعد از پاسخ لازم و واجب ایران به اسرائیل به‌خاطر تجاوز به بیروت (تحت عنوان تخطی از آتش‌بس) در هفته گذشته بار دیگر تجاوز بی محابای اسرائیل از یک‌طرف به اهداف نظامی و اقتصادی در ایران و از طرف دیگر به صور و صیدا در روز چهار شنبه  ۲۰ اردیبهشت را شاهد بودیم که با حملات آمریکا به مواضعی در جنوب ایران تکمیل شد.

اما هر دو طرف تاکید دارند که «آتش بس» برقرار و «مذاکرات» نیز در فضای «مثبت» در حال پیگیری است. کاملا واضح است که این چرخه ناکارآمد و معیوب است. برای این شرایط  باید فکر دیگری کرد.  

ایران در یک معادله نامفهومی تحت عناوین «آتش بس و مذاکره روی متنی که اساسا جز آتش‌بس را حمایت نمی‌کند و بیشتر اهرمی دست ترامپ برای بازی با قیمت نفت است» از طریق میانجیگری پاکستان با آمریکا و اسرائیل به‌صورت دوجانبه درگیر شده است. این معادله در اساس و بنیان هیچ آورده‌ای برای ایران جز «زمان» ندارد که به‌نظر می‌رسد با گذر آن عوامل ضد ایران شکل خواهد گرفت.

از نظر اسرائیل، «معادله آتش‌بس و مذاکره» در لبنان بدین مفهوم است که با بازی سیاسی که حول محور عدم عملیات در بیروت انجام می‌دهد تقریبا دست خود را برای هر عمل دیگری در لبنان باز می‌داند. صرف نظر از حاکمیت فراگیر بر محدوده به اصطلاح «منطقه زرد» و تخریب سیستماتیک روستاها، تجاوز را به شهرهای بزرگتر گسترش داده و عملا دست بازی در عملیات ترور و تخریب در لبنان دارد.

مقاومت جانانه حزب الله اگرچه به‌طور اصولی در روند اجرای سیاست‌های اسرائیل توانسته تاخیراتی به‌وجود آورد اما اسرائیل را از اهداف خود منصرف نکرده است. 

از جانب دیگر از نظر اسرائیل «آتش بس» در پرونده ایران غیر ضروری است و باید موضوع ایران تا «نتیجه نهایی» با قدرت ادامه یابد.

از نظر آمریکا، «معادله آتش‌بس و مذاکره» به این مفهوم است که آمریکا که بعد از ۴۰ روز عملیات فشرده نظامی نتوانسته به اهداف سیاسی و اصلی خود در ایران برسد تلاش دارد با حفظ محاصره دریایی ایران که بزرگترین دستاورد نظامی و سیاسی در این نبرد است و تضعیف مدیریت نظامی ایران بر تنگه هرمز، ایران را در فرایند یک مذاکره سیاسی و فشار گاه به‌گاه نظامی به پذیرش شرایط خود وادار کند.

آمریکا و اسرائیل همچنین امیدوارند که اوضاع داخلی ایران علیه حاکمیت به هم بخورد و ایران به واگذاری امتیازات زیادی وادارشود، چیزی که بنا به نظر ناظران جدی تا کنون شواهدی برایش متصور نیست.

آمریکا و اسرائیل هر دو بی‌علاقه نیستند که موج دیگری از ترورهای سیاسی برای بی‌نظم کردن جامعه را پیگیری کنند که به‌نظر می‌رسد اگر به این اهداف به‌صورت واقعی دسترسی داشته باشند از آن چشم‌پوشی نخواهند کرد.

آمریکا همچنین بی‌علاقه نیست که شرایط فعلی را تا انتخابات کنگره در پاییز به‌صورت کج‌دار و مریز نگه دارد و بعد از آن برای تغییر رژیم در ایران هر آنچه باید را انجام دهد. 

از نظر ایران، «معادله آتش‌بس و مذاکره» به تعبیری عبارت است از استفاده از فرصت ناتوانی اسرائیل و آمریکا در تحقق اهداف خود در این مرحله برای بازسازی سیاسی، اجتماعی، نظامی و اقتصادی خود و تثبیت مدیریت نظامی و سیاسی بر تنگه هرمز از یک طرف و امید به تحولات داخلی در آمریکا برای محدودسازی ترامپ و نتانیاهو از سوی دیگر.

این انتظارات تا حدی در آمریکا جواب داده است اما شواهدی بر تغییر ریل سیاست در آن کشور مشاهده نمی‌شود. 

انتظارات و فرضیات همه طرف‌ها از یکدیگر در عمل باعث شده است که شرایط جنگی با شدت و ضعف  در تمامی جبهه‌ها برقرار شود اما آتش گسترده متوقف شده باشد. این شرایط نمی‌تواند ادامه یابد. 

تغییر پارادایم:

۱- نظامی،

آمریکا و اسرائیل می‌توانند، با به‌کارگیری تسلیحات کشتار جمعی بیشتری از گذشته به شهرها و منطق مسکونی این احتمال را بدهند که نظام سیاسی به عقب‌نشینی از موضع و پذیرش خواست‌های آنها وادار شود. اینکه آمریکا می‌تواند چنین سیاستی را اتخاذ و هزینه‌هایش را بپذیرد با ابهام جدی روبه‌روست.

ایران می‌تواند، از تسلیحات جدیدی استفاده کند که از نظر نظامی آمریکا و اسرائیل را متحمل خسارات غیرقابل پیش‌بینی و جدیدی کند که قبلا متصور نمی‌شد. 

یا اینکه ایران اهدافی بسیار متفاوت از اهداف منتخب  در جنگ ۴۰ روزه را در دستورکار آفند خود قرار دهد که از نظر سیاسی موثرتر باشد.

هر دو این گزینه ها باید توسط کارشناسان مورد توجه قرار گیرد.

۲- سیاسی،

همان‌طور که گفته شد شاکله وضع فعلی عبارت است از برنامه‌ریزی بر اساس تمام فرضیات و پیش‌فرض‌ها و انتظارات طرف‌های درگیر در یک رویارویی یا مذاکره دوجانبه.  

سئوال اساسی:

آیا دو طرف علاقمندند که این بحران را تا مرحله بعد (که معلوم نیست) مدیریت کنند یا واقعا به‌دنبال راه حلی مرض‌الطرفین می‌گردند؟ به‌نظر می‌رسد به‌نفع ایران است که به‌دنبال راه حلی جدی باشد. 

پیشنهاد: 

برای تغییر موازنه ناکارآمد فعلی می‌توان روی گزینه زیر به عنوان یک پیشنهاد تامل کرد:

گذر از معادله دوجانبه فعلی ایران و آمریکا و ورود به معادله چند جانبه با پذیرش میانجی‌گری و داوری چین در موضوع اتمی ایران و مرزهای لبنان شامل موارد زیر:

۱- ماندن یا خروج ایران در NPT  
۲- تسلیحات اتمی اسرائیل 
۳- تثبیت امنیت و مرزهای لبنان 
۴- سیستم امنیت جمعی در خلیج فارس 
۵- موضوع امنیت یک پارچه انرژی در خلیج فارس 

سید محمد حسین ملائک

نویسنده خبر

سید محمد حسین ملائک، سفیر اسبق ایران در سوئیس و چین بوده است.

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: سید محمد حسین ملائک ایران و امریکا سیاست خارجی دیپلماسی مذاکرات ایران و امریکا جنگ با ایران حمله امریکا و اسرائیل به ایران حمله امریکا به ایران دونالد ترامپ ایران آمریکا آمریکا اسرائیل اسرائیل


( ۱ )

نظر شما :