هشدار سیاسی یا ضرورت نظامی؟!

پیام‌های حملات هوایی ایران علیه داعش

۲۰ آذر ۱۳۹۳ | ۱۸:۲۷ کد : ۱۹۴۱۶۳۷ خاورمیانه یادداشت
کنت پولاک، تحلیلگر ارشد موسسه بروکینگز در تحلیلی می‌نویسد: انجام عملیات نیروی هوایی در‌‌ همان فضای هوایی که نیروی نظامی امریکا مشغول عملیات است، از سوی ایرانی‌های احتمالا با قصد فرستادن سیگنال‌های ظریف به بغداد، ریاض و ابوظبی بوده است.
پیام‌های حملات هوایی ایران علیه داعش

نویسنده: کنت پولاک

دیپلماسی ایرانی: حملات هوایی محدود ایران علیه داعش در شرق عراق احتمالا برای دولت عراق هشداردهنده است. همانند همیشه ما هیچ اطلاعات قابل اعتمادی درباره انگیزه های فعلی ایران از این حملات نداریم، اما شواهد فعلی برای این ادعا بسیار قوی است.

ایران می تواند عقلانیت نظامی در پشت حملاتش علیه داعش داشته باشد، اما معلوم نیست که بخواهد حداقلی از آن را توضیح دهد. در واقع، این حملات هوایی خیلی هم معنای نظامی ندارند. با توجه به روایت های خبری از این حملات، چهار جنگنده اف-۴ ایرانی، ۸ سورتی پرواز را علیه مواضع داعش در شرق استان دیالی انجام دادند. جنگنده های اف- ۴ ایرانی هواپیماهای جنگی مدل دهه ۱۹۶۰ هستند که ایران به سختی آن ها را در خط پرواز نگهداشته است. نکته بعدی اینکه خلبانان ایرانی هرگز مایل به نمایش توان بیشتر برای تحمیل خسارات واقعی به نیروهای زمینی دشمن نبوده اند و به حمله به اهداف کوچک بسنده کرده اند. در سپتامبر ۱۹۸۰ نیروی هوایی ایران بسیار قدرتمند تر از امروز در حمله هوایی با جنگنده های اف- ۴ به سختی توانست به نیروگاه اوسیراک عراق آسیب وارد کند (نیروگاهی که یکسال بعد با حمله هوایی جنگنده های اسرائیل عملا ویران شد). در طول جنگ ایران و عراق نیز حملات نیروی هوایی ایران علیه نیروهای زمینی عراق یا تاسیسات نظامی دستاوردهای فوق العاده ای به همراه نداشت.

در گذشته اگر ایران نیاز به حمله مشابه داشت، باید به طور خاص بر نیروهای زمینی برای پیشبر چنین حمله ای حساب می کرد. ایران در عراق با کاربرد ترکیبی از نیروهای قدس، حزب الله لبنان و شبه نظامیان شیعی مواضع تهدیدکننده یا نامطلوب را مورد هدف قرار داده است. نمی توان با قاطعیت گفت که آیا مواضع هدف قرار گرفته شده داعش در هفته گذشته تا حدودی در مقابل حملات هوایی تهدیدآمیز تر بوده است یا آسیب پذیر تر؟ و آیا به همین دلیل حمله هوایی بر عملیات زمینی که انتخاب سنتی ایران است، ترجیح داده شده است؟ بطور خلاصه اگر بگوییم، هیچ ضرورت یا مزیتی برای ایران وجود نداشته است که این حملات را با نیروی هوایی انجام دهد.

در واقع، بیشتر بنظر می رسد این دست حملات هوایی نوعی یادآوری و هشدار به دولت عراق و به نخست وزیر آن حیدر العبادی (اسلام گرای شیعه از حزب الدعوه) است. با این حال، آنچه خیلی از غیرعراقی ها حتی نخست وزیر العبادی نمی بینند ناخرسندی عمیق عراقی های ناسیونالیست از مداخله ایران در عراق است.

ماه گذشته العبادی ۳۶ ژنرال منتصب نوری المالکی را اخراج و محل خدمت ۱۸ تن دیگر را تغییر داد. با توجه به گزارش نیروهای نظامی امریکا، بعضی از افسران اخراج شده میهن پرستان افراطی شیعه ای بودند که پیوندهای نزدیکی با تهران داشتند. فرماندهان جدیدالانتصاب نیز عموما به عنوان نظامیانی باصلاحیت و غیرسیاسی شناخته می شوند که در دوران آموزش های نظامی ارتش امریکا به عراق ترفیع درجه گرفته اند. برای بازسازی ارتشی غیرسیاسی و توانمند در عراق که امریکا در سال ۲۰۱۱ آن را به حال خود رها کرده بود، تحرکات بسیار کوچک و نمادینی شروع شده است. به پشتوانه ارتشی با جهت گیری های سیاسی بود که ایران توانست از بصره، شهرک صدر، قرناه و عامره و چند شهر دیگر در جنوب عراق در سال ۲۰۰۸ نمایندگانی به مجلس بفرستد. دولت ایران احتمالا تحرکات این افراد را برای شکست داعش در عراق و اتحاد کشور – دو هدفی که البته منافع ایران را هم تامین می کند- ضروری می بیند؛ علیرغم اینکه، برای تهران سر کار آمدن و انتصاب افسران نظامی غریبه با ایران، چندان راحت نیست. از چشم تهران، بازگشت مشاوران نظامی واشنگتن به عراق به معنای بازسازی نفوذ امریکا ست.

بزرگترین نماد بازگشت قدرت امریکا به عراق انجام حملات هوایی امریکا علیه مواضع دولت اسلامی بوده که موجب توقف پیشروی های این گروه و آماده سازی برای بازپس گیری مواضع داعش توسط نیروی زمینی عراق بوده است. بر خلاف سوریه، عراقی ها به حملات نیروی هوایی امریکا بخاطر آزادسازی شهرهایی در شمال و شرق عراق اعتبار دوباره ای بخشیدند. بنظر می رسد، ایرانی ها حملات هوایی امریکا را برای شکست داعش و تثبیت اقتدار بغداد در سطح ملی ضروری می بینند، اما نه الزاما «ضروری».

در چنین وضعیتی، حملات هوایی محدود ایران در هفته گذشته بیشتر نوعی هشدار سیاسی است تا ضرورتی نظامی. این حملات بطور کلی به عراقی ها و به طور خاص به حیدر العبادی یادآوری می کند که ایران نفوذ خود را درعراق به امریکا نباخته است. ایران به عنوان قدرتی بزرگ، بازیگر منطقه ای است و درست همانند امریکایی ها قادر به کاربرد حملات هوایی نیز هست. این بهانه جویی قدیمی است که تهران دائما تکرار می کند: امریکایی ها نهایتا عراق را ترک خواهند کرد اما ایران در همسایگی این کشور همیشه باقی خواهد ماند.

در پایان باید گفت، حملات هوایی تقریبا بطور قطع به معنای بازی با ترس های عراقی ها و اعراب سنی است و اینکه امریکا در خفا با تهران نرد عشق می بازد. انجام عملیات نیروی هوایی در همان فضای هوایی که نیروی نظامی امریکا مشغول عملیات است، از سوی ایرانی های احتمالا با قصد فرستادن سیگنال های ظریف به بغداد، ریاض و ابوظبی بوده است. فرا تر ازاین، واشنگتن هیچ کاری در مورد عملیات هوایی ایران انجام نخواهد داد چرا که به دنبال اتحاد با تهران است. این ترس فراگیر در بین عراقی ها و اعراب سنی، با نامه اوباما به رهبر عالی ایران و طرح رئیس جمهوری برای نزدیک تر شدن روابط در آستانه مذاکرات هسته ای، جدی تر شد.

تحلیل حاضر بر این نکته تاکید دارد که حملات هوایی در واقع نشانه ای از پیشرفت در عراق است. این حملات نشان دهنده گام های مهم اما کوچکی است که نخست وزیر عراق العبادی برای حل چالش های جدی موجود در چند ماه گذشته برداشته است. او کابینه عراق را تشکیل داده، بسیاری از افسران و ژنرال های انتصابی المالکی را اخراج کرده است، با کرد ها به توافق نفتی رسیده و برای تشکیل واحدهای نظامی سنی (با آموزش و تسلیح نیروهای امریکایی) اقدام کرده است. پیشروی های نظامی علیه مواضع داعش در بازپس گیری پالایشگاه بیجی شش ماه بعد از تصرف آن از دستاوردهای قابل توجه است. همه این ها قدم های کوچکی است برای شروع شکست داعش و بازسازی یک عراق مستقل و کارآمد. قدم های کوچکی که در مسیر درستی برداشته شده اند. جای تعجب ندارد که ممکن است ایرانی ها از جنبه هایی این گام ها را به شدت مورد تحسین قرار دهند و از جنبه ای دیگر به شدت از آن ها عصبانی باشند.

منبع: بروکینگز/ مترجم: فرنگیس بیات

انتشار اولیه: شنبه 15 آذر 1393 / انتشار مجدد: پنج شنبه 20 آذر 1393

کلید واژه ها: العبادیداعش- ایران و عراق


نظر شما :