منطقه ای که در مثلث مبازره با تروریسیم ، جدایی طلبی و انتقال انرژی محصور است

لزوم ورود ایران به شطرنج اقتصادی - سیاسی دریای سیاه

۰۹ مرداد ۱۳۹۳ | ۱۴:۴۷ کد : ۱۹۳۶۲۰۸ اروپا یادداشت
علی بمان اقبالی زارچ کارشناس اروپا و امریکا، در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی به بررسی ژئوپلتیک منطقه دریای سیاه از منظر انرژی، بحران های جدایی طلبی و همچنین تروریسم پرداخته است.
لزوم ورود ایران به شطرنج اقتصادی - سیاسی دریای سیاه

دیپلماسی ایرانی: این روزها عرصه بین المللی شاهد تحولات شگرف ، تعیین کننده ، سریع و تاسف باری است که به نوعی تئوری تقویت سهم و نقش بدعت ها و اقدامات غافلگیر و مغایر با حقوق و کنوانسیون های بین المللی در عرصه میدانی را ثابت می کند. در پازل تحولات زیاده خواهی 1+5 در مذاکرات هسته ای موجب عدم استحصال نتیجه منطقی و موثر شده است. در جای دیگر در هزاره سوم با نظارت جانبدارانه قدرت های بزرگ فاجعه انسانی در غزه توسط صهیونیست ها صورت می پذیرد و در مهره دیگری از پازل یک هواپیمای مسافربری با گناه کذر از آسمان یک منطقه بحرانی هدف موشک قرار گرفته و در بخشی دیگر گروهی افراطی و تروریستی داعیه خلافت اسلامی دارند.

در شرایط جدید نحوه مواجه با این روند جدید بسیار حساس و تعیین کننده بوده و هوشیاری رهبران و روسای دول مستقل را می طلبد؛ چرا که قدرت های بزرگ سهم و نقش خاصی را به هیچ کشوری بدون همرایی و تبعیت کامل نمی دهند و هر کشوری که دانسته یا نادانسته در مرکز تلافی منافع راهبردی این مثلث قرار گیرد، نه اینکه منافعی را به دست نمی آورد که قطعا بازنده عینی و ملموس رقابت قدرت های بزرگ خواهد بود.

از دیدگاه ژئو پلتیک دریای سیاه کوچک و محدود از نظر منابع زیر زمینی در عین حال ارزشمند از نظر توریسم و ویژگی های زیست محیطی کشورهای حاشیه آن است که در گذشته فشارهای مختلفی از شمال و جنوب و شرق و غرب تحمل کرده است و همواره محل مواجهه کاتولیک های غربی ،  ارتدکس ها روسی و مسلمانان ترک و آوردگاه تمدن های بزرگ جهانی  بوده است. بنابر این همواره و در طول تاریخ کنترل نظامی و استراتژیک آن اهمیت فوق العاده ای داشته و دارد . دریای سیاه پس از حوادث یازده سپتامبر اهمیت ویژه ای به خود گرفت و بی دلیل نبود که رئیس جمهور آمریکا به هنگام سخنرانی در میدان انقلاب بخارست در سال 1382 گفت : شما می توانید  به پیمان ما برای توسعه همکاریهای در دریای سیاه کمک کنید و مهم این است که سه کشور رومانی ، بلغارستان و ترکیه طرفدار تقویت ساختار امنیتی ناتو در دریای سیاه هستند . همچنین رایس وزیر خارجه وقت آمریکا نیز در سال  1384 به هنگام دیدار  رئیس جمهور رومانی از آمریکا گفته است : برای غرب اهمیت ایجاد SARINGBOARD  برای مبارزه با تروریسم باصطلاح اسلامی است.

در واقع ساختار ژئو پلیتک دریای سیاه در برگیرنده دو عنصر اصلی ذیل است:

  1. کاهش نفوذ روسیه و افزایش نفوذ امریکا در رقابت شدید با آلمان و فرانسه
  2. تبدیل شدن به محور غنی انرژی برای انتقال منابع نفت و گاز آسیای میانه و در دریای خزر به منطقه بالکان و اتحادیه اروپا .

زوج توفلر در کتاب جنگ و ضد جنگ از مجموعه BEST SELLER  اینگونه می نویسند : گرچه در تئوری های نظامی تغیرات اساسی و مهمی ایجاد شده و شناخت و اطلاعات بیشترین اهمیت را به خود گرفته است، ولی در عرصه اقتصاد به ویژه اقتصاد اروپا منابع زیر زمینی همچنان حرف اساسی را می زند و اگر اروپای امروز 50 درصد مواد اولیه انرژی خود را وارد  می کند، این رقم در 2020 به 75 درصد خواهد رسید .

سازمان همکاری دریای سیاه در سال 1371 به پیشنهاد ترکیه برای توسعه همکاری های اقتصادی و تجاری کشورهای حاشیه دریای سیاه شکل گرفت و در حال حاضر این سازمان دوزاده عضو اصلی داشته و مصر و رژیم صهیونیستی اعضای ناظر آن هستند و اجلاس پارلمانی آن در سال 1372 در ترکیه تشکیل شد و در حال حاضر دارای کمیسیون های تخصصی بین دولی ، پارلمانی ، آکادمیک ، مالی ، تجاری و دانشگاهی بوده که مرکز هریک از این کمیسون ها در یکی از کشورهای عضو است . به عنوان مثال مرکز دانشگاهی در شهر بندری کنستانزای رومانی بوده که بیش از 92 دانشگاه عضو وابسته دارد .

واقعیت این است که دولتمردان ترکیه در  4 دهه اخیر با رنسانس دمکراسی ، ملی گرایی و اسلام و در آمیختن این سه  با عناصر مهم پنج گانه همت ، تلاش ، انعطاف پذیری ، الگوبرداری از کشورهای پیشرفته و خودباوری و بهره گیری حداکثری از مهاجرین خود بیشترین منافع  را از تحولات منطقه ای و بین المللی از جمله پیروزی انقلاب اسلامی ، جنگ تحمیلی عراق علیه کشورمان ، فروپاشی کمونیسم ، جنگ های خلیج فارس ، اشغال افغانستان و عراق ، حملات رژیم صهیونیستی به غزه ،  بیداری اسلامی و ظهور داعش و گروه های تکفیری و غیره نسیب خود کرده  اند .

وضعیت کلی کشورهای عضو دریای سیاه بشرح ذیل است :

 

نام

وسعت kM2

جمعیت

میلیون

مذهب  %

صادرات میلیارد  دلار

واردات میلیارد دلار

سهم صنعت %

سرانه GNI  دلار

آلبانی

28000

5/3

70% مسلمان

7/.

3

15

3960

ارمنستان

29000

3

94 ارمنی

17/1

6/1

25

3200

آذربایجان

86000

8/7

92 مسلمان

12

7

7

5330

بلغارستان

11000

5/7

ارتدکس82

6/14

7/20

31

6270

ترکیه

780000

69

99 مسلمان

75

115

22

9890

یونان

132000

11

98 ارتدکس

25

60

20

26950

اکراین

603000

48

99ارتدکس

39

45

32

3000

گرجستان

69000

4/7

65 ارتدکس

8/2

7/6

20

2690

ملداوی

33000

4/4

98ارتدکس

1

5/2

14

1810

روسیه

17000000

143

90ارتدکس

317

172

20

10000

رومانی

237000

22

85ارتدکس

33

47

27

7840

صربستان

77474

10/6

65  ارتدکس

12

16

22

5810

 

)*آمار بانک جهانی در سال 2012)*

در حال حاضر روسیه و ترکیه بازیگران اصلی برای موفقیت همکاری در دریای سیاه هستند، در عین حال رومانی ، بلغارستان ، گرجستان و اکراین سعی دارند تا در قالب مشارکت استراتژیک با امریکا به جایگاهی در پازل قدرت در این مجموعه دست یابند و کشورهای آذربایجان ، ارمنستان و صربستان نیز نقش بی طرفی داشته و یونان نیز هنوز گرفتار مشکلات و عوارض بحران مالی اتحادیه است.

 ترکیه با بهره گیری از  امتیاز عضویت در ناتو و نقش مهم خود در جمهوری های مسلمان نشین آسیای میانه سعی در احیاء و اجرای آرزوهای دیرینه خود یعنی داشتن نقش لیدر در منطقه ای که در گذشته حوزه نفوذ و استیلای امپراطوری عثمانی بوده است، دارد و با تقویت ناوگان خود در دریای سیاه در برابر یونان و بخش غربی قبرس صف آرایی می کند . روس ها نیز در فکر احیاء دوران سیطره خود بر اردوگاه کمونیست سابق هستند و بی دلیل نیست که اعظم شرکت های انرژی در شرق اروپا توسط شرکت ها و مافیای اقتصادی روسیه خریداری شده است .

در مرحله بعد اکراین که فعلا درگیر بحران جدایی طلبی و خداحافظی کریمه است؛ اگر چه ناوگان ضعیف تری نسبت به روسیه و ترکیه دارد ولی این کشور نقش مهمی در پازل غرب در انتقال انرژی به واسطه اهمیت شایان بندر DESEEA  دارد. در هرحال اهمیت منطقه موجب توجهات جهانی به آن شده و بحث تقویت نیروهای نظامی در دریای سیاه در این راستا قابل ارزیابی است. البته پس از تشدید بحران و درگیری در اکراین که تاکنون صدها تلفات انسانی و صدها میلیون دلار خسارت برای اقتصاد این کشور داشته است، جنگ لفظی طرفین به ویژه بعد از اجلاس سران امریکا با کشورهای مرکز و شرق اروپا در ورشو در اوایل خرداد جاری تشدید شده است. در این اجلاس اوباما ضمن اعلام اختصاص یک میلیارد دلار برای تقویت نیروهای نظامی ناتو و استقرار نیروهای جدید زمینی، هوایی و دریایی در شرق اروپا و کاستن از نگرانی های حاصله از بحران اکراین و حمایت روانی از کشورهای اکراین، گرجستان و ملداوی و دیگر کشورهای  منطقه  صراحتا روسیه را تهدید و  اظهار داشت: " لهستان ، لتونی ، لیتوانی و رومانی تنها نیستند هر حمله ای  بر علیه هر یک ار آنها ، حمله بر علیه همه اعضای ناتو هستند."

مهمترین موضوع در خصوص دریای سیاه توجه بیش از حد آمریکا به این منطقه در سال های اخیر است و شرکت هیئت 100 نفره آمریکا در اجلاس سران کشور و دول BSCE  در بخارست در سال 1382 در این راستا قابل ارزیابی است. آمریکا در سال های اخیر فعالیت خود را در کشورهای حوزه دریای سیاه افزایش داده و پروسه تقویت لابی خود در بلغارستان ، رومانی گرجستان و اکراین دنبال می کند.

کشورهای منطقه از سال 1381 دردوره ریاست ترکیه بر BSCE طرحهای مختلفی برای توسعه همکاری ها در زمینه انررژی ، کشاورزی ، گردشگری ، حمل و نقل ، سرمایه گذاری متقابل دانشگاهی و مبارزه با جرایم سازمان یافته و تروریسیم ارائه کردند. البته اراده آلمان ها بر پایه همکاری های استراتژیک با روسیه و چین تصمیمگیری در مراحل حساس را برای کشورهای کوچک منطقه دشوار خواهد کرد .

در سال های اخیر عمده ترین عامل تغییر در منطقه پذیرش رومانی ، بلغارستان و آلبانی در ناتو و خروج ترکیه از تنهایی است. این سه  کشور علاقه زیادی به ایجاد پایگاه های آمریکا در خاک خود دارند موضوعی که به کرات مورد انتقاد و نارضایتی رهبران اتحادیه اروپا قرار گرفته است . ژاک شیراک رئیس جمهور فرانسه از سال 2003 به شدت از این موضوع انتقاد و در برخی مراحل حتی این کشور را نیز تهدید به زیر سوال رفتن فرایند همگرایی در اتحادیه اروپا کرد. با این همه این احوال روزنامه کتیدیان رومانی در دی ماه 1385 نوشت "دو کشور رومانی و بلغارستان دو پایگاه مهم هوایی در اختیار آمریکا قرار داده و به زودی نیروهای آمریکایی از آلمان به حاشیه دریای سیاه در این دو کشور منتقل می شوند و این اقدام به مفهوم نزدیک شدن آمریکا به منطقه حساس و مهم آسیای میانه و خاورمیانه برای اجرای طرح های دراز مدت خود است. "

در واقع جهت گیری ژئوپلتیک کشورهای رومانی ، بلغارستان ، اکراین ، آلبانی و گرجستان همرایی با اتحادیه اروپا در بعد اقتصادی و همگرایی در ناتو در بعد امنیتی است. این کشورها بر این باور هستند که تهدیدهای و فرصت های دریای سیاه مشابه با دریای مدیترانه بوده و قصد دارند به مشاوران سیاسی برای دمکراسی های جدید در منطقه شوروی سابق و جنوب شرق اروپا تبدیل شوند . در این بین رومانی و بلغارستان ضمن هارمونی با ناتو و EU  ، ثبات در دریای سیاه و تقویت طرح مشارکت استراتژیک با ترکیه و یونان را دنبال می کنند . البته این دو کشور امتیازات زیادی برای طرح نمودن در دریای سیاه ندارند چرا که پتانسیل اقتصادی و نظامی ضعیفی دارند .

مانورهای نظامی  BLCKSEAFOR

  مانورهای  دریایی در تابستان هر سال  در محدوده آب های ساحلی دریای سیاه برگزار و این مانور شامل عملیات مخابراتی ، نجات ، سوختگیری تامین امنیت کشتی ها و کسب آمادگی برای مبارزه با قاچاق و تروریسیم دریایی می شود . البته در سال های اخیر مانورهای اختصاصی و دو یا چند جانبه بین کشورهای عضو با نیروهای نظامی رژیم صهیونیستی برگزار می شود و در این نوع مانورها کشورهایی چون یونان ، رومانی و بلغارستان فعال تر بوده اند.

BLCKSEAFOR در سال 1377 به پیشنهاد ترکیه شگل گرفته و مانورهای سالانه ای را در دریای سیاه با هدف اعتماد سازی ، تقویت دوستی و همکاری و افزایش توان عملیاتی در حوزه این دریاه برگزار می کند . البته پس شروع بحران اکراین در سال1392 و الحاق کریمه به روسیه وضعیت مانورهای نظامی را تغییر داده و در تیرماه جاری مانور دریایی موازی طرفداران غرب و روسیه همزمان برگزار شد.

ژئو پلتیک دریای سیاه و آمریکا 

آمریکا در سال های اخیر سرگرم تدوین طرح استراتژیک دریای سیاه بوده و مسئولیت آن به عهده بروس پی جکسون رئیس پروژه گذار به دمکراسی گذاشته شده است . برنامه آمریکا موید افزایش روز افزون اهمیت سیاسی و ژئواستراتژیک دریای سیاه است؛ امری که از اواخر قرن نوزدهم و اوایل سده بیستم به این سو بی سابقه بوده است .   مقاله ای درروزنامه یونگه ولت آلمان در سال 1384 منتشر گردید  که اهم مطالب آن بشرح ذیل است :

الف : اهمیت دریای سیاه به 5 دلیل  عمده از نظر آمریکا و بزبان بروس پی جکسون در سنای آمریکا عبارتند از :

  1. اهمیت فرایند دمکراتیزه کردن خاورمیانه موضوعی که در اشغال عراق به اثبات رسید .
  2. ذخایر انرژی خزر و آسیای مرکزی و راه انتقال آن به غرب
  3. جلوگیری از همگرایی کامل دریای سیاه با  اتحادیه اروپا

4-پیگیری ادامه تغییرات در جمهوری های مشترک المنافع به ویژه در روسیه سفید

5-مقابله با ظهور و بروز  روسیه قدرتمند جدید

ب : تلاش اتحادیه اروپا برای تبدیل دریای سیاه به عنوان دریای داخلی اتحادیه .

البته  اتحادیه اروپا در بخش مبارزه با ظهور امپریالیسیم جدید روسیه همراه آمریکا است ولی در دراز مدت به دنبال تسلط کامل بر این دریا و پذیرش کشورهای حوزه دریای سیاه است. اتحادیه اروپا خوب می داند که منافعش در دهه های آینده هرچه بیشتر در گرو کشورهای آسیایی و اروپایی خواهد بود .

ج : برنامه آلمان : در این راستا آلمان نیز سندی راهبردی در مورد دریای سیاه تدوین کرده است. در این سند که توسط بوندس تاگ آلمان تدوین شده ، آمده است : قفقاز جنوبی از اهمیت استراتژیک بالایی برخوردار است از این رو باید این منطقه را با امضای پیمان ثبات به اتحادیه اروپا پیوند زد . زیرا اروپا نمی تواند برای مدتی نامعلوم شاهد منطقه ای بی ثبات در مرزهای خود باشد . قفقاز جنوبی نقطه تلاقی منافع ژئو پلیتیک سیاسی و  انرژی و منطقه تضاد کشورهای امریکا ، روسیه ، ترکیه و ایران است .

د :  روسیه سعی دارد اهرم فشار اقتصادی بر جمهوری های شوروی سابق که اکنون  رنگ و بویی کمتری دارد را  با عوامل جدید جایگزین کند. روسیه پس از تحولات اکراین و گرجستان با تقویت بنیه  اقتصادی خود سعی در ایجاد فصل جدید اعتماد سازی با جمهوریهای مشترک المنافع دارد .

ه : گروه گوام در راهبرد آمریکا : هدف آمریکا تقویت گوام در برابر تضعیف جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع است . آمریکا در سال 1384 خود را در گوام فعال کرد و در اجلاس ملداوی موفق شد دو سند مهم تحت عنوا ن دموکراسی ، ثبات و توسعه ، و قرارداد ایجاد منطقه آزاد تجاری بین 5 کشور عضو تصویب کند. بسیاری از ناظران اجلاس کیشینو را نقطعه عطفی برای اجرای استراتژی ایالات متحده در منطقه دریای سیاه می دانند . راهبردی که در تضاد با منافع روسیه و همسو با مصالح اتحادیه اروپا می باشد . درواقع هدف اصلی آمریکا محاصره روسیه و کنترل مسیر ترانزیت انرژی از خزر و آسیای میانه به اروپا است .

عضویت ایران در سازمان  BSCE

موضوع عضویت کشورمان در این نهاد از همان سال های تشکیل طرح همکاری های دریای سیاه  از سوی رومانی مطرح شد . آنها به دنبال عضویت ناظر در اکو بوده و حاضر به معامله پایاپای با ما بودند در آن زمان بلغارها و ملداوها هم از خواسته ایران حمایت می کردند و ترکیه و روسیه حرفی نداشتند. ولی پیگیری های نا پیوسته و تغییرات در تصمیمات تاکنون عضویت ناظر در این سازمان را با تاخیر مواجه کرده  و امروزه طی کردن پروسه عضویت ناظر و حتی رایزنی در این خصوص  بسیار دشوار تر از آن زمان است . به هر حال ما اگر خواستار مشارکت در طرح های انتقال انرژی به اروپای غربی و بالکان هستیم باید به گونه ای سنگ بنای همکاری با این نهاد مهم منطقه ای را ایجاد کنیم که ضرورت آن اهتمام بیشتر بخش های سیاسی ، اقتصادی و بین المللی کشورمان و فعال کردن بخش خصوصی به ویژه در حوزه های انرژی ، بازرگانی و دانشگاهی است.

جمع بندی

واقعیت این است که دریای سیاه با قرار گرفتن در چهارراه اروپا – آسیا و خاورمیانه می خواهد به یکی از مراکز ساختار جهانی مدرن به ویژه در دو موضوع حیاتی انتقال انرژی و مبارزه با تروریسیم تبدیل شود. البته این منطقه بحران های نهفته زیادی ازجمله ترانس نیستر ، آلبانی تبارها ،اوستیای جنوبی ، قره باغ و غیره در درون دارد که پدیده جدایی طلبی را در منطقه تقویت کرده و رسیدگی به این بحران ها و دستیابی به راه حل درازمدت از الویت های مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا است.

ارزیابی های کارشناسی و تخصصی بر افزایش روزافزون اهمیت طرح همکاری دریای سیاه و توجه قدرتهای بزرگ اروپا و جهان به ویژه آمریکا به آن تاکید کرده و عضویت ناظر کشورمان در  طرح همکاری دریای سیاه و اصولا هرنوع همکاری کشورمان به ویژه در دو بخش انتقال انرژی به ویژه گاز و حمل و نقل را ضروری و مثبت ارزیابی شده است.  خلاصه اینکه بازی شطرنجی  منطقه در حال انجام است و ما با توجه به منابع عظیم نفت و گاز کشورمان و نیاز روز افزون  اروپا به انرژی باید در این فرایند نقشی برای خود داشته باشیم.

انتشار اولیه : جمعه 3 مرداد 1393 / باز انتشار : پنجشنبه 9 مرداد 1393

کلید واژه ها: دریای سیاهعلی بمان اقبالی زارچ


نظر شما :