دغدغه های وزرای خارجه اتحادیه اروپا چیست؟

از سرایت القاعده تا افزایش جمعیت مسلمانان

۲۷ آبان ۱۳۹۲ | ۲۱:۳۱ کد : ۱۹۲۴۶۶۴ اخبار اصلی اروپا خاورمیانه
دکتر داود کیانی، کارشناس مسائل اتحادیه اروپا در گفتگو با دیپلماسی ایرانی به بررسی موضوعات مورد بحث در نشست امروز وزرای خارجه اروپایی در بروکسل پرداخته است.
از سرایت القاعده تا افزایش  جمعیت مسلمانان

دیپلماسی ایرانی: وزرای امور خارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا،در بروکسل تشکیل جلسه دادند. مهم ترین مواد دستور کار این نشست را رویدادهای واقع در مصر، لیبی و روند انهدام سلاح های شیمیائی در سوریه تشکیل می دهد. همچنین کاترین اشتون کمیسر عالی سیاست خارجی اتحادیه نیز، اطلاعاتی پیرامون دیدارهای اخیرش در مصر در اختیار آنها قرار خواهد داد.اروپایی ها که از ابتدای تحولات خاورمیانه رویکرد واحدی را اتحاذ نکرده اند این روزها در پی آن هستند تا شاید بتوانند گره کور این کشورها را باز کنند. لیبی از جمله کشورهایی است که دغدغه اروپایی ها را به دلیل دخالت و حمایت مستقیم آنها در خیزش ها افزایش داده است. اما بازهم به نظر می رسد که نگاه کشورهای اروپایی به امریکاست که شاید با همراهی آنها بتوانند بر بی نظمی های منطقه و سرایت جریان های القاعده ای فائق آیند. دکتر داود کیانی، کارشناس مسائل اتحادیه اروپا، در گفتگوی خود با دیپلماسی ایرانی به بررسی نتایج و مباحث موجود در نشست امروز وزرای خارجه اروپایی پرداخته است.

وزرای خارجه اتحادیه اروپا امروز نشستی را در خصوص سوریه، مصر، لیبی و ایران دربروکسل برگزار کردند.اهمیت برگزاری این جلسات دوره ای اتحادیه اروپا از چه مناظری قابل بررسی است ؟

نشست های وزاری خارجه اتحادیه اروپا دارای دو مدل زمانی است، بدین معنا که یکی دوره ای و دیگری فوق العاده است. وزرای خارجه اتحادیه اروپا در بازه های زمانی که در اسناد بالادستی اتحادیه اروپا وجود دارد جلساتی را برگزار می کنند و موضوعاتی را که مدیران کل هر کشور در جلسات خود تصویب کردند در دستورکار شورای وزیران قرار داده و شورای وزیران نیز این موضوعات را برررسی کرده و تصمیم گیری می کنند، مواردی هم که موضوعات پیشنهادی اثرات حاکمیتی دارد تهیه می کنند و در دستور کار اجلاس سران اتحادیه اروپا که سالی دوبار به شکل عادی برگزار می شود ارائه می دهند.

نشستی که بناست امروز در بروکسل برگزار شود جزو نشست های عادی وزرای خارجه اتحادیه اروپاست و نه فوق العاده و بر همین اساس موضوعات مختلفی اعم از مسائل شرق اروپا و شمال افریقا و مسائل خاورمیانه در این اجلاس مورد بحث قرار می گیرد. در این نشست مواردی که نیاز به تصمیم گیری در سطح وزیران دارد را پیگیری می کنند و مذاکرات اولیه مواردی هم که منوط به رای سران اروپاست در این اجلاس مورد بحث قرار می گیرد و مراتب جهت تصمیم گیری نهایی به اجلاس سران اروپا که در دسامبر امسال در بروکسل برگزار خواهد شد، ارسال می شود. اهمیت این نشست بیشتر در جهت هماهنگی مواضع کشورهای عضو اتحادیه اروپاست، همانطور که می دانید اروپایی ها سیاست خارجی مشترکی دارند که پس از پیمان ماستریخت توافق کردند این سیاست را اجرا کنند و نماینده ارشد آنها که در حال حاضر مورد توافق تمامی آنها قرار گرفته نیز یعنی کاترین اشتون را به ریاست این اجلاس برگزیده اند و اجلاس وزاری خارجه نیز با ریاست نماینده ارشد سیاست خارجی مشترک کشورها برگزار می شود.

در حال حاضر شاهد تلاش های جامعه غربی برای برگزاری نشست ژنو 2 سوریه هستیم. با توجه به اینکه یکی از موضوعات مورد بحث سوریه است، این نشست وزرای خارجه اروپا تا چه اندازه بر ژنو2 تاثیر خواهد داشت؟

بعید به نظر می رسد نشست ورازی خارجه اتحادیه اروپا در بروکسل بر برگزاری ژنو ۲ در خصوص سوریه تاثیرگذار باشد ، به دلیل آنکه گرهی که در برگزاری ژنو ۲ وجود دارد توسط اروپایی ها در مقطع کنونی باز نمی شود. یکی از اختلاف هایی که در خصوص این نشست وجود دارد اختلافات میان مخالفین سوری با دولت سوریه است، مخالفان سوری معتقدند که بشار اسد نباید در انتخابات ۲۰۱۴ مشارکت کند این در حالی است که اسد اصرار بر حضور خود دارد و اختلاف دیگر در خصوص حضور ایران در این مذکرات است که آن نیز در وهله اول تصویری است که بیشتر به امریکایی ها و مذاکرات هسته ای میان ایران و ۱+۵ بر می گردد. بنابراین با توجه به آنکه همچنان مسائل بلاتکلیف زیادی وجود دارد که لزوما توسط اروپایی ها قابل حل نیست اینکه انتظار داشته باشیم نشست عادی وزرای خارجه اروپایی بر نشست ژنو۲ تاثیر گذار باشد و یا تصمیمی گرفته شود که بر برگزاری این انشست تاثیرگذار باشد بعید به نظر می رسد.

گفته می شود که یکی از مسائل گفتگوها در این نشست مساله هسته ای ایران است. به نظر شما امروز مذاکرات اروپایی ها تا چه اندازه می تواند در پیشبرد برنامه هسته ای ایران موثر باشد؟با توجه به اینکه فرانسه در نشست ژنو ساز مخالف زد و از سوی دیگر با توجه به وجود کشورهای اروپایی ذی نفوذی همچون آلمان و نگاه آنها برای حل پرونده هسته ای ایران، چقدر این احتمال وجود دارد که بر نظر فرانسه غلبه کنند و در نهایت سبب موفقیت آمیز بودن مذاکرات هسته ای شود؟

به نظر می رسد جمع بندی ها در حال شکل گیری است و به تعبیر شما سنگ اندازی فرانسه در ژنو در خصوص پرونده هسته ای ایران با انتقاداتی به شکل پنهانی از سوی متحدین غربی به ویژه  فرانسه مواجه شد. ( انتقادات به فرانسه از سوی متحدین و به ویژه دولت امریکا به فرنسه زیاد شده است) در گفتگوی تلفنی هم که میان اولاند و اوباما صورت گرفت ظاهرا توافق شده است که فرانسوی ها از موضع خود کوتاه آیند تا مذاکرات پیشرفت داشته باشد. بنابراین لزوما در نشست ورزای خارجه اتحادیه اروپا موضع گیری مشترکی در خصوص ایران صورت نخواهد گرفت به دلیل آنکه فرانسوی ها تقریبا توافق کردند که در خصوص چالشی که مذاکرات ژنو وجود داشته کوتاه آیند. در نتیجه اگر چنین اتفاقی افتاده کشورهای اروپایی مواضع خود را در خصوص مساله هسته ای ایران اعلام کرده اند و تحول خاصی در نشست ورزای خارجه صورت نخواهد گرفت و تنها تایید روندی است که آغاز شده است.

بناست در این نشست درخصوص لیبی هم صحبت شود. لیبی در حال حاضر بسیار متشنج است، عملکرد اروپایی ها را در لیبی چگونه ارزیابی می کنند؟ البته لیبی تنها کشوری نیست که اروپایی ها در تحولات آن دخالت کرده اند و روی آرامش ندیده است بلکه کشورهای دیگری همچون مالی و سوریه هم هستند. اروپایی ها برای رفع این نگرانی ها چه کاری می توانند انجام دهند؟

اجازه دهید که من سوال شما را با سوال دیگری پاسخ دهم و آن سوال این است که آیا خیزش های مردمی که در خاورمیانه صورت گرفت مورد نظر یا مطلوب اروپایی ها بوده است یا خیر؟ به نظر می رسد به رغم آنکه این انقلاب ها و خیزش ها در چارچوب دموکراسی، آزادی خواهی و حاکمیت مردم صورت گرفته و تمامی این ارزش ها در چاچوب نظام مدرنسیتی غرب قابل تعریف است، اروپایی ها از این خیزش ها استقبال نکرده و تنها سعی کردند این خیزش ها را مدیریت کنند. بستگی به منافع، امنیت یا میزان حساسیتی که متحدان منطقه ای آنها و امریکایی ها نسبت به این کشورها دارند موضع گیری اروپایی ها نسبت به کشورهای دستخوش تحولات تغییر کرده است. بدین معنا که می توان یک الگوی رفتاری از اروپایی ها در شمال افریقا و الگوی رفتاری کاملا متفاوت در رژیم های محافظه کار عربی مشاهده کرد. حتی در میان کشورهای شمال افریقا نیز این تفاوت رفتاری را شاهد هستیم که به عنوان مثال در خصوص مصر و تونس ابتدا از مبارک و بن علی حمایت کردند اما زمانی که متوجه شدند ممکن است این خیزش ها به روندی علیه غرب و اروپا تبدیل شود مجبور شدند با اکراه به سمت مخالفان حرکت کنند. البته در خصوص لیبی سعی کردند اشتباهی را که در خصوص مصر و تونس مرتکب شدند را تکرار نکنند، یعنی از ابتدا در کنار مخالفین ایستادند و پشت قذافی را خالی کردند. عامل دیگری که اروپایی ها را به سمت مداخله به نفع مخالفین در مساله لیبی کشاند منافع اقتصادی بود که کشورهای اروپایی یعنی ایتالیا و فرانسه در لیبی داشتند یعنی برای جبران سکوت خود در مصر و تونس و هم منافع اقتصادی شان در لیبی تصمیم گرفتند در مساله لیبی مداخله کنند. در سیاست قاعده ای وجود دارد که هر کنشی از هر جهت برای کشورهای حامیان آن کنش منفعت به بار نمی آورد، ممکن است یک سیاست منافعی را در پی داشته باشد که همزمان مضاری هم به دنبال خود به ارمغان آورد. مداخله نظامی اروپایی ها در لیبی منجر به آن شده که گروه های قبیله ای و عشیره ای که در جریان حمله نظامی به قذافی مداخله می کردند در حال حاضر به واسطه سلاح هایی که در دست دارند حکومت مرکزی را تضیف کنند، این تضعیف حکومت مرکزی سبب می شود که حتی منافع اروپایی ها نیز در این منطقه به خطر بیفتد، بنابراین در حال حاضر یکی از سیاست های راهبردی اروپایی ها در لیبی حمایت از حکومت مرکزی هم از جانب خود و هم از سوی جامعه بین المللی است، چراکه اگر حکومت مرکزی لیبی تقویت شود: ۱. منافع اقتصادی اروپایی ها در این منطقه بهتر تقویت خواهد شد ۲. مانع از آن خواهند شد که لیبی تبدیل به آبشخور تروریستی در شمال افریقا شود.

بحث القاعده و جریان های تروریسیتی و فعالیت آنها در کشورهای اروپایی مطرح است که هم اکنون هم فعالیت این جریان ها به مرزهای اروپا رسیده است همانند فعالیت بوکوحرام در الجزایر. بسیاری به اروپایی ها این انتقاد را وارد می دانند که عملکرد سست اروپا به تقویت این جریان ها کمک کرده است. در حال حاضر اروپا چه برنامه هایی دارد که از نفوذ و سرایت این جریان ها جلوگیری کند؟

حقیقت این است که تروریسم و مشخصا گروه تشکیلاتی القاعده یکی از دغدغه های اصلی آشکار و پنهان اروپاست و دائما در قالب مفهوم تروریسم بر نگرانی هایی که در شمال افریقا و خاورمیانه دارند، تاکید می کنند. به نظر می رسد اروپایی ها نه تنها نتواسنتند القاعده را مهار کنند بلکه شدت و حدت خشنونت القاعده در محیط پیرامونی اروپا بیشتر هم شده است. یکی از عواملی که ترورریسم را در محیط پیرامونی و داخل اروپا تشدید کرده است به بی نظمی های پس از خیزش های مردمی در شمال افریقا بر می گردد از جمله در لیبی که آنها تقویت کننده لجستگی و سرزمینی تروریست ها در الجزایر و مالی و کشورهای مغرب اسلامی شدند. عامل دوم که اروپایی ها را به شدت نگران می کند اکثریت مسلمانان در اروپاست. اروپایی ها از این نگرانند که ارتباطات سازمانی القاعده با مسلمانانی که در اروپا ساکن هستند بیشتر شود و آتشی که در محیط پیرامونی اروپا تحت عنوان تروریسم وجود دارد از طریق این گروه ها وارد خاک اروپا شود. کمااینکه نمونه هایی هم وجود دارد که به این نگرانی ها دامن می زند، به عنوان مثال گروهایی در فرانسه هستند که به سلفیون در سوریه کمک کرده و برای مقابله نظامی با دولت اسد در پیشتیبانی از سلفیون حاضر در سوریه فعالیت می کنند. اما زمانی که این افراد به کشوری که بودند مثلا فرانسه بازمی گردند خوی جنگی و تروریستی را با خود به همراه می آورند و این مساله ممکن است به جامعه عمومی این کشور اروپایی تسری پیدا کند، همانطور که در برخی از شهرهای فرانسه مثلا تولوس اقدامات تروریستی افزایش پیدا کرده که البته در حال حاضر خشونت علیه یهودیان است ولی ممکن است افزایش هم پیدا کند. برای نتیجه گیری باید گفت اروپای ها احساس می کنند سیاست آنها در خصوص القاعده ضعیف تر شده و این نگرانی ها هم روزبروز افزایش پیدا می کند.

همچنین پیمان شینگن را که برای تسهیل روابط میان شهروندان اروپایی وضع کردند نتیجه معکوس داده و به نوعی تبدیل به تسهیل روابط گروه های تروریستی به داخل جوامع اروپایی شده است، بر همین اساس یکی از موضوعاتی که در دستور کار وزرای خارجه کشورهای اروپایی وجود دارد مهاجرت ها و پیمان شینگن است. تصور می کنم برای این پیمان محدودیت هایی قائل شوند یعنی محدودیت های برای لغو روادید وضع کنند تا بتوانند کنترل بیشتری کرده و با استفاده از آن بتوانند کنترل خود بر افرادی که با ویزای شینگن وارد اروپا می شوند،بیشتر کنند. اما به طور کلی نگرانی آشکار و پنهانی در اروپا وجود دارد و آن هم گسترش سلفیون در اروپا و محیط پیرامونی آنهاست، شاید به همین دلیل است که هم اکنون شاهد هستیم در اتحادیه اروپا نسبت به حمایت از مخالفین بشار اسد سستی فراوانی وجود دارد، یعنی به همان میزان که فرانسه بر این باوراست که باید مخالفان سوری را به رسمیت شناخت شاهد هستیم که سایر کشورهای اروپایی با فرانسه همصدایی ندارند و نگرانند القاعده در سوریه به قدرت رسد و کنترل حاکمیت جدید سخت باشد و همین مساله نیز سبب اختلاف آنها شده است و به گونه ای شده که اروپایی ها در خصوص سوریه حالت نه جنگ نه صلح یعنی همین آنارشی موجود را دارند.

تحریریه دیپلماسی ایرانی /14

کلید واژه ها: اتحادیه اروپاالقاعدهشمال افریقادکتر داود کیانی


نظر شما :